علی بیات
جمهوری اسلامی ایران همواره از جامعه جهانی مطالباتی داشته است که تا تحقق کامل آنها به فعالیت خود در این زمینه ادامه می دهد.
این مطالب ثابت هستند.یکی از اصلی ترین این مطالبات به پاکسازی جهان از سلاحهای کشتار جمعی باز می گردد.در این میان قدرتها حق استفاده و نگهداری از این سلاحها را ندارند . در زمینه خلع سلاح اتمی قدرتهای بزرگ و ممنوعیت دارندگی سلاحهای ممنوعه و به کارگیری آنها در جنگها و منازعات احتمالی،تهران همواره ارائه دهنده روشها و سبکهایی بوده است.اگرچه اعلام این روشها و مطالبات به مذاق کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا خوش نیامده است اما پشتوانه حقوقی و منطقی این مباحث به اندازه ای محکم و مورد پذیرش و اجماع جامعه جهانی می باشد که اعضای دائم شورای امنیت به عنوان اصلی ترین ناقضین حقوق هسته ای در نظام بین الملل نمی توانند طرح آنها را متوقف نمایند.جمهوری اسلامی ایران نیز اساسا طرح نشدن این مباحث را بر نمی تابد.
در این میان ایران اسلامی برای خود رسالتی قائل است که باید نسبت به آن عمل کند.
برخی کشورها در بخش NPT یا معاهده عدم انتشار سلاحهای هستهای که بر اساس سه رکن خلع سلاح، عدم اشاعه و استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای است به دو رکن خلع سلاح و استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای توجه نکردهاند درحالی که فقط به یک رکن آن بسیار توجه داشتند و آن نیز عدم اشاعه بود که دائما به کشورها از جمله ایران فشار آوردند اما در خلع سلاح که بیش از 40 سال از NPT میگذرد هیچ توجهی نکردند.
شورای امنیت و سازمان ملل متحد نیز طی بیش از شصت سال نتوانستهاند امنیت پایدار و احساس امنیت را بر روابط بینالمللی حاکم نمایند و شرایط امروز به مراتب نامناسبتر از دهههای قبل است. جنگها، تجاوز و اشغالگریها و بالاتر از آنها سایه تهدید و مهمتر از اینها انباشت سلاحهای هستهای و کشتار جمعی و بدتر از همه سیاستهای اعمالی از ناحیه چند دولت توسعه طلب، چشمانداز امنیت در مقیاس ملی، منطقهای و بینالمللی را برای همه کشورها و ملتها مبهم ساخته است و فضای ذهنی امروز جوامع به شدت متاثر از احساس تهدید و ناامنی است. شعار خلع سلاح هستهای محقق نشده است و آژانس انرژی اتمی در انجام وظایف خود موفق نبوده است. زرادخانههای رژیم صهیونیستی همچنان مشغول فعالیتهای غیر مجاز خود هستند.
سلاحهای هسته ای و میکروبی و شیمیایی نیز در ایالات متحده آمریکا و روسیه باقی مانده است.بنابر این در چنین شرایطی باید دست به نوعی حرکت جمعی در زمینه پاکسازی جهان از سلاحهای ممنوعه زد.بدون شک ایران در این زمینه بار دیگر پیشگام خواهد بود.
در چنین شرایطی ماموریت اصلی گروه خلع سلاح، شناسایی روندهای موجود و در حال ظهور درحوزه کنترل تسلیحاتی، عدم اشاعه و مطالعه پیامدهای آنها بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل و نیز تبیین سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلع سلاح و عدم اشاعه میباشد. گروه خلع سلاح به حوزههای حقوق بینالملل خلع سلاح، رقابتهای تسلیحاتی میان قدرتهای بزرگ و به طور مشخص آمریکا و روسیه و چین، تغییر در دکترینها و استراتژیهای نظامی قدرتهای بزرگ و مشابه اینها علاقهمند بوده و برای تحقق هدف فوق، مداوما این موضوعات را رصد نموده و پروژههای مطالعاتی مختلف را تبیین و اجرا میکند. در کنار اینها، گزارشهای راهبردی، مقالات پژوهشنامه خلع سلاح به مطالعه روندهای کوتاه مدت و نیز روندهای در حال ظهور در زمینه کنترل تسلیحات و عدم اشاعه میپردازند. .این ابتکار توسط جمهوری اسلامی ایران در حال پیگیری بوده و در نهایت نیز در مقیاس گسترده جهانی به ثمر خواهد نشست.
نکته چهارم که یکی از مهم ترین نکات می باشد،تعریف دوباره نسبت جمهوری اسلامی ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی می باشد.اگرچه طی ماههای اخیر "یوکیو آمانو"مدیر کل آژانس به عنوان اصلی ترین عامل ارائه گزارشهای دوپهلو و غیر شفاف به شورای امنیت و عدم دفاع از حقوق حقه هسته ای ایران متهم گردیده است اما این اتهام در عین وارد بودن چندان جامع نیست!در دوران حضور البرادعی در آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز بارها شاهد بودیم که سخنان او در مصاحبه با رسانه های خارجی با آنچه وی در گزارشهای رسمی خود می آورد تفاوت داشت.حتی هنگامی که البرادعی از آژانس خارج شد نسبت به نادرستی مسیر غرب در خصوص تقابل هسته ای با تهران هشدار دارد.به هر حال مخاطب جمهوری اسلامی ایران در برهه اخیر "آمانو"یا "البرادعی"نیست بلکه ساختار بیمار و مسمومی است که این دو در راس آن قرار دارند.
از سوی دیگر،آژانس بین المللی انرژی اتمی با وجود تاکید بر عدم انحراف هسته ای ایران،سعی در برجسته سازی موارد ادعایی ایالات متحده در گزارشهای خود دارد .همچنین این سازمان بین الملل تا کنون حمایتی از ایران به عنوان یکی از اعضای خود در زمینه دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای ننموده است.در جریان تصویب قطعنامه اخیر نیز آژانس نقش سازمانی وابسته به جریان سلطه وبی خاصیت نسبت به دفاع از حقوق حقه هسته ای اعضای خود را ایفا نمود.اقدام اخیر تهران در ممانعت از ورود دو تن از بازرسان آژانس به کشور پیامی مشخص به آژانس و تلنگری جهت یادآوری وظایف حقوقی این سازمان به افرادی مانند آمانو تلقی می گردد.بر این اساس اطلاعات دریافتی از بازرسان محرمانه است و آنها حق انتشارش را ندارند.با این حال انتشار این موارد از سوی بازرسان آژانس تبعات و آثاری دارد که تهران در قالب حرکت اخیر خود آنها را به آژانس متذکر شده است.بنابراین آژانس باید از این پس تذکر آیین نامه ای ایران را جدی تر بگیرد.هم اکنون ایران آماده است تا در صورت همکاری آژانس با کشورهای معاند و حتی انفعال آن در برابر قدرتهای بزرگ گزینه هایی مانند کاهش روابط فیمابین را مورد بررسی قرار دهد،بنابراین بهتر است آژانس با رفتارهای خود این روند را تقویت نکند!