تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۸۱۳۴۳

ضرورت دفاع و آمادگی رزمی از دیدگاه امام خمینی(ره)

اشاره: به همان میزان که دفاع مقدس از فرهنگی جامع برخوردار است و پیامهای گوناگون به نسل امروز منتقل می‌سازد و پشتوانه‌های نیرومند فکری، اعتقادی، فرهنگی، اخلاقی و نظامی به وجود می‌آورد، تفکرات و رهنمودهای حضرت امام خمینی درباره دفاع مقدس نیز دارای جامعیت موضوع و درس‌ها و پیام‌های ماندگار و تحول‌زا می‌باشد. افکار و رهنمودهای ژرف امام خمینی را نه تنها نمی‌توان مجزا و منفک از فرهنگ دفاع مقدس دانست، که از عوامل مهم و ایجاد کننده این فرهنگ غنی به شمار می‌رود و این عامل به گونه‌ای محوری و بنیادی می‌باشد که اگر آن را از دفاع مقدس جدا کنیم، آنچه باقی می‌ماند فاقد ارزشمند‌ی می‌باشد و به هیچ وجه نمیتواند به این فرهنگ، جامعیت ببخشد و دخیره سازی ارزش‌ها و اتقان و استحکام پشتوانه‌های فکری و عملی آن را محقق گرداند. وسعت و گستردگی تفکرات و رهنمودهای امام خمینی به گونه‌ای است که به هیچ وجه نمی‌توان آن‌ها را یکجا و یکباره به مداقه و تفکر گذاشت، بلکه استمرار و تداوم، اصل و روشی است که بهره‌وری کامل از این رهنمودها را امکان پذیر می‌نماید. در این فرصت، برخی از این افکار و رهنمودها را که از طرفی وجوب دفاع و جنگ با متجاوز را از دیدگاه شرع و عقل مطرح می‌کند و از طرفی دیگر به آمادگی نظامی به عنوان یک ضرورت بزرگ تصریح دارد مرور می‌کنیم و درس و پیام گیری از سایر ابعاد و جلوه‌ها را به زمانی دیگر محول می‌نمائیم. در همین جا ذکر این نکته را نیز ضروری می‌دانیم که یکی از نیازهای بزرگ امروز ما جمع‌آوری تفکرات و دیدگاه‌ها و رهنمودهای مختلف دفاعی امام خمینی و انتشار آن به صورت یک مجموعه توسط متولیان ثبت و تدوین و نشر اثار و ارزش‌های دفاع مقدس می‌باشد و باید در انجام این مسئولیت تسریع گردد.

 حفظ اسلام یک فریضه الهی است بالاتر از تمام فرائض، یعنی هیچ فریضه‌ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. اگر حفظ اسلام جزء فریضه‌های بزرگ است و بزرگترین فریضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرائض است. 
دفاع از اسلام و کشور اسلامی، امری است که در مواقع خطر تکلیف شرعی، الهی و ملی است و بر تمام قشرها و گروه‌های واجب است. در این موقع حساس که ملت با دشمنان سرسخت و ابرقدرت‌ها خصوصا آمریکا که با مداخله جنایتکارانه خودش در طول سلطنت غاصبانه محمد رضا پهلوی، ملت ما را از رشد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بازداشت و ذخائر این ملت فقیر را به یغما برد، مواجه است، اگر غفلت شود و با قدرت و پشتکار در مقابل دشمنان بشریت خود را مهیا نکند و با بسیج عمومی که به خواست خداوند متعال هیچ قدرتی نمی‌تواند با آن مقابله کند مهیای دفاع از کشور اسلام نشود، خود را و کشور خود را با دست خود به تباهی کشانده است. 
اگر بر قلمرو اسلام از استیلای سیاسی و اقتصادی که منجر به اسارت سیاسی و اقتصادی مسلمین و موهون شدن اسلام و مسلمین وضعیف شدن آنها می‌شود، ترس باشد، با وسیله‌های مشابه و مقاومت‌های منفی، دفاع واجب است، مانند نخریدن کالاهای آنان، و ترک استفاده از آن و ترک رابطه و معامله با آنان مطلقا.
اگر در روابط اقتصادی و غیر آن بر قلمرو اسلام و بلاد مسلمین، ترس باشد که بیگانگان بر آن تسلط سیاسی یا غیر آن که موجب استعمار آنان یا استعمار بلادشان ولو از حیث فرهنگی می‌شود، پیدا کنند، بر همه مسلمین واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند، و این گونه روابط، حرام می‌باشد. اگر روابط سیاسی دول اسلامی با بیگانگان موجب استیلای آنان بر بلاد مسلمین یا نفوس و اموالشان شود یا موجب اسارت سیاسی مسلمین گردد، بر روسای دولت‌ها حرام است که چنین روابط و مناسباتی داشته باشند، و پیمانهایشان باطل است.
و بر مسلمین واجب است آنها را ارشاد کنند و آنان را ولو با مقاومت منفی، به ترک این گونه روابط ملزم نمایند. 
در همه شؤون انسانی اسلام باید قرآن وارد بشود لکن بعضش باشد و بعضی نباشد اشکال است، اشکال در موارد دیگر نیست. در احکام سیاسی، دستور قتال می‌دهد با کسانی که با مسلمین مقاتله می‌کنند و امروز اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده و مقاتله می‌کند، صدام، مزدور آمریکا در مقابل مسلمین ایستاده و مقاتله می‌کند. خدا دستور داده است به اینکه با این اشخاصی که بر ضد مسلمین، بر ضد طایفه‌ای از مسلمین قیام کرده‌اند، با آنها مقاتله کنید. 
شما باید در مقابل جمعیتی که بر ضد اسلام است، قیام کرده است بر ضد اسلام باید دفاع از اسلام بکنید. دفاع از اسلام یک چیز واجبی است، چیز لازمی است. 
اگر ترس آن باشد که بیگانگان به یکی از دول اسلامی، هجوم برند بر تمام دول اسلامی واجب است به هر وسیله ممکن از آن دفاع کنند کما اینکه بر سایر مسلمین (نیز) واجب است.
اگر یکی از دول اسلامی، پیمانی بست که با مصلحت اسلام و مسلمین مخالف است، بر سایر دول (اسلامی) واجب است که با وسائل سیاسی یا اقتصادی، مانند قطع رابطه سیاسی و بازرگانی با آن دولت کوشش کنند تا آن پیمان را بهم بزنند.
و بر سایر مسلمین واجب است که با هر گونه مقاومت منفی که در امکانشان است در این کار، اهتمام بورزند، و چنین معاملاتی در شرع مقدس اسلامی حرام و باطل می‌باشد. 
آن روزی که اساس اسلام و اساس دیانت اسلام بستگی دارد به جنگ کردن با کسانی که اظهار اسلام می‌کنند یا واقعا هم مسلمان هستند، وقتی بنا بر این شد، شمشیر را باید بکشند مسلمین و با این ها جنگ بکنند. این کوردل‌هایی که برای طرفداری از قدرت‌های بزرگ و برای طرفداری از سلطنت طلب‌ها و منافقین و امثال اینها به ایران و رزمندگان ایران و علمای اسلام در ایران اشکال می‌کنند، اینها اشکالشان را ببرند در صدر اسلام طرح کنند، ببینند که باید چه بگویند! امیرالمومنین را قبول ندارند؟ قبول دارند. در این جا ببینند چه واقعه‌ای اتفاق افتاد و برای چه اتفاق افتاد، انگیزه چی بود؟ آنها می‌خواستند برگردانند اسلام را به همین مسائل زمان جاهلیت، ولو در صورت اسلام. تکلیف امیرالمومنین در این وقت چی بود؟ جز این بود که عمل کرد؟ 
این منحرفین که ایران را متهم می‌کنند به این که چرا با مسلمین شما جنگ می‌کنید، علاوه بر این که ما حزب بعث را مسلم نمی‌دانیم، بلکه ضد اسلام می‌دانیم و مردم عراق مبتلای به او هستند و مردم ایران هم همین طور، و جنگ با مسلم نیست گر چه از مسلمین او سپر قرار می‌دهد می‌آورد در جبهه‌ها، لکن جنگ با مسلم نیست. علاوه بر این ما فرض می‌کنیم که مسلم باشد، شما‌ها صدام را از اصحاب رسول‌الله مسلم‌تر می‌دانید؟ این معممین اهل سنت بعضی شان (درباری‌های اینها) صدام و امثال صدام را از مقدس‌های نهروان بالاتر می‌دانند؟ آنهایی که جبین شان پینه داشت و نماز شب هم می‌خواندند. حضرت امیر سه جنگی را که کرده است با اصحاب پیغمبر، با نزدیکان پیغمبر، با مقدس‌های حقه باز کرده است و این برای مصلحت اسلام بوده است، گرچه من میدانم که در بعضی دل‌ها اشکال به حضرت امیر هم هست، بعضی اشخاص به حضرت امیر هم اشکال دارند، ولو جرات نمی‌کنند بگویند که "چرا با مسلمان‌ها جنگ کرده است!" لکن حضرت امیر تابع اسلام است، اسلام بگوید با مسلمین جنگ کن، جنگ می‌کند؛ بگوید با کفار جنگ کن، جنگ می‌کند، وقتی بنا شد یک طایفه‌ای از مسلمین، اینها توطئه کردند برای این که اسلامی که می‌خواهد متولد بشود، این را از بین ببرند و یک دسته دیگر هم اغفال کردند دنبال این معنا، تکلیف حضرت امیر سلام الله علیه است که شمشیر را بکشد و در سه جنگ با مسلمین جنگ کسانی که اظهار اسلام می‌کردند و فریاد اسلام می‌کشیدند و همه شان هم از صدام مسلمان‌تر بودند، شمشیر را بکشد و در سه جنگ (جنگ‌های جمل، صفین، نهروان) با مسلمان‌ها جنگ بکند برای اطاعت امر خدا و برای حفظ اساس اسلام. 
