تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۸۳۳۴۸
در گفت‌وگوی اختصاصی شرق با عبدالله جاسبی بررسی شد

20 هزار میلیارد تومان ثروت دانشگاه آزاد

اشاره: گروه اجتماعی، سعید ارکان‌ زاده‌یزدی: گویا رئیس دانشگاه آزاد اسلامی که نامش مترادف با نام دانشگاهی است که می‌گوید طرح و تاسیس‌اش با اوست، چندان علاقه‌ای ندارد تا از زندگی‌اش بگوید و کی و کجا متولد شدنش. مصاحبه را از میانه‌های عمر جاسبی شروع کرده‌ایم درست از سال ۶۱ که دانشگاه آزاد به دنیا آمد و تولد دوباره جاسبی هم در همین سال است، اما دستمان را خالی نمی‌گذارد، چهار کتاب که مجموعاً دو هزار صفحه دارد، حکایت همان سال‌هاست که جاسبی درباره‌اش صحبت نکرد. هرچه هست این رئیس بزرگترین دانشگاه ایران که یک میلیون دانشجو دارد و امید خیلی از جوان‌های دم‌کنکور به اوست متولد سال ۱۳۲۳ است و در عید قربان این سال. از همین ‌رو است که حاج عبدالله نام کودکی و جوانی جاسبی شد، محله سرپولک تهران، نرسیده به چهارراه سیروس و خیابان مولوی، محله‌ای از محلات اقماری بازار بود و پدرش حاجی عبدالله یک بازاری و صاحب دکان حلواسازی. شغلی که بعدها در حلواشکری طوطی امتداد یافت و به مناسبت فرهنگی بودن فرزندان، چاپخانه شد. بازارچه‌های تودرتوی بازار و دالان‌هایی که حاجی عبدالله با بچه‌ها بازی می‌کرد و حال و هوای محلات مذهبی و سنتی آنچنان تاثیری بر جاسبی گذاشته است که تحصیل در بلاد فرهنگ هم از آن نکاهد و دکتر جاسبی در کتاب از غبار تا باران که شرح احوالی از روزگار جوانی است، از شخصیت‌های دوست داشتنی‌اش ذکرخیرهای متواتر می‌کند: طیب و رمضان یخی. این کتاب گرچه بیش از آنکه زندگینامه باشد، تاریخ انقلاب به روایت جاسبی است و در سال ۴۲ هم با نهضت پانزده خرداد به پایان می‌رسد، اما باز می‌تواند روحیات رئیس دانشگاه آزاد را توصیف کند و طبع شعر مختصر او را هم به یاد بیاورد. با جملات شاعرانه‌ای که از کوی و برزن محله‌اش نوشته. با این حال و روز عجیب نیست که دفترکار جاسبی در خیابان پاسداران بوی بازار و حجره را دارد و به سادگی و پیراستگی جایی است که نوجوانی و جوانی را گذرانده، نه از میز ریاست آنچنانی خبری است و نه از تابلوهای گرانقیمت. در جایی که منشی نشسته تابلویی است از خوشه انگور که لابد به مذاق جاسبی سازگار است و در اتاق نسبتاً بزرگ ریاست هم صندلی جاسبی با پارچه‌ای سفید پوشانده شده و همین. کت و شلوار و جلیقه، نشان از همان بازار دارد و ته‌ریش جاسبی و طرز حرف زدنش به همان لحن قدیمی‌های چهارراه سیروس می‌ماند، بلند حرف می‌زند و با وجد از آنچه در دانشگاهش گذشته می‌گوید. پشت سرش نقشه‌ای از جهان است نه ایران و گویا دیگر دانشگاه آزاد با این همه شعبه ایران را تنگ می‌بیند و حالا دنیا را نشانه رفته است.

* آقای جاسبی برای خوانندگانمان خودتان را معرفی کنید، البته در انتخابات ریاست جمهوری تا حدودی خودتان را معرفی کرده‌اید و مردم می‌شناسندتان. چه شد که رئیس دانشگاه آزاد شدید. شما یکی از مدیران طولانی مدت جمهوری اسلامی هستید که از بدو تاسیس در یک سمتی قرار گرفته‌اند و تا به حال در آن سمت هستند. چه کسانی به این نتیجه رسیدند که شما ریاست دانشگاه آزاد را در دست بگیرید؟ از آن روزهای تاسیس برای ما بگویید.
** بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. اگر شما می‌خواهید از نظر بیوگرافی بدانید من که هستم اطلاعاتی در اینجا هست که بگیرید. جلد اول «از غبار تا باران» را نیز که دوران زندگی مرا نشان می‌دهد بگیرید. در مورد دانشگاه آزاد اسلامی نیز کتابی هست به نام «شکل‌گیری دانشگاه آزاد اسلامی» که اگر بخوانید، پیرامون جوابی که حالا به سئوال شما می‌دهم می‌توانید به تفصیل اطلاعاتی به دست بیاورید. کتاب «حدیث آفرینش» را هم می‌توانید بخوانید. اما اینکه می‌گویید از کی به دانشگاه آزاد آمده‌ام باید بگویم اصلاً من با دانشگاه آزاد آمدم. دانشگاه آزاد اسلامی تاسیسش و ابداعش و فکرش با بنده و جناب آقای هاشمی شروع شده است. ما احساس می‌کردیم که جامعه دچار یک کمبود است و آن اینکه ظرفیت دانشگاه‌های دولتی بسیار کم بود، درخواست و تقاضا برای ورود به دانشگاه بسیار زیاد بود و بودجه دولت هم در همین حدی بود که بیش از آن نمی‌توانست کاری بکند. باید یک فکر دیگری می‌شد. این فکر دیگر باعث شد که ما صحبتی با آقای هاشمی داشته باشیم. این صحبت را من در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی با ایشان داشتم. ایشان خیلی استقبال کردند و در شورای اقتصاد نیز مطرح کردند. به من گفتند که این ایده را من قبول دارم. من نشستم و به کمک تعدادی از اعضای جامعه اسلامی دانشگاهیان، اساسنامه‌ای و طرحی را تهیه کردم. این طرح را ایشان پسندیدند و گفتند که باید هیات موسس هم وجود داشته باشد. با هم مشورتی کردیم و غیر از خودمان دو نفر، از سه نفر دیگر نیز قرار شد برای عضویت در هیات موسس دعوت کنیم. این سه نفر عبارت بودند از مقام معظم رهبری که آن موقع رئیس‌جمهور بودند، آقای میرحسین موسوی که نخست‌وزیر بودند به اضافه حاج احمدآقا. من با مقام معظم رهبری صحبت کردم، آقای هاشمی هم با آن دو نفر دیگر صحبت کردند. توافق آنها نیز گرفته شد و به ثبت رسید. از شروع کار و تاسیس این دانشگاه ما حضور داشتیم. پنج نفر هیات موسس بودیم. البته بعدها تبدیل شدیم به شش نفر؛ آقای موسوی اردبیلی هم به این تشکیلات پیوستند. آن موقع ما هیات امنا نداشتیم. چیزی داشتیم به نام شورای عالی که بعد از به ثبت رسیدن دانشگاه به هیات موسس تغییر نام داده شد. آقای هاشمی شدند رئیس شورای عالی، ایشان حکمی برای من زدند و ما کار را شروع کردیم. اما قبل از اینکه آقای هاشمی موضوع را در نماز جمعه تهران مطرح کنند، خدمت امام رسیدند. امام از این کار استقبال کردند و یک میلیون تومان هم برای شروع کار به دانشگاه هدیه کردند.
* آقای جاسبی شروع دانشگاه خیلی کار مشکلی است. با اینکه ما هشتاد سال سابقه دانشگاه داریم، از زمانی که رضاشاه دانشگاه را در کشور تاسیس کرد و آدم‌های خیلی متفکری بر سر دانشگاه‌ها قرار گرفتند و از دانشگاه‌های غرب هم گرته‌برداری کردند. شما آن موقع که حکم را بهتان دادند چه کردید؟ با چه کسانی مشورت کردید؟ آیا با آن کسانی که از دانشگاه‌های دولتی بیرون آمده بودند و به هر علتی در آنجا کار نمی‌کردند مشورت کردید؟ خیلی از کسانی که دانشگاه آزاد را سروسامان می‌دادند نظامی بودند، از سرهنگ‌های بازنشسته یا به هر حال کسانی که روحیه نظامی داشتند.
** ما در شروع کار می‌خواستیم از همه ظرفیت‌های موجود استفاده کنیم. البته الان برای اینکه با ما همکاری کنند، صف کشیده‌اند. اما آن موقع چنین نبود چون یک فضای بسیار منفی ایجاد کرده بودند که مگر دانشگاه را می‌شود این‌جوری تاسیس کرد. این‌طور نبود که خیلی‌ها آماده باشند با ما همکاری کنند.
* چه کسانی مخالف بودند، در چه زمانی؟
** همان سال ۶۱. ما وقتی کار را شروع کردیم دو نوع مخالف داشتیم؛ یک نوع مخالفینی بودند که براساس همان معیارهای سنتی دانشگاهی فکر می‌کردند چنین کاری صدمه می‌زند به دانشگاه و علم و تکنولوژی و اصلاً باید جلویش بایستند. یک گروه هم مخالفین سیاسی بودند. چون من مسئولیت مهمی در حزب جمهوری اسلامی به عنوان قائم‌مقام دبیرکل حزب داشتم. فکر می‌کردند که ما می‌خواهیم در حقیقت یک کار حزبی را به دانشگاه و عرصه آموزش عالی بکشانیم.
اینها گروهی بودند که طیف وسیعی را شامل می‌شدند و از همان موقع مخالفت‌ها و جوسازی‌ها شروع شد. البته آن موقع زمینه هم برای این جوسازی‌ها بیشتر فراهم بود چون ما هیچی نداشتیم. آنها یکی از دلایلشان این بود که می‌گفتند با چه می‌خواهید دانشگاه بسازید. مگر می‌شود دانشگاه نه ساختمان داشته باشد و نه تجهیزات. اما ما هدف را خیلی بلندمدت گرفته بودیم و خیلی امیدوار بودیم و بعد هم توکل به خدا کرده بودیم و کار نویی را هم می‌خواستیم شروع کنیم. همیشه شروع کارهای نو با این نوع مخالفت‌های شدید همراه بوده و قطعاً پستی و بلندی و پیچ‌وخم‌های بسیار زیادی دارد و مقاومت‌های زیادی در برابر باید صورت بگیرد. ما خودمان را برای همه اینها آماده کرده بودیم و کار را شروع کردیم. اولین کنکوری که ما برگزار کردیم چیزی حدود ۳۰ هزار شرکت‌کننده داشت و سه هزار نفر هم انتخاب کردیم. تعدادی از واحدها را در تهران، کرمان، تبریز، مشهد، شاهرود و یزد برپا کردیم. هنوز هم تعدادی از روسای واحدها از همان دوران در مسند ریاست واحدها هستند. رئیس واحد مشهد و یزد همان افراد هستند. در تهران آقای شکرریز را انتخاب کردیم و در کرمان هم یک روحانی به نام آقای طباطبایی. ما اینها را برداشتیم و بردیم خدمت امام. امام آنجا یک صحبتی کردند و در حقیقت این صحبت امام زمینه و سیاست‌های کلی این دانشگاه برای حرکتش شد. هنوز هم ما در همان راستا و بر همان جهت سیاست‌هایی که امام تعریف کردند داریم حرکت می‌کنیم. اما این جور نبود که شما می‌گویید نظامی بودند. البته چون نیرو به شدت کم بود از بازنشسته‌هایی که در جاهای مختلف بودند و من با آنها آشنایی داشتم استفاده می‌کردیم. چندتایی هم بودند از جمله آقای شکرریز که نظامی بودند و از قبل از انقلاب ایشان را می‌شناختیم و بازنشسته شده بود و توانایی فراوانی برای کار کردن داشت و به ایشان مسئولیت دادیم. خود ایشان هم چندتایی از نظامیانی را که می‌شناخت آورد. اما این‌جور که بعضی‌ها می‌گویند نظامی‌ها بودند، نبود. نه اوایلش خیلی نظامی بود و نه الان دیگر چنین مسئله‌ای را نداریم. اما هرکس که آن موقع توانایی کار کردن داشت و موجه بود و می‌خواست با ما همکاری کند، او را به کار می‌گرفتیم، چون خیلی‌ها اصلاً حاضر نبودند با ما همکاری کنند. آن موقع نیرو نبود. من یادم است برای اینکه آن موقع یک فوق‌لیسانس استخدام کنیم واقعاً مصیبت داشتیم. مثل الان نبود که ما فقط ۵۰ هزار دانشجوی فوق‌لیسانس داشته باشیم و سالیانه ۱۰ تا ۲۰ هزارتاشان فارغ‌التحصیل بشوند. این‌همه دانشجوی دکترا داشته باشیم. ما از نظر نیروی انسانی دانشگاهی در فقر نزدیک به مطلق بودیم. البته الان که دارم با شما صحبت می‌کنم شرایط به کلی تغییر کرده است. آن موقع شاید به اندازه انگشتان دست در یکی دو تا از دانشگاه‌های کشور دانشجوی دکترا در رشته‌های علوم‌انسانی داشتیم. اما حالا مجموعه وزارت علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد اسلامی نزدیک به ۱۲هزار دانشجوی دکترای تخصصی دارند. خود دانشگاه آزاد به تنهایی متجاوز از سه هزار دانشجوی دکترای تخصصی دارد. تعداد دانشجو و فارغ‌التحصیل فوق‌لیسانس در آن موقع خیلی کم بود. الان خیلی بیشتر از ۵۰ هزار دانشجوی فوق‌لیسانس در دانشگاه‌های دولتی و آزاد اسلامی داریم که اگر بخواهیم با تعداد دانشجویان دکترای حرفه‌ای جمع کنیم نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر می‌شود. این رقم عظیمی است که به برکت این انقلاب اسلامی و توسعه آموزش عالی و به‌خصوص دانشگاه آزاد اسلامی به آن رسیده‌ایم. از نظر جغرافیایی تنها در هشت تا ۱۰ شهر دانشگاه دولتی داشتیم. بقیه جاها هم چند آموزشکده داشتیم. اینها چیزی نبود، حالا ۳۳۰ واحد و مرکز دانشگاهی فقط در دانشگاه آزاد اسلامی در سراسر کشور ایجاد شده است. بسیاری از شهرهایی که حتی خواب دانشگاه و مرکز آموزش عالی را نمی‌دیدند و تصور نمی‌کردند که تا یک قرن دیگر هم مرکز دانشگاهی شوند، الان دانشگاه‌های بزرگی با هزاران دانشجو و امکانات وسیع دارند. برای شما مثالی می‌زنم، متراژ زیربنای دانشگاهی که در میبد ساخته‌ایم به ۹۰ و چند هزار مترمربع و شش هزار دانشجو می‌رسد. یعنی چیزی به اندازه دانشگاه تهران زمانی که انقلاب شد و بلکه بیشتر از آن. یا مثلاً بافق منطقه‌ای کویری است و بسیار خشک و دور، سال اولی که آنجا تاسیس شد و من رفتم، فکر می‌کردم که اصلاً آیا می‌شود ما یک موقعی در آنجا امکانات خوبی داشته باشیم. پریروز که به آنجا رفتم دیدم امکانات سلف سرویس مجهز، مسجد بسیار خوب، خوابگاه‌های بسیار بهداشتی و مدرن، ساختمان‌های آموزشی و فضای سبز در آنجا درست شده است. خود دانشجویان از امکانات آنجا احساس رضایت می‌کردند و احساس می‌کنند که دیگر چیزی کم ندارند. مهمانسرا و استادسرایی که در حد یک هتل است در آنجا افتتاح شده. اینها را مثال زدم. جاهایی داریم که از بافق هم محروم‌تر است و بروید ببینید چه امکاناتی فراهم کرده‌ایم. کار عظیمی صورت گرفته است. من اصلاً خودم هم باورم نمی‌شود که واقعاً این همه کاری که انجام گرفته مربوط به من و مدیرانی باشد که در اینجا بوده‌ایم.
این در حد یک اعجاز است و کار خداست. ما به حساب او می‌گذاریم.
* یکی از انتقادات مهمی که بیشتر به دانشگاه آزاد می‌شود این است که در آن کیفیت دانشجویان پایین آمده و کمیتش بالا رفته است. چند سال پیش یک جمله‌ای هم از شما نقل کرده بودند که ما اگر بیکار لیسانس داشته باشیم، بهتر است تا بیکار بی‌سواد داشته باشیم. شاید بحث دانشگاه آزاد اصلاً بحث کار نیست. کسی می‌خواهد بیاید و سوادی بیاموزد، می‌آید پول می‌دهد و می‌آموزد. دانشگاه آزاد دیگر تضمین کارش را نمی‌دهد. اما جوانانی که به این دانشگاه می‌آیند می‌خواهند واقعاً بعدها بازار کار پیدا کنند.
** اینکه شما می‌گویید کیفیت پائین آمده، باید بگویم اصلاً چه بوده که حالا پایین آمده؟ شما اول باید تصویری داشته باشید و بعداً بگویید پائین آمده است. چیزی نبوده که پائین بیاید. از صفر شروع کرده‌ایم و همه‌اش در حال بالا رفتن هستیم. ما در دانشگاه آزاد اسلامی از صفر شروع کرده‌ایم، قدم به قدم داریم به جلو می‌رویم و هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت ارتقا پیدا کرده‌ایم. در حال حاضر با یک میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو، بیش از پنجاه درصد ظرفیت آموزش عالی را زیر پوشش داریم. ما از نظر کیفیت سال به سال ارتقا پیدا می‌کنیم. این چیزی ذهنی و ایده‌آلیستی و آرزو نیست. واقعیت‌های ملموسی است که با رقم خدمتتان عرض می‌کنم. موقعی که ما رشته پزشکی را شروع کردیم مخالفت‌ها اوج گرفت اما ایستادیم. حالا فارغ‌التحصیلان رشته‌های پزشکی ما در بسیاری از سال‌ها بیشترین درصد قبولی را در بورد تخصصی دانشگاه‌های علوم پزشکی دولتی دارند. وضعیت رشته‌های علوم پزشکی ما سال به سال بهتر می‌شود. زمانی ما یک بیمارستان از خودمان نداشتیم و برای دوره‌های بالینی مصیبت داشتیم. الان ما در خود تهران سه بیمارستان و یکی دوتا هم در حال ساخت داریم. در یزد و شاهرود هر کدام یک بیمارستان در مشهد سه بیمارستان داریم. تعداد قابل توجهی بیمارستان متعلق به خودمان است. تعدادی را نیز داریم می‌سازیم. شاید تا چهار، پنج سال دیگر از نظر بیمارستان خودکفا شویم و دیگر نیازی به استفاده از بیمارستان‌های وزارت بهداشت یا تامین اجتماعی نخواهیم داشت. در حالی که موقعی که شروع کردیم هیچ نداشتیم. حتی مجبور بودیم از بیمارستان‌های نیروهای مسلح استفاده کنیم. در زمینه‌های دیگر نیز همین است. در واحد علوم و تحقیقات آزمایشگاه‌هایی وجود دارد که از دانشگاه‌های معتبر کشور مثل شریف و تهران دانشجوی دکترا برای انجام آزمایش به آنجا می‌رود. در سراسر کشور آن‌قدر آزمایشگاه، کارگاه، کتابخانه، مرکز کامپیوتر و سالن تربیت‌بدنی ساخته شده که انسان وقتی می‌رود اینها را می‌بینید اصلاً باور نمی‌کند که این کارها در طول این مدت انجام شده باشد. فاکتورها و عوامل کیفیت، وقتی که ما می‌گوییم کیفیت مشخص است. این‌جوری نیست که ما بخواهیم یک چیزی از خودمان دربیاوریم. یکی از این عوامل هیات علمی است. هرچه نسبت هیات علمی به دانشجو بیشتر شود، سطح آموزش عالی بالاتر می‌رود. یکی دیگر تجهیزات است. دیگری فضای آموزشی است و یکی هم سیستم‌های آموزشی الکترونیکی و مخابراتی و اطلاع رسانی. ما در همه اینها به سرعت داریم پیشرفت می‌کنیم. در زمینه فضای آموزشی و رفاهی ما دانشگاه‌های دولتی را در بسیاری از شهرها پشت سر گذاشته‌ایم. ما سال گذشته بیش از ۷۰۰ هزار مترمربع زیربنا ساخته‌ایم. امسال قطعاً بیشتر از این ساخته خواهد شد. مابین ۱۰ تا ۱۱ میلیون مترمربع فضای آموزشی ساخته‌ایم و همین‌طور هم دارد می‌رود به جلو. ما از آن استانداردی که برای برنامه پنج ساله چهارم هم تدوین کرده‌ایم جلو زده‌ایم. ما پیش‌بینی کرده‌ایم که تا آخر برنامه پنج ساله هر دانشجو ۱۰ مترمربع فضای آموزشی و رفاهی داشته باشد. از نظر هیات علمی ما هنوز باید خیلی کار کنیم. پیش‌بینی کرده‌ایم که تا پایان برنامه پنج ساله چهارم نسبت هیات علمی به دانشجویان یک به ۳۱ بشود در حالی که الان یک به ۶۰ تا یک به ۵۰ است. یعنی ما باید تعداد هیات علمی‌مان را دو برابر کنیم. البته با تعداد کثیر دانشجویان دکترای تخصصی و فوق‌لیسانس قدرت جذب هیات علمی را داریم تا این مشکل را حل کنیم.
* آقای دکتر، دولت خاتمی که روی کار آمد. دو وزیر علوم، آقای معین و آقای توفیقی به وزارتخانه آمدند. این دو برای انتخاب روسای دانشگاه‌ها ابتکاری به خرج دادند و آن این بود که از هیات علمی رای‌گیری می‌شد و رئیس دانشگاه‌ها براساس آرای هیات علمی انتخاب می‌شد. شما چرا در دانشگاه آزاد برای انتخاب روسای واحدها از رای‌گیری استفاده نکردید؟
** من اعتقاد ندارم که آنها این کار را کردند. آنها بیشتر شعارش را دادند اما در عمل در جاهایی که مطابق نظرشان نبود این کار را نکردند. در جاهایی که با دیدگاه‌های خودشان هماهنگ بود این کار اجرا می‌شد. از سوی دیگر من اصلاً اعتقادی ندارم به این که باید انتخاب رئیس دانشگاه را به مجموعه اساتید بسپاریم. در هیچ جای دنیا هم این‌جوری نیست و این کار جواب هم نمی‌دهد. ولی من معتقد به مشورت هستم، هم مشورت با اساتید و هم مشورت با مسئولین شهر. مثلاً در یک شهر امام جمعه، استاندار، نمایندگان مجلس، شخصیت‌های فرهنگی را بگیرد، استادانی را که موجه هستند و وضعیت بهتری دارند، بررسی کند و از بین آنها یکی را انتخاب کند. این به‌نظر من بیشتر موجه است تا اینکه انتخابات برگزار شود. مسئله دیگر این است که ما اصلاً در دانشگاه آزاد ۱۱ منطقه داریم و انتصابات غیر از رئیس واحد در خود منطقه انجام می‌شود. فقط رئیس واحدها را ما انتخاب می‌کنیم و آن را هم رئیس منطقه پیشنهاد می‌دهد و ما تایید می‌کنیم و حکم می‌زنیم. ما داریم قدم به قدم تمرکززدایی می‌کنیم و سازمان مرکزی را به یک ستاد تبدیل می‌کنیم که کار نظارت و کنترل و برنامه‌ریزی را در اختیار خود داشته باشد.
* آقای دکتر دارایی‌های دانشگاه آزاد و دخل و خرجش در سال چقدر است؟
** ما یک دخل و خرج داریم و یک دارایی داریم. این را اول بگویم که هیچ کس، نه بنده، نه آقای هاشمی و نه سایر اعضای هیات موسس و هیات امنا از این دانشگاه سهم ندارد. این را صدها بار گفته‌ایم. برخی فکر می‌کنند چند درصدی از این پول‌هایی که می‌گیریم توی جیب من می‌رود. اگر امروز من از این دانشگاه بروم حق ندارم این روان‌نویسی را که متعلق به دانشگاه است با خودم ببرم. اما دانشگاه یک پولی می‌گیرد و هزینه‌هایی می‌کند. شهریه‌ای که ما از دانشجویان دریافت می‌کنیم بین یک‌چهارم تا یک‌هشتم دانشگاه‌های دولتی است. شما پولی را که برای دو وزارتخانه علوم و بهداشت در بودجه هست تقسیم بر تعداد دانشجویان روزانه‌اش بکنید و بگذارید یک طرف. کل دانشجویان که شهریه نمی‌دهند ۳۰۰ هزار نفر هستند. بودجه‌شان نیز ۱۳۵۰ میلیارد تومان است و البته این به جز کمک‌هایی است که از جاهای مختلف دریافت می‌کنند. در طرف دیگر هم هزینه‌های ما را حساب کنید. ما یک میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو داریم که شهریه‌شان امسال شاید ۶۵۰ تا ۷۰۰ میلیارد تومان شود.
آنها هفت و نیم برابر ما دارند پول می‌گیرند. علتش هم این است که یک کارمند ما به اندازه هفت تا ده برابر یک کارمند دولت دارد کار می‌کند.
نسبت دانشجو به کارمند را در دانشگاه آزاد با دانشگاه‌های دولتی مقایسه کنید. همین‌طوری هم به وجود نیامده است. اگر ما ول کنیم از دولت بدتر می‌شویم. ما ضابطه گذاشته‌ایم، تا اصول مدیریت را در سیستممان پیاده کرده‌ایم. تمام واحدهایمان را درجه‌بندی کرده‌ایم. من که رفته بودم به بافق از امام جمعه تا فرماندار در خواستشان این بود که درجه واحد بافق از واحد متوسط تبدیل شود به واحد بزرگ. ما برای این تبدیل ضابطه‌هایی گذاشته‌ایم. یکی این که آن واحد باید از یک امتیازاتی برخوردار باشد.
علاوه بر اینها یک خط وتوکننده داریم. می‌گوییم نسبت هیات علمی به دانشجو، تعداد دکترای تخصصی، فضای آموزشی از یک مقداری کمتر نباشد.
مثلاً گفته‌ایم برای ارتقای یک واحد تعدادی دانشجوی دکترای تخصصی لازم است و به جای آن دو برابر دانشجوی دکترای بورسیه هم قبول می‌کنیم. الان صف کشیده‌اند برای این که بورسیه بگیرند. یا به عنوان مثال به واحد تهران مرکزی گفته‌ایم که باید فضای آموزشی خود را تجمیع کنند. معنی ندارد ساختمان‌هایی اطراف تهران گرفته‌اید و می‌خواهید دانشگاه درست کنید. الان دو سال است که دارند می‌دوند و خودشان را به آب و آتش می‌زنند تا ساختمان‌های خودشان را افتتاح کنند. یعنی اهرم‌هایی گذاشته‌ایم که این‌ها دائماً در حال دویدنند. حالا وقتی یک واحدی از متوسط تبدیل به بزرگ می‌شود تمام حق مدیریت‌ها و حق سرپرستی‌ها افزایش پیدا می‌کند، اختیاراتشان برای استخدام پرسنل بیشتر می‌شود. البته استخدام هم قانونی دارد که باید درصدی از امتیاز هر واحد باشد. من در شورای مرکزی اعلام کرده‌ام که بزرگترین خطری که دانشگاه آزاد را تهدید می‌کند خطر سیاسی و غیره نیست، خطر تورم نیروی انسانی است و در مقابل اینها می‌ایستیم. به همین دلیل است که توانسته‌ایم روی پای خودمان بایستیم و با یک‌پنجم نیروی دانشگاه‌های دولتی دانشگاه را اداره کنیم.
از نظر دارایی‌ها هم باید بگویم که فکر می‌کنید در این ۲۳ سال چقدر شهریه گرفته باشیم؟ این مقدار را ضرب در صد بکنید باز هم دارایی‌های ما بیشتر است.
* شما رقمش را نمی‌خواهید بگویید؟
** ما اگر ۱۱ میلیون متر مربع فضا داشته باشیم و آن را ضرب در ۲۰۰ هزار تومان کنیم می‌شود ۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان این فقط ساختمان‌های ما است. زمین‌ها و امکاناتی که داریم بیش از اینها است. رقم خیلی سرسام‌آور شده است. من نمی‌دانم اما شاید ۱۵ هزار یا ۲۰ هزار میلیارد تومان ثروت داشته باشیم.
* دولت کمکتان کرده مثلاً در مسکن و شهرسازی یا جاهایی دیگر؟
** در تملک زمین‌ها دولت کمکی نکرده است. یک ضابطه‌ای گذاشته و ما از آن ضابطه استفاده کرده‌ایم. ما که زمین‌ها را رایگان نگرفته‌ایم. زمینی بوده که توی بیابان افتاده بوده و یک قران نمی‌ارزیده. من یک موقعی رفتم به اردستان. برای این ۲۰ هکتار زمین خیلی ما را اذیت کردند. ما رفته بودیم ببینیم کجاست و یک ساختمانش را هم افتتاح کنیم. چه فکر می‌کنند اینها؟ شما اگر می‌رفتید آنجا سکته می‌کردید که این‌ها دارند ما را اذیت می‌کنند. توی بیابانی که از هر طرف نگاه می‌کنید لم‌یزرع است، ما یک زمینی را می‌خواهیم بسازیم و این‌قدر ما را اذیت می‌کنند. در حالی که اگر قصد خیر داشتند باید صدها هکتار به ما می‌دادند و می‌گفتند که ما کمکتان هم می‌کنیم که می‌خواهید اینجا را آباد کنید. ما زمین را گرفته‌ایم و آباد کرده‌ایم، قیمت زمین‌ها یک دفعه شده است ده برابر، ۲۰ برابر، ۵۰ برابر، آباد کرده‌ایم آن شهر را. در برخی شهرها حالا سایت اولمان پر شده و سایت دوم را شروع کرده‌ایم. مثلاً در مشهد یک زمین ۷ هکتاری داشتیم که پر شد و حالا یک زمین ۱۰۰ هکتاری در شهرک نوبهار خریده‌ایم که بسازیم. متوسط سن پروژه‌های ما یک سال‌ونیم است. اما این رقم برای پروژه‌های دولت ۹ تا ۱۰ سال است. البته ما برای همه این کارها از شهریه استفاده نمی‌کنیم. شهریه اصلاً کفاف نمی‌دهد، ۲۰ تا ۲۵ درصد از شهریه را برای کارهای عمرانی گذاشته‌ایم و ۱۰ تا ۱۵ درصد هم از بانک وام می‌گیریم. این می‌شود ۳۰ تا ۴۰ درصد و همین‌طور می‌سازیم. یک لحظه در این دانشگاه آرام نداریم. هر ساعتی که می‌گذرد یک پروژه در حال افتتاح است. بعضی از آنها را هم می‌روم افتتاح می‌کنم. اصلاً بقیه‌اش را نمی‌رسم که بروم. وقتی که می‌خواهد ۸۰۰ هزار متر زیربنا ساخته شود، ببینید چه قدر پروژه در سال افتتاح می‌شود. هر که از هر جا کم می‌آورد، استاندار، وکیل، وزیر می‌خواهد پروژه‌ای افتتاح کند، می‌گوییم بیایید پروژه دانشگاه آزاد افتتاح کنید.
ادامه مصاحبه رئیس دانشگاه آزاد در شماره فردا چاپ می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات