سینا تکاور
بحران مدیریت مهمترین دغدغهای است که این روزها ذهن اصلاحطلبان را به خود مشغول کرده و زمینه را برای کشمکش بین برجستگان این جریان پدید آورده است. کشمکشهایی که حالا موسوی برای فرار از دستگیری منکر آنها میشود.
تصمیمسازان جبهه اصلاحات از یک سو گرفتار نوعی روان پریشی نظری در پی شکست بزرگ در انتخابات دهم ریاست جمهوری هستند و از سوی دیگر، خود را درگیر نوعی اعوجاج، ناکارآمدی و نابهنگامی مدیریتی و عملی در پی سقوط پایگاههای اجتماعیشان میبینند؛ پایگاههای اجتماعیای که بیشک گرانیگاه این جبهه برای بازگشت به قدرت است. همین موضوع باعث شده که درگیریها میان سران این جبهه برای مدیریت باقی مانده این پایگاههای اجتماعی بیش از پیش بالا بگیرد. با افول و ناتوانی فرقه سبز به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی در تحقق خواستههای از پیش تعیین شده اصلاحات، سید محمد خاتمی که تنها نظارهگر این شکستها بود، بار دیگر وارد گود رهبری این حرکت شد. وی به عنوان یکی از بزرگان و بنیانگذاران این جریان حاضر نبود که اضمحلال حرکتی را که هشت سال برای آن زحمت کشیده و حال به مثابه فرزند وی بود، بپذیرد. اما در طرف مقابل موسوی و کروبی نیز مدعی حرکت بودند؛ چراکه معتقد بودند آنها این جریان را به راه انداخته و نام و آبروی خود را برای آن هزینه کردهاند. بنابراین اختلافات میان خاتمی و موسوی و کروبی آغاز شد. این اختلافها روز به روز بالا میگرفت و موسوی و خاتمی در جمعهای مختلف علیه یکدیگر سخنان تندی را به زبان میآوردند. اخبار این اختلافها نیز به رسانهها درز کرد و کمتر کسی بود که خبری از این اختلافهای ریشهای نداشته باشد.
اتاق فکر اصلاحات وارد میشود
این اختلافات تا آنجا پیش رفت که اتاق فکر اصلاحات را مجبور به ورود به این جریان کرد. این اتاق که از بزرگان اصلاحات تشکیل شده است، در شرایطی که چراغ اصلاحات رو به خاموشی بود، این اختلافات را سمی مهلک برای این جریان میدانست. بنابراین با اتخاذ استراتژی دوگانه تصمیم گرفت هم موسوی و هم خاتمی را در رأس رهبری این جریان حفظ کند تا از این طریق از کل ظرفیتهای موجود برای تحقق خواستههای خود بهرهمند شوند. بر اساس این استراتژی خاتمی که هنوز چهره قابل قبولتری نسبت به سایرین به دلیل مواضع خود در نزد نظام داشت، به عنوان رهبر جریان معتدل اصلاحات وظیفه حضور مجدد در بدنه نظام را دنبال میکرد و در طرف مقابل موسوی به همراه کروبی به عنوان رهبران اپوزیسیون رادیکال، هدایت طیف تند اصلاحات را به عهده گرفتند. اما این تقسیم قدرت میان خاتمی و موسوی نیز نتوانست از تقابل این دو فرد بکاهد، چراکه خاتمی معتقد بود تندرویهای موسوی باعث میشود این جریان بار دیگر طعم تلخ شکست در انتخابات را این بار در میدان مجلس نهم بچشد. از این رو خاتمی همچنان روند انتقادات خود از میرحسین موسوی را ادامه داد.
ملاقاتهای صوری برای فرار از دستگیری
اما روندی که خاتمی و موسوی در برابر هم پیش گرفته بودند، هیچگاه مطلوب جریان اصلاحات نبود، چراکه این جبههگیریها نه تنها کمکی به این جریان نمیکرد، بلکه هویدا شدن این اختلافات بیش از پیش باعث ریزش شدید حامیان اصلاحطلبان میشد. از طرف دیگر، خواست مردمی برای محاکمه فتنهگران که نمونه کوچکی از آن در تجمعات مختلف مقابل منزل کروبی تحت نام ستاد مردمی پیگیری محاکمه سران فتنه قابل مشاهده بود، این ترس را در وجود اصلاحطلبان قرار داده بود که در صورت بازداشت این افراد، ضربه سنگینی به رأس هرم رهبری آنها وارد خواهد آمد. بنابراین موسوی با سفارش اتاق فکر اصلاحات تصمیم گرفت تا ملاقاتی صوری با سید محمد خاتمی برگزار کند. این ملاقات سه جنبه مثبت برای موسوی و اصلاحطلبان داشت. اول از همه سرپوش بزرگی بر موضوع اختلافات میان موسوی و خاتمی میگذاشت و مانع انتشار اخبار ضد و نقیض در خصوص اختلافات این دو عنصر مهم و به تبع آن ریزش نیروهای اصلاحطلبان میشد. از سوی دیگر باعث میشد که نیروهای پراکنده این دو قطب اصلاحات بار دیگر در کنار یکدیگر قرار بگیرند و بتوانند یک جبهه متحدتر برای مقابله با نظام تشکیل دهند. علاوه بر این، سومین دستاورد که مهمترین موضوع این ملاقات را شامل میشد این بود که موسوی در این ملاقات تلاش کرد با کنار گذاشتن ظاهری اختلافات، خود را به اصلاحطلبان سنجاق کند تا در صورت دستگیری، بتواند حمایت اصلاحطلبان را در پشت سر خود داشته باشد. بنابراین ملاقات میان خاتمی و موسوی شکل گرفت اما هیچگاه به طور دقیق مشخص نشد که در این ملاقات چه چیزی بین آنها گذشته است. این دو در حالی به گفتوگو با یکدیگر نشستند که متن خبر انتشار یافته از سوی رسانههای آنان به وضوح مهندسی شده بود تا اختلافات این دو را پنهان کنند. تأکید بر «تداوم هماهنگی موجود میان اصلاحطلبان» و «محکوم نمودن القای اختلاف و تقابل میان شخصیتها» دو محوری بودند که به نرمی در متن خبر انتشار یافته گنجانده شد اما هر چه بود به این پرسش پاسخ نداد که چرا در متن خبر هیچ اشارهای به فرقه سبز نشده و بر تداوم هماهنگی میان اصلاحطلبان تأکید شده است.
بازداشت موسوی و کروبی قوت گرفت
اما پس از انتشار خبر ملاقات میرحسن موسوی و محمد خاتمی که با اهداف تشریح شده صورت گرفت، سخنان آیتالله آملی لاریجانی در خصوص احتمال برخورد با سران فتنه نشان داد که موسوی نیز خطر دستگیری خود را بیش از پیش احساس کرده است. از این رو وی تلاش کرده از طریق این ملاقات پیش از وقوع هر واقعهای، زمینههای مختلف را فراهم کند تا در مرحله اول مانع دستگیری خود شود و در مرحله دوم در صورت دستگیری بتواند از فشارهای وارده از جانب اصلاحطلبان برای آزادی خود استفاده کند. البته پیش از اینها نیز اصلاحطلبان با راه انداختن فضاهای تبلیغاتی بارها شایعه دستگیری موسوی و کروبی را در رسانهها خود مطرح و تهدید کردند در صورت بروز چنین اتفاقی راهپیمایی عظیمی را به راه خواهند انداخت. آنها از این طریق میکوشیدند که فضای جامعه را محک بزنند و مطمئن شوند که هنوز هوادارانی برای خود دارند. اما این بار میرحسین موسوی با درک این موضوع که هوادارانشان در پایینترین سطح ممکن هستند، دست از تهدید برپایی راهپیمایی برداشته و به نزدیکترین شاخه ممکن که همان خاتمی است، چنگ زده تا خود را حفظ کند و در این راه مجبور بوده که به طور موقت اختلافات خود را با خاتمی کنار بگذارد. حال باید دید که آیا خاتمی اختلافات خود با موسوی را فراموش کرده و از وی حمایت خواهد کرد یا برای حفظ خود در بدنه نظام و بازگشت به قدرت پشت میرحسین موسوی را خالی خواهد کرد؟ زمان بهترین پاسخگوست.