ترجمه: آزاده افتخاری
وزیر امور خارجه هند چندی پیش به واشینگتن سفر کرد و با جورج دبلیو بوش، کاندولیزا رایس و دیگر مقامات بلندپایه آمریکایی در خصوص پارهای منافع دو جانبه از رشد اقتصادی چین گرفته تا تنش میان هند و پاکستان گفتوگو کرد. اما متاسفانه موضعگیری منفی دولت بوش در قبال ایران ابتکار عمل ویژهای را که میتواند به تحقق این اهداف بینجامد تهدید میکند. هند و پاکستان مدتهاست که میکوشند بیاعتمادیها را در خصوص همکاری دو جانبه برای احداث خط لوله صلح که گاز ایران را از طریق پاکستان به هند انتقال میدهد از میان بردارند.
پرویز مشرف رئیسجمهور پاکستان نیز در سفر اخیر خود به هند ضمن تاکید بر گسترش روابط خاطرنشان ساخت خط لوله صلح به نفع سه کشور است. این خط لوله همان فضای دوستانه، رشد اقتصادی و ارتقای امنیتی را پدید میآورد که آمریکاییها شعار آن را سر میدهند، اما دولت بوش و کنگره آمریکا به اندازهای در فکر فشار بر ایران است که صراحتاً هند و پاکستان را تهدید میکند که در صورت همکاری و مشارکت در خط لوله صلح آنها را تحریم میکند. خط لوله صلح که مبدأ آن میدان گازی پارس جنوبی ایران است از مناطق جنوبغربی پاکستان میگذرد و به مرز هند میرسد پس هندیها توسط خط لوله دیگری گاز مورد نیاز مناطق غربی کشورشان را تامین میکنند.
این خط لوله 4 میلیارد دلاری به صرفهترین راه برای انتقال گاز خلیج فارس به هند است و نکته قابل توجه در آن عدم نیاز به سرمایهگذاری آمریکاییها است. با احداث این خط لوله نه تنها هند نیاز روزافزون خود به منابع انرژی را پاسخ میگوید بلکه سالانه 600 تا 700 میلیون دلار حق ترانزیت از آن پاکستانیها میشود که فواید گسترده اقتصادی به خصوص ایجاد اشتغال را به دنبال دارد.
ایران نیز به نوبه خود سرمایهگذاری 200 میلیون دلاری برای پاکستانیها و ایجاد شرکت سرمایهگذاری ایران و پاکستان را بر عهده گرفته است. خط لوله صلح جدا از منافع اقتصادی عظیم ریسک تنش میان هند و پاکستان را کاهش میدهد و فواید محیطی ویژهای به همراه خواهد داشت.
دولت بوش با احداث این خط لوله مخالفت میکند چرا که معتقد است منافع اقتصادی این پروژه به تواناییهای ایران افزوده و راه توقف برنامههای اتمی این کشور را دشوارتر میکند. اما باید گفت 26 سال تحریم و فشار آمریکا علیه ایران هیچ دستاوردی برای آمریکاییها به همراه نداشته است و در واقع این ذهنیت را در میان ایرانیان به وجود آورده که تکنولوژی اتمی تنها راه برای مقابله با خصومت آمریکا است. دموکراتها و جمهوریخواهان به خصوص در کنگره آمریکا متوجه پویاییهای سیاسی ایران نیستند.
زیرا ملیگرایی از انقلاب مذهبی ایران حمایت میکند و فشار آمریکا تنها به تقویت این عرق ملی کمک میکند. سیاستهای خصمانه آمریکا ایرانیان را از همه فرقههای سیاسی مجاب کرده که واشینگتن میخواهد ایران را عقب نگاه دارد و مخالفت ایالات متحده با پرونده خط لوله صلح نیز بخشی از این استراتژی است. علاوه بر این واشینگتن نمیتواند بیش از این از سیاستهای دوگانه خود پیروی کند.
آمریکا از سویی میگوید ایران منابع عظیم انرژی در اختیار داشته و از لحاظ منابع گازی مقام دوم را در جهان دارد بنابراین نیازی به تکنولوژی اتمی برای تولید انرژی ندارد و از سویی دیگر با سرمایهگذاری ایران در صنعت گاز مخالفت میکند. این در حالی است که واشینگتن باید برای رفع نگرانیهای خود در خصوص برنامههای اتمی ایران به این کشور اطمینان دهد از توسعه اقتصادی صلحآمیز آن حمایت میکند. دولت بوش به جای حمایت از خط لوله صلح از هند میخواهد تا در این پروژه شرکت کند و از جایگزین آمریکا که ساخت یک رآکتور جدید اتمی در هند است برای تامین انرژی مورد نیاز خود استفاده کند.
این پیشنهاد آمریکا نه تنها با قوانین داخلی مغایرت دارد بلکه برخلاف قوانین مبارزه با توسعه تسلیحات کشتار جمعی است. در واقع این پیشنهاد یکجانبه آمریکا کشورهایی نظیر کانادا، آلمان و ژاپن را متقاعد میکند که واشینگتن با شعار مبارزه با تکثیر تسلیحات کشتار جمعی به هند که پیمان انپیتی را امضا نکرده است وعده رآکتور اتمی میدهد.
دولت بوش در حالی که به سختی میکوشد برنامههای اتمی ایران را متوقف کند برای هند از شوق اتمی استفاده میکند و همین استراتژی از میزان حمایت بینالمللی از سیاستهای آمریکا میکاهد. برای آمریکا بهترین راه سادهترین راه است. ایالات متحده باید پای خود را از خط لوله صلح کنار بکشد و به نیروهای بازار و منافع امنیت منطقهای اجازه دهد پروژه خط لوله را به پیش ببرد. خط لوله صلح که برای ایران، پاکستان و هند مطلوب است برای ایالات متحده نیز مطلوب خواهد بود.