گروه سیاسی: علی اکبر ولایتی وزیر اسبق امور خارجه ایران و مشاور مقام معظم رهبری انقلاب در مسائل بین الملل روز گذشته طی مصاحبه ای با رادیو مسائلی را در مورد مسائل جنگ بیان کرد. به گزارش فارس وی در پاسخ به این سوال که آیا این درست است که در جلسه شورای امنیت که پس از سقوط هواپیمای ایرباس تشکیل شد، امریکایی ها به ایران هشدار دادند که شما باید ظرف مدت سه روز جنگ را تمام کنید، گفت: «اصلاً لازم به انجام این کار نبود، برای اینکه امریکایی ها، کشتی نفتکش ما را زدند و سپس هواپیمای مسافربری ما را ساقط کردند. این گویاترین سخن امریکایی ها بود. وقتی هواپیمای مسافری شما را با قریب به 290 مسافر می زنند، یعنی می خواهند بگویند اگر ادامه دهید، ما هیچ مرزی برای تعرض به شما نمی شناسیم و شما مجبور به پایان دادن به این ماجرا هستید. ببینید که چطور کشتی نفتکش و هواپیمای مسافربری تان را زدیم. دیگر از این پیام، که گویاتر نمی شود.
این مهم بود که امریکایی ها به شکل مستقیم وارد جنگ شدند.» وی در مورد مساله ایران- کنترا نیز گفت: «آنها اعلام آمادگی کردند که سلاح هایی را به ما بفروشند و از این طریق مدخلی برای برقراری رابطه با ایران پیدا کنند. ما هم قبول کردیم تعدادی از امکاناتی را که مورد نیاز ایران بود به ما بدهند، مانند موشک هاگ و موشک تاگ که اینها را با یک هواپیما آوردند.» وزیر اسبق امور خارجه ایران در پاسخ به این سوال که بدون اینکه ما بخواهیم آنها را آوردند، نیز گفت: «خیر، می دانستند که ما چه چیزهایی می خواهیم. واسطه هایی بودند که این مسائل را به آنها منتقل می کردند. آوردند این تجهیزات را به ایران تحویل دادند و پولش را نیز گرفتند. پولی را که از ایران گرفته بودند، خرج چریک های کنترا در نیکاراگوئه کردند.» وی در مورد انگیزه امریکا از این کار نیز گفت: «برای اینکه بابی را برای برقراری روابط باز کنند. لذا با یک انجیل و کیک و... آمدند یعنی از باب دوستی و صلح خواهی.» وی در واکنش به این سوال که آیا خود در جریان این ماجرا بوده است یا خیر نیز گفت: «خیر، من در جریان نبودم. افراد مذاکره کننده، اشخاصی بودند که بدون ارتباط با وزارت خارجه مذاکره کردند.» وی در پاسخ به این سوال که «مگر می توانستند چنین کاری را انجام دهند، یعنی از جای دیگر دستور داشتند؟» نیز گفت: «بله، ولایت فقیه، یعنی نظام تصمیم گرفته بود این کار انجام شود. شاید اگر این اتفاق به دستگاه های دیگر منتقل می شد، قبل از وقوع برملامی شد.
بر این اساس تعداد معدودی در این مجموعه مطلع بودند و کار را انجام دادند. علاوه بر آن، این کار یک کار غیررسمی بود و توسط وزارت خارجه امریکا نیز انجام نشده بود که وزارت خارجه ایران طرف شان باشد. همان طور که از طرف مقابل، افراد غیررسمی این کار را انجام دادند، اینجا نیز اشخاص غیررسمی آن را تحویل گرفتند.» وی در ادامه پیرامون مسائل پیش آمده حول موضوع قطعنامه 598 نیز گفت: «برای هواپیمایی که ساقط شده بود، در نیویورک بودیم. کار من تمام شد و برگشتم. اینجا که رسیدم، معلوم شد که امام می خواهند قطعنامه را بپذیرند. سپس در آن زمان، امام دو نوع بیانیه صادر کردند؛ یکی برای عامه مردم و دیگری برای خواص. در آن بیانیه ای که برای خواص صادر کردند و در جمع خواص خوانده شد، به گزارش های فرماندهی جنگ و دولت وقت تکیه کردند که گفته بودند اگر می خواهید جنگ را ادامه دهیم، به سلاح و امکانات نیاز داریم. از آن طرف هم دولت وقت اظهار کرده بود امکانات اقتصادی ما برای ادامه جنگ کامل نیست. حال درست یا غلط، بنده می خواهم عرض کنم که امام در توجیه شان برای خواص که اعلامیه اش نیز موجود است و در آن زمان صادر کردند، بر این موضوع تکیه کردند که علت پذیرفتن بنده و نوشیدن جام زهر (معلوم است کار تلخی را انجام دادند که تعبیر به جام زهر کردند) گزارشی است که از فرماندهی نظامی و دولت دارم که هر دو به نوعی اعلام کردند به این ترتیب ادامه جنگ برایمان مشکل می شود. امام با استناد به این دو، قطعنامه را پذیرفتند.
بنابراین ایشان باید این کار را می کردند. و امام هم این طور نبود که اگر حق امام بود، اگر فرد دیگری خارج از رهبری سخنی می گفت، امام به راحتی آن حرف را نقض می کرد و آن طرف هم عملاً کنار گذاشته می شد و مورد هجوم مبارزان و رزمندگان خط مقدم جبهه قرار می گرفت. خیلی ها مدعی بودند، در رده های بالاتا متوسط کشور، می خواستند بروند مذاکره انجام دهند. امام اختیار را به بنده دادند. ولی برای بعضی از مسائل ناچار بودیم از امام سوال کنیم. بنده از امام سوال کردم اگر ما 75 را ملاک قرار دهیم، باید تصحیح هایی در مرزهای زمینی، در ارتفاعات مرکزی انجام دهیم. امام فرمودند چاره ای نداریم. همین طور بعدها سوالات دیگری هم که پیش می آمد، می پرسیدم و در نهایت امام یک پاسخ دادند که این پاسخ برای وزارت خارجه در آن زمان یک افتخار است. ایشان فرمودند هرچه خود ولایتی تشخیص داد انجام دهد، از طرف من مجاز است. ما اگر ملاک مان 75 باشد، (مهم بود که یک معیاری برای مذاکره داشته باشیم) عراقی ها می خواستند 75 را لغو کنند که اروندرود را به شکل کامل داشته باشند، ما هم روی 75 تکیه می کردیم تا اروندرود را داشته باشیم.
ما بر اساس 75 باید تصحیح هایی در قسمت های ارتفاعات مرکزی انجام می دادیم. بنده این مساله را از امام پرسیدم و امام فرمودند بله، ما چاره ای نداریم. سپس بعد از چند سوال اولیه، ایشان از طریق حاج احمد یک پاسخ کلی دادند و فرمودند هرچه را که ولایتی تشخیص داد حین مذاکره انجام دهد، مجاز است. یعنی به بنده اختیار تام دادند. من نیز امام، روسای قوا، وزرا و نمایندگان مجلس را با بولتن های مختلف در جریان جزییات مذاکرات می گذاشتم و بدون تردید این مذاکره، جدی ترین و شفاف ترین مذاکرات در تاریخ مذاکرات سیاسی ایران است، به دلیل اینکه سوابق و جزییات گفتوگوهایی که بین ما گذشته است در آنجاست. وی در پاسخ به این سوال که «اگر شما با این تجربه امروز، به صورت مجدد در مسند دیپلماسی کشور قرار می گرفتید، آیا نقطه ای بود که بگویید من این کار را انجام می دادم یا انجام نمی دادم، با توجه به تجربه دوران دفاع؟» نیز گفت: «ملاحظه کنید، فکر می کنم با شرایطی که ما داشتیم، عملاً کاری غیر از آنچه در آن زمان کردیم، نمی توانستیم انجام دهیم.»