تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۸۰۷۲۹

از همین امروز شروع کنیم


سیدمحمدسعید مدنی
 وقتی آقای مارکز شیلد داور استرالیایی سوت پایان بازی ایران- آنگولا را به صدا درآورد، جام جهانی هجدهم، برای فوتبال ایران تمام و معلوم شد تیم ملی ایران در سومین بار حضورش در مرحله نهایی جام جهانی مثل دو دوره قبلی با پایان مرحله مقدماتی راهی به دور بعدی (یک هشتم نهایی) ندارد و باید با جام وداعی زودهنگام داشته باشد. این درحالی بود که به گواه نظرات کارشناسی و آنچه در سه بازی ایران در مقابل حریفان به چشم آمد، تیم ملی ایران در صورت هدایت صحیح و نفرات و ترکیب بهتر و... می توانست جزو تیم های صعودکننده باشد. در هرحال تیم ایران با کسب 2 شکست و یک تساوی به کار خود در جام جهانی هجدهم پایان داد و دیروز وارد تهران شد.
o صرف حضور در مرحله نهایی جام جهانی برای فوتبال هر کشوری یک افتخار به حساب می آید، ضمن اینکه حضور در جمع بهترین های فوتبال جهان، خواه و ناخواه گویای کارآمدی سیستم های حکومتی نیز هست. بر همین اساس دشمنان و بدخواهان ایران اسلامی به طور طبیعی از حضور فوتبال ایران در چنین میدانی که دنیا به آن چشم دوخته است و از شرکت ورزش ایران در میادین بزرگ و از آن بالاتر درخشش و موفقیت جوانان ایرانی در آن میادین و عرصه ها وحشت دارند، چرا که آنان همواره تلاش داشته اند از همه ابزارها و از جمله ورزش به نفع اهداف و اغراض سیاسی و... خود استفاده کنند، حال می بینند که همین ابزار وسیله ای شده است برای خنثی کردن بسیاری از تبلیغات و سمپاشی ها و دروغ پراکنی های آنها، این است که دشمنان مسئله ورزش و جام جهانی و... را هم سخت جدی گرفته اند، آنان در وهله اول تلاش می کنند با لطائف الحیل مانع حضور و راهیابی فوتبال کشوری مثل ایران در چنین میادینی باشند و در مرحله بعد سعی می کنند، اگر این تیم ها صعود کردند، مانع درخشش و حضور خوش آنان شوند، تلاش بعضی از جریان ها و شخصیت های سیاسی غربی برای محروم کردن فوتبال ایران آن هم به بهانه ماجرای هسته ای و اظهارات رئیس جمهوری درباره فریب هولوکاست و... همچنین تلاش هایی که هشت سال پیش302روز قبل از بازی تاریخی ایران- آمریکا، برای ضربه زدن به روحیه تیم ملی ایران به عمل آمد و مثلا از هفت- هشت کانال تلویزیونی فرانسه فیلم سیاه و ضد ایرانی بدون دخترم هرگز مکرر پخش شد و... مثال های خوبی برای روشن کردن بیشتر منظور است.
خوشبختانه تیم ملی ایران این بار توانست به جام جهانی صعود کند، اما متاسفانه نحوه حضور و نمایش فوتبال ایران در این مسابقات در ابعاد مختلف فنی و فرهنگی و... آنقدر که بدخواهان را راضی کرد، به دل دوستداران و عاشقان ایران و فوتبال ایران در سراسر جهان ننشست، و در این راه بدسلیقگی ها، لجبازی ها، عدم مدیریت حرفه ای و علمی و مهمتر از همه دین مدارانه بر سازوکار فوتبال و تفکر مسئولان آن، بسیار تاثیر داشت و...
با این همه آنچه مسلم و روشن است این است که ورزش ما و به تبع آن فوتبال ما باید همواره در چنین میادینی که حق مسلم ورزش و ورزشکاران ماست، حضور داشته باشد و این حضور باید توأم با موفقیت و پیروزی باشد. قهر کردن با جام جهانی و المپیک و ورزش و... قهر کردن با یکی از واقعیات روزگار ماست. باید واقعیات را دید، چشم بر آنها نبست، و با هوشیاری و زیرکی مومنانه از آنان در جهت آرمانها و اهداف متعالی خود و خنثی کردن اقدامات بدخواهان استفاده کرد. باید بپذیریم که امروز ورزش مقوله ای فراتر از بازی کودکانه است. ورزش کارکردهایی فراتر از پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی دارد. امروز ورزش دارای کارکردهایی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و... شده است که این همه توجه جدی، برنامه ریزی شده و هدفدار به این پدیده اجتماعی را ضروری می سازد.
 هجدهمین دوره جام جهانی با عبور از مرحله مقدماتی به روزهای حساس و رفته رفته تعیین کننده خود نزدیک می شود، اما این جام برای فوتبال ایران تمام شده است. حال چه باید کرد؟ آیا در گذشته متوقف شویم و افسوس و حسرت باخت های تیم ملی را بخوریم و وقت و سرمایه و انرژی خود را صرف توقف در گذشته نماییم یا اینکه از همین حالا و همین روزها به فکر روزهای روشن آینده باشیم؟ پرداختن به گذشته خوب است، اگر منظور درس گرفتن و عبرت آموزی باشد، نه انتقام گیری و تسویه حساب و کینه توزی. ضمن اینکه الان دیگر زمان انتقاد هم نیست، انتقاد از چه...؟ از چیزی که تمام شده؟! و انتقاد از چه کسی...؟ از کسی که حکم عزلش صادر شده است؟! مسئولان قبلی فدراسیون فوتبال برای خود روش و اصول و سیاست و اهدافی را تعیین کرده بودند و تا آخرین لحظه حاضر به عدول از آن نشدند. هدف و اصول آنان به بزرگی اهداف و اصول مردم و دوستداران ورزش نبود، و با آن همخوانی نداشت. آنان با خود عهد کرده بودند تا پایان کار پای یک مربی بدون کارنامه و گمنام خارجی -که به لطف فوتبال ایران و محبت مسئولان آن حالا تبدیل به یک مربی جهانی شده است!- بایستند، اما مردم توقع داشتند مسئولان فوتبال ایران پای غرور ملی و احساسات پاک جوانان این مرز و بوم بایستند و با به کار بستن همه تلاش و اندیشیدن تمهیدات لازم، زمینه های حضور آبرومندانه تیم ملی در جام جهانی و تزریق روحیه نشاط و شادابی بیشتر در جسم و جان جوانان و جامعه را فراهم آورند و... نتیجه منطقی این بحث این است که برای آینده باید افرادی را در راس کار فوتبال (و ورزش) به کار گرفت که افکار بزرگ داشته باشند، به بزرگی اهداف و شأن و شخصیت ملت بزرگ ایران. در واقع فوتبال ایران برای اصلاح، برای بهتر شدن، برای رسیدن به حق و جایگاه شایسته خود، علاوه بر تغییر افراد، به تغییر افکار هم نیاز دارد.
سخن را کوتاه کنیم، کار فوتبال ما در جام جهانی تمام شد، اما آینده در پیش روی ماست. روزهای پرمشغله ای هم در انتظار فوتبال ایران است. حضور در بازی های آسیایی قطر، حضور در مرحله مقدماتی جام ملت های آسیا، شرکت در مرحله مقدماتی مسابقات فوتبال المپیک 2008 و... باید از همین روزها و لحظه های پس از یک ناکامی برای روزهای روشن آینده کار خود را شروع کنیم. هرکس در هرکجا که هست، قلم و تریبونی و میز و امضایی و... دارد، از آن به درستی و در جهت مصالح ملی و خدمت صادقانه مردم و جوانان استفاده کند و... مطمئن باشیم جوانان ما در عرصه فوتبال هم مثل عرصه های دیگر ظرفیت و توانی بیش از این ها دارند.
 سازمان تربیت بدنی ایران لحظاتی بعد از پایان بازی ایران- آنگولا اولین گام را برای اصلاح امر فوتبال برداشت و محمد دادکان را از ریاست فدراسیون فوتبال برکنار کرد. طبق اطلاعیه سازمان تربیت بدنی قرار است امروز (شنبه) فرد جانشین و رئیس آینده فدراسیون فوتبال معرفی شود.
تا لحظه نگارش این سطور بر ما معلوم نیست که فرد جایگزین و رئیس آینده فدراسیون فوتبال چه کسی است اما هرکسی که باشد، امیدواریم، ظرفیت پذیرش این پست را داشته باشد و فردی باشد که از لحاظ مدیریتی و تخصصی از یکسو، روانی و شخصیتی از سوی دیگر قبلاً خود را آماده کرده باشد. فوتبال ورزشی ساده و همه فهم است و به همین دلیل هم که همه از آن و مقررات و نحوه بازی و... آن سر درمی آورند، پرطرفدارترین ورزش جهان است، اما اداره فوتبال مثل اداره هر مسئولیت اجتماعی کار ساده ای نیست، فردی که این پست را می پذیرد باید حساسیت های کار را دریافته باشد و در یک کلام از روح خدمتگزاری و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «نوکری مردم» برخوردار باشد. فراموش نکنیم که کسی که از چنین روحیه ای برخوردار است حتماً از صفت «بندگی خدا» هم برخوردار است که به گواهی تاریخ و به تصریح آموزه های دینی ما بزرگترین خادمان بشریت در طول تاریخ، بهترین بندگان خدا بوده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات