* فضای شهر نیوروک هنگام برگزاری اجلاس عمومی سازمان ملل چگونه بود و آیا تفاوتی با سالهای گذشته داشت؟
** در این دوره برخلاف دورههای گذشته، اوضاع نیویورک بسیار پلیسی و امنیتی بود و ماموران پلیس با لباسهای فرم یا لباس شخصی همهجا حضور داشتند. حضور ماموران امنیتی آمریکا در خیابانها کاملاً معنادار بود و حضور نیروهای امنیتی در مقابل مردم در خیابانها و برخوردشان با آنها صحنههایی از عراق و افغانستان را تداعی میکرد و از این رو احساس ناامنی و نگرانی القا میشد. از آن طرف سازمان ملل در نیویورک استقرار یافته تا هر ساله رهبران جهان با حضور در اجلاس عمومی آن بتوانند با یکدیگر آزادانه ارتباط داشته باشند و با تعامل و رایزنی در «مدیریت جهانی» مشارکت داشته باشند. اما وضعیت امنیتی حاکم بر فضای اجلاس، منطق اولیه استقرار سازمان ملل را از بین برده و تمام کسانی که سالانه در این اجلاس شرکت میکنند در وضعیت سختی به سر میبردند و امکان تماس و گفتوگوی هیاتها در میان این حجم از یگانهای امنیتی مشکل بود. به طور مثال در یکی از روزها من خود شاهد بودم که نیروهای امنیتی آمریکا چگونه همراهان وزیر خارجه یک کشور آفریقایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. کم و بیش چنین صحنههایی در نیویورک دیده میشد.
تداوم چنین فضایی اجازه نمیدهد کشورها به اهداف و خواستههای خود در این سفر برسند و در چنین شرایطی سازمان ملل باید از ایالات متحده نقل مکان کند. نکته دیگر درخصوص این سفر این است که هنگام ورود اوباما در سازمان ملل برخورد توهینآمیزی با دیگر هیاتها صورت میگرفت و یگانهای ویژه با سگهای خود به سالن مجمع میریختند تا همه چیز را کنترل کنند و این وضعیت شکنندهای را به وجود آورده بود. تاکنون و در خلال این سفر این مسائل بازگو نشده بود و از این دید به نیویورک و اجلاس سازمان ملل نگاه نشده بود و باید توجه کرد چرا که این شرایط نمیتواند مطلوب کسی باشد.
* آیا چنین برخوردی با هیاتهای ایرانی نیز صورت میگرفت و آیا شما نیز مورد برخوردهایی قرار گرفتید؟
** این وضعیت برای همه بود و برای هیات ایرانی نیز شرایط امنیتی ویژهای اعمال میشد که اتفاقاً سختتر و جدیتر از هیاتهای دیگر بود. زمانی هم که ما درخصوص روال امنیتی صحبت کردیم به ما پاسخ دادند همان میزان امنیتی که برای رئیسجمهور آمریکا در نظر گرفتهاند برای هیات ایرانی نیز اجرا میکنند. اما با توجه به تجربیات سالهای گذشته تاکنون چنین فضای امنیتیای بر نیویورک حاکم نبوده است.
* در رابطه با سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی، عکسهای منتشر شده خصوصاً از سوی رسانههای بینالمللی حاکی از این است که صندلیهای سالن خالی بوده و بسیاری سالن را ترک کرده بودند، شما به عنوان کسی که در آنجا حضور داشتید چه روایتی از روز سخنرانی و صندلیهای خالی دارید؟
** روزنامههای آمریکایی به اتفاق روی یک نکته تکیه کردند و آن اینکه هنگام سخنرانی رئیسجمهور کشورمان دیپلماتهای آمریکایی و دیگر کشورها از سالن خارج شدند، در حالی که واقعیت این نبود. شاید دو یا سه کشور مانند آمریکا، بلژیک و اسپانیا سالن را ترک کرده باشند اما بسیاری از رهبران جهان در سالن حضور داشتند. خصوصاً که روی این نکته نیز باید توجه کرد که خیلی از کشورها هنگام سخنرانی دیگران حضور ندارند و از فرصت پیش آمده در این مجمع استفاده میکنند و مشغول رایزنی و گفتوگو با رهبران دیگر کشورها میشوند. این مجمع فرصت خوبی است که کشورها روابط چندجانبه خود را تقویت کنند و برای همین بیشتر رهبران تلاش میکنند از زمان استفاده کرده و با رهبران دیگر کشورها به گفتوگو بنشینند. اما همین عدم حضور بعضی از مقامات کشورها سبب شده رسانههای غربی این مساله را به حساب خود بگذارند و بگویند که در اعتراض به سخنان رئیسجمهور ایران حضار جلسه را ترک کردند، در حالی که واقعیت فیلمها و عکسها نشان دهنده این است که جز یک یا دو کشور همه در سالن حضور داشتند و با دقت به سخنان ایشان گوش میدادند.
* رئیسجمهور در سخنرانی خود در سازمان ملل مساله جدیدی را مطرح کرد و آن اعلام شک در عاملان به وجود آورنده حادثه 11 سپتامبر بود؛ مسالهای که انتقادات بسیاری را به وجود آورد. چرا وی پس از مساله هولوکاست این بار سراغ 11 سپتامبر رفت و پرداختن به این موضوع چه ضرورتی داشت؟
** ایشان درخصوص مساله هولوکاست فقط خواستند یک کمیته حقیقتیاب تشکیل شود تا حقایق آشکار شود و غربیها جلوی تحقیقات را نگیرند. درخصوص 11 سپتامبر نیز باز ایشان تقاضای تشکیل یک کمیته حقیقتیاب را دادند تا معلوم شود این واقعه به چه شکل رخ داده است. در مجموع ما از وقوع این واقعه و کشته شدن انسانها ابراز تاسف کردیم. اما این به آن معنی نیست که ریشهها و عوامل پشت صحنه این مساله مشخص نشوند. صحبت ما این است که 11 سپتامبر مانند جعبه سیاه است و باید رمزگشایی شود تا ریشهها و عوامل این حادثه معلوم شوند. دولت آمریکا باید نسبت به این حادثه پاسخگو باشد چرا که 11 سپتامبر بهانهای به این کشور برای حمله به خاورمیانه و کشته شدن بیش از 300 هزار نفر از انسانهای بیگناه این منطقه داد. دولت آمریکا به بهانه این واقعه انسانهای بسیاری را بیخانمان، مجروح و آواره کرد. باید زیر و بمهای این اتفاق روشن شود و در واقع آقای احمدینژاد رفتارهای امریکا را به چالش کشید. اما آمریکاییها در مقابل منطق ما واکنش هیجانی و پر از هیاهو نشان دادند ولی زمانی که این موج بخوابد مطمئنا عقلای قومشان و صاحبنظران لیست پرسشهای خود را ردیف خواهند کرد و در برابر دولت آمریکا قرار خواهند داد و پاسخ آن را خواهند خواست. در حال حاضر نیز آمریکا نگران احمدینژاد نیست بلکه میخواهد با سر و صدا و ایجاد هیاهو بر اصل ماجرا سرپوش بگذارد و از تشکیل کمیته حقیقتیاب جلوگیری کند. از سوی دیگر رئیسجمهور در این اجلاس خواستار این شدند که سال 2011 را به نام «انرژی هستهای برای همه، بمب هستهای برای هیچکس» نامگذاری کنند تا نظام سلطه محدود شود. اما آنها که انبارهای خودشان پر از سلاحهای هستهای است در مقابل سخنان ما موضع میگیرند و میخواهند با زورگویی خواستههای خود را به کرسی بنشانند، در حالی که در ابتدای سال نیز چنین اجلاسی برگزار شده بود و رئیسجمهور ما بر این موضع تاکید بیشتری کردند.