آنان میدانند که خوارج بر حق نبودند و اساسا در پی کتمان آن نیستد ، اما وقتی قرآن های بر نیزه کرده خویش را مینگرند ، تاریخ را غیرقابل تکرار می خوانند.
میشود به تاریخ ، مانند یک قصه منفعل نگاه کرد ، مانند یک داستان که هیچ وقت برای ما پیش نخواهد آمد ، یا گیریم که پیش بیاید ما با همه فرق داریم ، داستان زندگی ما ، از گذشتگانمان تفاوت دارد ، اصلا مقایسه کار عاقلانه ای در دنیای امروز نیست .
میشود به تاریخ به چشم عبرت نگاه کرد ، داستانی که در یک زمان و مکان خاص ، رخ داده اما ، هیچ گاه پرونده تکرار پذیری آن خاتمه نمی یابد ، اساسا از دل همین قواعد کلی است که فلسفه تاریخ ، در پی یافتن قواعد کلی از دل داستانهای تکرار پذیر تاریخ است .
دو نگاه بالا سبب شده است ، تا دو طیف مختلف در فضای جامعه ، نسبت به تاریخ موضع گیری کنند . طیف اول ، آنانی هستند که رجوع تاریخ برای آنان تلخ و ناگوار است ، دسته اول معمولا از شباهت های رفتاریشان با خوارج ، کوفیان ، پادشاهان ستمگر، تاریخ کشورهای توتالیتار کمونیستی ، فریب خوردگان صفین و... در هراسند ، آنان میدانند که خوارج بر حق نبودند و اساسا در پی کتمان آن نیستد ، اما وقتی قرآن های بر نیزه کرده خویش را مینگرند ، تاریخ را غیرقابل تکرار می خوانند و از رجوع به گذشته که در آن منفعتی نیست گریزانند آنان از دست عمار و مالک و سلمان ناراحت نیستند ، آنان از آنکه چرا امروز آنان را عمار نمیدانیم دلخورند . دسته دوم نیز خود به دو گروه ظریفان تاریخ دان و حقیران تاریخ ساز قابل تقسیم است . قسم اول بی هراس از شباهت ها و تفاوت ها تاریخ را موشکافی میکنند ، تاریخ عبرت است ،آری ممکن است خطاهای امروز ما در گذشته رخ داده باشد ، فی المثل گذشتگان ما لااقل در ایران هزینه سنگین اعتماد به اجنبی را پرداخت کرده اند تا ما امروزه بفهمیم که باید در مقابل خواست آنان بایستیم و بگوییم ابر قدرت در نگاه ما یکی است و آن نیز خدای تبارک و تعالی است . گذشتگان ما در عصر فتحعلی شاه ، در موازنه بین روس و انگلیس بر دولت اجنبی فرانسه تکیه زدند و در پی توافق پنهانی فرانسه و انگلیس ، در جنگ های ایران و روس بخش عظیمی از خاک خویش را از دست دادند تا ما امروز بفهمیم هزینه تکیه بر استعمار ذلتی بیش نیست. هر چند پس از انقلاب بودند برخی که می بایست پیش از تکیه زدن بر مناصب بالا ، بر صندلی های کلاس تاریخ تکیه می زدند آن هنگام که عزت را در سوت و کف اجنبی ها دیدند که شرح مفصلش باشد برای بعد ...
همچنین دسته ای نیز حقیرانه ، تاریخ را زیر و رو میکنند و ملتمسانه ، در پی ربط حوادثی از گذشته به حال هستند ، که تنها در ظاهر اتفاق ، خط داستانی یکسانی دارند ، مثال این دسته ، آنانی هستند که انقلاب اسلامی را با حکومت های چپ تاریخ مقایسه میکنند و میخواهند از اسلام توتالیتاریسم را بیرون بکشند و جاهلانه بر طبل قیاسی میکوبند ، که یک سمتش فرامین الهی است و رو به رویش فرامین مارکس ، استالین و سایر بندگان و مخلوقانی که هنوز دو سده از مرگشان نگذشته که موزه ها هم از پذیرفتنشان عذر تقصیر دارند . از این قبیل ادعاها در تاریخ فراوان است و از فریب خوردگانی که در پی این ادعاها می دوند تاریخ بسیار به خود دیده است .
تاریخ انقلاب اسلامی و آنچه در لابه لای اسناد سال 40 تا کنون قابل رویت است ، حکایت از داستانی دارد ، که هر چند نسبت به داستان های دیگر تازه و جوان است ، اما فهم اتفاقی که در انقلاب اسلامی افتاده است ، معیار و طراز اصلی در فهم و تحلیل امروز ماست . درست است که جامعه امروز ما ، نسل امروز ما و حتی بخش از مدل زندگی ایرانی تغییرات اساسی کرده است ، هر چند که تجربه حکومت در زیر سایه اسلام دیگر یک تز انتزاعی در ذهن مردم مسلمان نیست و ملموس شده است ، اما اسلام سال 89 همان اسلام سال 42 است . پایبندی دینداران ملت سال 89 اگر بیشتر از مومنان بعد از فوت آیت الله بروجردی نباشد ، کمتر از آن نخواهد بود .
هر تهیدستی ز بی شرمی درین بازارگاه
در برابر ماه کنعان را دکانی چیده است
تر نگردد از زر قلبی که در کارش کنند
یوسف بیطالع ما گرگ باراندیده است
در سایت مرکز اسناد ، به لطف خدای متعال ، میخواهیم ، با محوریت ، تاریخ ، فکر و اندیشه انقلاب اسلامی ، امروز را بفهمیم و آینده را بسازیم . این آغاز را مدیون خون شهدای انقلاب می دانیم و ضمن استمداد از روح پر فتوح آنان بنا را بر آن میگذاریم تا زین پس در این ستون با واکاوی گذشته امروز و فردا را بشناسیم . باشد که ذخیره خیر روانه سرای باقیمان باشد ، نه هیزم آتش فراق حق .