محمد طاهری / دبیر حزب موتللفه اسلامی استان سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 187500 کیلومتر، 1290 کیلومتر مرز زمینی با کشورهای افغانستان و پاکستان و 310 کیلومتر مرز آبی با کشورهای حاشیه دریای عمان، در جنوب شرقی ایران اسلامی قرار دارد و پس از استان کرمان، گستردهترین استان کشور محسوب میشود.
این استان با بیش از دو میلیون نفر جمعیت، 4//11 درصد از مساحت و کمتر از 3 درصد جمعیت کشور را به خود اختصاص داده است. با این حال احساس میکنیم معرفی این استان، مستلزوم ارایه واقعیتهای بیشتری است زیرا به علت قلت منابع مکتوب تاریخی که خود، ناشی از استیلای نظام پادشاهی و به تبع آن سیاست "در جهل و بیخبری نگه داشتن عشایر سلحشور مرزنشین از سوی آن نظام جابر و منحط است؛ متاسفانه آنچه در معرفی سرزمین و مردم این خطه، در خاطره تاریخ ثبت و ضبط شده است، عموما به وسیله سیاحان و یا مستشاران نظامی اروپایی انجام شده کهگاه با ذم ممدوح و گاه با مدح مذموم" چهره واقعی مردم استان را در هالهای از اوصاف متناقض ترسیم کردهاند. از این رو، نگاه آنها به استان، نگاهی مبتنی بر مجموعهای از ترینهای منفی "ترینهای منفی" مخصوصا در مقوله فرهنگ عمومی، امنیت و توسعه بوده است. در صورتی که از حیث تاریخی، این سرزمین صرفنظر از شخصیتهای اسطورهای چون رستم دستان – که آن هم در بدبینانهترین ارزیابیها، حداقل نشانه قابلیت مردم سیستان در انتساب شخصیت اسطورهای ایران به این قوم میباشد – با نشو و نمای بزرگانی چون یعقوب لیث صفاری و .. همواره گرانیگاه و مرکز تقل توجه دولتهای مرکزی ایران، چه از حیث ویژگیهای سوالجیشی و چه روحیات سلحشوری و رادمردی دراین مردم بوده است. کما اینکه نمیتوان از علم ابوسعید سنجری و فرخی سیستانی و سیاستورزی سیدالشهدار سیستان شهید حسین طباطبایی و رشادت سردار رشید اسلام میرحسینی و... در عصر حاضر چیزی نگفت.
از ابن رو، اتصاف سیستان به سرزمین "مردان مرد" و بوچستان به عنوان دژ تسخیر ناپذیر کشور پارس که در متون کهن به کرات به آنها اشاره شده است؛ تنها بخشی از حقایق و واقعیتهای استان است.
استمرار روحیه سلحشوری در فرزنداناین زادبوم، خوشبختانه در حماسه 8 سال دفاع مقدس نیز مشهود است. چنان که سیستان و اختصاصا شهرستان زابل از حیث تعداد و نسبت شهدا و ایثارگران به جمعیت، جزو پرافتخارترین شهرستانهای کشور است به طور که مقام معظم رهبری از آن به عنوان "انگین انگشتر ایران اسلامی" یاد فرمودند و الحق که سیستان و سیستانی را همین افتخار،کفایت میکند.
اما با وجود این تاریخ سراسر افتخار، سهم استان ما از توسعه، تقریبا ناچیز است: نرخ با سوادی اگر چه هر سال رو به فزونی بوده ام هنوز از میانگین کشور، 10 درصد کمتر است، نرخ گذر تحصیلی در استان ما، هنوز کمترین نرخ کشور و متقابلا تکرار پایه و مردودی، در شمار بالاترین نرخهای کشوراست.
نرخ با سوادی اگر چه هر سال رو به فزونی بوده اما هنوز از میانگین کشور، 10 درصد کمتر است، نرخ گذر تحصیلی در استان ما، هنوز کمترین نرخ کشور و متقابلا نرخ تکرار پایه و مردودی، در شمار بالاترین نرخهای کشور است.
دراین استان، همچنین با وجود افتخارات هویت تاریخی چون شهر سوخته با قدمت 5000 ساله، کوه خواجه – مجموعه بینظیر معماری خشتی به جای مانده از دوران پارتی و اشکانی، گورستان اسپیدژ یکی از مهمترین کانونهای استقرار در دوران پیش از تاریخ و ... استان را به "بهشت باستان شناسان" توصیف کرده است صنعت گردشگری راکداست؛ سیستان انبار غله ایران و آسیا و بلوچستان که به علت تنوع آب و هوایی و حاصلخیری خاک به "هندوستان دوم" موسوم شده است.
در آتش 8 سال خشکسالی مداوم میسوزند... با همه این اوصاف، وجود استعدادهای انسانی شگرفت و پتانسیلهای بلقوه استانی چنان صاحب این قلم را مسحور خود قرار داده که اگر استان را "کانون استعدادهای نهان و محرومیتهای آشکار" بنامیم، سخنی به اغراق نگفتهایم.
با این وجود، اجازه دهید از بعضی شاخصهای ممتاز توسعه در استان نیز جشمپوشی نکنیم:افتخار جلوداری درصد ایثارگران و شهدا به نسبت جمعین خطه سیستان (زابل) دارا بودن 24 دانشگاه و مرکز آموزش عالی مستقل با 40هزار دانشجو از جمله دورههای دکترا و کارشناسی ارشد و در یک کلام به رسمیت شناخته شدن دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان قطب علمی کشور و مخصوصا ضریب هوشی (تحقیق شده) فرزندان این مرز و بوم که در هر دانشگاهی رتبهای ممتاز آن را به خود اختصاص میدهند، در مجموع چشمانداز امیدبخشی را برای آینده استان ترسیم میکند.
علاوه بر اینها، موقعیت استراتژیک استان از نظر جغرافیایی به مثابه پل ارتباطی کشورهای آسیای میانه با جهان، وجود کیلومترها مرز دریایی و خاکی با کشورهای شرق و جنوب میهن اسلامی، زمینهای مستعد، نیروی انسانی مستعد و جوان – به عنوان جوانترین استان کشور، ذخایر معدنی فلزی و غیرفلزی از جمله طلا، آنتموآن، مس،آهن و... وجود نژادهای مهم دامی، نظیر گاو سیستانی و دشتیاری و گوسفند بلوچی، پهنه وسیع عمان با تنوع امکانات صید و صیادی، شهرکهای صنعتی و کارخانجات فعالی مانند بافت بلوچ، پروژه راه آهن کرمان – زاهدان میرجاوه که در سفر پر خیر و برکت ریاست جمهوری بخشی از اعتبارات آن تامین گردید و با بهرهبرداری از آن در سال 1386 (طبق برنامه) چهره استان را دگرگون خواهد کرد پروژه ملی و بزرگ خط آهن چابهار – ایرانشهر – زاهدان و نهایتا زابل و دلارام افغانستان به همراه تقویت بازارچههای مرزی و ... نه تنها به تحول و توسعه اقتصادی و بنیادین استان خواهد انجامید بلکه اتصاف استان به قطب اقتصادی جنوب شرق، دور از ذهن نخواهد بود.
البته تحقق این امر ضرورتهای را نیز میطلبد و یکی از عمدهترین آنها نگاه مدیریتی به موضوع است ایجاد امنیت پایدار، به توسعه سرمایهگذاری خواهد انجامید؛ احتراز از برخی تنگنظرها – از جمله نگاه افراطی به بومیگرایی بدون توجه به بحث تخصص و تجربه و تعهد توجه به معضل بیکاری و نرخ بسیار کم اشتغال که فینفسه عامل فقر و مشاغل کاذب و قاچاق است به علاوه عدم استفاده از تسهیلات بانکی و بهرهبرداری غیر صحیح از این تسهیلات، به همراه طولانی شدن زمان تحقق پروژهها و بالاخره کمبود زیرساختهای توسعه بینظیر راهآهن، راه و صنعت پایدار و فعال، از عمدهترین موانعی است که بر سر راه توسعه این استان قرار گرفته است. موانعی که یقین داریم با اراده مبتنی بر عدالت محور دولت آقای دکتر احمدینژاد، دیر یا زود، از سراه مرزداران سلحشور سیستانی و بلوچ برداشته خواهد شد. انشاءالله