تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۸۲۷۳۱

داستان ویکی‌لیکس؛ افتضاح امنیتی یا محکومیت اخلاقی؟


مجتبی دانش‌طلب
ویکی‌لیکس Wikileaks یک پایگاه اینترنتی سوئدی است که از جولای 2010 شروع به انتشار اسناد محرمانه نظامی درباره جنگ افغانستان و سپس عراق کرد و از آن زمان بر سر زبان‌ها افتاد. ویکی‌لیکس سال 2006 راه اندازی شده و عمری بیش از چهار سال ندارد. مسئول این پایگاه، یک تبعه 39 استرالیایی به‌نام جولیان آسانژ Julian Assange است که ادعا می شود بخش عمده عمرش را در ایسلند، سوئد و بلژیک گذرانده است.
ویکی‌لیکس ابتدا با یک ویدئو شناخته شد، آوریل 2010 این پایگاه فیلمی را منتشر کرد که در آن، یک تیم هوایی امریکا به خبرنگاران غیر مسلح در عراق تیراندازی می کنند. در این حمله که سال 2007 انجام شده، 12 نفر از جمله دو خبرنگار رویترز کشته می شوند. اقدام تکان‌دهنده این پایگاه، افشای هزاران صفحه از اسناد طبقه بندی شده نظامی درباره جنگ افغانستان بود. پس از آن، صدها هزار سند محرمانه از جنگ عراق نیز منتشر شد. ویکی‌لیکس ادعا می کند بیش از یک میلیون سند حاوی انبوهی از اطلاعات فوق محرمانه در اختیار دارد که اگر منتشر شوند، سیاست خارجی امریکا را با مشکل روبرو می کنند.
ویکی‌لیکس منبع اطلاعاتی خود را فاش نکرده اما گمانه ها بر سر نام بردلی منینگ Bradley Manning است. منینگ یک جوان 22 ساله و از متخصصین اطلاعات نظامی ارتش امریکا است که به نقش داشتن در افشای فیلم کشته شدن خبرنگاران رویترز متهم شده است. گاردین منبع افشای اسناد را هم بردلی منینگ می داند که به انبوهی از اسناد دیپلماتیک و محرمانه وزارت خارجه و پنتاگون دست یافته و قبل از دستگیری آن‌ها را به ‌سایت ویکی‌لیکس انتقال داده است.
(منینگ اکنون از پایگاهی نظامی در کویت به یک زندان نظامی در امریکا منتقل شده است.)
افشای این حجم وسیع از اسناد از همان ابتدا با سوالات عمده ای مواجه شد؛
آیا ممکن است صدها هزار سند محرمانه و نظامی در یک بانک اطلاعاتی ذخیره شود؟ آیـا ممکن است این اسناد در چند پایگاه نگهداری شوند اما یک نفر -در عراق- بتواند به آن‌ها دسترسی آزاد پیدا کند و اسناد دلخواه را گزینش کند؟ چنین دزدی حیرت انگیزی از کشوری که از پیچیده ترین روش های اطلاعاتی استفاده می کند و در وضعیت جنگی قرار دارد، عجیب و غیرواقعی به نظر می رسد. بزرگی نشت اطلاعات و ابهام های موجود باعث جان گرفتن تحلیل هایی شده که در بند ظاهر ماجرا نیستند، به ویژه از آن جهت که سابقه داستان های شکننده ای مانند یازده سپتامبر وجود دارد و بازی با افکار عمومی به طور کلی در امریکا آسان گرفته می شود؛
1 ـ اولین گمانه های مطرح شده که خوش بینانه تر بودند، درز بزرگ اطلاعات را به "رقابت دمکرات ها و جمهوری خواهان" نسبت می دهند. امریکا در آستانه انتخابات قرار دارد و دمکرات ها می خواهند با بزرگ نشان دادن جنگ و لطمات حیثیتی آن برای امریکا، موضع جنگ طلبان را تضعیف و تیغ انتقادات آنها را کُند کنند. با این تحلیل، افشاگری ویکی‌لیکس می تواند یک برنامه طراحی شده، یک تبانی و یا یک بازی پنهانی برای اهداف کوتاه مدت سیاسی باشد.
این افشاگری می تواند جنگ روانی دمکرات های ناتوان دربرابر جمهوری خواهانی باشد که مشکلات حل نشده امریکا را وسیله تبلیغات خود کرده اند.
اگر دمکرات ها بتوانند با نشان دادن افتضاحاتِ رقبا آنها را از صحنه بیرون کنند، علی‌رغم بقای مشکلات اقتصادی و سیاسی گزینه ناگزیر خواهند بود.
2 ـ گمانه بعدی مظنون به وجود یک «تله اطلاعاتی» است؛ پس از انتشار اسناد محرمانه جنگ افغانستان، فایل مرموزی به‏ نام تضمین (Insurance) با حجم 1.4 گیگابایت روی ویکی‌لیکس قرار گرفت که دسترسی به محتوای آن ممکن نیست و این تهدید عنوان شده که در صورت برخورد با آسانژ رمز آن منتشر خواهد شد.