آن وقت هم سه تا جنگی که شد، سه تا جنگ با کسانی بود که اظهار اسلام می‌کردند، کسانی بودند که می‌گفتند، فریاد میزدند ما مسلمانیم؛ جنگ‌ها با مسلمان‌ها بود. حالا شما می‌گویید مسلمان با مسلمان مگر جنگ! پس شما اعتراض به حضرت امیر هم دارید برای اینکه جنگ حضرت امیر، سه تا جنگشان هر سه با مسلمان‌ها بود. مسلمانی که می‌خواهد اسلام را از بین ببرد از کافر هم بدتر است، مسلمانی که با اسم اسلام می‌خواهد که حیثیت اسلام را از بین ببرد، این لازمتر است معارضه با او، تا با کسانی که مسلمان نیستند. شما نشستید می‌گویید ما مسلمان (در جنگ) با مسلمان! اولا این که این حزب بعث عقیده‌اش اصل این است که قضیه اسلام تو کار نیست. آنهایی هم که دنبال او می‌آیند بسیاری شان همین‌اند، یک عده‌ای هم که فرضا آنها بیایند لکن می‌آیند برای این که کشور اسلامی را از بین ببرند و سیلی در صورت اسلام بزنند. امروز به همه ما واجب است که دفاع کنیم. هر کس می‌تواند جبهه باید برود، هر که نمی‌تواند در پشت جبهه کمک بکند. آنهایی که می‌نشینند و هی صحبت می‌کنند که بیایید چه بکنیم، بیایید چه بکنیم، اینها از اسلام بی‌اطلاعند، نمی‌دانند قضیه اسلام چی هست. 
آن روزی که وجهه اسلام بخواهد درش خدشه وارد بشود، آن روز است که بزرگان اسلام جانشان را دادند برای او. در زمان معاویه و در زمان پسر خلف معاویه مساله این طور بود که چهره اسلام را اینها داشتند قبیح می‌کردند، به عنوان خلیفةالمسلمین، به عنوان خلیفه رسول‌الله آن جنایات را می‌کردند. مجالسشان، مجالس چه بود. این جا بود که تکلیف اقتضا می‌کرد برای بزرگان اسلام که مبارزه کنند و معارضه کنند و این چهره قبیحی که اینها دارند از اسلام نشان می‌دهند و اشخاص غافل ممکن است که خیال کنند که اسلام خلافتش همین است که معاویه دارد و یزید دارد، این است که خطر می‌اندازد اسلام را و این است که مجاهده برایش باید کرد ولو انسان به کشتن برود.
* مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکاران، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام. ما حرفمان از روز اول تا حالا و بعدها معلوم است. ما جنایتکار را که در کشورمان هست، می‌گوئیم باید برود. مسلمان‌ها هم موظفند به حسب شرع مطهر به اینکه بیایند و اینها را بیرون کنند. شارع مطهر فرموده‌اند در قرآن کریم که اگر یک طایفه‌ای بر طایفه دیگر از مسلمین بخواهند طغیان کنند و تجاوز، بر همه مسلمین واجب است که این جنایتکار و طاغی و یاغی را با او جنگ بکنند و اگر برگشت به اطاعت خدا، آنوقت بنشینند با او صحبت بکنند. 
ملتی که در خط اسلام ناب محمدی - صلی‌الله علیه وآله وسلم - و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد. 
آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت‌هایی که توطئه‌ دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند. 
قضیه بسیج، همان مساله‌ای است که در صدر اسلام بوده است. وقتی جنگ میشد، طوایف مختلف می‌آمدند و به جنگ می‌رفتند و این مساله جدیدی نیست و در اسلام سابقه داشته است. و چون مقصد ما اسلام است، باید هر جوانی یک نیرو باشد برای دفاع ازاسلام. و همه مردم و هر کس در هر شغلی که هست مهیا باشد برای جلوگیری از کفر و الحاد و هجوم بیگانگان.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات