علیاصغر خدایاری
وقتی که در انتخابات مجلس هفتم مرد و زن و صغیر و کبیر را به تیغ نظارت استصوابی قلع و قمع کردند، شاید هیچکس تصور نمیکرد یک بار دیگر، آن هم با این سرعت، بر صحنه سیاستورزی باز گردیم. مخالفین فکر میکردند با این کار فاتحه اصلاحات را خواندهاند و دوستان نیز همداستان شده بودند که اندیشه اصلاح از درون به بنبست رسیده است و باید به دنبال راهکارهای دیگر رفت. اگر نبود تعهد به مصالح کشور و منافع مردم و اعتقاد به استفاده از تجربیات گذشته و پرهیز از تکرار روشهای پرهزینه و بیفایده، برای ما که همگی سوابق طولانی در سازماندهی و راهبری حرکتهای انقلابی در زمان رژیم ستمشاهی را در پرونده خود داشتیم و اساساً مزیت اصلی ما عمل در چنین فضاهای رادیکالی بود، عافیتطلبانهترین و در عین حال سادهترین راه خروج، از عرصه سیاستورزی قانونی و روی آوردن به روشهای تند رادیکال یا خزیدن به کنج انفعال و بیتفاوتی بود. رسیدن به تفاهم بر سر «امکان سیاستورزی قانونی» در آن فضای هیجانی احساسی، که از در و دیوار فریاد «امتناع سیاستورزی در چارچوب جمهوری اسلامی» بلند بود، به آسانی حاصل نشد. جهاد اکبری لازم بود تا افراد و جریاناتی که به دلیل ستمی که بر آن رفته بود، سرشار از خشم و نفرت بودند و روزنههای فریاد و اعتراض آنها مسدود شده بود، بر احساسات طبیعی خود غلبه کنند و با ترجیح منافع کشور و مردم بر منافع حزبی یا شخصی خویش و با تکیه بر تجربه، تدبیر و اخلاق سخن از تداوم اصلاحات، گفتوگو، آرامش و قانون بر زبان برانند و به خصوص این که دانشگاه را پایگاه ترویج این تحلیل و نخبگان و اندیشمندان را مخاطب دعوت به این راهبرد قرار دهند، دانشگاهی که یکپارچه پرسش و مطالبه بود و پاسخ عملکردهای سوءدیگران را نیز از ما مطلب میکرد. به فصل انتخابات ریاست جمهوری نهم که رسیدیم از متن گفتوگوها و چالشهای فکری و پس از این که مهندس موسوی از قبول کاندیداتوری امتناع کردند، آقای دکتر معین به عنوان کاندیدای موردنظر اصلاحطلبان پیشرو مطرح گردید. آقای دکتر معین، یک چهره برجسته دانشگاهی، یک مدیر توانمند، با سابقه و تحولخواه با عملکرد قابل دفاع، یک اصلاحطلب ریشهدار، صادق و مقاوم و از همه مهمتر یک شخصیت پاکدامن و وارسته بود، به نماد رفتار سیاسی اصلاحطلبان پیشرو در عصر جدید پس از انتخابات و[...]مجلس هفتم تبدیل شد. دکتر معین و حامیان وی که نه عوامفریبی بلکه تکیه بر آگاهی و وجدان بیدار جامعه را هدف تبلیغات خود قرار داده بودند، این بار نیز به دانشگاه روی آوردند. دانشگاهی که انفعال محض بود و نه تنها هیچ تمایلی به بحث و گفتوگو درباره انتخابات در چارچوب جمهوری اسلامی نشان نمیداد، بلکه در مقابل این بحثها مقاومت میکرد و گاهی به مقابله با آن بر میخاست.
تحریم انتخابات با هدف مشروعیتزدایی از جمهوری اسلامی، به عنوان راهبرد انتخاب شده بود و هیچکس اجازه نزدیک شدن به حریم تابوی «دوری از قدرت» را نداشت. دیگر جریانات سیاسی نیز هیچ تمایلی به فعال شدن دانشگاه در عرصه انتخابات نداشتند و چون نفع خود را در تداوم انفعال و بیتفاوتی دانشگاه میدیدند، هیچ تلاشی نیز برای به صحنه کشیدن دانشگاه نمیکردند. تقریباً تمام نشستهای دکتر معین و حامیان وی با مخاطبین در دانشگاهها و در چنین فضایی برگزار گردید. استمرار تعامل در فضای علمی و منطقی دانشگاه، صراحت، صداقت و صمیمیت دکتر معین، تشدید نگرانی نسبت به وضعیت مردم و کشور در صورت انفعال نخبگان و عوامل دیگر باعث گردید به تدریج تردیدهایی در صحت راهبرد تحریم به وجود آید، به طوری که به تدریج گفتمان غالب «تحریم انتخابات» به سوی گفتمان «مطالبه انتخابات آزاد» تغییر جهت داد و نشانههای امیدبخشی از تمایل به مشارکت در بخشهای مؤثری از دانشگاهیان بروز کرد. رد صلاحیت دکتر معین توسط شورای نگهبان نقطه عطفی در روند تحولات انتخاباتی بود. پخش سریع خبر و بروز واکنشهای جدی در مخالفت با این اقدام، قدرت غیرقابلانکار یک جریان اجتماعی را نشان میداد که در لایههای زیرین در حال شکلگیری و تکوین است و اکنون به برکت فضای ایجاد شده در اثر کنش اصلاحطلبان پیشرو، فرصت بروز و تظاهر پیدا کرده است. تجدیدنظر در رد صلاحیت دکتر معین در کمتر از 24 ساعت پس از اطلاعیه شورای نگهبان، آن هم در حالی که ایشان و حامیانشان برای مطالبه تأیید صلاحیت دست به سوی هیچکس دراز نکرده و هیچ دری را نزده بودند، نشانه توجه جناح محافظهکار به این قدرت اجتماعی و تأثیر حضور آن در مشروعیتبخشی به انتخابات میباشد. این تجدیدنظر ضمن اینکه سند معتبری برکارآیی و اثربخشی راهبرد اتخاذ شده توسط اصلاحطلبان پیشرو به شمار میرود، چنانچه به دقت مورد تبیین قرار نگیرد میتواند به تهدیدی علیه این حرکت تبدیل گردد. از یک طرف شورای نگهبان و رسانههای محافظهکاران سعی دارند این تجدیدنظر را به عنوان حکم حکومتی و امتیاز فراقانونی نظام به دکتر معین جلوه داده و بدین وسیله از مقبولیت مردمی او بکاهند و با ایجاد چالش بین او و مخاطبین فرصت کوتاه تبلیغات برای اعلام برنامهها و جلب آرا را از او بگیرند تا نهایتاً از او کاندیدایی مورد عنایت قرار گرفته و شکست خورده باقی بگذارند، از طرف دیگر طرفداران تحریم تلاش دارند با فراخواندن دکتر معین به انصراف از کاندیداتوری با هدف اعتراض به حکم حکومتی و امتیاز فراقانونی، این حادثه را نیز به اسناد و مدارک شاهد برای صحت راهبرد خودشان اضافه کنند و ختم اصلاحطلبی را رسماً اعلام نمایند. قرار است آقای دکتر معین در روز پنجشنبه پنجم خرداد ماه با مشورت گروههای حامی خویش در خصوص انصراف از کاندیداتوری یا باقی ماندن در عرصه انتخابات تصمیم بگیرند. با شناختی که از اخلاص دکتر معین دارم، مطمئناً هر تصمیمی که گرفته شود، به نفع کشور و مردم و اصلاحات خواهد بود و به یاری خدا فرصت جدیدی را فراراه حرکت اصلاحی خواهد گشود و همه باید عزم خود را جذب کنیم تا در جهت تبیین تصمیم و حرکت در چارچوب ترسیم شده آن با حداکثر تلاش بکوشیم.