گفته می شود که این فایل حاوی 760 هزار سند! مربوط به جنگ عراق و ارتباطات دیپلماتیک در سراسر جهان است. این فایل را نمی‌توان با سیستم ‌های عادی باز کرد بنابراین سازمان‌ هایی که این امکان را دارند، فایل مذکور را در سوپر کامپیوتر‌های خود برده تا آن را رمز گشایی کنند. از این رو بعضی متخصصین فایل مذکور را قابل اطمینان نمی دانند و احتمال می دهند با اینکار مراکز سرّی کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران هدف قرار گرفته باشد.
3 ـ باقی ماندن در افغانستان و عراق راهبرد نظامی امریکاست، بنابراین "ریشه دار کردن" و "فرافکنی" مشکلات جنگ از مهم ترین احتمال های مطرح شده درباره ویکی‌لیکس است. اسنادی که درباره افغانستان منتشر شد، در مرحله اول یک فاجعه برای خبرچین های امریکا بود که در درون طالبان و به وسیله ارتباطات با اطلاعات ارتش پاکستان فعالیت می کردند. مقامات افغان با اعلام اینکه اسناد ویکی‌لیکس اخبار تازه ای ندارند، افشای اسناد را محکوم کردند چرا که این اسناد زندگی صدها افغان را در معرض خطر قرار می‌دهد.
روزنامه تایمز مدعی شد تنها با دو ساعت جستجو در این مدارک، مشخصات ده‌ها نفر از آن‌ها را پیدا کرده است، محل سکونت و در برخی موارد نام پدر جاسوسان ناتو نیز در گزارش ها افشا شده است! در صورتی که ویکی‌لیکس مدعی است اهدافی بشردوستانه دارد و حداکثر اقدامات لازم را برای حفاظت منابع اطلاعاتی‌اش انجام می دهد. طالبان نیز متعهد شده‌اند که از این اسناد برای تعقیب افرادی که خائن می ‌دانند، استفاده خواهند کرد.
در مرحله بعد، افشای این اسناد متضمن یک فرافکنی بزرگ است. با انتشار اسناد جنگ افغانستان، نگاه ها به سمت پاکستان منحرف شد. امریکا آشکارا از پایان دادن به جنگ ناتوان است و برای توجیه ناتوانی خود، حمایت های مستقیم پاکستان از طالبان و تا حدودی ایران را مطرح کرده است. مناطق شمالی پاکستان دائما بمباران و عده زیادی از غیر نظامیان کشته می شوند اما این برای مقصر نشان دادن پاکستانی ها کافی و کامل نیست و شاید درز اسناد از یک پایگاه مخالف، آن را کامل کند. از این رو افشاگری ویکی‌لیکس مورد انتقاد صریح رئیس سابق سازمان اطلاعات پاکستان قرار گرفت و او این داستان را به اهداف پشت پرده مربوط کرد. دیوید کامرون نیز پس از افشای اطلاعات ویکی‌لیکس به پاکستان هشدار داد که نباید در خفا به این گروه کمک کند!
فشار برای معامله یا ورود نیروهای ناتو به مناطق قبایلی می تواند غایت این فرافکنی باشد. احتمال فرافکنی با انتشار اسناد جنگ عراق تقویت شد. مهم ترین محور 400هزار سندی که در مورد جنگ عراق منتشر شد، دخالت های ایران در ناامنی های عراق است، تا آنجا که ادعا می شود نیروهای ایرانی تسلیحات شیمیایی! برای استفاده علیه نیروهای ائتلاف در اختیار شبه نظامیان عراقی قرار داده‌اند. حتی در بخشی از اسناد، به موضوع سه امریکایی دستگیر شده نیز اشاره می شود که آنها نه در ایران بلکه در خاک عراق دستگیر شده اند.
دولت عراق نیز بی نصیب نمانده و در معرض اتهاماتی قرار گرفته است؛ این سبب شد که نوری مالکی نیز به این ماجرا واکنش نشان بدهد و صراحتاً آن را "بازی سیاسی" بخواند. سخنگوی دولت عراق حتی به همراهی الجزیره با ویکی‌لیکس نیز انتقاد کرد. در موضوع شکنجه، پیام جالب مجموعه اسناد ویکی‌لیکس این است که نیروهای امنیتی عراقی، زندانیان را شکنجه کرده‌اند و گناه امریکایی ها تنها این است که شاهد ماجرا بوده و سکوت کرده اند!
با اسناد ویکی‌لیکس، ناامنی در عراق به ایران و نیروهای آموزش دیده در ایران نسبت داده می شود که بلافاصله هم مورد استفاده رسانه های مخالف ایران قرار می گیرد. اما همچنان خبری از نقش دوستان منطقه ای امریکا (عربستان، اردن و...) در پشتیبانی نیروهای بعثی، تکفیری و القاعده نیست، در حالی که این نیروها آشکارا مسبب تضعیف دولت و ناامنی گسترده در عراق بوده اند. با این وضع، ابهام در مورد ویکی‌لیکس در ایران به تحلیل های سیاسی تبدیل شده است.
وضوح تدریجی سیاست فرافکنی، احتمال هدف‌دار بودن افشای اسناد را افزایش داده و این ظن را تقویت کرده که ماجرای ویکی‌لیکس ترکیب موضوعات بدیهی در کنار دروغ‌ های بزرگ از نوع آمریکایی است. ویکی‌لیکس نشت اطلاعاتی است که ظاهر آن به ضرر امریکاست اما در واقع می تواند تکرار اخبار رسانه ها و گنجاندن داده هایی برای رسیدن به اهدافی تازه باشد.
4 ـ گمانه جدی‌تری که مطرح شده است ویکی‌لیکس را نه یک بازی کوچک و مقطعی بلکه بازی بزرگی به اندازه ماجراجویی های نظامی امریکا معرفی می کند. طبق این تحلیل، انتشار اسناد محرمانه از طریق ویکی‌لیکس ممکن است ابتکار یک روش جدید در جنگ روانی برای بهره برداری های بزرگ بین المللی باشد. ویکی‌لیکس با اقدام علیه امریکا اعتبار کسب می کند و مقامات امریکایی در یک "سناریوی باورپذیری" علیه آن موضع گیری های نه چندان جدی می کنند و همزمان ناتوان از برخورد با گردانندگان آن نشان داده می شوند.
ویکی‌لیکس با احتساب هزینه ای که از آبروی امریکا داده است، اعتباری کسب می کند که در هر جایی قابل استفاده است! و اگر بتوان در زمان مقتضی از آن بهره هایی به نفع امریکا برد، در نهایت ارزشش را خواهد داشت.
این تحلیل وجود دارد که روش "هزینه کردن از آبروی امریکا به قیمت باز کردن راه های تازه برای تأمین منافع" حداقل یک بار در مورد 11 سپتامبر اتفاق افتاده است. به این ترتیب، هدف غایی ویکی‌لیکس امریکا نخواهد بود، امریکا مقدمه و قربانی موقتی و محدود ویکی‌لیکس است. در صورتی که ممکن است ویکی‌لیکس در آینده به کابوس مخالفان امریکا تبدیل شود، به‌طوری که این پایگاه هر خبری را بدون افشای منبع اطلاعاتی منتشر کرده و افکار عمومی نیز به دلیل صحت اسناد منتشر شده علیه امریکا و اجرای سناریوی باورپذیری، نخواهد توانست در صحت آن تشکیک کند. این تحلیل از آن جهت تقویت می شود که ادعاهای رسانه ای و بین المللی امریکا دائما مورد خدشه قرار گرفته و اعتبار دولت امریکا برای تأثیر گذاری گسترده بین المللی تا حد زیادی تضعیف شده است.
ویکی‌لیکس خود را پایگاهی برای همه کسانی می داند که می خواهند اطلاعاتی محرمانه را افشا کنند و بی بی سی نیز سعی کرده است تا ویکی‌لیکس را "افشاگری در مقیاس جهانی" معرفی کند. در سابقه ویکی‌لیکس، افشاگری هایی مانند دستور ترور مقامات سومالیایی، افشای فساد خانوادگی رهبر کنیا، آیین دادرسی زندان گوانتانامو و افشای محتویات ایمیل سارا پالین نیز دیده می‌شود. این زمینه ای است که می تواند افشاگری های متنوع آینده را موجه نشان بدهد. اخیرا اخباری منتشر شده که ویکی‌لیکس در پی افشای اسنادی درباره روسیه و چین است و به‌زودی واقعیت های تازه ای از این کشورها و کشورهای آسیای میانه منتشر خواهد کرد. به این ترتیب ویکی‌لیکس حتی می تواند زمینه ساز جنگ علیه ایران هم باشد؛ اگر از منبعی نامعلوم اسناد فوق سری مبنی بر دستور ساخت سلاح هسته ای به پایگاه ویکی‌لیکس برسد، این امر نباید چندان تعجب برانگیز جلوه کند!
در پایان می توان همه احتمالات را کنار گذاشت و با خوش بینی محض به ویکی‌لیکس اطمینان کرد یا منتظر ادامه داستان ماند تا در آینده بتوان با روشنی بیشتری در مورد آن قضاوت کرد، اما یک چیز را در این میان نمی توان کنار گذاشت و آن وضعیتی است که افشای اسناد ویکی‌لیکس تاکنون برای امریکا پدید آورده است. ویکی‌لیکس یا یک افتضاح امنیتی است و یا یک ماجراجویی غیراخلاقی برای پیشبرد منافع امریکاست. در این ماجرا، دولت ایالات متحده بین یک "افتضاح امنیتی" و یک "محکومیت اخلاقی" قرار دارد و هیچ چیز نمی تواند این دوگانه منفی را از میان بردارد، بی مسئولیتی یا دسیسه چینی مقامات امریکایی در ماجرای ویکی‌لیکس توجیه ناپذیر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات