تیری میسان، روزنامهنگار مشهور فرانسوی به بررسی شباهتهای انقلابهای مخملی پرداخت و گفت در این انقلابها همیشه «تکتیراندازانی» وجود دارند که فردی را میکشند و همدستان آنها این قتل را به پلیس نسبت داده و آن را در رسانهها بزرگنمایی میکنند.
تیری میسان، روزنامهنگار فرانسوی و مدیر سایت تحلیلی «ولترنت» در گفتوگو با فارس در ارتباط با اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری در تهران، گفت: مسائلی که بعد از انتخابات ریاستجمهوری در ایران رخ داد به هیچوجه مرا متعجب نکرد زیرا من پیش از آن شاهد چنین اتفاقاتی در کشورهای دیگر نیز بودم. من پیش از این شاهد بودم که آمریکا چگونه انقلاب نارنجی را در اوکراین سازماندهی کرده بود. این کشور همچنین این انقلاب را در قرقیزستان هم هدایت کرده بود و اتفاقهای مشابهی را در ونزوئلا و کشورهای دیگر شاهد بودم، برای همین اصلا از اتفاقات ایران متعجب نشدم.
تیری میسان در ارتباط با نقش رسانههای غربی در بزرگنمایی اغتشاشات، گفت: در زمانی که گفته میشد تظاهرات گستردهای علیه چاوز در ونزوئلا شکل گرفته است، در این کشور بودم و شاهد بودم حدودا 10 هزار نفر از مخالفان چاوز علیه او تظاهرات میکردند ولی این مخالفتها در رسانههای خارجی و تلویزیونهای غربی به صورتی نمایش داده میشد که تصور میشد همه مردم ونزوئلا مخالف چاوز هستند در حالی که برای کشور بزرگی مانند ونزوئلا 10 هزار نفر جمعیت زیادی نیست. در ونزوئلا یک مشکل بزرگ و عجیب وجود داشت و آن این بود که تلویزیون این کشور در آن زمان توسط کشورهای غربی کنترل و هدایت میشد. مردم در زمان اغتشاشات در تلویزیون ونزوئلا شاهد یک انقلاب بزرگ بودند ولی وقتی به خیابانها میآمدند از انقلاب خبری نبود. تفکر در این مساله بسیار مهم است که چگونه میشود این توهم را به وجود آورد که یک موضوع غیرواقعی، طوری منعکس میشود که برای مردم واقعی جلوه میکند.
اعتراضات در انقلابهای رنگی آمریکایی همیشه با خشونت همراه است
این روزنامهنگار فرانسوی در ادامه به شباهت خشونتهای صورت گرفته در انقلابهای مخملی پرداخت و گفت: اعتراضها در انقلابهای رنگی که توسط آمریکا هدایت میشود همیشه با خشونت همراه است. در این اغتشاشها همیشه افرادی که نقش تکتیراندازها را ایفا میکنند، وجود دارند. تاکید میکنم در همه موارد این تکتیراندازها وجود دارند! به همین خاطر در زمان اغتشاشات تهران چنین اتفاقی را پیشبینی میکردم؛ اینکه یک نفر توسط یک تکتیرانداز کشته شود و عدهای که فریاد میزنند ما دیدیم که پلیس او را کشت.
مرحله بعدی که در انقلابهای رنگی تکرار میشود این است که بعد از کشته شدن یک یا چند نفر توسط تکتیراندازها، فیلمهای گرفته شده از فرد کشته شده در این ماجرا توسط دوربین موبایل برای رسانههای غربی ارسال میشود. برای مثال در تظاهرات ترتیب داده شده علیه چاوز، فیلمهایی تهیه شده بود که نشان میداد نیروهای طرفدار چاوز در حال تیراندازی به سمت مخالفان وی هستند. بعد از شکست کودتا در ونزوئلا فیلم کامل این واقعه پیدا شد و در بازبینیها مشخص شد که دقیقا عکس این مساله رخ داده است. شبکههای تلویزیونی با استفاده از تدوین و مونتاژ توانسته بودند حقیقت را برعکس نشان دهند. تحقیقات در این زمینه شروع شد و کارشناسان توانستند با زوم کردن روی تصاویر فیلمها از روی ساعت افراد ثابت کنند صحنههای فیلمهایی که در رسانههای خارجی نشان داده شده بود، دستکاری شده است. حقیقت این ماجرا این بود که معترضان به طرفداران چاوز شلیک میکردند و طرفداران چاوز تنها تلاش میکردند از خود دفاع کنند.
تصویربرداریهای مغرضانه در این اغتشاشها نقش مهمی را ایفا میکند
تیری میسان در ادامه افزود: تصویربرداریهای مغرضانه در این اغتشاشها نقش مهمی را ایفا میکنند. در اغتشاشهای صورت گرفته در تهران کادر دوربین شبکههای غربی که از این اعتراضها تصویربرداری کرده بودند به صورتی است که تعداد اعتراضکنندگان مشخص نیست و تلاش شده که تعداد آنها زیاد نشان داده شود. دوربین همیشه روی دوش تصویربردار بود که او با دویدن و تند راه رفتن تلاش میکرد اضطراب را به بیننده القا کند. این 2 موضوع در تمام تصاویری که از اغتشاشهای ایران دیده میشود، وجود دارد. از طرف دیگر زمانی که راهپیماییها و تجمعات گسترده در حمایت از ایران و انقلاب ایران صورت میگیرد در شبکههای تلویزیونی تصویربرداریهای مغرضانه در این موارد نقش مهمی را ایفا میکند.
وی ادامه داد: در اغتشاشات صورت گرفته در تهران کادر دوربین شبکههای غربی که از این اعتراضات تصویربرداری کرده بودند به صورتی بود که تعداد اعتراضکنندگان مشخص نبود و تلاش میشد تعداد آنها را زیاد نشان دهند. همچنین دوربین همیشه روی دوش تصویربردار در حال دویدن بود که اضطراب را به بیننده القا میکرد و همه تصاویری که درباره ایران دیده میشد فقط همین بود. از طرف دیگر زمانی که راهپیماییها و تجمعات گسترده در حمایت از انقلاب ایران شکل میگیرد در شبکههای تلویزیونی و رسانههای غربی چیزی دیده نمیشود.
صحنههایی که در ایران دیدم...
این روزنامهنگار فرانسوی در ادامه گفت: درباره روز قدس این اتفاق هر سال تکرار میشود. امسال روز قدس من در تهران بودم و دقت کردم که افراد بهصورت انفرادی و خانوادگی در راهپیمایی روز قدس شرکت میکنند که با این موضوع که گفته میشود حضور مردم در این راهپیمایی به صورت سازماندهی شده است و با اتوبوس افراد را به راهپیمایی میآورند و به آنها پول میدهند، صحت ندارد. نکته دومی که توجه مرا جلب کرد، این بود که افرادی که در راهپیمایی روز قدس شرکت میکردند خانوادههای معمولی ایرانی بودند در حالی که در غرب تبلیغ میشود که افراد غیرعادی و تندرو در این راهپیماییها شرکت میکنند. من شاهد بودم که مردم در روز قدس با تفکر در راهپیمایی حاضر میشوند و واکنشهای احساسی از خود نشان نمیدهند و به سخنرانی مراسم گوش میدهند و درباره آن تفکر میکنند. مردم از سنین و اقشار مختلف در راهپیمایی شرکت میکنند.
در غرب تبلیغ میشود که مردم با گذشت 20 سال از جنگ 8 ساله و اعمال تحریمها و مانعتراشیهای متفاوت علیه ایران از مبارزه و دنبال کردن آرمانهای انقلاب خسته شدهاند ولی مردم ایران خلاف این را نشان دادهاند و حضورشان در نمازهای جمعه و راهپیماییها نشان داده تحریمها و فشارهای غرب به ایران، نتوانسته است عزم مردم ایران را برای مبارزه کاهش دهد.
اگر درست عمل نکنید صدایتان شنیده نمیشود
تیری میسان در پایان به راهکاری برای مقابله با جوسازیهای رسانههای غرب اشاره کرد و گفت: با رسانههای غربی نمیشود به صورت مستقیم مقابله کرد. رسانههای غربی به دلیل نظم و ساختاری که سیستم آنها دارد در تقابل مستقیم پیروز خواهند بود. شما اگر پول زیاد یا حتی تجهیزات و سختافزار مدرنی هم داشته باشید در صورتی که درست عمل نکنید، صدای شما شنیده نخواهد شد.
برای مثال باید بگویم اینترنت فضای خوبی برای کار است و مخاطبان آن همیشه به دنبال این هستند که از پشتپرده اتفاقات رسمی در جهان مطلع شوند و اتفاقهایی مانند حوادث 11 سپتامبر از این دسته است.