تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۸۱۹۹۶

پیامدهای سیاسی سیل در پاکستان


ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
هنگامی که در سال 1932 سد سوکور در هند یعنی در مستعمره آن روز بریتانیا پس از 9 سال به بهره‌برداری رسید، در نوع خود یک رکوردشکنی به حساب می‌آمد. به این ترتیب آب رودخانه سند وارد یک شبکه آبرسانی 10 هزار کیلومتری شد که نزدیک بیست هزار کیلومتر مربع از زمین‌های کشاورزی را آبیاری می‌کرد و در آن زمان این شبکه بزرگترین سیستم آبیاری و آبرسانی دنیا به شمار می‌آمد و حال یعنی نزدیک به 80 سال پس از آن، سدی که توسط بریتانیایی‌ها افتتاح شد تبدیل به نمادی از جنگ قدرت میان سیاستمداران نظامی و غیرنظامی در پاکستان شده است.
البته جدال بر سر تسلط بر رود سند که از آگوست سال 1947 آغاز شد، چیزی نیست که ناگهان به خاطر سیل اخیر در پاکستان بالا گرفته باشد. اما در این میان تقریباً همه دلایل و شواهد حکایت از آن دارد که ژنرال‌های پاکستان برنده اصلی این مناقشه جدید خواهند بود.
در یک سوی این جریان ژنرال «پرویز اشفق کیانی» قرار دارد که کوتاه زمانی قبل از فاجعه سیل و با وجود نارضایتی سازمان افسران جوان پاکستان و البته برای خوشایند آمریکا از سوی گیلانی نخست‌وزیر برای سه سال دیگر در مقام فرمانده نیروهای مسلح پاکستان ابقا شد. این در حالی است که کیانی از نظر سنی در آستانه بازنشستگی قرار دارد. اما سلف کیانی کسی نبود جز پرویز مشرف که به مدت 9 سال فرماندهی نیروهای مسلح را در اختیار داشت و به این صورت همه شانس‌ها را از هم‌قطاران جوان‌ترش گرفته بود.
اما در سوی دیگر مناقشه رئیس‌جمهور یعنی «آصف‌علی زرداری» قرار دارد. این بیوه بی‌نظیر بوتو سیاستمدار پاکستانی که در سپتامبر 2007 به قتل رسید، اگرچه مهمترین اختیارات خود را که از دیکتاتور سابق پرویز مشرف به ارث برده بود، در سال 2008 تفویض کرد و به این ترتیب نتوانست از تمدید دوران فرماندهی کیانی جلوگیری کند اما زرداری هنوز هم رهبری حزب مردم را در اختیار دارد، حزبی که عملاً از سوی ارتش دست‌کم گرفته می‌شود.
جالب آنکه طی هفته‌های گذشته نظامیان در زادگاه زرداری یعنی در استان سند نیز آشکارا نشان دادند چه کسی در پاکستان حرف اول را می‌زند. آن سد قدیمی دو هفته پس از آغاز فاجعه‌ای که در 80 سال گذشته بی‌سابقه بوده است، یعنی دو هفته پس از باران‌های سیل‌آسایی که در 27 جولای آغاز شد در آستانه شکست قرار گرفت. هنگامی که بیم آن می‌رفت دریچه‌های سد از فشار آبی که پشت آن جمع شده بود شکسته شوند و همه دره سند زیر آب برود ارتش وارد عمل شد. برای مقامات پاکستانی روشن بود که یکی از دیوارهای سد باید منفجر شود. اگرچه این کار زمین‌های زراعی اطراف را زیر آب می‌برد اما از شدت فاجعه می‌کاست. با این حال چند روز گذشت و دولت هیچ اقدامی نکرد زیرا نمایندگان پارلمانی محلی استان سند تنها در این فکر بودند که مردم حوزه‌های خود را از خطر سیل نجات دهند و در خلال بحث و جدل‌های بی‌پایان و بیهوده آنها بود که ارتفاع آب پشت سد سوکور باز هم بالاتر آمد. در همان زمان گویی دستی از آسمان بیرون آمد و یکی از یگان‌های پیشرو ارتش دست به کار شد و به وسیله مواد منفجره سوراخی در آن سد ایجاد کرد. «کمال صدیقی» سردبیر روزنامه انگلیسی‌زبان «اکسپرس تریبون» که در پایتخت اقتصادی پاکستان یعنی در کراچی منتشر می‌شود، می‌گوید: «این تنها یکی از ماموریت‌ها و عملیات ارتش از زمان وقوع این سیل بود و نشان داد که چه کسی کارآمدی دارد و همه چیز را در کنترل خود گرفته است.» ژنرال‌های پاکستانی کوتاه‌زمانی پس از آغاز فاجعه اعلام کردند هریک از 500 هزار سرباز ارتش باید روزانه مبلغی را برای کمک به قربانیان سیل اختصاص دهد و علاوه بر آن نظامیان تیم‌های فیلمبرداری تلویزیون را نیز در هلی‌کوپترهای خود می‌نشاندند تا از عملیات نجات فیلمبرداری کنند. در همان حال که افسران ارتش در بی‌شمار برنامه‌های تلویزیونی در کمال آرامش از تلاش‌های نیروهای خود می‌گفتند، پرزیدنت زرداری به شدت آماج انتقادهای رسانه‌های پاکستان به دلیل سفر اروپایی‌اش آن هم در اوج دوران فاجعه بود. یکی از معروف‌ترین مقاله‌نویسان پاکستان یعنی «ایاز امیر» در همان روزها نوشت: «زرداری اگر در پاکستان هم می‌ماند کاری از دستش برنمی‌آمد اما او با این کار احساسات ملت را جریحه‌دار کرد.»
اما زرداری در سفرش به فرانسه و بریتانیا نشانه‌هایی فرستاد؛ نشانه‌هایی که حداقل برای آگاهان امور معنی‌دار به شمار می‌آمد و در این سفر وزیرخارجه‌اش یعنی قریشی را به همراه نداشت زیرا قریشی چند هفته قبل در یک کنفرانس خبری برای خوشایند ارتش و برخلاف خواست رئیس‌جمهور به شدت به کشور همسایه یعنی هند تاخته بود؛ امری که البته طی چند دهه اخیر کاملاً معمول است. زرداری و نزدیک‌ترین یارانش در تلاش برای تفاهم با هند و افغانستان هستند و امید دارند تنش‌زدایی در مرزها در میان‌مدت بتواند فشارهای ارتش بر پاکستان را کاهش دهد. اگرچه در این سال‌ها ارتش انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهد اما این به معنی آن نیست که نظامیان از مواضع اصلی سیاسی و اقتصادی خود دست کشیده باشند. ارتش پاکستان همچنان در پی حفظ کنترل خود بر سیاست خارجی و امنیتی این کشور است.
کشورهای غربی هم با سکوت خود این رفتار ارتش را به رسمیت شناخته‌اند و این سکوت را به دلیل اهمیت همکاری پاکستان، در جنگ علیه ترور ضروری می‌دانند. ژنرال کیانی فرمانده ارتش و «شجاع پاشا» رئیس آی‌اس‌آی دو تن از مهم‌ترین چهره‌های طرفدار پایان جنگ در افغانستان از طریق مذاکره با شبه‌نظامیان طالبان به شمار می‌آیند و سیاستمداران پاکستان هم یارای مقاومت در برابر خواست آنها را ندارند. تبلیغات منفی علیه رئیس‌جمهور در واقع چند هفته پس از برگزاری مشرف و آغاز ریاست جمهوری زرداری در تابستان 2008 آغاز شد. در کراچی طی چند هفته این شایعه رواج داشت که زرداری نیروهای ضربت ارتش را برای حفاظت از املاک خود به آن بندر مهم اعزام کرده است اما چیزی نگذشت که معلوم شد این داستان‌ها ساخته و پرداخته سرویس اطلاعات و امنیتی یعنی آی‌اس‌آی است.
پس از حملات گروه تروریستی لشگر توبه به بمبئی یعنی همان حملاتی که از نظر کارشناسان بدون پشتیبانی دستگاه امنیتی پاکستان اصولاً اجرای آن ناممکن می‌نمود، زرداری در نهایت به دلیل فشارهای نظامیان مجبور به اخراج «محمودعلی دورانی» مشاور امنیتی خود شد زیرا دورانی در مقابل رسانه‌های آمریکایی اعتراف کرده بود پیکارجویان پاکستانی نیز در آن حمله‌ها نقش داشته‌اند. دورانی در حکم خاری در چشم نظامیان بود زیرا او در مقام مشاور امنیتی رئیس‌جمهور روابطی نزدیک با ایالات متحده آمریکا داشت و تسلط افسران را بر سیاست خارجی و امنیتی با مشکل روبه‌رو می‌کرد.
صدیقی می‌گوید: «گاه از این مساله که زرداری چگونه توانست با وجود همه آن تلاش‌ها دورانی را تا مدت‌ها در آن سمت حفظ کند تعجب می‌کنم.» به عقیده صدیقی رئیس‌جمهور فعلی که به خاطر ظاهراً سوءاستفاده‌ها و رسوایی‌های بی‌شمار مالی در اواسط دهه 90 به «آقای ده درصد» مشهور بود، چندی پیش از قتل همسرش به این نتیجه رسیده بود که امورات کشور باید فارغ از منافع حزبی، خانواده و منافع شخصی اداره شود و در این مورد سوگند نیز خورد. زرداری بر این عقیده است که تعداد زیادی از رهبران ارتش، بخش‌هایی از بوروکراسی قدرمند کشور و مردان اصلی اقتصاد پاکستان، در استان ثروتمند پنجاب ریشه دارند. این منطقه برخلاف زادگاه زرداری یعنی ایالت سند که غالب مردم از راه کشاورزی زندگی می‌کنند، مرکز صنعتی پاکستان به شمار می‌آید. اما با وجود همه توطئه‌ها علیه زرداری و سیاستمداران غیرنظامی، نیروهای مسلح پاکستان در حال حاضر به دنبال کنترل مستقیم دولت و کسب کرسی‌هایی چون کرسی رایست‌ جمهوری نیستند. وجهه ارتش پاکستان به دلیل دیکتاتوری‌های مشرف به شدت خدشه‌دار شد و کیانی در مقام جانشین مشرف به عنوان فرمانده ارتش در پی ترمیم چهره نیروهای خود نزد مردم است. به همین خاطر عملیات‌های نجات در خلال سیل اخیر برای ژنرال‌های پاکستانی در حکم مائده‌ای آسمانی است. «طلعت مسعود» ژنرال سابق با اطمینان می‌گوید: «ارتش در آینده نقشی به شدت موثر در عرصه سیاسی پاکستان ایفا خواهد کرد.»
با این حال حتی در حال حاضر هم نظامیان پاکستان در پشت صحنه همه تصمیم‌های مهم کشور حضور دارند بدون آنکه مسئولیت مستقیمی در قبال آن متوجه آنها باشد. و البته همزمان بر تلاش‌های خود برای تضعیف هرچه بیشتر زرداری نیز خواهند افزود. هدف آنها بیش از آنکه ساقط کردن زرداری باشد تضعیف حزب او یعنی حزب مردم است. از نظر نظامیان پاکستانی شهرت این حزب باید به گونه‌ای خدشه‌دار شود که دیگر توانایی پیروزی در انتخابات‌های آینده را نداشته باشد. و دلیل این مساله؛ این حزب که توسط خانواده بوتو پایه‌گذاری شد چون خاری در چشم بنیادگران است و از اعتماد ارتش نیز برخوردار نیست و از نظر مخالفانش می‌تواند تهدیدی برای تفوق پنجاب بر سند باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات