تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۸۳۳۴۰
دکتر مصطفی معین در گفت‌وگو با اقبال مطرح کرد:

غبارروبی از تالار شیشه‌ای

مقدمه: دموکراسی، دموکراسی و فقط دموکراسی سه راهکار اساسی مصطفی معین برای آینده ایران است، ‌آنقدر که دموکراسی در نگاه نامزد اصلاح‌طلبان پیشرو از زاویه سیاست فراتر و به زوایای دیگر همچون اقتصاد، اجتماع و فرهنگ نیز تعمیم داده شده است. اگرچه تأثیر دموکراتیزه شدن قدرت در اقتصاد با کمی تأخیر نمایان می‌شود، اما مصداق دموکراسی در حوزه اقتصاد را می‌توان بدون واسطه و به طور آنی در بورس مشاهده کرد. شفافیت، گردش آزاد اطلاعات، رقابت برابر، حاکم بودن مکانیسم عرصه و تقاضا و نظام‌مند بودن بازار سرمایه، حضور متکثر و ساده خریداران در بازار همگی از جمله ویژگی‌هایی است که بورس را به مظهر دموکراسی در اقتصاد تبدیل می‌کند، هر چند که این ویژگی‌ها در تالار شیشه‌ای سیاست‌زده و کم‌عمق ایران کمتر به چشم می‌خورد. اما به دلیل تأکید دکتر مصطفی معین بر دموکراتیزه شدن اقتصاد و نگرانی‌های سهامداران فرد بازار سرمایه ایران از آینده پس از انتخابات، ‌این گفت‌وگو بیش از هر حوزه‌ای چالش‌ها و راهکارهای نامزد اصلاح‌طلبان پیشرو در بورس را مورد بررسی قرار داده است، که می‌خوانید:

* نقش بازار سرمایه در رشد و توسعه اقتصاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** نقش بازار سرمایه در فرآیند توسعه اقتصادی، غیر قابل انکار است. ضمن اینکه با توجه به جوان بودن جامعه ایران و قرار گرفتن بیشترین سهم گروه جمعیتی در هرم جمعیتی سنین 13 تا 23 سال، جامعه با بحران افزایش نیروی جوان در بازار کار مواجه است. لازمه مقابله با آن رشد سرمایه‌گذاری در کشور است. همین‌طور، برای جایگزینی سرمایه مستهلک شده، نیاز به سرمایه‌گذاری مجدد داریم. لذا بازار سرمایه می‌تواند با جمع‌آوری و تجهیز منابع پس‌اندازی و هدایت آن به سوی بنگاه‌های اقتصادی، علاوه بر مهار تورم، ‌گام اساسی برای مشارکت عموم در فرآیند توسعه اقتصادی را مهیا کند و با استفاده ار ابزارهای متعدد مالی و برخورداری از یک ساختار نظارتی کارآمد، مهمترین منبع تأمین مالی برای توسعه به ‌شمار آید.
* با این حساب شما چه برنامه‌هایی برای توسعه بازار سهام دارید؟
** همان‌گونه که می‌دانید، در ایران کمتر از 5 درصد شهروندان به نوعی با بازار سهام در ارتباط هستند در حالی که در کشورهای پیشرفته دنیا این رقم تا 80 درصد بالغ می‌شود. بدیهی است که با مقایسه این دو عدد به سادگی می‌توان شاهد محرومیت جامعه از این مشارکت اقتصادی و فرصت ارزشمند باشیم. به طبع مهمترین برنامه برای توسعه بازار، ایجاد مکانیزم‌ها و به کار‌گیری ابزارهای سرمایه‌گذاری است که حضور کم‌ریسک مردم در بازار سرمایه کشور را تسهیل کند. از مهمترین این ابزارها، ‌می‌توان به صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک اشاره کرد. کنترل ریسک سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه از طریق افزایش نقدشوندگی اوراق بهادار قابل معامله و عمق بخشیدن به بازار از طریق ورود سرمایه‌گذاران و فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید از مهمترین محورهای برنامه توسعه بورس است.
رئوس برنامه‌های اصلی در مورد بازار سرمایه کشور را می‌توان به این شرح خلاصه کرد.
اول آنکه توسعه بازار سرمایه از طریق تعامل مناسب با بازارهای سرمایه خارجی دنبال کنیم در کنار آن باید نسبت به تسریع تصویب قانون جدید بازار سرمایه، اقدام شود. خصوصی‌سازی هماهنگ با خواست و ظرفیت‌های بازار سرمایه کشور و گسترش خدمات سرمایه‌گذاری در ایران به وسیله توسعه شبکه کارگزاری‌های اوراق بهادار نیز از جمله اقداماتی است که در مورد موفقیت بازار سرمایه می‌توان انجام داد. توجه به بورس با حمایت دولت و مشارکت مردم در اقتصاد و توجه به افزایش نقدشوندگی و عمق بازار سرمایه از دیگر رئوس این برنامه‌ها است. با تلاش و سعی در جهت جلوگیری از تنش‌های سیاسی به عنوان مهم‌ترین عامل تحمیل‌کننده ریسک به سرمایه‌گذاری در ایران و حمایت از تشکل‌های بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری حقیقی و حقوقی در کشور می‌توان عرصه‌ای امن برای سرمایه‌گذاری به وجود آورد. ضمن آنکه با حمایت همه‌جانبه از استقرار رقابت سالم در بازار سرمایه کشور و از سویی با جلوگیری از سیاسی شدن بورس که از جمله برنامه‌های اصلی ما خواهد بود. می‌توان بازار سرمایه کشور را گسترش داد، از سویی به رفع موانع الکترونیکی شدن خدمات سرمایه‌گذاری در ایران نیز توجه خاصی خواهیم داشت.
* در حال حاضر علی‌رغم تمهیدات لازم در بازار سرمایه برخورداری از رشد کمی در سال‌های اخیر مشارکت همگانی در حد انتظار صورت نپذیرفت. چگونه باید افراد جامعه را ترغیب کرد که به جای سرمایه‌گذاری در کالاهای واقعی در کالاهای مالی سرمایه‌گذاری کنند؟
** مردم اگر احساس کنند سرمایه آنان در محلی امن با سود منطقی سرمایه‌گذاری شده و از امنیت بالایی برخوردار است، با رضایت‌خاطر اقدام به مشارکت در پروژه‌های اقتصادی خواهند کرد. فرهنگ‌سازی، ‌اعتمادسازی و آموزش شهرواندان غیرحرفه‌ای (فاقد دانش)، ایجاد نهادهای سرمایه‌گذاری مناسب برای تجهیز پس‌انداز مردم، جلوگیری از سیاسی شدن بورس و کاهش میزان ریسک می‌تواند میزان مشارکت عمومی را افزایش دهد. همچنین بازده موردانتظار این بازار در آینده می‌تواند تأثیر بسزایی بر اقبال عمومی جامعه به سمت دارایی‌های مالی قابل معامله در بورس، ایفا کند.
* آقای دکتر! نقش امنیت را در فرآیند توسعه اقتصادی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** اهمیت امنیت اجتماعی و سیاسی و قضایی در فرآیند سرمایه‌گذاری بر کسی پوشیده نیست. سرمایه سیال است و در عکس‌العمل طبیعی به جهتی حرکت می‌کند که بیشترین امنیت وجود داشته باشد. سرمایه به دنبال کسب و جلب امنیت است و آنجایی که آن را نباید از آن می‌گریزد. در فضای با ریسک بالا سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند در فعالیت‌هایی که در کوتاه‌مدت موجبات بازگشت سرمایه را فراهم می‌کند، مشارکت کنند. لذا بسیاری از پروژه‌های بلند‌مدت اقتصادی متوقف خواهد شد. با چنین وصفی بی‌شک نمی‌توان سطح زندگی را ارتقا داده و نرخ رشد کافی و قابل قبولی را برای اقتصاد کشور به ارمغان آورد و یا حل معضل بیکاری را در شرایط فعلی فراهم آورد. وظیفه دولت، تولید کالاهای عمومی از جمله امنیت، ‌بهداشت، ‌آموزش و... است که باید بسترسازی مناسب نقش رقابتی خود را در اقتصاد کاهش داده و به داوری و نظارت بپردازد.
* شما به منابع مالی داخلی در تأمین سرمایه‌گذاری اشاره‌ای کردید. چگونه می‌توان بخش‌های مردمی را در نظام اقتصادی مشارکت داد که بیش از 75 الی 80 درصد از اقتصاد کشور به انحای مختلف یا اختیارات دولت در امر تولید، توزیع و خدمات هستند؟
** فعال کردن بخش‌های مردمی در اشکال مالکیت خصوصی از طریق سهیم کردن مردم در سهام شرکت‌ها، زمینه‌سازی جهت حذف انحصارات دولتی، توجه به بازار سرمایه و آماده‌سازی و اصلاح ساختار مالی شرکت‌ها و مؤسسات دولتی برای واگذاری آنها از جمله عواملی هستند که می‌توانند در روند اصلاحی موجب کاهش نقش دولت یا نهادهای دولتی شوند.
* آقای دکتر! وضعیت کنونی اقتصاد کشور به گونه‌ای است که بخش خصوصی به رغم داشتن امکانات مالی، توانایی‌های فنی و کارآفرینی نمی‌تواند با اعتماد به فعالیت اقتصادی بپردازد. چگونه می‌توان این اعتماد را ترمیم و تقویت کرد؟ آیا اصلاحات اقتصادی در برنامه شما پیش‌بینی شده است؟
** ناهماهنگی قوا، تشنج‌های سیاسی برای کسب قدرت، عدم حضور بخش‌های مرتبط با فعالیت اقتصادی بخش خصوصی در نظام نظارتی و تصمیم‌سازی همه باعث بی‌اعتمادی شده و ریسک‌های سیاسی، اجتماعی و قضایی این نگرانی‌ها را افزایش داده است. با برنامه‌ریزی دقیق و حذف مقررات زائد و کوتاه کردن راه‌های اجرایی برای سرمایه‌گذاری و تسهیلات بانکی موجب جلب بخش خصوصی می‌شود و من برای این کار برنامه دارم، به خصوص برای کاهش ریسک‌ها.
* نظر شما در خصوص تأثیرگذاری در حل مشکلات اقتصادی چیست؟ آیا در برنامه اصلاحات اقتصادی توجهی به اصلاح ساختارهای قانونی شده است؟
** در یک فرآیند کلی قانونگرایی راه‌حل مشکل اساسی کشور است و می‌توان با بررسی و بازنگری قوانین و مقررات جاری با حضور نماینده‌هایی از نهادهای مدنی و حقوقی موجبات جذب و هدایت سرمایه‌های سرگردان به امر تولید و توسعه کشور را تسهیل کرد. قوانین و مقررات حاکم بر بازار، باید به گونه‌ای تدوین و اجرا شود که نتایج حاصله، اقتصاد کشور را در مسیر رشد و توسعه قرار دهد.
* با توجه به تأثیر منفی تغییرات سیاسی بر روی بازار سرمایه، آیا برنامه‌ای برای تغییر مدیریت بورس دارید؟
** مدیریت بورس یک فعالیت تخصصی است و نه یک فعالیت سیاسی، ‌بنابراین اعتقاد قاطع داریم که نمی‌بایست با سیاسی کردن این مقام، بازار سرمایه کشور را دستخوش شوک‌های سیاسی کرد. البته بدیهی است که بورس یک بازوی قوی برای دولت در برنامه خصوصی‌سازی است. همکاری با این بازو و توانمند کردن آن به معنای دخالت در بررسی و یا سیاسی کردن مدیریت بورس نیست.
* برخی از کشورهای مجاور با راه‌اندازی بورس‌های بین‌المللی به دنبال جذب سرمایه‌های سرگردان منطقه به عنوان یک فرصت هستند. چه برنامه‌ای برای توسعه بازار سرمایه کشور به منظور بهره‌مندی از این فرصت‌ها دارید؟
** با مطالعه بورس‌های موجود در کشورهای مجاور، در ‌می‌یابیم که بیش از 1200 شرکت بورسی که ارزش تولیدات برخی از آنها بعضاً تا چند میلیارد دلار بالغ می‌شود، ‌وجود دارد که این خود لزوم حضور پررنگ‌تر در بورس‌های منطقه و حتی ایجاد کانال‌های ارتباطی با بازار سرمایه در دیگر کشورهای منطقه را نشان می‌دهد. همچنین پس از واقعه 11 سپتامبر حجم عظیمی از منابع مالی منطقه از بورس‌های بین‌المللی به سمت منطقه سرازیر شده است که به دنبال فرصت‌های سرمایه‌گذاری با بازدهی بالا و مهمتر از آن ریسک پایین هستند که این امر خود فرصتی مغتنم برای ایران است که با توسعه بورس در خود بتواند سهم قابل توجهی از این منابع را به سوی خود جذب کند. بدیهی است بین‌المللی شدن بورس اوراق بهادار ایران، ‌ایجاد بورس‌های کالایی به خصوص نفت و مواد پتروشیمی در ایران و تبدیل آن به یک قطب اقتصادی در منطقه و جهان را نیز تسهیل خواهد کرد.
* همان‌طور که می‌دانید، سرمایه ایرانیان خارج از کشور در حدود 800 میلیارد برآورد می‌شود. نظر شما در مورد هدایت این سرمایه خارجی و همچنین سرمایه‌های خارجی به سمت بازار سرمایه کشور چیست؟ چه برنامه‌ای دارید؟
** البته بر اساس آمار و ارقامی که ارائه می‌شود ظاهراً ایرانیان مقیم خارج از کشور دارای سرمایه‌ای بالغ بر 600 میلیارد دلار هستند که بعد از کشور چین از این نظر در رتبه دوم قرار داریم. بدیهی است فرصت‌های سرمایه‌گذاری موجود در ایران به تمامی ایرانیان تعلق دارد و امیدواریم بتوانیم با اصلاح قانون بازار سرمایه و ایجاد راهکارهایی برای کنترل ریسک سرمایه‌گذاری در ایران که مهمترین آن دوری از تنش‌آفرینی‌های سیاسی است، بتوانیم مقدمات لازم برای حضور ایرانیان مقیم خارج را در بازار سرمایه کشور فراهم آوریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات