علیاکبر عالمیان
هرچند اصولگرایی، اصلاحطلبی، محافظهکاری، لیبرالی و... عناوینی است که بر جریانات و احزاب سیاسی صدق میکند، اما در این مقال برآنیم تا یک واژه متداول و البته مقدس را که امروزه بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی خود را متصف به آن میدانند، در حد مجال مورد واکاوی قرار دهیم. این اصطلاح و واژه، «اصولگرایی» نام دارد. اصولگرایی یعنی پایبندی به اصول و عقایدی که زیربنای فکری «صراط مستقیم» را شامل میشود. اگر بخواهیم اصولگرایی را به معنای کامل آن مورد تبیین قرار دهیم، میباید با مراجعه به کلام و سیره یکی از بزرگترین اصولگرایان عالم یعنی حضرت علیابن ابیطالب(ع) مؤلفهها و شاخصههای این جریان را بررسی نماییم. آنچه از بیان و عمل حضرت(ع) در مورد ویژگیها و بایستههای اصولگرایی برمیآید، از این قرار است:
1. اصولگرایی یعنی قرآن و سنت محوری؛ چه آنکه حضرت علی(ع) در آخرین لحظات عمر بابرکت خویش تأکید نمودند: «این دو ستون را برافراشته دارید و این دو چراغ را افروخته نگهدارید» (نهجالبلاغه، خطبه 149)
2. اصولگرایی یعنی حقشناسی و حق مداری، همانگونه که حضرت در این مورد میفرمایند: «خدا رحمت کند کسی را که به حقی بنگرد و یاریاش دهد»(خطبه205)
3. اصولگرایی یعنی دینگرایی، همان شاخصهای که حضرت علی همواره بدان پایبند بود و در راه آن به شهادت رسید: «خدایا! تو خود میدانی آنچه کردیم نه به خاطر رغبت در قدرت بود نه فزون جویی از دنیای ناچیز؛ میخواستیم نشانههای دین را در جای خود بنشانیم...»(خطبه131)
4. اصولگرایی یعنی وحدت محوری؛ اصل مهمی که باید همواره سرلوحه عمل اصولگرایان قرار گیرد: «همانا دست [یاری] خداوند با جماعت است. از تفرقه بپرهیزید؛ زیرا انسان تکرو و تنها برای شیطان است؛ چنانکه گوسفند تنها برای گرگ است» (خطبه5)
5. اصولگرایی یعنی زهدگرایی و تجملستیزی که به تعبیر حضرت امیر(ع): «خدا بر پیشوایان دادگر واجب فرموده است خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندی، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان وا ندارد» (خطبه209)
6. اصولگرایی یعنی جهل ستیزی؛ شاخصهای که همواره مورد توجه حضرت(ع) قرار داشت: «خدا برعهده نادانان ننهاد که دانشآموزند مگر آنکه برعهده دانایان نهاد که بدانان بیاموزند»(حکمت478)
7. اصولگرایی یعنی عدالت محوری؛ همان مؤلفهای که حضرت(ع) یکی از اصلیترین دلایل پذیرش خلافت را نهادینه کردن عدالت میدانست: «اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران حجت را بر من تمام نمیکردند و اگر خداوند از آگاهان نخواسته بود تا شکمبارگی ستمکاران را بر نتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را رها میکردم و پایانش را چون آغازش میانگاشتم»(خطبه3)
8. اصولگرایی یعنی دنیاگریزی؛ چه آنکه حضرتش میفرماید: «دنیا منتهای دید کوردلانی است که در ماورای آن چیزی نمیبینند؛ اما شخص بصیر دیدش در آن نفوذ میکند و از آن میگذرد و میداند که سرای جاویدان در ورای آن است. بنابراین، شخص بصیر در دنیا آماده کوچ است و کوردل چشمش را به آن میدوزد»(خطبه372)
9. اصولگرایی یعنی اخلاق مداری؛ شاخصهای که همواره نه تنها از سوی حضرت رعایت میشد، بلکه به یاران و پیروان نیز در مورد عمل به آن تأکید میگردید: «آن که از بازگشتنگاهش آگاه است، نیرنگ نمیورزد» (خطبه 41)
10. اصولگرایی یعنی درد دین داشتن؛ چه آنکه امیر المؤمنین(ع)، حتی از جفای در حق خود، به خاطر دین و جامعه اسلامی گذشت، و سلوک پیشه فرمود: «...بیتردید میدانید که من از دیگران به خلافت سزاوارترم. به خدا سوگند، بدانچه کردید گردن مینهم تا زمانی که مرزهای مسلمانان ایمن باشد و به کسی جز من ستم نرسد»(خطبه73)
11. اصولگرایی یعنی حمایت از محرومان و پابرهنگان؛ همانگونه که در نامه معروف حضرت به مالک اشتر نخعی، بدان تأکید شده است: «و خدای را، خدای را، در مورد طبقه پایین [یعنی] بینوایان، نیازمندان، گرفتاران و ناتوانان – که بیچارهاند- کوتاهی مکن؛ در میان گروه، بعضی سائلند و برخی رویگدایی ندارند» (نامه53)
12. اصولگرایی یعنی دفاع از نیروهای مخلص و حزب اللهی، همانگونه که ابوذر غفاری، یکی از بزرگترین نیروهای مخلص و حزب اللهی دوران، در روزهایی که مورد ظلم و جفای عثمانیان قرار گرفته بود، مورد حمایت و دلجویی حضرت امیر(ع) واقع شد: «ای اباذر! همانا تو برای خدا به خشم آمدی. پس امید داشته باش به کسی که به خاطر او خشم گرفتی. این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر دین خویش از آنها ترسیدی. پس آن را که به خاطر آن از تو ترسیدند بدیشان واگذار و با آنچه از آنان بر آن ترسیدی از این قوم بگریز»(خطبه130)
قرآن و سنت محوری، دینگرایی، حق مداری، وحدت محوری، تجملستیزی، جهل ستیزی، عدالت محوری، دنیاگریزی، اخلاق مداری، درد دین داشتن، حمایت از محرومان و دفاع از نیروهای ارزشی، از جمله ویژگی هایی است که در شناخت جریان اصولگرایی میتواند مؤثر واقع شود. از دیگر سو، ذکر شاخصههایی دیگر از قبیل: عمل به قانون، اعتقاد به اسلام و ارزشهای دینی، تقوا و اصلاح نفس، رعایت خطوط قرمز، دلبستگی به خط امام و آرمانهای انقلاب، مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته است میتواند بر تبیین صحیح واژه اصولگرایی صحه بگذارد. البته ادعای اصولگرا بودن و عدم عمل به شاخصههای مذکور اصولگرایی توسط برخی اشخاص، بیش از هر چیز به حرف گزافی میماند که برای اثبات آن نمیتوان به هیچ توجیه عقلی و عرفی تمسک نمود.