اسدالله بادامچیان
نهضت آزادی پس از استعفای دولت موقت
نهضت آزادی پس از استعفای بازرگان از دولت موقت به صورت یکی از گروههای داخل نظام جمهوری اسلامی اما مخالف حکومت، فعالیت جدیدی را شروع کرد. نشریه میزان، ارگان نهضت آزادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به علت جوسازی و شایعهپراکنی و... توسط دادستانی انقلاب اسلامی ممنوعالانتشار شد.
نهضت آزادی در طول سالهای بعد با انتشار بیانیه، جزوات و کتب گوناگون و گاه خبرنامههای داخلی، نظرات خود را اظهار کرده و نشر داده است. این گروه در سالهای اخیر با اعلام تجمعها که معمولاً تعداد محدودی را جمع میکند و برگزاری مراسم و جلسات حزبی، اظهار وجود مینماید.
فعالیت نهضت آزادی تا سال 1371 غیر قانونی نبود ولی بخاطر مخالفتهای این گروه با مسئولان، مواضع غلط به ویژه در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس مورد بیاعتنایی مردم و مخالفت گروههای مشهور به حزباللهی قرار گرفت.
در سال 1370 نهضت آزادی طبق قانون احزاب که مصوبه مجلس شورای اسلامی ـ دوره اول است از کمیسیون ماده 10 قانون احزاب درخواست پروانه کرد و این کمیسیون در سال 1371 نهضت آزادی را فاقد صلاحیت قانونی دانست ولی نهضت آزادی در بیانیهای که داد، رای کمیسیون را رد کرد و خود را قانونی دانست و سپس طبق همان قانون احزاب به دادگستری شکایت نمود. شعبه دادگاه دادگستری پس از بررسی شکایت را وارد ندانست و رای به عدم صلاحیت دادگاه در رسیدگی به این پرونده داد و نظر داد که احتمالاً موضوع در صلاحیت دیوان عدالت اداری باشد ولی نهضتیها آن را پیگیری نکردند و پس از این تاریخ به فعالیت غیر قانونی خود ادامه دادند.
نوع تشکل و گستره آن
نهضت آزادی، تشکیلاتی حزبی بود و در دوران شاه، بطور نیمهعلنی ـ نیمه مخفی فعالیت داشت در جریانات سال 57 تقریبا علنی کار کرد و پس از پیروزی انقلاب نیز علنی فعالیت کرده است.
اعضای این حزب همواره تعداد محدودی بودهاند و طرفداران آن تعداد بیشتری را تشکیل میدادهاند. نهضت آزادی در شهرستانها شعبه چندانی نداشت و ندارد و در تعدادی از شهرها، چند نفری که با هم مرتبط بودند و هستند بیانیه و اعلامیههای نهضت را پخش میکردند و میکنند.
این گروه در خارج از کشور توسط دکتر حسن حبیبی، بنیصدر، شهید دکتر چمران، دکتر ابراهیم یزدی و قطبزاده اداره میشدند؛ هر چند اکثراً با یکدیگر هماهنگی لازم را نداشتند و در سالهای آخر قبل از پیروزی انقلاب به شدت با هم اختلاف داشتند، بازرگان به پاریس که سفر کرد برای حل این اختلاف هم برنامه داشت که موفق نشد. نشریه ارگان نهضت آزادی در خارج از کشور "پیام مجاهد" نام داشت و جزواتی نیز تدوین و توزیع کردهان که در تمام آنها دیدگاه فکری و سیاسی و فرهنگی نهضت آزادی آشکار است و گاه کار به تحلیل دلخواه نهضتیها، بدون توجه به واقعیت کشیده شده است، شهید چمران پس از انقلاب، راهش را از نهضت آزادی جدا کرد و به جبهه رفت و شهید شد.
پس از درگذشت مهندس بازرگان نهضت آزادی چند جناح از جمله جناح دکتر یزدی و جناح عبدالعلی بازرگان بود که در نهایت بر دبیر کلی دکتر ابراهیم یزدی تفاهم کردند و گرچه غیر قانونی بود ولی او را دبیر کل اعلام نمودند.
کنگره نهضت آزادی غیر قانونی در سال 79 تعداد بسیار کم را در بر داشت و دکتر ابراهیم یزدی مجددا دبیر کل شد و عبدالعلی بازرگان قائم مقام وی گردید.
مواضع کلی نهضت آزادی
موضع عقیدتی: مواضع عقیدتی نهضت آزادی برخاسته از متن فقه و نظرات فقهای حوزههای علمیه نیست. بلکه از دیدگاهها مهندس مهدی بازرگان سرچشمه میگیرد. در واقع بازرگان تنها نظریهپرداز نهضت آزادی بوده و هست. عبدالعلی بازرگان میخواست جای خالی بازرگان را پر کند اما نتوانست.
دید مهندس بازرگان به اسلام، دیدی غربزده است و ریشه تفکر او و سایر صاحبنظران نهضت آزادی در فرهنگ و تفکر غرب است.
وی در تبیین مبانی و اصول اسلام، طوری سخن میگوید که بازتاب آن در غرب و در بین تحصیلکردههای غربی منفی نباشد و این کار تا آنجاست که حتی اصول عقیدتی اسلام را بخاطر پسند غرب و غربیها تفسیر و تاویل میکند.
مهمترین اثر عقیدتی بازرگان، "راه طی شده" است که میکوشد بگوید غربیها با علم و آگاهی همان راه انبیا را طی کردهاند. شهید آیتالله مطهری آن را به طور مختصر در کتاب روش رئالیسم خود نقد کرده است.
شهید آیتالله مطهری و علمای دیگر گرچه مایل به نقد مواضع بازرگان نبودند زیرا نمیخواستند در سلطه رژیم ضد مذهب شاه، این گونه روشنفکران مذهبی را تضعیف کنند اما گهگاه در کتب خود نقد اجمالی از بعضی دیدگاههای بازرگان را کردهاند.
مواضع سیاسی و فرهنگی نهضت آزادی
عمدتاً براساس همین تفکر که از غرب ریشه گرفته است. نهضت آزادی تمایل به غرب دارد و ریشه اصلی اینکه بازرگان و نهضت آزادیها خواهان روابط صمیمانه با آمریکا و سایر دول غرب هستند همین تفکر غربزده و غربگرا است و برای همین است که مواضع نهضت آزادی مورد حمایت غرب قرار دارد.
بطور مثال تفکر استقلالطلبی نهضت آزادی نیز غربزده است یعنی ضمن اینکه اظهار میدارد که استقلال را خواستار است اما مفهوم استقلال را براساس مفاهیم مورد پذیرش غرب استعمارگر تبیین میکند.
در غرب، اصالت مذهب امری است که در خدمت ملیت قرار میگیرد. یعنی آمریکا مردمش را از هر مذهبی باشند "آمریکا یی" میخواهد. "برگر" سیاستمدار آمریکایی و از کارگردانان پشت پرده سیاست آمریکا، در دیدارش با سران مسلمان آمریکا در سال ـ 1378 همین نکته را طرح میکند و میگوید اکر شما "آمریکایی مسلمان" باشید برای آمریکا و ما مفید هستید و در ارتباط با مسلمانان سایر کشورها میتوانیم از شما استفاده کنیم اما اگر (مسلمان آمریکایی) باشد دچار مشکل میشوید". 33 بازرگان نیز یکی از موارد اختلاف فراوانش با امام خمینی (ره) که اسلام حوزوی و ناب را داشت همین میداند و میگوید: (در نظریه دو هدف. یا دو طرز فکر را در صدر انقلاب ایران جلوهگر میبینیم.
1ـ در خاطر اکثریت انقلابکنندگان!! و ملیون و نخستوزیر منتخب امام، خدمت به ایران.
2ـ در خاطر امام و جمعی از روحانیون و پیروان خاص ایشان. خدمت به اسلام.
برای بنده، ماموریت و هدف و تعهد خدمت به ایران بود از طریق اسلام 24
موضع درباره انقلاب
موضع سیاسی نهضت آزادی درباره انقلاب، ضد ماهیت انقلاب است زیرا این نهضت، مبارزه (گام به گام) را قبول دارد و شیوه مبارزاتی مورد پسندش، مبارزه در چارچوب قانون اساسی مشروطه، و مبارزه پارلمانی بوده است.
بازرگان در سفر به پاریس و دیدار با امام خمینی صراحتاًً انقلاب را رد میکند و از امام میخواهد که موافقت کند شاه سلطنت کند و فعلاً مبارزین، از طریق انتخابات آزاد دولت را در دست بگیرند. بازرگان خود در این باره به اوریانا فلاچی میگوید: " معلوم است که من معتقد به سیستم" "گام به گام" بودم.
یعنی سیستم تدریجی و اعتقاد داشتم که برای خلاص شدن از دست شاه، فقط یک راه وجود دارد، یعنی آمریکا را مجبور کنیم که بتدریج از او سلب حمایت کند. من به این استراتژی کاملاً معتقد بودم... من به او گفتم ملت آماده برای روبهرو شدن با آزادی نیست! باید ملت را تعلیم داد تا از نظر سیاسی شکل پیدا کنند و از این طریق به آزادی عادت کنند!!
امام خمینی درست برعکس آن را میگفت: ابداً لازم نیست تدریجی عمل کرد ملت خواستار یک انقلاب فوری است. یا همین حالا یا هرگز".
در آن هنگام تقریباً یک مشاجره لفظی بین ما رخ داد... من تسلیم شدم و گفتم باشد، ریسک میکنیم، انقلاب بکنیم!!
و اینک همانطور که میبینید من اینجا هستم ولی با اینکه همه چیز دقیقاً و بطور اعجابانگیز همانطور که او میگفت رخ داد. ولی من هنوز هم معتقدم که استراتژی صحیح و منطقی، همان استراتژی من بود25!!
جالب است بازرگان در عین اینکه اعتراف میکند که همه چیز مطابق با تحلیل امام خمینی پیشرفت و انقلاب پیروز شد و شاه گریخت و آمریکا هیچ کاری نتوانست بکند و حدود 9 ماه هم از نخست وزیری او گذشته است باز با لجاجت مخصوص به خودش میگوید که هنوز معتقد است استراتژی صحیح و منطقی!! همان استراتژی گام به گام مطابق با استراتژی آمریکاییهاست!!