م ـ همدانی
از همین ابتدای مقاله، لازم است توجه کسانی را که از ابتدای طرح نام دولت اسلامی، آن را در تقابل و تضاد با جمهوری اسلامی جلوه میدادند به این نکته جلب میکنیم که مقصود از طرح نام نظام اسلامی و دولت اسلامی انکار رای مردم نیست. همچنانکه اگر کسی از حکومت اسلامی سخن بگوید، نمیتوان نتیجه گرفت که او با جمهوری و رای مردم مخالفت است. رای مردم به منزله ستونی که نظام، حکومت و دولت اسلامی بر آن استوار میشود، لازمه تحقق هر حکومتی است که میخواهد بر پایه دستورات اسلامی، به تمشیت امور مردم بپردازد. سیره ائمه معصومین(ع) نیز بر همین منوال بوده است.
در ماههای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی و قبل از آنکه شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به عنوان یک شعار محوری در بین مردم فراگیر شود، شعار استقلال، آزادی، حکومت اسلامی بر زبانها بود که بتدریج کلمه حکومت جای خود را به جمهوری داد.
شاید این جابجایی کلمات به آن دلیل بود که برخی متحجرین تصور میکردند حکومت اسلامی با نظام مشروطه سلطنتی قابل جمع میباشد، ولی انتخاب کلمه جمهوری، به عنوان یک نظام حکومتی که در مقابل نظام سلطنتی و شاهنشاهی قرار میگیرد؛ به معنای نفی نظام سلطنتی و تعیین راهبرد آینده انقلاب بود. راهبردی که بر مبنای این سخن امام بود که در نظام اسلامی، شاه جایی ندارد. اما این تغییر کلمات یک پیام دیگر نیز با خود داشت که ایجاد حکومت و نظام اسلامی مرحلهای بعد از اسلامی شدن جامعه خواهد بود. به عبارت دیگر مردم اسلامخواه هستند که میتوانند مقدمه تشکیل حکومت اسلامی را فراهم آورند.
این بود که انقلاب با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی به پیروزی رسید و امام راحل(ره) با شعار جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر با دموکراسیخواهان آن روز، همانند بازرگان و ملیگراها و پیروان آنها که امروزه نیز شعار دموکراسیخواهی را سر دادهاند؛ مخالفت کرد و ملت نیز به اتفاق آراء به جمهوری اسلامی رای داد. بازرگان همانند رهروان امروزش خواستار پسوند دموکراتیک برای جمهوری اسلامی بود که امام به شدت با آن مخالفت کرد و رای مردم نیز نشان داد مردم آنچه را که امامشان میگوید پذیرفتهاند.
تشکیل جمهوری اسلامی که حمایت 98 درصد مردمی را با خود همراه داشت شروعی بود تا در یک روند چند ده ساله حلقهای بوجود آید که از یکسو با اسلامیتر شدن مردم و از سوی دیگر با اسلامیتر شدن مرکز آن یعنی دولت این دایره تکمیل گردد.
انبوه جوانان و زن و مرد و نوجوانی که در سالهای پس از انقلاب، برخلاف تبلیغات و یا پندارهای سادهانگارانهای که قصد دارد جامعه را فراری از دین نشان دهد، بسوی اسلام گرایش پیدا کردهاند و حضور پرشور آنها در مراسم معنوی مذهبی دلیل محکمی بر این موضوع میباشد که پیشروی مردم برای تکمیل این حلقه بیشتر از انتظار بوده است. گر چه این پدیده همانند هر پدیده اجتماعی دیگر دارای افت و خیز میباشد، ولی رویکرد مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری به شعار دولت اسلامی از نقاط عطف گرایش مردم به دین و حاکمیت دین میباشد.
تشکیل دولت جدید میتواند نقطه عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی برای تکمیل این حلقه از سویی دیگر باشد. دولتی که با عنوان دولت اسلامی قصد دارد ارزشهای اسلامی را بیش از دولتهای سابق خود حاکم سازد تا با یاری و همکاری ملت و دولت، جامعه نمونه اسلامی تشکیل شود. جامعهای که در آن مردم، کشور، نظام، حکومت و دولت، همگی اسلامی میباشند.
انشاءالله