تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۸۳۳۷۰

رنگ عوض کردن متحجران در عصر فعلی


سیدهادی خامنه‌یی / دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره)
برای شناخت افکار متحجر درشرایط فعلی نباید تنها به شعارهای قدیمی و کلیشه‌یی که صاحبان این تفکر با آن شناخته می‌شوند بسنده کرد؛ زیرا این جریان امروز با شعارهای دیگری به عرصه وارد شده و رنگ عوض کرده است. دیروز آنها می‌گفتند اصلا وارد کار انقلاب و سیاست نشوید اما حالا می‌گویند وارد شوید و اتفاقا افراطی هم وارد شوید.
حضرت امام(ره) راجع به تحجر و خطر آن فرمودند که یقینا اگر جهان‌خواران می‌توانستند، ریشه روحانت را می‌سوزاندند؛ ولی خداوند همواره حافظ این مشعل مقدس بوده است و از این پس نیز ان‌شاءالله خواهد بود، به شرط آنکه حیله، مکر و فریب جهان‌خواران را بشناسید.
روحانیون وابسته به رژیم گذشته با تحجرگرایان در یک رده قرار دارند و امام(ره) همه را به یک چشم می‌بینند. در واقع خطر متحجرین برای پوساندن نظام روحانیت بسیار است. با توجه به اینکه روحانیت مروج تفکر دینی است، اگر گرفتار چنین ویروسی شود به معنای ضربه خوردن اصل اسلام است، کسانی که سعی می‌کنند اسلام را در جامعه ناکارآمد جلوه دهند، از افعی خطرناک‌ترند.
کسانیکه با شیوه ارایه چهره نادرست از اسلام آن را عاجز نشان می‌دهند، خیلی بیشتر در از بین بردن حیثیت اسلام و دین تاثیرگذارند. عده‌یی در عمل می‌خواهند کاری کنند تا متفکران و جوانان ما به این نتیجه برسند که اسلام نمی‌تواند مدیریت یک حکومت را در دست گیرد. این همان راهی است که عده‌یی به عنوان متفکران و اندیشمندان به ظاهر دینی، الگویی از دین و احکام اسلامی و مدیریت اسلامی ارایه دهند تا مردم خودبه‌خود به این نتیجه برسند که اسلام به درد سیاست و مدیریت نمی‌خورد. این همان روش موثر و خطرناک است.
دگماتیزم در افکار و اندیشه‌های اسلامی باعث می‌شود انسان به جایی برسد که امام(ره) تحت تعبیر تحجر و مقدس‌نمایی از آن یاد کردند.
اسلام آمریکایی یعنی اسلام ناکارمد. آمریکا این نوع اسلام ناکارآمد و بی‌خاصیت را می‌پسندد؛ چرا که آنها با اصل اسلام دشمنی دارند. بعضی از روحانیون می‌گویند ما فقط احکام می‌گوییم و کاری به این مسائل نداریم، ولی باید توجه داشت که اگر چنین باشد، دید آنها اصلا اسلامی نیست.
عده‌یی در منابر و سخنرانی‌ها عنوان می‌کنند که پای منبرهایی بنشینید که مباحث و مسائل دینی را مطرح می‌کنند و کاری به مسائل سیاسی ندارند. اما ممکن است از هر امر مقدسی سوء‌استفاده شود. این موضوع بستگی دارد که چه شخصی سخنران باشد و چه بگوید. عده‌یی سعس دارند ارتباط مردم را با روحانیتی که علاوه بر تحصیل در تمام عمرشان سعی کرده‌اند در مبارزات باشند و سختی کشیده‌اند، قطع کنند.
هیچ زمانی مثل حالا روحانیت توسط خودش مورد هتک قرار نگرفته است. عده‌یی از روحانیون در صحبت‌ها و مصاحبه‌ها، عده‌یی دیگر از روحانیون را صرفا با این دلیل که با نظرات آنان موافق نیستند، به انواع موارد متهم می‌کنند تا بتوانند آنها را تخریب کنند. مثلا اخیرا بعضی از آقایان محترم در قم اظهار کرده‌اند که مبحث اجتهاد در خبرگان عاملی نیست که مانع ورود عده‌یی به مجلس شود، بلکه مباحث اخلاقی و آلودگی‌های مالی نیز مطرح است. این خطاب به یک عده روحانی است که در کسوت خود آنها قرار دارند و به همان اندازه درس خوانده‌اند ولی فقط در نقطه مقابل هم هستند. اکنون نیز زمام بعضی از مسائل در دست عده‌یی از این افراد است. در این حال افراد خوش‌فکر و متفکر روحایباید با برقراری اتحاد با یکدیگر و صرف‌نظر از اختلافات، در مقابل کسانی جبهه‌گیری کنند که افکار و اندیشه‌های دیگری دارند. یکی دیگر از وظایف روحانیت آگاه این است که بر روی تفکرات مختلف و نظرات کار کنند.
یکی از وظایف روحانیت متعهد آن است که دورهم جمع شوند و راجع به مبحث دموکراسی و مردم‌سالاری وارتباط آن با بعضی از تفکرات دینی بحث کنند؛ چرا که در دو نظر متفاوت مطرح است و هر دو نظر به نوعی در مقابل هم قرار دارند. عده‌یی می‌گویند اسلام حق نظر دادن درباره حکومت را ندارد و عده‌یی دیگر نقش مردم را محدود می‌دانند. این بحث‌ها شایستگی آن را دارد که سمینارهای بزرگی برگزار کنیم و دو طرف حرف‌هایشان را در مصاحبه‌ها و مناظره‌ها بگویند. صدا و سیما این عرصه را در اختیار بگذارد اما درباره اینکه چه کسی در این مناظره‌ها شرکت کند اعمال نظر نکند. در این صورت مردم ناظر هستند که منطق کدام طرف قوی‌تر است.
در رابطه با وجه مشترک لیبرال‌ها و متحجرین ذکر چند نکته ضروری است: در جامعه ما اصطلاح لیبرال به کسانی گفته می‌شود که سکولار هستند و به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارند؛ یعنی دین را در حکومت موثر نمی‌دانند. این یک وجه تشابه لیبرال‌ها و مقدس‌نمایان است. خصوصیت دیگر لیبرال‌ها این است که مرزهای اعتقادی قوی در برابر آمریکا و غرب ندارند. لیبرال‌ها ورود دین به حوزه‌های سیاسی و اجتماعی را قبول ندارند؛ با اینکه ممکن است خودشان متدین باشند. وجه اشتراک لیبرال‌ها با متحجران در نتایج عملی تفکراتشان است.
در مورد چگونگی اتحاد روحانیت با وجود اختلاف در نامها و عناوین باید بگویم امام(ره) تفاوت اسمها و عنوان‌ها را مرجع اختلاف نمی‌دانستند، چرا که گاهی عناوین با هم فرق می‌کنند، عده‌یی مدرسند، جامعه مدرسین می‌شوند. عده‌یی دیگر در تهران هستند، عنوان مدرس ندارند. آنها روحانیت مبارز می‌شوند. با این حال که با هم تقریبا اختلافی ندارند اما دو گروه مجزا هستند. دو نام و تشکیلات دارند. پس همیشه تشکیلات مختلف نشان از اختلاف نیست. در مورد اصلاح‌طلبان هم همین‌طور است. اگر چه هر تشکیلاتی نام خودش را دارد اما در مجموع تفکراتشان شبیه به هم و بسیار نزدیک است.
تاکید امام(ره) این است که علی‌رغم یکی نبودن نامها و عنوان‌ها، می‌توانید اختلافات را کم و اشتراکات را زیاد کنید. ایشان نمی‌گویند همه یک حزب باشید. معلوم است که این امر شدنی نیست و هیچ‌ کس این کار را نمی‌کند. خیلی‌ها هستند که قبول دارند اندیشه‌هایشان به هم نزدیک است اما حاضر نیستند با هم یک جا بنشینند و کار مشترک کنند. امام(ره) به همه اینها فرمودند که نیاز نیست شما همه گروه‌هایتان را یکی کنید، اما اختلافاتتان را کنار بگذارید و آنها را دامن نزنید.
نکته پایانی اینکه ما انجمن حجتیه را به عنوان یک تفکر مطرح می‌کنیم، ممکن است سازمان و تشکیلاتی تغییر شعار داده باشد؛ کما اینکه شعارهایشان دیگر همان شعارهای سابق نیست. زمانی شعارشان قبل از انقلاب این بود که انقلاب نکنید چون ظهور امام زمان(عج) به تاخیر می‌افتد. اکنون که انقلاب شده برای اینکه انقلاب اسلامی را زودتر زمین بزنند، ممکن است اندیشه‌ها و نظراتی بدهند که مثل سابق نباشد، مثلا بگویند باید با تمام دنیا در تعارض و دشمنی باشیم تا ظهور امام زمان(عج) نزدیک شود؛ چون ممکن است امروز تشخیص دهند که راه ضربه زدن به انقلاب اسلامی همین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات