تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۱۲۴۶

فقه جعفری از منظر سیاسی

عزت‌الله واعظی مقدمه یکی از مسایل قابل دقت و تامل در حیات سیاسی - اجتماعی امام جعفر بن محمد الصادق(ع) و موضوع برجسته در تاریخ پرماجرا و پرفراز و نشیب زندگانی امام ششم(ع) تاسیس دانشگاه بزرگ اسلامی و تشکیل حوزه‌های درسی گوناگون و تربیت شاگردانی مستعد و پرورش علما و فقها و دانشمندان مختلف در رشته‌های گوناگون علمی و پیرایه‌زدایی از چهره دین و ارایه اسلام ناب محمدی است. براین اساس، اقدام به تاسیس حوزه وسیع علمی و فقهی توسط امام صادق(ع) علاوه بر آنکه پیرایه‌زدائی از چهره جذاب و نورانی دین و ساماندهی مذهب حقه شیعه و تبیین و تفسیر دیدگاه‌های اسلام ناب و ره‌آورد حقیقی خاتم پیامبران(ص) بود، دارای مفهوم سیاسی و معترضانه در مواجهه با حکام جائر و منافق و ریاکار بنی‌العباس نیز بود! برای آنکه جنبه‌های سیاسی - اجتماعی این اقدام بزرگ امام صادق(ع) روشن شود. ابتدا لازم است بدانیم که: خلافت در اسلام با دیگر تشکیلات سیاسی و حکومت و زمامداری عالم، متفاوت است.

خلافت در اسلام
خلافت در اسلام، صرف رهبری سیاسی و زمامداری جامعه نیست! بلکه یک رهبری سیاسی - مذهبی است.
عنوان "خلیفه" برای حاکم اسلامی، نمایشگر این حقیقت است که او قبل از هر چیز و پیش از آنکه یک رهبر سیاسی و معمولی باشد، نازل منزله پیغمبر و جانشین او است!
پیامبر که برگزیده الهی و آورنده دین و نمونه اتم اخلاق و اسوه کامل هدایت بود، کسی که به عنوان "خلیفه"، جانین اوست، علاوه بر تصدی شئون سیاسی، اجتماعی مردم و اداره کشور، متکفل امور دینی و رهبر مذهبی آنان هم هست.
جبران بی‌کفایتی
همین مفهوم انکارناپذیر از واژه "خلیفه" در اسلام سبب شد خلفای غاصب بنی‌امیه و بنی‌العباس و زمامداران بی‌کفایت بعدی که یکی پس از دیگری، غاصبانه تکیه بر اریکه خلافت می‌زدند و از آگاهی‌های دینی، کم‌بهره و یا بکلی بی‌نصیب بودند در صدد رفع این نقیصه در خویش برآیند و رجال دینی غیرمهذب را به استخدام خویش درآورند و به خود وابسته سازند و از این رهگذر، آن کمبود را به وسیله آنان، آن هم مطابق میل خود! تامین نمایند و با وابسته‌کردن فقها و محدثان و مفسران جیره‌خوار و مزدور به دستگاه حکومتی خود، از خویش چهره‌ای موجه و خلیفه‌ای بحق و شایسته و شخصیتی مرکب از "دین" و "سیاست" جلوه دهند و خود را در منظر و اذهان و اقواه مردم، چهره‌ای مقبول بنمایانند!! که نمونه‌هایی از چنان محدثان و مفسران و فقها، می ‌توان نظیر ابوهریره، سمرةبن جندب، ابوموسی اشعری، یحیی بن اکثم و... را نام برد.
علامه عسکری(ره) کتابی دارد تحت عنوان: "یکصد و پنجاه صحابی ساختگی" که همه در خدمت درباریان غاصب بودند و طبق خواسته و برابر سلیقه آنان، جعل حدیث می‌کردند و...
فایده دیگر
فایده دیگری که بکارگیری این قبیل افراد برای خلفای جائر غاصب وقت دربرداشت، آن بود که: اینگونه اشخاص مطابق میل و فرمان زمانداران خودخواه و ستمگر، احکام دین را به سهولت و به بهانه "مصالح روز"، "مصلحت مسلمین" یا مصلحت جهان اسلام! دستخوش تغیر و تبدل کرده و در قالب اجتهاد و استنباط (که برای مردم عادی قابل فهم و تشخیص نبود) حکم‌الله را صرفا بدلیل خواست و مطامع حکام فرومایه و دنیاپرست، بگونه‌ای دیگر ارایه می‌کردند.
تاریخ‌نگاران و مولفان قرون گذشته، نمونه‌های شگفت‌انگیزی از جعل حدیث و تفسیر به رای را که اغلب، دست حکام جائر و قدرتهای سیاسی در آنها بخوبی مشهود و نمایان است، در آثار خویش نگاشته‌اند.
احادیث خودساخته و جعلی و تفسیر دلخواه برخی آیات قرآن، ازجمله شگردهایی بود که به آسانی حکم خدا را در نظر مردم بگونه‌ای دیگر جلوه می‌دادند و در معتقد ساختن مردم، برابر آنچه که حاکم وقت خواسته بود اهتمام می‌ورزیدند.
نظیر تفسیر به رای سمره بن جندب در تفسیر آیه: و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله روف بالعباد.1
"و از مردم با ایمان و فداکار کسانی هستند که حاضرند جان خود را به خاطر خشنودی خدا فدا کنند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است."
شان نزول آیه درباره امیرالمومنین(ع) است که در لیلةالمبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر(ص) قرار گرفت و آماده فداکاری و جانبازی بود. اما سمرة بن جندب با دریافت چهارصد هزار درهم رشوه از معاویه، شان نزول آیه را به نفع او تحریف کرد. 2
و تفسیر به رای کعب الاحبار یهودی در تفسیر آیه:
والذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل‌الله فبشرهم بعذاب الیم. 3
"ای پیامبر، کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره می‌سازند و‌ آن را در راه خدا انفاق نمی‌کنند به مجازات سخت و دردناکی بشارت ده!"
که وی برای خوشایند خلیفه اظهار داشت: با پرداخت خمس مال، می‌توان بنای عظیم و باشکوهی که آجرهای آن از طلا و نقره باشد ساخت! که با فریاد و اعتراض اباذر(ره)، صحابی رسول خدا(ص) مواجه شد.
دو جریان کلی
از این روی از همان دیرباز،‌ فقه و حدیث و تفسیر به دو جریان کلی تقسیم شده بود.
1 - جریان وابسته به دستگاه حکومت حکام غاصب که حقیقت‌ها در مسلخ مصلحت‌ها قربانی می‌شد و بخاطر مطامع دنیوی، دین، تحریف و حکم خدا تفسیر می‌یابد.
2 - جریان اصیل و راستینی که مصلحت را بر حقیقت دین، مقدم نمی‌دانستند و احکام الهی بنحو صحیح تبیین می‌شد.
طبیعی بود چنین جریانی پیوسته در مقابل دستگاه حکومت وقت و فقاهت مزدور و وابسته قرار گیرد و در برخی موارد صورت قاچاق و غیررسمی بخود بگیرد.
پیام فقه جعفری
باتوجه به نکات فوق می‌توان به وضوح دریافت که "فقه جعفری" در برابر فقه فقهای رسمی و وابسته در عصر امام صادق(ع) یعنی چه؟ و می‌توان به روشنی پی برد که فقه امام صادق تنها پیرایه‌زادئی از سیمای دین و تبیین دیدگاه های اسلام ناب نبود بلکه حاصل دو مضمون معترضانه زیر نیز بود!:
1 - دستگاه حاکم از اطلاعات و آگاهی لازم دینی برخوردار نیست و در اداره امور فکری و فرهنگی و عقیدتی مردم عاجز و ناتوان است و در حقیقت برای تصدی مقام "خلافت" کفایت و شایستگی و صلاحیت لازم را ندارد.
2 - شفاف‌ساختن موارد تحریف دین در فقه رسمی حکومتی! که متاثر از مصلحت اندیشی‌های غیراسلامی فقهای وابسته به حکومت غاصب و ملاحظه کاری‌های نابجای آنان در برابر تحکم و خواست قدرتهای ستمگر حاکم بود.
معارضه با دستگاه حاکم
بنابراین امام صادق(ع) با گستردن بساط تعلیم و تدریس و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوه صحیح، غیر از شیوه عالمان وابسته به حکومت، عملا به معارضه با دستگاه حاکم جاهل برخاسته بود و بدین وسیله تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی وابسته به حکومت خلفای غاصب را تخطئه کرده بود و حکومت جائر را از وجهه مذهبی تهی ساخته و از اعتبار انداخته بود! این حقیقت را به وضوع می‌توان در سیره علمی و تربیتی امام(ع) به روشنی یافت.
امام صادق(ع) در آموزه‌های علمی و مذاکرات سیاسی و اجتماعی خود، به یاران و شاگردان و نزدیکان و مخاطب‌های آشنا از عامل "محروم‌بودن خلفات جائر از علم دین" به عنوان دلیلی که آنان از نظر اسلام حق حکومت‌کردن ندارند! بهره می‌جوید و در حدیثی تصریح می‌کند به اینکه:
نحن قوم فرض‌الله طاعتنا و انتم تاتمون بمن لایعذر الناس بجهالته.5
"ما کسانی هستیم که خداوند فرمانبری از آنان را فرض و واجب ساخته، در حالی که شما از کسی فرمان می‌برید و پیروی می‌کنید که مردم به خاطر جهالت او در نزد خدا معذور نیستند."
یعنی مردمی که در اثر جهالت زمامدارای بی‌کفایت و نااهل، دچار انحراف شده و به راهی غیر از راه خدا رفته‌اند، بقول مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌توانند در پیشگاه خدا به این عذر متوسل شوند که: ما به تشخیص و میل خود، راه خدا را نپیمودیم! بلکه این پیشوایان و رهبران گمراه ما بودند که از روی جهالت ما را به این سمت سوق داده و به این راه کشاندند! زیرا طاعت از چنان رهبرانی، خود، کاری خلاف بوده، پس نمی‌تواند کارهای خلاف بعدی را توجیه کند.
والحمدلله رب العالمین

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات