تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۸۲۰۷۴

حجاب، مشایی، سیدحسن و هاشمی در گفت‌وگو با علی مطهری

اشاره: برای گفت‌وگو با علی مطهری هیچ بهانه‌ای لازم نیست. او از جمله شخصیت‌های سیاسی است که در هر برهه زمانی حرف‌هایی منحصر به فرد برای خود داشته اگر چه درست یا اشتباه بودن این حرف‌ها جای تامل و بررسی دارد. چه اینکه بخواهد ادعایی بزرگ کرده و احمد‌ی‌نژاد را هم از مقصران فتنه 88 بداند یا اینکه در نهایت تعجب نمایندگان مجلس، اهانتی بی‌سابقه را متوجه یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس کند. با همه این‌ها او علی مطهری است. کسی که روزگاری در زمان اصلاحات به نقد اصلاح‌طلبان مشغول بود و حال هم معتقد است این دولت چیزی کم از دولت اصلاحات در مباحث فرهنگی ندارد. و چه بهتر که ضعف‌های دولت را اصولگرایان بیان کنند و نقد دلت هم از سوی اصولگرایان صورت بگیرد. گفتگو با علی مطهری از سوالات فرهنگی و عملکرد دولت در بحث فرهنگ بویژه حجاب آغز و تا مسائل سیاسی مهمی همچون موضع وی در قبال عملکرد هاشمی‌رفسنجانی و سیدحسن خمینی در فتنه 88 کشیده شد. اما اینها هیچ کدام باعث نشد تا فرزند شهید مطهری جایی عصبانی شود یا از سوالی رنجیده خاطر... او تاکید دارد که مخاطبان یالثارات این واقعیت را درک کنند که موضع وی نسبت به موسوی منفی است اما نقد عملکردهای پس از انتخابات سال گذشته، باعث شد تا برخی گمان کنند علی مطهری در زمره حامیان موسوی قرار دارد. مطهری می‌گوید در انتخابات 88 تا یک هفته قبل از انتخابات، از حامیان جدی احمدی‌نژاد بوده اما به واسطه مناظره‌ها و افشاگری احمدی‌نژاد در خصوص خانواده‌ هاشمی، از او رنجیده خاطر شده و رای خود را در سبد محسن رضایی قرار داده است.

* آقای دکتر یالثارات را چگونه می‌بیند؟
** در مجموع خوب می‌بینم. آن حساسیت‌های فرهنگی خودش را تقریباً حفظ کرده است؛‌ ولی از حیث مسائل سیاسی اگر وارد دسته‌بندی‌های سیاسی نشود بهتر خواهد بود. یا روی بعضی ارزشهای دیگر مثل آزادی بیان تاکید داشته باشد.
الان روی استقلال فرهنگی، عدالتخواهی، اصل ولایت فقیه تاکیدات خوبی دارد. اما انتظار این است در بقیه ارزشها هم تاکید و توجه داشته باشد. ولی در حوزه فرهنگی هم معتقدم باید حساسیت بیشتری داشته باشید. نسبت به آن حساسیتی که در دوره اصلاحات داشتید، الان مقداری ملاحظه می‌کنید در حالی که به نظرم باید بیشتر عکس‌العمل نشان دهید.
*ما در دوران اصلاحات جریان حاکم بر کشور را جریان انحرافی می‌دیدیم. چون نگاه و تلقی‌شان در مسائل انحرافی بود. اما در این دوره در خیلی از مباحث، حداقل در چهار سال اول دولت آقای احمدی‌نژاد، استنباط ما این بود که مسیر این دولت، مسیر درستی است. هدفگذاری‌ها انقلابی، ارزشی و دینی است که بعضاً‌ انحرافاتی هم داشت. طبیعی است که این موضع‌گیری، باید با آن موضع‌گیری دوران اصلاحات متفاوت باشد. شما این را قبول دارید؟ یکی از انتقاداتی که به شما وارد است این است که لحن انتقادات شما از دولت اصلاحات با انتقاد از دولت اصولگرای آقای احمدی‌نژاد تفاوتی نداد.
** مشکل در همین اصول‌گرا بودند یا نبودن این دولت است. اگر ما برخی حوزه‌ها را در نظر بگیریم می‌بینیم که تفاوت زیادی بین این دولت و دولت اصلاحات نیست، بلکه در بعضی موارد انحراف در این دولت بیشتر است.
در همین حوزه فرهنگ معتقدم که تساهل و تسامح بیشتر از دوره‌های گذشته است. یا نگاهی که به روحانیت دارند، یا احساس خودکفایی در شناخت اسلام که مشاهده می‌شود نظر هیچ‌ کس را در این حوزه قبول ندارند. مراجع اعتراض می‌کنند، ائمه جمعه اعتراض می‌کنند، نمایندگان مجلس اعتراض می‌کنند، گاهی حتی خود رهبری یک مقصودی دارند و دولت هم می‌داند که مقصود رهبری چیست، با علم به این مطلب، باز می‌بینم دولت دولت کار خودش را انجام می‌دهد.
به نظر من ما نمی‌توانیم بگوییم چون در مجموع این دولت بیشتر در خط انقلاب است، ما سکوت کنیم و چیزی نگوییم. من معتقدم اگر نقصی هست و انتقادی وارد است بهتر است که خود اصولگرایان زودتر از دیگران مطرح کنند؛ قبل از اینکه اصلاح‌طلبان بگویند و قبل از اینکه افراد غرب‌زده بگویند.
اگر مثلاً یک نقض حقوق بشری در کشور اتفاق می‌افتد، چه بهتر که اصولگراها آن را مطرح کنند، قبل از آنکه امثال خانم شیرین عبادی بخواهد نقدی وارد کنند و حرفی بزنند.
و اینکه بگوییم این انتقاد‌ها باعث تقویت اصلاح‌طلبان می‌شود، بنابراین باید سکوت کنیم؛ من این حرف را قبول ندارم. این مشکلی است که بین اصولگرایان وجود دارد.
* سوال ما بحث دیگری بود. اینکه اصلاح‌طلبان سوءاستفاده ‌می‌کنند یا خیر چیز دیگری است. سوال ما این بود که آیا آن برخوردی که ما با دولت اصلاحات داشتیم باید با همین دولت هم داشته‌ باشیم؟ لحن و ادبیاتی که به کار می‌بریم نباید برای دو دولت متفاوت باشد؟ بالاخره این دولت در زمان‌های مختلف بر ارزشهای انقلاب تاکید کرده است. مثلاً این دولت حداقل هدفگذاری خود را بر فیلم فاخر قرار داده است.
** آیا در عمل هم این را می‌بینیم؟ مثلاً فیلم سنتوری خیلی قابل قبول نیست ولی مشاهده می‌شود که مجوز پخش را دریافت می‌کند. اگر چه اکران نشده ولی در شبکه خانگی مجوز دریافت کرده است.
* واقعاً تفاوتی بین این دو دولت وجود ندارد؟
** بحث در نقاط ضعف است و الا از نظر صلابتی که این دولت در مقابل دنیای غرب از خود نشان داده یا همتی که در مسئله انرژی هسته‌ای از خود بروز داده تفاوت اساسی با دولت اصلاحات وجود دارد. اما آن ایرادهایی که در آن دوره وجود داشت که ما به آن اعتراض داشتیم، الان هم برطرف نشده است. بلکه در بعضی جاها بارزتر است. اگر فشار برخی گروهها و افکار عمومی نباشد، استعداد دولت‌ در این مسائل بیشتر از اینهاست؛ آسان‌گیرتر هستند.
* یعنی اباحه‌گری را به صورت ایدئولوژیک قبول دارند؟
** بله، اعتقادشان همین است. من فکر می‌کنم اساسا یک تغییری هم در آقای احمدی‌نژاد ایجاد شده است.
* از کی؟
** ایشان وقتی در دانشگاه علم و صنعت بود، یادم هست نسبت به اینگونه مسائل حساس بود. از کسانی که به بدحجابی عکس‌العمل نشان می‌داد و گاهی‌ درگیر هم می‌شد. این تیپی بود. با این عنوان شناخته می‌شد. جزء آدم‌های حزب‌اللهی که به این مسایل حساس است و عکس‌العمل نشان می‌دهد محسوب می‌شد. ولی بعداً‌ نفهمیدیم چه شد که ایشان افکارش عوض شد.
در انتخابات نهم، وقتی ایشان آقای کلهر را به عنوان نمایندگی فرهنگی خود برای مناظره انتخاب کردند، خیلی چیز‌ها را می‌شد فهمید. شاید ایشان نظرشان تغییر کرده، یا فکر می‌کنند برای رای آوردن نیاز است که اقشار متجدد را هم داشته باشند و باید به عنوان یک سیاست از این روش استفاده کنند.
* بالاخره اعتقادی است یا سیاسی‌؟
** من الان فکر می‌کنم اعتقادی است. مثلاً‌ در بحث حجاب اعتقاد دارند که وضع باید به همین منوال باشد. شاید ایشان اعتقاد به حجاب اختیاری داشته باشد.
* تا چه حدی؟
** وقتی می‌گوییم اختیاری، دیگر نهایتی وجود نخواهد داشت.
* یعنی اگر کسی روسری‌اش را برداشت و کشف حجاب کرد؟
** بله، سوال من این است که آقای احمدی‌نژاد با علم به اینکه اگر رئیس‌جمهور بیاید و در تلویزیون به اجرای قانون عفاف و حجاب اعتراض کند اوضاع حجاب بدتر می‌شود که شد، چرا این کار را می‌کند؟ این نشان می‌دهد که وضع پوشش اسلامی جامعه برایش مهم نیست. می‌خواهم بگویم تحولاتی در ایشان رخ داده است.
* فکر می‌کنید این تحولات ناشی از چه باشد؟ به خصوص تحولات اعتقادی، چون تحولات سیاسی در طول زمان رخ میدهد.
** فکر می‌کنم مبانی فکری ایشان قوی نیست. ایشان در مقام ریاست‌ جمهوری با مسائل کلان کشور و با مسائل جهانی مواجه است، فکر میکند مسائلی مانند حجاب چندان مهم نیست، غافل از اینکه ما هر مقدار هم در مسئله انرژی هسته‌ای و نانوتکنولوژی و ارسال ماهواره و فضانورد به فضا پیش برویم اما در مسائل فرهنگی که روح و جان انقالاب اسلامی را تشکیل میدهد گرایش غربی پیدا کنیم، آن پیشرفتها هیچ ارزشی ندارد، تیغی است در کف زنگی مست. مبانی فکری و اعتقادی افراد دو گونه است، یا مثل عوام است که می‌گویند نظر علما را می‌پذیریم، دیگر چون و چرا نمی‌کنند. حرف مرجعشان را عمل می‌کنند. عده‌ای هم خودشان صاحب‌نظرند و نظری می‌دهند و ممکن است جایی هم مخالف نظر مراجع دینی نظری داشته باشند. ولی افرادی هستند بین این دو وضعیت، یعنی دچار جهل مرکب هستند.
نمی‌دانند اما نمی‌دانند که نمی‌دانند. دارای علم ناقص هستند. علم ناقص خیلی خطرناک است.
آدم جاهل تکلیف خودش را می‌داند و می‌گوید نمی‌دانم و به متخصص مراجعه می‌کند. اما جاهلی که خودش هم نمی‌داند جاهل است، معمولاً مشکل‌ساز می‌شود. اینها اظهارنظر می‌کنند در حالی که صلاحیت این کار را ندارند.
الان چنین حالی در حوزه آقای احمدی‌نژاد و مشایی وجود دارد. گاهی می‌آیند نقش ایدئولوگ را بازی می‌کنند، نظریه می‌دهند، چه در مسائل فرهنگی مثل عفاف و حجاب و چه در مسایلی مثل مکتب ایران.
* برخی، تحولات آقای احمدی‌نژاد را ناشی از تاثیرات آقای مشایی بر ایشان می‌دانند.
** بله آقای مشایی به گونه‌ای اثر گذاشته که برخی عقاید آقای احمدی‌نژاد را تغییر داده و نگاه ایشان را عوض کرده است. چون من با آقای مشایی زیاد بحث کرده‌ام. در شورای نظارت بر صدا و سیما حداقل ماهی یک بار با هم جلسه داریم. قاعدتا باید دو هفته یک بار باشد که خیلی اوقات ایشان تشریف نمی‌آورند. در شورای نظارت دو نماینده از دولت است (آقایان مشایی و کلهر)، دو نماینده از مجلس (من و آقای نوباوه) و دو نماینده از قوه قضاییه (آقای مظفر و نفر دیگر هنوز تعیین نشده است).
آقای مشایی در بحث‌هایی که در جلسات شورا با من یا دیگران می‌کنند، خیلی راحت حرفهای خود را می‌زنند. هیچ ملاحظه‌ای هم نمی‌کنند. من احساسم این است که ایشان نظرات ویژه‌ای دارد و از روی اعتقاد هم حرف می‌زند.
* یعنی چه می‌گوید؟
** برداشت‌های خاصی از معارف اسلام دارند. مطالعات عمیقی در این حوزه ندارند و مطالعاتشان سطحی است، می‌آیند اظهارنظر می‌کنند و آن وقت تبدیل به این ماجرا‌ها می‌شود.
* می‌شود مثالی بیاورید؟
** مثلاً‌ در همین مسئله عفاف و حجاب. چند روز بعد از صحبت آقای احمدی‌نژاد در تلویزیون بود که ما گفتیم چه ضرورتی داشت که این سخنان در تلویزیون مطرح شود. اگر مشکلی وجود دارد، باید به صورت خصوصی به ناجا تذکر می‌دادند که غالباً هم به تذکرات توجه می‌‌کنند. حداکثر اینکه با رهبری صحبت شود و مسائل پشت پرده حل شود نه اینکه در تلویزیون این طور اعلام شود که بعد نتوانیم جمعش کنیم.. زیرا بعد از آن صحبتها کار خیلی سخت شد. این بدحجابها این طور دریافتند که حامی‌ای مثل رئیس‌جمهور دارند و احساس می‌کنند حکومت دو شقه است و در اجرای قانون عفاف و حجاب اختلاف‌نظر است. آقای مشایی اما دفاع می‌کرد و رفتار نیروی انتظامی را به رخ می‌کشید و حرف‌های عجیب و غریبی می‌زد. می‌گفت یکی از اقوام آقای احمدی‌نژاد را در خیابان دستگیر کرده‌اند و بعد آن خانم مامور که به این فرد تذکر می‌داده، خودش جوراب نداشته! آقای مشایی می‌گفت خود اینها مشکل دارند. ایشان می‌گفتند بالاخره وقتی شما یک عده خانم و آقای جوان را در ماشین ناجا مامور می‌کنی که از صبح تا عصر بروید برای این کار که موضوعش روابط جنسی است، مشکل‌آفرین می‌شود. من گفتم آقای مشایی شما دارید قیاس به نفس می‌کنید. ثانیاً موضوع کارشان عدم روابط جنسی و تقوا است نه روابط جنسی موضوع کارشات یک امر اخلاقی است. ما گفتیم بالاخره شما وضعیت فعلی پوشش اسلامی را قبول دارید یا خیر؟ اگر این راه‌حل درست نیست راه‌حل شما چیست؟ ایشان می‌گفت الان دختر و پسر دست در دست هم در خیابان راه می روند. اما سه سال قبل عده‌ای فریاد می‌زدند که وا اسلاما. الان دیگر عادی شده و مردم هم کاری ندارند. اینها مسائل مهمی نیست و نباید سخت‌گیری کنیم.
البته بحث، جای دیگری بود که به اینجا کشیده شد. بحث این بود که آقای هنرپیشه در یکی از سریالها دست روی شانه خانم گذاشته است معتقدم بودیم که باید به صدا و سیما تذکر داده شود. مشایی می‌گفت چه اشکالی دارد، بالاخره در فیلم زنش بوده است.
به هر حال من در مجموع این طور فهمیدم که ایشان نظرشان این است که همه چیز را به اختیار خود مردم بگذاریم و دولت در این زمینه‌ها هیچ مسئولیتی ندارد، همان چیزی که در سخنان آقای احمدی‌نژاد هم مشاهده می‌شود. اما توجه ندارند که اگر بخواهد این گونه باشد، نهایت ندارد. فرض کنید اگر مطمئن باشیم در حد همان روسری برداشتن است، انسان شاید ـ قطع‌نظر از شرع ـ بگوید اجازه بدهیم. اما این طور نیست. این می‌رود تا نقطه نهایی، مثل اروپا می‌شود، شاید هم بدتر. چون ایرانیان استعداد خوبی در این زمینه دارند.
در زمان شاه به جایی رسید که خیلی از اروپایی‌ها می‌گفتند شما از ما جلوتر هستید! البته این تعبیر برای شمال تهران بود.
من با آقای احمدی‌نژاد هم بحث‌هایی کردم. اولین تذکرم برمی‌گردد به اوایل سال 85.
* در چه موضوعی؟
** همین مسایل فرهنگی. من احساس کردم تا حدودی بی‌تفاوت هستند. یک نامه سرگشاده هم نوشتم. البته خودمان را توجیه می‌کردیم و می‌گفتیم شاید می‌خواهند ابتدا اصلاحات اقتصادی انجام بدهند تا زمینه فراهم شود بعد کاری کنند. یک بار من خصوصی خدمتشان گفتم شما می‌بینید این اوضاع حجاب را؟ ایشان جواب سر بالا داد و گفت من نمی‌بینم!
به ایشان گفتم اصلا چرا مانتو به این شکل تولید می‌شود؟ برایش کش و کمربند می‌گذارند تا به بدن بچسبد، این چرا تولید می‌شود؟ در حالی که مانتو برای بیرون منزل است. آقای احمدی‌نژاد می‌گفت: اشکال این نیست. اشکال این است که اینها می‌آیند دو شماره کوچک‌تر را می‌پوشند! مانتوها درست است.
یک علت دیگر هم برای این نوع برخورد‌ این است که آقای احمدی‌نژاد آدم تیز‌ هوشی‌ است، قوه حدس قوی دارد، اما گاهی حدس‌هایی می‌زند که غلط است. خیلی از اعتراضها را دارای ماهیت سیاسی می‌‌داند. می‌گوید عده‌ای نشسته‌اند، می‌خواهنددولت را زمین بزنند؛ یک مرتبه مساله‌ حجاب را علم می‌کنند. مساله طبیعی نیست! بعد می‌آیند و موضع می‌گیرند. چون با این پیش‌فرض و پیش‌داوری وارد می‌شود، لذا در تحلیل هم اشتباه می‌کند، می‌خواهد آن گروه سیاسی را بزند، اصل را تخطئه می‌کند.
* این سیاسی بودن شاید در خصوص انتقادهای شما درست باشد! اما در خصوص علمایی مثل آیت‌الله مصباح یزدی، حجت‌الاسلام احمد خاتمی و... چه استدلالی وجود دارد؟
**‌ قاعدتاً باید بعد از اینکه این عزیزان هم اظهار‌نظر کردند، انتقادها را می‌پذیرفتند، اما باز هم نمی‌پذیرند. در موارد مختلف من این را دیده‌ام. در مساله آقای کردان، شروع‌کننده خود من بودم. حتی آقای لاریجانی آن زمان مخالف بود آقای توکلی هم اگر چه مدرک کردان را مطرح کرد ولی خبری از استیضاح نداشت.
من سه ساعت با آقای احمدی‌نژاد ملاقات داشتم راجع به همین داستان آقای کردان. تمام حرف ایشان این بود که این موضوع کردان توطئه هاشمی و توکلی است! و شما خواهید دید که در انتخابات ریاست‌ جمهوری آینده (انتخابات دهم) توکلی کنار هاشمی خواهد بود. مساله کردان را هم اینها علم کرده‌اند. ولی این یک توهم بود.
من هم استدلال می‌کردم که واقعاً قضیه این نیست. من در این سه ساعت نتوانستم به ایشان بفهمانم که بیاید و این مساله را به سادگی حل کند. من گفتم شما کاری کن ایشان خودش کنار برود، یا خودتان عزلش کنید... هیچ کدام را قبول نکردند و محکم ایستادند تا آبروی کردان رفت. گفتیم اصلاً شما بیایید ایشان را معاون یک وزیر کنید تا نیازی به رای اعتماد مجلس نباشد.
در خیلی از مسائل همین‌ طور عمل می‌کنند. اول خیلی زود قضاوت می‌کنند که اینها سیاسی است، عده‌ای می‌خواهند مرا زمین بزنند. اما این احتمال را که عده‌ای می‌خواهند از روی دلسوزی و اصولگرایی مسائلی را مطرح کنند، هیچ وقت نمی‌دهند.
* در قضیه حجاب هم گفته‌اند که سیاسی است!
** با اینکه اولین بار فراکسیون روحانیون مجلس مطرح کرد. اینها ملاقاتی با رهبری داشتند که خود رهبری هم تاکید کردند که این قانون عفاف و حجاب باید اجرا شود.
آقای احمدی‌نژاد هم می‌دانست که وضعیت به این شکل است و قانون باید اجرا شود اما آخرش به جایی نامعلوم رسید. جالب اینکه دولت هم برای اجرای قانون عفاف و حجاب، خوب شروع کرد. مسئولیت آن به وزارت کشور داده شد و آقایان نجار و افشار هم خوب پیگیری می‌کردند. ما از کمیسیون فرهنگی مجلس موضوع را دنبال می‌کردیم، ولی دیدیم که خوب کار کردند و بنا بود کارهای دیگری انجام شود. ما هم به کمیسیون گزارش دادیم که خوب کار کرده‌اند، زحمت کشیده‌اند؛ ولی در همان جلسه من به آقای نجار (وزیر کشور) گفتم شما از روی اعتقاد این کارها را کرده‌اید. ما شما و آقای افشار را می‌شناسیم و می‌دانیم که اعتقاد قلبی‌تان همین حفظ حجاب و عفاف است؛ ولی من مطمئن نیستم که آقای احمدی‌نژاد و مشایی اجازه بدهند شما این کار را ادامه بدهید و به سرانجام برسانید. (درست 10 روز مانده بود که آقای احمدی‌نژاد آن حرف‌ها را درباره‌ حجاب و ناجا در تلویزیون بزند.)
آقای نجار کمی جا خورد. بالاخره سخن درباره مقام ارشدش بود. جمله‌ای گفت به این مضمون که زبانتان را گاز بگیرید. چون نمی‌خواست انتقادی به آقای احمدی‌نژاد بشود. اما من به ایشان گفتم چشمم آب نمی‌خورد که این روند ادامه داشته باشد. چون اینها را می‌شناسم. اینها این کارها قبول ندارند و این کارها و پیگیری‌ها هم تحت فشار مجلس و افکار عمومی انجام شده است.
یک هفته تا 10 روز بعد بود که آقای احمدی‌نژاد آن حرف‌ها را در تلویزیون زد و من در کمیسیون فرهنگی به آقای نجار گفتم: دیدید به کجا رسید!
* الان وضعیت اجرای این قانون در چه مرحله‌ای است؟
** الان کارهایی انجام شده است. وزارتخانه‌ها براساس همان وظایف مطرح در قانون کارهایی را دارند انجام می‌دهند. برنامه‌ریزی‌های خوبی شده است. وزارت بازرگانی وظایفی دارد، ارشاد همین‌ طور. حتی به سراغ آموزش و پرورش هم رفته‌اند تا در کتابهای درسی تغییراتی ایجاد شود. اینها همه برنامه‌های بلند مدت است. ولی ما در کمیسیون فرهنگی بحثمان این بود بالاخره اگر ما مصادیقی از این بدحجابی‌ها را دیدیم، تکلیف چیست؟ من مثال زدم که اخیراً در فرودگاه‌ امام، یک خانمی تا بالاتر از آرنج، دستش برهنه بود. اینجا تکلیف حکومت چیست؟ مردم که نمی‌توانند دایم درگیر شوند و کتک‌کاری کنند. بالاخره از نظر اسلام، امر به معروف و نهی از منکر در جایی که مستلزم اعمال زور است، بر عهده دولت اسلامی است.
وظیفه مردم نیست. انجا چه باید کرد؟ و اینکه شما می‌گویید اگر سازمان یافته باشد، برخورد می‌کنیم، درست نیست. چون تشخیص آن خیلی مشکل است. بالاخره الان مواجهیم و داریم می‌بینیم. اگر قرار باشد برویم تحقیق کنیم و ببینیم آیا سازمان‌یافته هست یا نیست و اگر سازمان یافته بود برخورد کنیم، این عملی نیست و در واقع یک راه فرار از اجرای قانون است .
* چه جوابی دادند؟
** گفتند ما پیش‌بینی کرده‌ایم ولی‌ فعلاً با ما گفته‌اند باید نامحسوس باشد. حتی اگر خانم بدحجاب قرار بود بازداشت شود، این جلوی مردم نباید باشد. باید دنبال او برویم تا برسد به کوچه خلوتی یا خانه‌اش را پیدا کنیم. اینها حرفهایی‌ است که عملی نیست؛ انگار که خجالت می‌کشیم نهی از منکر کنیم. در حالی که ما باید علنی بگوییم این کار وظیفه حکومت است و باید انجام شود. البته ما هم معتقد به خشونت نیستیم. ما که نمی‌گوییم اینها را بزنید. می‌گوییم با زبان خوش، به وسیله همان خانم‌ها تذکراتی داده شود. تا اینها بفهمند که نظارتی هست. ما همین موضوع را می‌خواهیم. بفهمند که دولت به این موضوع حساس است، نه به عکس.
الان فهمیده‌اند که دولت به این موضوع حساس نیست! مردم اگر بفهمند که دولت به این موضوع حساس است، 50 درصد مشکل حل می‌شود. مثلاً یک خانمی تحت تأثیر ماهواره‌ها و از روی هوسرانی می‌گوید من دوست دارم این طور بیرون بیایم. یا برخی به عمد بدحجاب می‌شوند که قبح آن را از بین ببرند. حکومت در اینجا وظیفه دارد.
* در این دولت دهم با آقای احمدی‌نژاد دیداری هم داشتید؟
** خیر، الان از من شکایت هم کرده‌اند که دیگر وضع بدتر شده است.
* در چه خصوصی؟
** شکایت دولت در 4 بند بوده است. یکی اینکه من گفتم‌ام ایشان در ایجاد زمینه فتنه نقش داشته‌اند. دوم اینکه گفته‌ام در داستان 14 خرداد ایشان موثر بوده و یک برنامه از پیش طراحی شده بوده است. سوم اینکه گفته‌ام ایشان در مسایل فرهنگی لیبرال است و چهارم اینکه گفته‌ام ایشان در برخی مورد قانونگریزی داشته است. اینها را مصداق توهین و افترا و نشر اکاذیب دانسته‌اند.
البته ما هم جواب دادیم. می‌توانستیم به دادسرا نرویم. چون نماینده مصونیت دارد و در اظهارنظرش آزاد است. ولی من معتقدم بودم مقامات وقتی احضار می‌شوند، باید بروند. اینکه آقای رحیمی احضار شده اما آقای احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهند که برود، اشتباه است.
* واقعاً آقای احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهند؟
** بله، اول که ایشان به شدت مقاومت کردند و اجازه ندادند که پرونده بررسی شود. فشار آوردند. اخیراً من از ریاست‌ قوه قضائیه پرسیدم، ایشان گفتند: ما مشغولیم و داریم بررسی می‌کنیم اما بی‌ سر و صدا. ولی ظاهراً آقای رحیمی به دادگاه نرفته است.
* شما اطلاعاتی در خصوص تخلفات ایشان دارید؟
** من اطلاع جزئی ندارم؛ ولی از رئیس قوه قضائیه پرسیدم در چه حدی است، ایشان گفتند: قابل توجه است، تخلفات مهمی است، البته قاضی باید نظر بدهد.
* اگر این ماجرا عقب بیفتد، شما به عنوان نماینده مجلس چه کار خواهید کرد؟
** مقتقدم باید از قوه قضائیه حمایت کنیم تا جرأت پیدا کند این پرونده را دنبال کند. ظاهراً ملاحظه فضاسازی دولت را می‌کنند.
* فرمودید عضو شورای نظارت بر صدا و سیما هستید. بد نیست نگاهی به آسیب‌های صدا و سیما و عملکرد این سازمان داشته باشیم. بالاخره این شورا باید نهاد موثری در نظارت بر برنامه‌های تولید شده در صدا و سیما باشد.
** اتفاقاً شورا نهاد خیلی موثری نیست قانون به او اجازه نمی‌دهد که موثر باشد. صرفاً نظارت بر صدا و سیما دارد. آنچه که از قانون شورا فهمیده می‌شود، این است که این شورا می‌تواند به رئیس صدا و سیما تذکر دهد و رئیس سازمان باید جواب دهد و گاهی هم شورا به رهبری گزارش بدهد. قانون بیش از این، چیزی برای شورا قائل نیست. قبلاً شورای سرپرستی بود که این شورا رئیس سازمان را معرفی می‌کرد و جنبه اجرایی داشت.
الان شورا جنبه اجرایی ندارد؛ بعضی تذکرات را قبول می‌کنند و برخی را قبول نمی‌کنند.
* آیا اتفاق افتاده که در خصوص موضوعی بحث شود اما به دلیل همگون نبودن دیدگاهها، نتوانید به صدا و سیما تذکر جدی دهید؟
** بله مواردی بوده است. من و آقای نوباوه معتقد به برخورد جدی‌تر با سازمان صدا و سیما هستیم. معتقدیم باید برخی انتقادهای رسانه‌ای شود تا اینکه صدا و سیما از شورا حساب ببرد. یکی دو بار هم این کار را کردیم.
انتقادها به رسانه‌ها وارد شد و صدا و سیما هم خودش را خیلی جمع‌ و جور کرد و گاهی حتی به التماس افتادند که رسانه‌ای نکنید و بیایید مسائل را با هم حل کنیم! در عین اینکه قانون دست این شورا را باز نگذاشته ولی معتقدم بستگی به نوع عملکرد شورا و سیاست‌های رئیس شورا دارد. رئیس شورا خیلی کارها می‌تواند بکند و می‌تواند موثرتر از این باشد. فعلاً آقای مظفر رئیس شوراست و نمی‌خواهند درگیر شوند. ملاحظاتی دارند.
* بالاخره با توجه به انتقادهایی که در حوزه صدا و سیما وجود دارد مبنی بر تولید فیلمها با موضوع اشرافی‌گری و بی‌اهمیتی به قشر مستضعف، ابتذال برخی برنامه‌ها و... آیا تا به حال تذکر در این خصوص مطرح کرده‌اید؟
** همه اینها تذکر داده می‌شود. شما اگر نامه‌های ارسالی شورا به ریاست سازمان را ببینید، خواهید دید که به خیلی از جزئیات وارد شده است. حتی آرایش خانم‌ها، نوع پوشش، آگهی‌های بازرگانی و... این جزئیات بیان می‌شود که تا حدودی موثر است و در مواردی هم بی‌توجهی می‌شود.
* از ابزار نامه‌ نوشتن به رهبری هم استفاده کرده‌اید؟
** بله، گزارش سالانه که باید به ایشان بدهیم. در پایان سال 88 گزارش دادیم.
* چطور ارزیابی کردید؟ به هر حال سال قبل از آن، مقام معظم رهبری در حکمشان برای آقای ضرغامی موارد را تذکر داده بودند.
** تقریباً تذکری از همین نامه‌هایی بود که برای ریاست سازمان ارسال کرده بودیم. ایرادهایی که در نامه مطرح بود در گزارش سالانه آمده بود. نقاط مثبت هم ذکر شده بود. بالاخره اینها به اطلاع رهبری رسیده می‌شود. شورا جنبه اجرایی ندارد که بخواهیم کار اجرایی کند. اما در این قانون اداره صدا و سیما که در حال آماده شدن است، ما نقش شواری نظارت را دیده‌ایم. خواسته‌ایم قانونی باشد که هم اداره سازمان را مدنظر داشته باشد و هم نظارت بر سازمان را، به طوری که ضمانت اجرایی داشته باشد.
* به صورت طرح ارائه خواهد شد؟
** بله، قرار است به صورت طرح باشد. چون اگر در قالب لایحه آورده شود، ممکن است اصلاً‌ به این جلسه نرسد و اساسا دولت هم در جلسات خود اعلام کرده که دیگر لایحه به این مجلس نمی‌دهد.
* کی اعلام کرده است؟
** ظاهراً بعد از اختلافی که در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها پیش آمد خصوصی گفته‌ان که به این مجلس دیگر لایحه نمی‌دهیم. البته ممکن است نظرشان عوض شود.
* آقای دکتر برگردیم به بحث اصلی، شما فرموده بودید این دولت، لیبرال است. اگر بخواهید مواردی از مصادیق لیبرال را ذکر کنید به چه نکاتی اشاره می‌کنید؟
** اول خدمتتان بگویم، ما که انتقاد می‌کنیم نمی‌خواهیم بگوییم کارنامه فرهنگی دولت سیاه است. نقاط مثبتی هم دارد. حمایت از فعالیت‌های‌ قرآنی در سطح کشور، تجهیز کتابخانه‌های عمومی، توسعه فضاهای ورزشی، توسعه حوزه‌های علمیه، کمک به مساجد، اینها را نمی‌توان نادیده گرفت و همین طور عدم ترویج اباحه‌گری.
یک تفاوت این دولت با دولت اصلاحات این است که در دولت اصلاحات تفکر فرهنگی‌شان که لیبرالیستی بود، ترویج می‌شد. روزنامه‌های حامی‌ آن دولت این تفکر را تبلیغ می‌کردند. با برداشت‌ خاص از آزادی، نوعی اباحه‌گری تبلیغ می‌شد. ولی امروز این مساله نیست. رسانه‌های حامی دولت مردم را تشویق به اباحه‌گری نمی‌کنند. اگر از صحبت‌ها و موارد خاص مثل صحبت آقای رئیس‌جمهور در خصوص حجاب بگذریم، واقعاً‌ سیاست دولت این نیست که اباحه‌گری و بی‌بند و باری را ترویج و تبلیغ کند. این تفاوت وجود دارد.
اما در پاسخ به سوال شما، یکی از آن موارد، کم توجهی دولت به مساله فرهنگ عمومی است. ما مثلاً نحوه رانندگی را یکی از مسائل فرهنگی می‌دانیم که دولت در این خصوص وظیفه دارد. یا نوع معاشرت‌های مردم با یکدیگر.
* آقای دکتر! بحث‌ ما در خصوص مصادیق لیبرال‌ بودن دولت است. اینکه در حوزه‌هایی کم توجهی یا بی‌توجهی صورت گرفته، از بحث خارج است.
** بله می‌خواستم بگویم بی‌توجهی شده، در دولت اصلاحات هم به این مسائل توجه نمی‌شد. هیچ دولتی تا به حال به مسائل فرهنگ عمومی توجه نکرده است. می‌خواهم بگویم این نقطه ضعیفی است که معمولاً دولتها دارند و این دولت هم دارد. برای ما مهم است که دولتی بیاید و بگوید برنامه دارم برای اصلاح وضع رانندگی در کشور.
* بله، این مسائل کاملاً درست است. اما اینکه فرمودید دولت لیبرال، نگاهتان به بحث رانندگی بوده است؟
** خیر، شامل این نمی‌شود. ولی آن مواردی که ما معتقدیم نگاه لیبرالیستی وجود دارد، غیر از بحث پوشش، می‌توانم اشاره کنم به استفاده از الفاظ لاتین در کشور. من خودم یک سوالی از وزیر ارشاد مطرح کردم که چرا شما نسبت به رواج الفاظ بیگانه در کشور مخصوصا الفاظ لاتین هیچ توجهی ندارید؟ در حالی که قانون هم وجود دارد.
*واقعاً این جزء موضوعات اولویت‌دار است؟
** به نظر من مهم است. در خیلی از کشورها فرهنگشان از راه زبانشان تغییر پیدا کرده و هویتشان را از دست داده‌اند. در همین پاکستان، زبان رسمی دانشگاه‌ها را انگلیسی کردند و زبان اردو فراموش شد. الان جوانان پاکستانی با زبان اردو آشنایی ندارند. زبان اردو الفبای ما را دارد. آنها قبلاً قادر بودند قرآن بخوانند، اما الان نمی‌توانند. ارتباطشان با معارف اسلامی قطع شده. الان در پاکستان انگلیسی را راحت صحبت می‌کنند، اما زبان اردو یادشان رفته است. همین طور در مالزی. در ترکیه هم که مسئله روشن است.
در ایران شرایط آن طور نیست اما می‌خواهم بگویم این گام‌های اول است. به مرور تابلوها انگلیسی می‌شود. در بسته‌بندیها کلمه فارسی‌ را به ندرت پیدا می‌‌کنیم. گویی خجالت می‌کشند فارسی بنویسند. اینها مسائل مهمی است.
* پس شما معتقدید نوعی بی‌توجهی به این مسائل صورت گرفته است؟
** بله، دولت خود را در این مسائل مسئول نمی‌داند. در حالی که ما می‌گوییم وظیفه دولت صرفاً تامین آب و نان و مسکن نیست.
ما که مثل سکولارها نیستیم. آنها می‌گویند دولت هیچ تعهدی نسبت به عقاید و اخلاق و فضایل مردم ندارد. دولت فقط باید معیشت مردم را فراهم کند و دخالتی در امور فردی مردم نداشته باشد و اینها را مسائل فردی می‌‌دانند.
* این نگاهی است که در دیگر حوزه‌های دولت مثل اقتصاد هم دیده می‌شود. نگاهی که هیچ نظارتی را قبول ندارد.
** اساسا شاید مشکل اساسی کشور ما چه در فرهنگ و چه در اقتصاد، فقدان نظارت است.
* می‌شود گفت این عدم نظارت، ناشی از کم کاری نیست بلکه ناشی از نوع تفکر خاص دولت است؟ مثلاً در حوزه اقتصاد، ناشی از اعتقاد به اقتصاد آزاد است و در فرهنگ هم همین‌ طور.
** بله، من فکر می‌کنم یک پشتوانه فکری و یک نگاه سیاسی در این خصوص وجود دارد. شاید دولت می‌خواهد خودش را با مردم درگیر نکند و مقابل مردم قرار نگیرد و بالاخره فکر محبوبیت خودش هم هست. فکر انتخابات بعدی است. این لااقل به شکل احتمال وجود دارد. حتی راجع به این موضوع عفاف و حجاب یا مکتب ایران یک عده می‌گویند این جنبه سیاسی دارد و اینها دارند علامت می‌دهند برای تیپ مجددی که در مسائل مذهبی سهل‌انگار است، و به طور مشخص جذب کردن سبزها.
* شما هم این نگاه را قبول دارید؟
** من به طور یقین نمی‌توانم بگویم؛ ولی قرائنی وجود دارد که این مطلب را تایید می‌کند. حتی در اوایل دولت دهم مطرح بود که باید به گونه‌ای این سبزها را جذب‌ کنند و به دنبال این بودند که علت اینکه 14 میلیون به آن طرف رای داده، چیست؟
* این جذب برای خدمت بیشتر است یا انتخاباتهای بعدی؟
** باید خوش‌بین باشیم. البته می‌تواند برای هر دو باشد.
* فکر می‌کنید این دولت برای انتخابات آینده چه خواهد کرد؟
** اینکه نظرشان روی چه شخصی است روشن نیست. ولی در اینکه اینها برنامه دراز مدت دارند تردیدی نیست. از برخی حرفهای آقای احمدی‌نژاد این طور فهمیده می‌شود که برنامه دراز مدت است. مثلاً ایشان می‌گویند ده سال دیگر کشوری چنین خواهیم داشت.
اصولاً دل کندن از قدرت کار سختی است در زمان آقای هاشمی هم عده‌ای تلاش کردند ریاست جمهوری ایشان تمدید شود و آقای هاشمی بماند. به طور کلی هر دولتی که می‌خواهد برود دوست دارد همفکر و همراه خودش بر سر کار بیاید.
* بعضی می‌گویند حرفهایی که آقای مشایی می‌زند، جدای از محتوای سخنان، حربه‌ای است برای داغ ماندن در رسانه‌ها، نظر شما چیست؟
** از نیت ایشان که باخبر نیستم. نمی‌شود اظهار نظر دقیق کرد. می‌شود احتمال داد. چون همه دولتها علاقه به ماندن دارند. اما می‌شود با حسن تعبیر گفت می‌خواهند راهی که برای خدمت انتخاب کرده‌اند ادامه دهند.
* اخیراً مقام معظم رهبری توصیه‌هایی را در خصوص عدم موازی‌کاری در بحث‌های فرهنگی و سیاست خارجی مطرح کردند. تفسیر شما از این توصیه‌ها چیست؟
** در باب مسائل فرهنگی ایشان گفتند کارهای تشریاتی و ویترینی انجام ندهید. این قسمت را من احساس می‌کنم نظر به همایش ایرانیان خارج از کشور دارند که افراد وارد می‌گویند دست کم 15 میلیاد تومان برای این همایش هزینه شده است. ولی آن بحثی که رهبری فرمودند در سیاست خارجی کارهای موازی‌ انجام ندهید، فکر کنم نظظرشان به تعیین نماینده ویژه رئیس جمهور در خاورمیانه و آسیا و غیره باشد. این یک هشدار مهمی بود. در واقع آن کار دست وزارت خارجه را می‌بندد. متاسفانه شنیدم به رغم توصیه رهبری، رئیس‌جمهور قصد دارد دو نماینده ویژه دیگر در حوزه آفریقا و‌ آمریکای جنوبی معرفی کند. دولت باید به این هشدارها توجه کند.
* ارزیابی شما در خصوص نگاه دولت به موضوع مهدویت چیست؟
** آنچه که قدر متقین و حداقل می‌توان فهمید این است که در این موضوع افراط می‌کنند. حتی امام خمینی نیز این قدر روی بحث مهدویت تاکید نمی‌کرد. به طور غیر طبیعی بحث امام زمان (عج) را مطرح و تکرار می‌کنند. علمای بزرگ این قدر تاکید نکرده‌اند.
* تاکید زیاد روی موضوع مهدویت آسیبش چیست؟
** تاکید زیاد یک مقدار شک برانگیز است. آنچه که در زمینه مهدویت وظیفه داریم این است که ظهور را فراهم کنیم. تکلیفمان را درست انجام دهیم.
* جدای از این تشکیک، بوی انحراف هم می‌آید؟
** یک انحرافی که استشمام می‌شود این است که گاهی این طور فهمیده می‌شود این است که گاهی این طور فهمیده می‌شود که از نظر اینها مراجعه به اسلام‌شناسان، روحانیت و ولی فقیه در درجه دوم است. خیلی مهم نیست. بوی این مطلب می‌آید که انگار باید مستقیم از امام زمان (عج) دستور بگیریم.
اینهاست که خطر‌ناک است و حساسیت‌برانگیز‌. انگار می‌خواهند ولایت فقیه را دور بزنند. مخصوصا اگر در حرفهایشان دقت کنید تعبیر ولایت فقیه به ندرت به کار می‌رود و بیشتر از واژه ولایت استفاده می‌شود و اگر اینها را کنار هم بگذاریم، آدم شک می کند که شاید منظور دیگری دارند.
* شما بزرگترین اشکال آقای هاشمی در انتخابات سال گذشته را چه می‌دانید؟
** (سکوت) ما را با آقای هاشمی در نیندازید (با خنده)
* به عنوان یک شخصیت سیاسی حتما در این خصوص نظر دارید.
** من (سکوت می‌کند) راستش را بخواهید انتقاد اساسی در بحث انتخابات به ایشان نمی‌بینم. شاید ایرادی که وارد می‌دانم، انتشار آن نامه در آستانه انتخابات بود. معتقدم ایشان آنجا هم باز می‌توانستند تحمیل کنند و نامه را منتشر نکنند. در این صورت حرفشان مسموم‌تر بود، اگر چه قرآن می‌گوید خداوند دوست ندارد کسی با صدای بلند اعتراض کند مگر اینکه مظلوم واقع شده باشد. احساسم این است که ایشان در انتخابات سال گذشته مظلوم واقع شد. وقتی در مناظره جلوی چشم 50 میلیون آدم، اتهامی وارد کنند به طوری که برداشت مردم این باشد که این خانواده دستش آلوده به بیت‌المال است و در طول این مدت اختلاس شده و بیت‌المال غارت شده، و بعد هم درخواست دفاع از خود در تلویزیون کنند و وقت داده نشود، کمتر کسی است که بتواند سکوت کند.
* شما نامه را یک اشکال دانستید.
** نه، من حرفهایشان را قبول دارم اما انتشار عمومی را اشکال می‌دانم.
* آیا این نامه سهمی هم در ایجاد درگیری‌های بعد از انتخابات داشت؟
** کم؛ بی‌تأثیر نبود، آن طور نیست که اگر این نامه نبود اتفاقی نمی‌افتاد. من عامل اولیه را نحوه مناظره آقای احمدی‌نژاد و نحوه اعلام نتیجه انتخابات توسط وزارت کشور و بعد جشن پیروزی و صحبتهای آقای احمدی‌نژاد در آن جشن می‌دانم. این مجموعه به گونه‌ای شد که شبهه تقلب در انتخابات را تقویت و زمینه پذیرش این شبهه را ایجاد کرد. اینها به منزله هیزم بود که آقای موسوی با ادعای تقلب و دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها آن را شعله‌ور ساخت.
* به نظر شما آقای هاشمی دولت را به رسمیت می‌شناسد؟
** فکر کنم به رسمیت بشناسد اما انتظار داشتند به حرف‌های ایشان توجه شود.
* چه حرفهایی؟
** اولاً فرصت دفاع به خانواده ایشان داده نشد و ثانیا انتظار داشتند آن راه‌حل‌های ارائه شده در نماز جمعه مدنظر قرار گیرد.
* اینکه دولتی با 25 میلیون رای تشکیل شود و آقای هاشمی در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام یک پیام تبریک صادر نکنند، چه پیام و برداشتی از این موضوع می‌‌توان دریافت؟ البته این را بگذارید کنار اخبار پنهانی که دال بر این است که آقای هاشمی در واقع با آقای موسوی همراه شد و ادعای تقلب و ابطال انتخابات را تایید کرده است.
** ما باید به ظواهر حکم کنیم. اخباری که با کار اطلاعاتی از جلسات خصوصی به دست می‌آید نمی‌‌تواند ملاک قضاوت باشد. من از طرف ایشان نمی‌توانم سخن بگویم ولی فکر می‌کنم نظر کسانی که به نتیجه انتخابات انتقاد داشتند، این بود که این انتخابات باطل است، نه به این دلیل که آقای احمدی‌نژاد 25 میلیون رای آورده، اینها نظرشان بیشتر به مبادی آرای آقای احمدی‌نژاد بود. مدعی بودند برخی کارها مصداق خرید رای بوده است، مصداق فریب مردم بوده است.
* یعنی نگاه آقای هاشمی هم همین گونه است؟
** ایشان جایی اعلام نکرده‌اند ولی ممکن است همین باشد. قاعدتا نظر آقای موسوی همین است.
* آقای موسوی که می‌گویند تقلب شده و آرا این قدرها نیست.
** ایشان می‌گویند در شمارش تقلب شده؟
* بله.
** آخر یک بار هم گفته بودند اگر چند بار هم بشمارید باز هم می‌گویم تقلب شده، یعنی نظرشان بیشتر به نحوه مناظره و توزیع سهام عدالت و توزیع پول و... بود. اگر به شمارش اعتراض داشتند، چرا نماینده‌ ایشان در مرحله آخر به شورای نگهبان نیامد؟ به نظرم نظرات اینها بیشتر بر این بود که نحوه رای‌ آوردن آقای احمدی‌نژاد مورد اشکال است.
* اما هیچ وقت این را نگفته‌اند.
** ولی اشاراتی داشته‌اند.
* به نظر این دلیل منطقی‌تر بود تا ادعای تقلب در شمارش آرا.
** بله، اگر دلیل محکمی داشتند بهتر بود چنانچه می‌خواستند اعتراض کنند این را می‌گفتند.
* ضمن اینکه این حرف و ادعا را باید قبل از انتخابات مطرح می‌کردند نه بعد از شمارش آرا. آقای مطهری! نظرتان در مورد موسوی چیست.
** راجع به آقای موسوی من قبل از انتخابات صحبت کردم، اما چون در باره حوادث پس از انتخابات انتقاداتی داشتم یک عده فکر کردند من هوادار آقای موسوی هستم. در حالی که حرف من چیز دیگری بود. آنها انتقاد من به برخی برخوردها با مردم و برخی سخنان آقای احمدی‌نژاد را به معنای طرفداری از آقای موسوی تلقی کردند. در حالی که سه ماه قبل از انتخابات که هنوز آقای موسوی کاندیدا نشده بود و آقای خاتمی در حالت تردید بود که بیاید یا نیاید، روزنامه اعتماد ملی مصاحبه‌ای با من کرد و گفت اگر آقای موسوی بیاید و امر دایر شود میان موسوی و احمدی‌نژاد، شما نظرتان چه خواهد بود؟ گفتم من نظر و رایم احمدی‌نژاد خواهد بود. خیلی تعجب کرد و پرسید چرا؟ گفتم برای اینکه تیپ آقای موسوی و امثال ایشان اسلامشان اسلامی روشنفکری است، اسلامشان را از دکتر شریعتی و دکتر پیمان گرفته‌اند و معمولاً این تیپ افراد با روحانیت مشکل دارند.
و حتی خبرنگار دلیل آورد که دوره هشت ساله نخست‌وزیری ایشان که دوره خوبی بود، من گفتم آن دلیل نمی‌شود چون اداره کشور در دوره جنگ و شرایط ویژه آسان‌تر است. هر جا مشکلی بود امام به دلیل شرایط جنگی با یک فرمان مشکل را حل می‌کرد. گرچه مدیریت ایشان در آن هشت سال در مجموع خوب بود.
این نظر من درباره آقای موسوی بود. اما آقای احمدی‌نژاد وقتی وارد فضای انتخابات شد، در مناظره‌هایی که برگزار شد من از ایشان برگشتم. گفتم نه این و نه آن، آقای رضایی. نه اینکه آقای رضایی ایده‌آل باشد بلکه بین آن 4 نفر برای ما اصلح بود.
* نظر شما در خصوص آقای احمدی‌نژاد بعد از مناظره‌ها عوض شد؟
** شاید تا یک هفته قبل از انتخابات، نظرم آقای احمدی‌نژاد بود، چون آن طرف را خطر می‌دانستم و معتقد بودم اگر سر کار بیایند مشکل درست می‌کنند. اما بعد از مناظره‌ها وقتی احساس کردم که خیلی جوانمردانه نبود، و ببه علاوه آقای رضایی هم خوب عمل کرد، نظرم رفت روی آقای رضایی و اعلام هم کردم، برای اینکه بگویم نه این و نه آن.
* در ماجرای 14 خرداد شما گفتید که آقای احمدی‌نژاد نقش داشتند. شما فکر می‌‌کنید عملکرد سیدحسن در یک سال گذشته سوال‌برانگیز نبوده که مردم محق باشند و اعتراض کنند؟
** اولاً آقای سیدحسن خمینی هیچ وقت از موسوی و کروبی طرفداری صحیح نکرد و سخنی به زبان نیاوررد که حاکی از حمایت از آنها باشد.
* اما تولی و تبری هر دو با هم مطرح است. بعضی وقت‌ها لازم است که اعلام برائت صورت بگیرد. و سکوت برای یک شخصیت سیاسی جایز نیست و البته این سکوت را بگذارید کنار آن عکس‌های منتشر شده از عروسی فرزند میردامادی.
** من کلا با این که براساس کارهای اطلاعاتی قضاوت کنیم، مخالفم. مراسمی از سوی اقوامشان بوده و ایشان دعوت شدند. شاید خبر نداشتند که آن آقایان می‌آیند. شاید میزبان ایشان را به میز آنها هدایت کرده. صرف این نشستن، نمی‌تواند جرم باشد.
* فقط عکس نبوده است. ضمن اینکه عکسها را خودشان منتشر کردند. این عکسها در کنار سکوتشان پس از حوادث انتخابات معنادار است.
** می‌خواهم بگویم باید حمل به صحبت کنیم. شاید ایشان در آن جلسه آنها را نصیحت کرده باشد. این سکوت هم ممکن است به این دلیل باشد که چون ایشان به این طرف هم انتقاد دارد، یعنی به عملکرد مدیران بحران در بعد از انتخابات انتقاد دارد و اگر بخواهد از آنها انتقاد کند و ممکن است مشکل‌ساز شود، صلاح را در سکوت دیده‌اند.
حالا کسی مثل من حرفش را می‌زند اما ایشان این طور تشخیص داده‌اند که حرف نزنند. البته بهتر بود ایشان با توجه به شرایط دو قطبی کشور از مواضع تهمت پرهیز می‌کردند.
بله، مردم انقلابی و متدین حق دارند به ایشان انتقاد داشته باشند ولی می‌خواهم بگویم اگر حالت طبیعی داشت، حداکثرش این بود که چند دقیقه‌ای شعار می‌‌دادند و پیام خود را می‌رساندند.
* البته الان بحث در خصوص اظهارنظرها و مواضع ایشان است. آیا مردم می‌توانند بپذیرند که ایشان به خاطر یک گروه دیگر، انتقادهای خود را از فتنه‌گران مطرح نکنند؟
** (سکوت می‌کند) حالا همین‌قدر که حمایت از گروههای حامی فتنه نکرده‌اند جای تشکر دارد.
* شما یکی از کسانی هستید که همیشه می‌گویید انتقاد از دولت را باید با صدای بلند گفت. قبول دارید اعلام برائت نوه امام از فتنه‌گران می‌توانست خیلی تأثیرگذار باشد؟
** بله اگر فرد خودش به این نتیجه برسد که اعلام مواضع و برداشتش موجب رفع ظلم و خاموشی فتنه است، باید این کار را بکند.
* ممکن است موثر هم نباشد اما سکوت وی حمل بر تایید می‌باشد. کما اینکه شما می‌گویید ایشان از سبزها هم انتقاد دارند، اما آنچه مردم برداشت می‌کنند این است که اتفاقاً انتقاد ندارد و با آنها همنشین هم شده است.
** مقداری از این برداشت ناشی از تبلیغات این طرف است. حرفم این است که ظاهراً ایشان به این نتیجه رسیده که چون از هر دو طرف انتقاد دارد، پس سکوت کند بهتر است.
* به نظر شما این عمل برداشت درست است؟
** خیر، این کار با روحیات من سازگار نیست. معتقدم ایشان باید می‌آمد و نظرش را صریح می‌گفت، هر چند دو طرف ناراحت می‌شدند.
* البته ایشان چند باری در محافل عمومی و خصوصی صحبت کرده و انتقاداتش را از دولت و جریان اصولگرا مطرح کرده است، اما ذره‌ای انتقاد از جریان فتنه دیده نشده است.
** بله، بهتر بود که ایشان اعلام موضع می‌کردند. چون برخی کارهای اینها قابل دفاع نبود. لااقل ادعای تقلب و دعوت مردم به حضور در خیابان قابل دفاع نبود. چون در فضای هیجانی، دعوت مردم به حضور در خیابان بالاخره منجر به درگیری می‌شود. لااقل ایشان از این دو کار می‌‌توانست انتقاد کند. بهتر بود که این کار را می‌کرد و...
* آقای دکتر چند بار مورد اعتراض دوستان حزب‌اللهی قرار گرفته‌اید؟ اگر قرار باشد چند جمله با این عزیزان که اغلب اعتراضشان از روی دغدغه انقلابی است سخن بگویید، چه می‌گویید؟
** یک بار در تشییع جنازه سردار شهید علی هاشمی بعد از نماز جمعه مورد اعتراض گروه اندک و البته خاصی قرار گرفتم. من همان زمان هم گفتم که از انتقاد و شعار دادن نماز جمعه‌ای ناراحت‌ نمی‌شوم. چون اینها را انسانهای متدین می‌دانم که از روی اعتقاد سخن می‌گویند و انقلاب را همین‌ها حفظ کرده‌اند و در موقع خطر اینها وارد می‌شوند. من در مجلس هم خطاب به آقای حسینیان گفتم برای ایشان احترام قائلم چون از روی اعتقاد حرف می‌زنند. و به امثال آقای رسایی نیز می‌گویم هر وقت از روی اعتقاد حرف بزنید ناراحت نمی‌شوم. این جوانان نماز جمعه‌ای هر چه بگویند ناراحت نمی‌شوم حتی اگر شعارهای تند هم می‌دادند ناراحت نمی‌شدم.
آنجا هم شعار بعدی ندادند. شعار «بصیرت، بصیرت» دادند. البته خیلی افراد هم بودند که مواضع ما را تایید می‌کردند. اما عده‌ای هم از مواضع ما ناراحت بودند. توصیه من این است که حرف‌های امثال ما را خوب بخوانند. به تیترهای روزنامه‌ها اکتفا نکنند. واقعاً بروند ببینند من چه گفتم، آن وقت اگر اعتراضی بود، مطرح کنند. این همه انتقاد به آقای موسوی و‌ آقای کروبی کردم، اینها را ندیدند اما چند تا انتقاد به دولت و حوادث بعد از انتخابات کردیم، فقط همین‌ها را دیدند. البته فضاسازی رسانه‌های حامی دولت نیز موثر بوده است.
من در روزهای اول بعد از انتخابات، در تلویزیون گفتم تقلبی در کار نبوده و آقای موسوی باید کلاهش را بالا بیندازد که بین دو دوره ریاست جمهوری یک فرد، 13 ـ 14 میلیون رای کسب کرده. نباید فقط تهران را نگاه کرد. باید کل کشور به خصوص روستاها و شهرهای کوچک را هم دید. اینها را آن ابتدا گفتم. منتها بعد از آن، به نوع برخورد با معترضان منتقد بودم. معتقد بودم باید اتمام حجت کرد و فرصت داد تا آنها حرفشان را بزنند. ما هم دفاع کنیم و حرفهای خودمان را بزنیم. این موجب می‌شود ریزش کنند، تا آخر عده‌ کمی باقی می‌مانند، آن وقت باتوم را ببرید بالا.
دوم اینکه تعصب نداشته باشند به اصولگرایی، دولت و شخص آقای احمدی‌نژاد، واقعا اگر می‌بینند جایی انحراف هست مثل دوران اصلاحات واکنش نشان دهند. خیلی از کارهایی که در این دوره صورت می‌گیرد، شدیدتر از دوره قبل است.
* مثل مذاکره با آمریکا.
** بله، الان ما اطلاع موثق داریم که آقای مشایی در سفر به نیویورک در سال 88 با سفیر اسبق آمریکا در اسرائیل مذاکره کرده و اخیراً دعوتش کردند که به ایران بیاید ولی خودش نیامد. من می‌گویم در آن دوره شماها نسبت به عملکرد آقای خاتمی عکس‌العمل نشان می‌دادید، الان هم هوشیار باشید.
مثلاًً آنچه که در ورزش بانوان اتفاق می‌افتد آیا واقعاً درست است و ضرورتی دارد؟ ما باید به سمتی برویم که مسابقات بانوان بین کشورهای اسلامی به صورت جدای از مردان و با همان لباس فرم بین‌المللی در ورزشگاههای ویژه بانوان انجام شود و اگر قادر به این کار نیستیم از خیر آن بگذریم اما تلاش کنیم تا به آن شرایط برسیم. این جور شرکت در مسابقات با آن لباسها و در حضور مردان که در نهایت ما را هو کنند درست نیست.
به نظرم چون رهبری گاهی دولت را تایید کرده‌اند، این تصور به وجود آمده که هر انتقادی از دولت، مخالف نظر رهبری است. در حالی که رهبری وظیفه‌ای دارد، نماینده مجلس وظیفه دیگر، مردم عادی هم وظیفه خودشان را دارند. الان در مجلس من معتقدم وقتی رئیس‌جمهور می‌گوید من قانون را اجرا نمی‌کنم، وظیفه داریم کاری کنیم. اگر کاری نکنیم در تاریخ خواهند نوشت که مجلس هشتم در مقابل تمایل به استبداد سکوت کرد. ما می‌رویم جلو، اگر رهبر مخالف بودند که بعید است، زیرا ولایت فقیه ضد استبداد است، هر وقت ایشان اعلام کردند، عقب می‌نشینیم. یک وقتی مصلحت بالاتری را می‌بینند، می‌گوییم چشم. مثل همان سوال قبلی درباره سخن آقای مشایی در خصوص دوستی با مردم اسرائیل. رهبری گفتند حرف‌ اشتباهی بوده، اما مجلس هم پیگیری نکند.
من خودم اخیرا ملاقاتی با مقام معظم رهبری داشتم. اعتراض کردم به بی‌توجهی دولت به مسائل عفاف و حجاب. حدود یک ماه پیش بود. آنجا چون خود ایشان وارد بحث فرهنگی شدند من وقت گرفتم و حرفهایی را مطرح کردم. فراکسیون شاهد مجلس به حضور ایشان رسیده بودند. ایشان اظهار تاسف کردند که هنوز معادل فارسی برای کلمه فراکسیون تعیین نشده. من همین را بهانه کردم و وارد بحث الفاظ بیگانه شدم. گفتم این مشکل وجود دارد و ارشاد توجهی نمی‌کند. بعد وارد بحث عفاف و حجاب شدم و گفتم دولت توجه لازم را ندارد. بحث توجه غیر طبیعی دولت به مساله ایران باستان را مطرح کردم و گفتم من متعجبم که چه شده اینها می‌گویند ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم! در آخر گفتم ما کار خودمان را در مجلس انجام می‌دهیم، از شما درخواست داریم این آقایان را متنبه کنید. ایشان گفتند همه اینها حرفهای حقی است و سئوال از وزرا هم باید همین گونه سوالات باشد. سوالات ملی و اساسی، نه مانند برخی سوالات که وقت مجلس و دولت را می‌گیرد. این نگاه رهبری است.
اینکه بگوییم همه ساکت باشند، نمی‌شود. اصلاً با این کار ولایت فقیه هم خراب می‌شود. انگار که ولایت فقیه مانع هر اصلاحی در کشور است. اخیراً هم از ایشان سوال کردند که معنای التزام به ولایت فقیه چیست؟ ایشان گفت: اجرای احکام حکومتی باید تبعیت و اطاعت کرد و جای چون و چرا وجود ندارد. مثل قانون مطبوعات که در زمان مجلس ششم اتفاق افتاد.
اینها هیچ کدام معنی این را نمی‌دهد که کاستی‌ها و مشکلات را ببینیم و ساکت بمانیم و نگذاریم کسی هم اظهارنظر کند. دوستان حزب‌اللهی این نگاه را باید عوض کنند. فکر نکنند هر انتقادی از دولت،‌مخالفت با رهبری است، مخالفت با اصولگرایی است و همراهی با اصلاح‌طلبان است. خود رهبری هم فرمود وحدت با حفظ اصول. اگر قرار است اصول از بین برود، ما بر چه وحدت کنیم؟
حالا یک عده آمده‌ان می‌گویند حجاب که هیچ، مکتب ما مکتب ایرانی است، در خیلی از مسائل فرهنگی می‌بینیم سهل‌انگارند و در مسایل سیاسی که دنبال مذاکره با آمریکا. حالا ما مکرر بگوییم ساکت باشیم، ساکت باشیم، مبادا اصلاح‌طلبان سوءاستفاده کنند. اصلاح‌طلبان هم بودند همین کار را می‌کردند. به غیر از یکی دو مورد که واقعاً‌ با صلابت حاضر شدند. مثل صلابت در برابر غرب که ما از آن وضعیت دوران اصلاحات نجات داد. یا همتی که در انرژی هسته‌ای داشتند. این دو، سه مورد را کنار بگذاریم خیلی فرق با دولت اصلاحات نمی‌کند. چون مشکل اصلی اصلاح‌طلبان همین مسائل فرهنگی بود چون خیلی باز بودند. خلاصه خیلی تعصب نداشتند.
* با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات