* اساسا علت تغییر رویکرد گفتمان آشوب و جریان فتنه و گرایش بهسمت مسائل اقتصادی را در چه میدانید؟
**تصور من این است که مجموعه مباحث و رفتارهایی که با عنوان فتنه شکل گرفت عقبه دوری دارد و به مباحث نظری که در حلقه کیان شکل گرفته بود، بازمیگردد. بعدها این جریان سازماندهی یافت و به مطالبات اجتماعی کشیده شد و در همین سیر، عبور از قانون اساسی، رهبری و گفتمان انقلاب اسلامی و حتی عبور از مقدسات در آن رقم خورد. با پایان انتخابات سال 1388، این فتنه به انتها نمیرسد. بهدلیل نوع برخوردهایی که این مجموعه، یعنی طیف فتنه - اعم از تصمیمسازان تا کسانی که عملیاتهای خیابانی را رقم میزدند - مشاهده کردند و وقتی با مخالفتهای مردمی روبهرو شدند، امکان ادامه راه حتی با پشتیبانیهای دستگاههای اطلاعاتی بیرونی و برخی سفارتخانههای داخلی برای آنها میسر نشد، ولی این سخن به معنای پایان فتنه نیست؛ چراکه در این مجموعه، نخبگان دل به بیرون مرزها دادهای هستند که از گفتمان انقلاب عبور کرده و هنوز بهدنبال تحقق خواسته خود هستند و همان زمان هم در جلسات پنهان خود وقتی متوجه شدند نمیتوانند از طریق مسائل انتخاباتی به مقصود خود برسند و دریافتند که برای بحث تقلب، نه استناد قانونی دارند و نه مصداق بیرونی، تصمیم گرفتند که همین پروژه را در جایی دیگر دنبال کنند، لذا برخی از آنها اعلام کردند که اگر در انتخابات نتوانستیم به مقصود خود برسیم، تلاش میکنیم در مجلس به هدف خود دست یابیم؛ یعنی تلاش میکردند که ناکارآمدی دولت را در بخشهای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بهگونهای رقم بزنند و القا کنند که مجلس از جایگاه قانونی نظارتی خود وارد صحنه شود و مطالبه ناکارآمدی را مطرح کند.
ما باید با این نگاه، مجموعه فتنه را ببینیم که آنها همچنان، همان مقدار رمقباقیمانده خود را در عرصههای مختلف هزینه میکنند و به نوعی در درون خود با وجود اختلافاتی که دارند، بهدنبال ایجاد انسجام هستند. اخیرا راهبرد سکوت و عدم پاسخگویی به پرسشهای مردمی در مورد خود را دنبال میکنند و از طرفی دیگر بهدنبال ایجاد سئوال و شبهه نسبت به قوای سهگانه هستند تا از این طریق به نوعی یک قطببندی را به وجود آورند که در یک طرف خودشان بهعنوان اپوزیسیون، مدعی پیگیری مطالبات مردمی باشند و مجموعه نظام نیز در نقطه مقابل قرار گیرد و این شیوهای است که مکرر در دورههای مختلف دنبال کردهاند.
لذا اینکه فتنه انتخابات در این دوره به یک نوع فتنه اقتصادی تبدیل شود، امری قابلپیشبینی است. در بیرون که دولتمردان آمریکا با استفاده از گراهایی که از داخل میگرفتند، بحث تحریم و تهدید را به اجرا گذاشتند و در داخل هم برای اینکه با استفاده از تهدید و تحریم ایجاد بحران کنند، از سرمایههای خود بهره میگیرند و به نوعی رفتار میکنند که تنشهای اجتماعی به یک بحران و یک تهدید عمومی تبدیل شود.
نکته مهم بعدی این برهه زمانی است که از سوی جریان فتنه، جهت شروع بحران اقتصادی انتخاب شده؛ همزمانی با آغاز طرح تحول اقتصادی و هدفمندکردن یارانهها. بهنظر شما فتنهگران چه ظرفیتهایی را در این طرح مشاهده کردهاند که برنامه جدید خود را کلید زدهاند؟
هدفمندکردن یارانهها به اقرار همه دلسوختگانی که در اقتصاد دستی دارند و همه کارشناسانی که مسائل اقتصادی را درک میکنند، یک جراحی و کار بزرگ است که نظام حتما باید به آن بپردازد، و دولتهای سازندگی و دوم خرداد هم باید پاسخگوی کوتاهی خود در این ارتباط باشند.
شجاعت مجالس هفتم و هشتم و عزم راسخ رییسجمهوری و مجموعه دولت برای اجرای این جراحی بزرگ، قابلتقدیر است، لذا همه باید خود را در مقابل اجرای این طرح، مسئول بدانند و تبعات اجرای آن را برای مردم مطرح کنند و از سوی نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاههای اجرایی و رسانه ملی نسبت به این طرح فرهنگسازی لازم انجام گیرد. در سخنرانیها و مناظرهها باید دقت شود، به آنچه هدف از اجرای طرح است، برسیم نه نقطه مقابل آن.
با وجود اجماعی که نسبت به اجرای طرح هدفمندکردن یارانهها وجود دارد، ولی مجموعه کینهورز فتنه، درستی و غلطی اجرای طرح و نقاط مثبت و ضعف آن را مدنظر ندارند، بلکه همین که ظرفیتی در این طرح برای ایجاد ترس در مردم و اعلام خطر در جامعه مشاهده کردهاند، بهدنبال سوء استفاده از آن در جهت رسیدن به اهداف خود هستند.
تصور میکنم اگر مجموعه نخبگان ما که به گفتمان انقلاب اسلامی نظر داشته و به سند چشمانداز و مصالح نظام توجه دارند، با هم همکاری کنند، میتوان این طرح را به شکلی پیش برد که تبعات منفی کمتری داشته باشد و این بیماری اقتصادی، با عزم دولت و مجلس درمان شود.
* ارزیابی شما از هماهنگی تصمیمسازان و عوامل فتنه اقتصادی، با هجمه رسانههای خارجی چیست؟
**این یک پروژه است؛ یعنی از سالهای دور، این مجموعه به بیرون وصل بوده است و این امری پنهان نیست و خودشان نیز از آن تبری نمیجویند و حتی اقرارهایی که داشتهاند ارتباطهای خیلی عمیقتر را نشان میدهد، لذا لازم است با توجه به اینکه زمان برخی از دادگاهها گذشته، این اقرارها از سوی رسانهملی پخش شود تا مردم بیشتر متوجه ابعاد این ارتباطات شوند.
از طرفی دیگر دستگاههای حکومتی آمریکا نیز از اعلام این ارتباط ابایی ندارند؛ 17 میلیارد و 700 میلیونی که به گفته وزیر اطلاعات، از سوی آمریکاییها در قضیه انتخابات ایران هزینه شده، مطلب پنهانی نیست و کسانی که سرمایهگذار آن بودهاند، مراحل و چگونگی این هزینه و بهرهبرداری از آن را مشخص کرده بودند و سازماندهی اقدامات بعدی از قبیل رفتاری را که میخواهند با قانون اساسی و نسبت به فلسطین، لبنان و غزه داشته باشند، انجام داده بودند.
در واقع آنها تلاش میکردند که آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی را تا قد و قوارهای که خودشان میپسندند، تراش بدهند و این پروژه بسته شده است و آنچه اعلام میشود، تنها بخش کوچکی از حمایتهای بیرونی است و ارتباط جریان فتنه با خارج از کشور خیلی عمیقتر از آنچیزی است که رسانههای خارجی اعلام میکنند.
باید یادآور شد، همین تهدیدها و تحریمها در واقع گراهایی است که بهصورت دائم و شفاف از داخل داده میشود. با توجه به فنآوریهای جدیدی که برای انتقال اطلاعات و کارهای جاسوسی وجود دارد، باید ذهن مردم از روابط جاسوسی دورههای گذشته به این سمت برود که شیوههای ارتباط بسیار سهل شده است.
در مجموع از نتایج گفتوگوها و تهدیدهایی که صورت میگیرد، میتوان فهمید که چقدر این روابط تنگاتنگ بوده است.
* با توجه به اهمیت طرح هدفمندی یارانهها، ضرورت اطلاعرسانی دقیق به مردم و هماهنگی مجلس و دولت تا چه میزان حس میشود؟
**از مطالبی که مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس و دولت، همواره مطرح میکنند، به وضوح میتوان دریافت که اگر این ارتباط، هماهنگی و مباحث کارشناسی مشترک دنبال نشود، شکاف از همینجاها عمیق میشود و به فرموده قرآن، منافقین در این شکافها لانه میکنند و این شکافها را عمیقتر میکنند. نقطه مقابل راهبرد سکوت جریان فتنه، بهرهبرداری از اختلاف میان اصولگرایان است.
هر مطلب و سخنی که از سوی مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی مطرح شود و این شکاف را عمیقتر کند، به ضرر پیشرفت نظام است و گفتمان "پیشرفت و عدالت " بهعنوان مؤلفههای دهه چهارم انقلاب اسلامی را دچار چالش میکند.
مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس مثالی را بهکار بردند و فرمودند: "در مشهد ما در ماه محرم کسانی علامت را حمل میکنند و مردم به نوعی نسبت به آنها عاطفه خرج میکنند و اکنون دولت در نقش همان علامتکش است و بار روی دوش دولت است و همه در بیان مطالب و اظهارنظرهای خود در نظر داشته باشند که این باری را که این دولت تحمل میکند، دولتهای قبلی حاضر به تحمل آن نشدند. "
دولتها معمولا از اینکه دچار چالشهایی از قبیل جراحیهای بزرگ اقتصادی شوند، پرهیز میکنند و به آن تن نمیدهند، لذا همین مقدار که دولت عزم اجرای این طرح بزرگ را دارد، باید حمایت شود، البته اشکالات و معایب باید با مباحث علمی و کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد.
دولت هم باید اطلاعرسانی دقیقی داشته باشد؛ چراکه مردم ما با بحثهای اقناعی، سنگینترین سختیها را تحمل میکنند و اگر متوجه نقش مؤثر هدفمندی یارانهها در پیشرفت کشور، اجرای عدالت و دفع تحریمها شوند، خودشان در اجرای آن مشارکت میکنند