دو استثنای کلی بر حق کسب خبر وارد است؛ نخست اسناد طبقه بندی شده است و دیگری حریم خصوصی. در ایران قانون مجازات افشای اسناد طبقه بندی شده و محرمانه قانونی بسیار کلی است که ساده ترین مقامات دولتی را برای طبقه بندی کردن هر نوع مدرکی مجاز دانسته است. این قانون مانعی جدی برای دسترسی نشریات به اطلاعات محسوب می شود.
استثنای دیگر حق کسب خبر حریم خصوصی است. از آنجا که موضوع حریم خصوصی، دست کم در حوزه حقوق، در ایران بحث جدیدی است و کمتر مورد توجه قرار گرفته، لازم است کمی با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
به طور خلاصه حریم خصوصی، بخشی از زندگی اشخاص است که یک فرد متعارف آن را متعلق به خود دانسته و ورود به آن را برای دیگران جایز نمی داند و از آن نفع یا زیانی به طور مستقیم به دیگران وارد نمی شود.
هر کس حق دارد در حریم خصوصی خود به ترتیبی که علاقه دارد، رفتار کند یا بیندیشد. از آنجا که حریم خصوصی فقط مربوط به شخص است، هیچ خبرنگاری اجازه ورود مستقیم یا غیرمستقیم و کسب خبر از آن را ندارد. برخی از مصادیق بارز حریم خصوصی افراد را می توان به ترتیب ذیل بر شمرد:
سکونتگاه
سکونتگاه به محلی اطلاق می شود که فرد در آن به صورت دائم یا موقت زندگی می کند. سکونتگاه ممکن است دائم باشد که در زبان فارسی به آن خانه می گویند. همچنین ممکن است سکونتگاه جنبه موقت داشته باشد مانند هتل، مسافرخانه یا خیمه. حتی ممکن است سکونتگاه بسیار نازل باشد مانند خانه های حلبی آبادها. به طور کلی هر محلی که فرد برای یک روز یا چند مدت یا به صورت دائم زندگی می کند، سکونتگاه است و جزء حریم خصوصی اشخاص تلقی می شود و هیچ کس از جمله خبرنگار مجاز نیست به آن وارد شده و کسب خبر کند.
برخی دفاتر و محلهای کار
برخی دفاتر و محل های کار نیز حریم خصوصی افرادند. به عنوان یک معیار کلی، هیچ سازمان دولتی ای حریم خصوصی نیست. همچنین هیچ سازمان غیردولتی ای که محل ارائه خدمات عمومی است، یعنی سازمان هایی که در واژه شناسی حقوق سازمان های عمومی غیردولتی نامیده می شوند نیز حریم خصوصی نیستند. همچنین محل های کار خصوصی که به طور عرفی مورد مراجعه عامه مردم اند نیز حریم خصوصی تلقی نمی شوند، از قبیل فروشگاه ها، داروخانه ها، مطب پزشکان، دفاتر اسناد رسمی، رستوران ها، سینماها و مانند اینها. ملاک مهم در تشخیص این قبیل اماکن این است که هر فرد بدون اجازه قبلی مجاز به ورود به آنهاست و قاعدتاً نمی توان جلوی ورود آنها را گرفت. با این حال بخش هایی از این نوع اماکن نیز حریم خصوصی می شوند، به عنوان مثال در یک اداره دولتی، آن بخش از محل کار کارمند که به طور عرفی فقط خود وی مجاز به دسترسی آنهاست مانند میز کار، کشوی میز، کمد و مانند اینها، حریم خصوصی وی محسوب می شوند، یا مثلاً دفتر کار مدیر رستوران و مانند اینها، اما آن دسته از دفاتر کار که به طور عرفی محل مراجعه اشخاص نیست و هر کس نمی تواند بدون اجازه قبلی به آن وارد شود و صاحب آن عرفاً مجاز به جلوگیری از ورود افراد باشد، حریم خصوصی است.
وسایل شخصی
هر نوع وسیله شخصی حریم خصوصی است. لباس و محتویات جیب همه، کیف، کمد، میز کار، اتومبیل و مانند اینها حریم خصوصی افرادند.
عقاید، اندیشهها و احساس
هر عقیده، احساس و اندیشه ای که افراد دارند در زمره حریم خصوصی آنهاست و تا زمانی که خود، آنها را مطرح نکرده اند قابل تفحص و بررسی و اطلاع نیستند.
تصویر و صوت
هر کس بر تصویر و صدای خود حق دارد. تصویر و صدای فرد نیز در زمره حریم خصوصی اند و بدون اطلاع یا اجازه وی نمی توان آنها را موضوع کسب خبر قرار داد، مگر در مواردی که شخص در تجمعات عمومی حاضر شده باشد مانند ورزشگاه ها، همایش ها، تظاهرات ، پارلمان و مانند اینها. در واقع فرد با حضور خود در این قبیل مجامع، عملاً از حق خود بر تصویر و صدای خود اعراض کرده است.
مکاتبات و مراسلات
از دیگر مصادیق حریم خصوصی، مکاتبات و مراسلات و یادداشت های شخصی افراد است، اعم از آنکه این مراسلات و مکاتبات و یادداشت ها به صورت مکتوب باشند یا به صورت های جدیدتری از قبیل مطالبی که در رایانه ذخیره می شود یا از طریق پست الکترونیکی مخابره می شود یا از طریق تلفن منتقل می شوند.
حریم خصوصی به اعتبار موقعیت عمومی افراد نسبی است، به این معنا که در مورد کسانی که در افکار عمومی از موقعیت ممتازی برخوردارند و این موقعیت ممتاز ناشی از انتخاب رسمی یا غیررسمی جامعه است، دایره حریم خصوصی متفاوت است. این افراد کسانی هستند که:
1- در جامعه موقعیت برجسته و ممتازی دارند اعم از آنکه شهرت کامل داشته باشند یا نه، به عنوان مثال یک ورزشکار در کل جامعه از موقعیت خاصی برخوردار است و معمولاً شهرت نیز دارد یا یک نماینده مجلس هم اگرچه دارای موقعیت ممتاز است ولی دست کم در غیر حوزه انتخابیه ممکن است شهرت فراوان نداشته باشد.
2- این موقعیت ممتاز ناشی از انتخاب رسمی یا غیررسمی جامعه است، به این معنا که جامعه با اقبالی که نسبت به آن فرد داشته، موجب شده وی به چنین منزلتی دست یابد. شهرت یک ورزشکار ناشی از اقبال عمومی است. موقعیت یک وزیر یا یک نماینده پارلمان نیز ناشی از انتخاب مستقیم و غیرمستقیم عمومی است. یک خواننده یا هنرمند رشته های دیگر، یا هنرپیشه و... هم ممکن است چنین موقعیتی داشته باشد.
در هر حال نکته مهم این است که به طور مطلق داشتن عنوان موجب صدق شرایط فوق نیست مثلاً هر ورزشکاری که حتی در سطح ملی قهرمان است الزاماً واجد شرایط بالانیست.
افرادی که دارای موقعیت ممتاز هستند نیز حریم خصوصی دارند، اما دایره حریم خصوصی آنها محدودتر از دایره حریم خصوصی افراد عادی جامعه است. به عنوان مثال نمی توان از یک فرد عادی که در خیابان ایستاده و منتظر تاکسی است عکسبرداری کرد، اما اگر این فرد یک هنرمند شناخته شده باشد، تصویربرداری او مجاز است. خرید یک باغ یا ویلاتوسط یک شخص عادی اصلاً نمی تواند موضوع حق کسب خبر قرار گیرد ولی چنانچه یک مقام عالی رتبه حکومتی چنین کاری انجام دهد، حق کسب خبر جاری خواهد بود. حلقه رفت و آمدهای دوستانه افراد عادی، فارغ از میزان ارزش خبری آن، از شمول حق کسب خبر خارج است. اما در مورد اشخاص ممتازی که گفته شد، چنین نیست. شرح و تبیین دقیق مصادیق حریم خصوصی و احکام و استثناهای آن بسیار وابسته به مفاهیم عرفی است.