سازمان ملل در حالی امروز (یکشنبه) شصت و پنجمین سالگرد تاسیس خود را گرامی میدارد که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند بزرگترین سازمان بین المللی جهان نتوانسته در مسیر اهداف تعیین شده اولیهاش آنچنان که باید و شاید اقدامات مفید و سازنده در عرصه بینالملل انجام دهد و اکثر اقدامات سازمان ملل در جهان در راستای منافع قدرتهای بزرگ بوده و این سازمان تحت نفوذ و کنترل این قدرتها بوده است.
به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، امروز 24 اکتبر مصادف است با سالگرد تشکیل سازمان ملل متحد. با گذشت شصت و پنج سال از تاسیس این سازمان، سوالی که در اذهان عمومی شکل گرفته این است که آیا جامعه جهانی از اقدامات سازمان ملل رضایت دارد و آیا این نهاد بینالمللی توانسته به خوبی در راستای حل و فصل مناقشات جهانی و ایجاد صلح و ثبات بینالمللی گام بردارد؟
مهمترین موضوعی که باید بررسی شود، این است که آیا سازمان ملل در تصمیمگیریهای سرنوشت ساز و مهم خود به همه کشورها به یک دید نگاه میکند و یا از یک سری کشورها جانبداری میکند؟ آیا سازمان ملل در شان یک نهاد بینالمللی بیطرف است یا خیر؟ آیا میتوان مطمئن بود که اعضای شورای امنیت سازمان ملل در صدور قطعنامههای گوناگون سیاستهای بیطرفانه را اتخاذ کرده و یا در راستای جانبداری کورکورانه بویژه از آمریکا و رژیم صهیونیستی گام برداشتهاند؟
قطعا با بررسیهای موشکافانه تصمیمها و سیاستهای سازمان ملل به این نتیجه میرسیم که به هیچ وجه نمیتوان سازمان ملل را یک نهاد بینالمللی بیطرف خواند و لازم است مقامات سازمان ملل برای افزایش اعتبار خود، بیطرفی را در راس امور خود قرار دهند و در برابر زورگوییهای قدرتهای جهان مقاومت کنند. بدین صورت است که یک سازمان ملل واقعی برای همه مردم جهان شکل میگیرد و جامعه جهانی با خیالی آسوده میداند که سازمانی در جهان وجود دارد که میتواند حق ضعیفان را در برابر زورگویان باز پس گیرد.
تاریخچه
اهداف اولیه سازمان ملل متحد فراهم کردن زمینه همکاری در چارچوب قوانین بینالمللی، امنیت بینالملل، توسعه اقتصادی، پیشرفتهای اجتماعی، حقوق بشر و دستیابی به صلح جهانی میباشد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، موجودیت سازمان ملل متحد به طور رسمی در 24 سپتامبر سال 1945 از سوی کشورها به رسمیت شناخته و جایگزین جامعه ملل شد تا از بروز جنگ میان کشورها جلوگیری به عمل آورد و چارچوبی را برای مذاکره میان کشورها ایجاد کند. در این سازمان چندین سازمان زیر مجموعه و تابعه فعالیت میکنند و ماموریتهای این سازمان را در حوزههای مختلف انجام میدهند.
در حال حاضر 192 کشور عضو سازمان ملل هستند و هر ساله این سازمان با همکاری آژانسهای خود نشستهایی را در سراسر جهان با هدف حل و فصل چالشهای مختلف در حوزههای گوناگون برگزار میکند.
از جمله سازمانهایی که درون سازمان ملل فعالیت میکنند، میتوان به مجمع عمومی، شورای امنیت، شورای اقتصادی و اجتماعی، دبیرخانه، دادگاه بینالمللی عدالت، شورای سرپرستی، سازمان تجارت جهانی، برنامه جهانی غذا و صندوق کودکان اشاره کرد. در حال حاضر بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل است و بودجه این سازمان نیز از سوی کشورهای عضو تامین میشود. این در حالی است که برخی کارشناسان معتقدند سازمان ملل در حل و فصل اکثر چالشهای حیاتی ناکام بوده و نتوانسته آن چنان که باید و شاید در پایان مناقشات و تنشها در جهان نقش اول را ایفا کند و در اکثر مواقع تحت نفوذ قدرتهای جهان عمل کرده است.
این سازمان از زمان تاسیس، با انتقادهای مختلفی مواجه بوده است و برخی تصمیماتش نیز بحث برانگیز و منجر به بروز تنشهای جدیدی درون این سازمان شد.
برخی کارشناسان بر این باورند که قدرتهای جهان در پشت پرده تلاش کردهاند با تاسیس سازمان ملل و تشکیل یک "دولت جهانی" بر کل دنیا نفوذ داشته باشند. حتی برخی از مقامات جهانی نیز از عملکرد سازمان ملل انتقاد کردهاند و معتقدند که به هیچ وجه نمیتوانند نسبت به این موضوع متقاعد شوند که یک ائتلاف امنیت جهانی باعث حفظ صلح و ثبات در جهان شود. آنها اعلام کردهاند که گفتوگوها و معاهدهها میان کشورها را به دستورالعملهای سازمان ملل ترجیح میدهند.
مجمع عمومی سازمان ملل
سازمان ملل هر ساله نشستهایی را با حضور مقامات ارشد کشورها برای بحث و بررسی مناقشات مختلف جهانی برگزار میکند و مقامات کشورها دیدگاهها و راهکارهای خود را برای یافتن راهحل چالشهای جهانی اعلام میکنند، اما به نظر میرسد که این سخنرانیها فقط در حد حرف بوده و جامه عمل پوشاندن به این راهکار بسیار سخت است و سازمان ملل نیز نتوانسته چارچوب قاطعانهای برای فشار آوردن به کشورها در افزایش سازنده همکاریها در این راستا تعیین کند.
شورای امنیت سازمان ملل
مسئولیت اصلی این شورا حفظ صلح و امنیت در میان کشورهاست، اما آیا به راستی شورای امنیت سازمان ملل توانسته به وظیفه خود بدون جانبداری عمل کند؟ این شورا از قدرتی برخوردار است که میتواند تصمیمات الزام آوری اتخاذ کند که کشورها ملزم به اجرای آن شوند. این شورا پنج عضو دائم و 10 عضو غیر دائم دارد. پنج عضو دائم آن آمریکا، چین، فرانسه، روسیه و انگلیس هستند که از حق وتو برخوردارند و داشتن این حق وتو توسط این قدرتهای جهان مدتهاست بحث برانگیز بوده است که چرا باید کشورهایی نظیر آمریکا که سابقه طولانی در سیاستهای جاه طلبانه و نفوذ در کشورها داشته، از حق وتو برخوردار باشد؟ مگر نه این است که آمریکا با حق وتو خود مانع از محکومیت جنایات گسترده رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم و بیدفاع فلسطین شده است.
با بررسی عملکرد شورای امنیت سازمان ملل در اکثر تصمیمگیریهایش میتوان به این نتیجه دست یافت که اکثر سیاستهای این شورا جانبدارانه است و عدالت در آن رعایت نمیشود.
دبیرکل سازمان ملل
این سمت، بالاترین مقام سازمان ملل است که اکنون بان کی مون تصدی آن را برعهده دارد. برخی نیز از عملکرد افراد در این سمت انتقاد داشتهاند و معتقدند که دبیرکلهای سازمان ملل در برابر فشارهای آمریکا و غرب نمیتوانند ایستادگی کنند و مطیع دستورات قدرتهای جهان هستند. فردی که در سمت دبیرکل سازمان ملل فعالیت میکند، باید به دنبال احقاق حق مظلومان و افراد تحت ظلم باشد نه دنبالهرو و حامی حمایتهای جاه طلبانه یکسری کشورها.
شورای حقوق بشر
احقاق حقوق مردم از جمله اهداف اصلی سازمان ملل بوده است، به همین دلیل شورای حقوق بشر این سازمان با هدف ملزم کردن کشورها به رعایت حقوق بشر تاسیس شد، اما سوال بزرگ این است که چرا کمیسیون حقوق بشر که در سال 2006 به جای "شورای حقوق بشر سازمان ملل" تاسیس شد، نسبت به نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریکا، رژیم صهیونیستی و چند قدرت اروپایی بیاعتنا بوده و فقط از کشورهایی که از قدرت و نفوذ در عرصه بین المللی برخوردار نیستند، بارها انتقاد کرده است. مطمئنا این شورا با این نوع اقداماتش نمیتواند انتظار داشته باشد که از اعتبار تمام عیار در میان مردم جهان برخوردار باشد.
نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریکا در جنگهای افغانستان و عراق و همچنین کشتار مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، مواردی نیستند که به این آسانی بتوان از کنار آنها گذشت، اما شورای حقوق بشر سازمان ملل نتوانسته از آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل این نقض گسترده حقوق بشر انتقاد کند چون تحت نفوذ آنها فعالیت میکند.
اهداف توسعه هزاره
از جمله اهداف سازمان ملل، حمایت از توسعه در کشورهای جهان است. در این راستا سازمان ملل "اهداف توسعه هزاره" را برای کشورها تعیین کرده تا طی یک ضربالاجل کشورها به اهداف تعیین شده تحت این طرح از جمله مقابله با فقر، ریشه کنی بیسوادی و رشد اقتصادی برسند. در نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل، بان کی مون اعلام کرد که پیشرفتهایی در تحقق اهداف هزاره حاصل شده اما لازم است کشورها اقدامات بیشتری انجام دهند.
بررسی عملکرد سازمان ملل در مناقشات بینالمللی
روند صلح خاورمیانه
دهههاست که جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین همچنان ادامه دارد و در این راستا سازمان ملل عملا نه تنها نتوانسته از مردم فلسطین حمایت کند و حق آنها را از اشغالگران صهیونیست باز پس گیرد، بلکه جالب آنجاست که در یکسری قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، از رژیم صهیونیستی حمایت و عملا اقدامات این رژیم تایید شده است. از سال 1947 سازمان ملل نقش مرکزی در مناقشه میان فلسطین - رژیم صهیونیستی ایفا کرده است. البته باید گفت که سازمان ملل از پناهندگان فلسطینی تحت برنامهای حمایت کرده و از طرق دیپلماتیک همبستگی خود را با مردم بیدفاع فلسطین اعلام کرده اما به دلیل نفوذ آمریکا، این سازمان تاکنون نقش سازندهای در حل و فصل مناقشه میان فلسطین - رژیم صهیونیستی ایفا نکرده است. در سازمان ملل ممکن است پیشنویس قطعنامههایی علیه نقض گسترده حقوق بشر توسط رژیم صهیونیستی تدوین شده باشد، اما آمریکا با حق وتو خود اجازه نداده این قطعنامهها تصویب شوند و به همین دلیل آمریکا بارها به دلیل حمایتهای گسترده خود از تل آویو در سازمان ملل مورد انتقاد قرار گرفته است.
سازمان ملل همچنین به کم کاری و عدم اتخاذ سیاستهای قاطع در قبال رژیم صهیونیستی، متهم بوده است. به رغم این که طی چند دهه اخیر قطعنامههای فراوانی در محکومیت جنایات و نقض گسترده حقوق بشر توسط رژیم صهیونیستی صادر شده، اما اینها فقط در حد قطعنامه و آن هم از نوع غیرالزام آور بوده و به هیچ وجه مانع از این اقدامات تل آویو علیه فلسطینیان نشده است. این امر نشان میدهد که قطعنامههای سازمان ملل علیه رژیم صهیونیستی به اندازه کافی قاطعانه نبوده و این موضوع عملکرد سازمان ملل را به عنوان یک نهاد بینالمللی بیطرف زیر سوال میبرد.
جنگ افغانستان و عراق
جنگ افغانستان در هفتم اکتبر سال 2001 آغاز شد و آمریکا به بهانه حملات 11 سپتامبر 2001 و حمله علیه تروریسم کشورگشایی خود را در افغانستان آغاز کرد. حدود یک دهه از جنگ افغانستان میگذرد و آمریکا و هم پیمانانش در این جنگ باعث کشته شدن صدها غیرنظامی شدهاند و اقدامات غیرقانونی گستردهای حتی در سطح جنایات جنگی در افغانستان و رسواییهای نقض حقوق بشر از جمله زندان گوانتانامو پس از حمله به افغانستان به وقوع پیوست.
از سازمان ملل به عنوان یک نهاد بیطرف انتظار میرفت که به این اقدامات غیرقانونی و غیربشری آمریکا و هم پیمانانش در افغانستان رسیدگی کند. سازمان ملل که داعیه بیطرفی و احقاق حقوق مردم جهان و در راس آنها تلاش برای ایجاد صلح و ثبات در جهان را دارد، فقط به عنوان یک تماشاچی، نظارهگر جنگ افغانستان بود و هیچ اقدامی در راستای پایان این جنگ غیر ضروری که کشوری ویران را برای افغانها به ارمغان آورده، انجام نداده است.
در مارس 2003 نیز دولت آمریکا اعلام کرد که دیپلماسی در قبال عراق ناکام بوده است و با جامعه جهانی برای "خلاص شدن" از رژیم صدام با سلاحهای کشتار جمعیاش به توافق رسیده است. پیش از حمله به عراق، بحثهای فراوانی میان اعضای شورای امنیت سازمان ملل در مورد نحوه برخورد با عراق وجود داشت. پیش از سال 2002، شورای امنیت 16 قطعنامه علیه عراق صادر کرده بود و در سال 2002 نیز قطعنامه 1441 را علیه عراق صادر کرد. در سال 2002، دولتهای آمریکا، انگلیس و اسپانیا پیشنهاد صدور قطعنامه جدیدی را علیه عراق مطرح کردند. کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل نیز در اظهارنظری اعلام کرد که نشانهها حاکی از آن است که حمله به عراق غیرقانونی است. با این حال آمریکا ضمن بیتوجهی به مخالفان حمله به عراق در سازمان ملل، به این کشور حمله کرد. به دنبال قطعنامه 1441 شورای امنیت در نوامبر 2002، بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به عراق بازگشتند و شروع به بازرسی از تاسیسات حساس عراق به ریاست هانس بلیکس کردند، اما در نهایت مشخص شد که هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد و جنگ عراق بر پایه دروغ آمریکا آغاز شده بود.
برنامه هستهای ایران
مناقشه بر سر برنامه هستهای ایران مدتهاست که در کانون فعالیتها و بحثهای مقامات مختلف در سازمان ملل قرار داشته است. آمریکا و همپیمانانش مدتهاست مدعیاند که برنامه هستهای ایران اهداف نظامی در پشت پرده دارد. اگرچه در گزارشهای مختلف از سوی سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی آن، بارها این موضوع اثبات شده است که برنامه هستهای ایران صلح آمیز است، اما آمریکا با اهداف جاه طلبانه و تبلیغات روانی رسانههایش، قصد داشته این القاء را در جهان ایجاد کند که ایران به دنبال سلاح اتمی است. گسترش ایران هراسی نیز از اهداف کاخ سفید بوده است. ایران که اعلام کرده برای عدم وابستگی به دیگر کشورها در زمینه انرژی، به دنبال انرژی هستهای است، بارها ادعای آمریکا مبنی بر اینکه برنامه هستهای تهران نظامی است را قویا رد کرده است. غنی سازی اورانیوم در خاک ایران نیز موضوعی است که آمریکا و هم پیمانانش به شدت تلاش میکنند تا تبلیغات روانی و هجمه خبری را در مورد آن در سراسر جهان به راه بیندازند. ایران که پیشتر با غنی سازی اورانیوم در خارج از خاک خود موافقت کرده بود، با برزیل و ترکیه توافق کرد که در این راستا گام بردارد، اما آمریکا همانند همیشه مانع تراشی کرد و این توافق نامه سه جانبه تاریخی را رد کرد. این مخالفت آمریکا نشان داد که به رغم همکاریهای ایران، کاخ سفید هم چنان بر طبل تبلیغات روانی و مخالفتهای خود میکوبد و اهل منطق نیست. ایران پیشتر برای این که نشان دهد روند غنی سازی اورانیوم خود مغایر با قوانین بینالمللی نیست، به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها اجازه داد تا از مناطق هستهایاش بازدید کنند، اما با این حال آمریکا و هم پیمانانش فقط بر توقف روند برنامه هستهای ایران اصرار دارند.
از جمله مواردی که باعث تعجب میشود، این است که چرا شورای امنیت سازمان ملل نسبت به بررسی برنامه هستهای رژیم صهیونیستی بیتوجه بوده است. اگر شورای امنیت سازمان ملل مدعی است که در برابر تمامی کشورها منصفانه و به دور از بازیهای سیاسی عمل میکند، پس چرا نسبت به برنامه هستهای رژیم صهیونیستی هیچ اقدامی انجام نمیدهد؟ آنچه جانبدار بودن فعالیتهای شورای امنیت را اثبات میکند، ادامه شک و تردیدها در مورد برنامه هستهای رژیم صهیونیستی است؛ برنامهای مبهم که به رغم درخواستها برای شفافیت، هیچ اعلام رسمی در مورد آن از سوی تل آویو صورت نگرفته است.
کشورهای مختلف جهان از جمله سازمان کشورهای غیرمتعهد از برنامه هستهای ایران حمایت کردهاند، اما آمریکا با نفوذ بر شورای امنیت سازمان ملل قصد دارد در روند برنامه هستهای مسالمت آمیز ایران اخلال ایجاد کند، اما کارشناسان و تحلیلگران غرب و حتی برخی رسانههای آمریکا بر این موضوع تاکید داشتهاند که ایران در آستانه تبدیل شدن به یک کشور هستهای است و آمریکا باید در نهایت یک ایران هستهای را بپذیرد. این دستاورد بزرگی برای ایران که مدتهاست با تحریمهای غرب مواجه است، به شمار میرود؛ دستاوردی که جامعه جهانی را وادار به تسلیم شدن در برابر آن کرده است.
ماموریت صلح بانان سازمان ملل
فعالیت صلح بانان این سازمان با هدف کمک به کشورهایی که با مناقشات داخلی روبرو هستند، انجام میشود. اولین فعالیت صلح بانان سازمان ملل در سال 1948، زمانی که شورای امنیت سازمان ملل دستور استقرار ناظران نظامی برای نظارت بر توافقنامه آتش بس میان رژیم صهیونیستی و همسایگان عربش را داد، آغاز شد. از آن زمان به بعد 64 عملیات صلح بانان سازمان ملل در سراسر جهان انجام شده است. به موضوع فعالیت صلح بانان سازمان ملل به طور دقیق در منشور سازمان ملل اشاره نشده است، اما طی سالهای اخیر ماموریت صلح بان سازمان ملل با توجه به مناقشات مختلف و فضای سیاسی کشورها انجام شده است. هدف اصلی فعالیت صلح بانان سازمان ملل حفظ ثبات و صلح کشورهای مواجه با مناقشه داخلی است. این در حالی است که این صلحبانان در کشورهای آفریقایی از ممانعت از وقوع فاجعه تجاوزهای جنسی ناکام بودهاند.
به نظر می رسد که مقامات سازمان ملل در حال حاضر باید اصلاحات بنیادینی در این سازمان اعمال کنند تا به دنبال آن دیگر قدرتهای بزرگ جهان نتوانند بر این سازمان بین المللی بزرگ نفوذ و تسلط داشته باشند و این اقدام در ادامه بقا و مشروعیت سازمان ملل بسیار مهم و حیاتی به شمار می رود.