مسئولیت مشترک
ما در دنیایی زندگی میکنیم که تهدیدات جدید و در حال تحولی دارد، تهدیداتی که در زمان تأسیس این سازمان در سال 1945 قابل پیشبینی نبود، تهدیداتی همچون تروریسم هستهای و فروپاشی کشورها به دلیل فقر، بیماری یا جنگ داخلی. در دنیای امروز، تهدید یک نفر یعنی تهدید همه ما. جهانی شدن به این معنی است که یک حمله بزرگ تروریستی در هر کجای دنیای صنعتی، عواقب ویرانکنندهای برای زندگی میلیونها نفر در کشورهای درحال توسعه دارد. هریک از 700 میلیون مسافر پروازهای بینالمللی هر سال میتواند حامل یک بیماری کشنده باشند. از میان رفتن سرمایه دولتی در هرکجای دنیا ساز و کار حفاظتی آن کشور در مقابل تهدیدات فراملی همچون تروریسم و جرائم سازمانیافته را تضعیف میکند. هر کشوری به همکاری بینالمللی برای امنیت خود احتیاج دارد.
در دهههای آینده، شش دسته تهدید پیشروی دنیا قرار دارد:
جنگ بین حکومتها
خشونت درون حکومتها مثل جنگ داخلی، نقض گسترده حقوقبشر و نسلکشی
فقر، بیماری و شرایط وخیم زیستمحیطی
سلاحهای هستهای، شیمیایی و بیولوژیک
تروریسم
جرائم سازمان یافته فراملی
خبر خوب این است که سازمان ملل و نهادهای امنیت جمعی ما نشان دادهاند که میتوانند در این زمینه کار کنند. جنگهای داخلی بیشتری در 15 سال گذشته از طریق مذاکره پایان یافت و تعداد آنها نسبت به 200 سال گذشته بسیار قابل توجه بوده است.
در دهه 1960بسیاری بر این باور بودند که طی پنج دهه آینده، 15 تا 25 کشور سلاح هستهای خواهند داشت. اما پیمان منع تکثیر هستهای مانع از بروز این وضعیت شد. سازمان بهداشت جهانی به توقف شیوع سارس پیش از کشته شدن دهها هزار نفر، کمک کرد. اما این دستآوردها میتواند به عکس خود تبدیل شود. این خطر جدی وجود دارد که اگر خیلی زود برای تقویت سازمان ملل کاری نکنیم دستآوردهای گذشته جهت عکس پیدا کن و در آینده تهدیدات بیشتری پیشروی ما قرار گیرد.
سیاستهایی برای پیشگیری
روبرو شدن با تهدیدات و چالشهای امروز به معنای جدی شدن درباره عواقب سهلگیری تهدیدات و پیشگیری از آنها با دادن امکان گسترش تهدیدات موجود است.
در یک نظام امنیت جمعی که پیشگیری را جدی میگیرد، توسعه باید خط مقدم باشد. مبارزه با فقر نه تنها جان میلیونها انسان را نجات میدهد بلکه ظرفیت و توان کشورها را برای مبارزه با تروریسم و جرائم سازمانیافته و تکثیر تسلیحاتی تقویت میکند.
توسعه به همه امنیت میبخشد. درباره چگونگی دستیابی به این اهداف یک چارچوب توافق شده وجود دارد که در بیانیه هزاره تدوین شده اما اجرای آن با مشکل همراه بوده است. امنیت بیولوژیک باید در صدر برنامه پیشگیری قرار گیرد. واکنش جهانی به ایدز به طور حیرتآوری دیرهنگام و به طور خجالتآوری ضعیف بود. لازم است که همه توان خود را برای مقابله با این بیماری مهلک بسیج کنیم. نظام بهداشت جهانی هم ضعیف و برای حفاظت از بشر در مقابل تهدیدات، بیماریهای موجود فاقد امکانات است. این گزارش، مجموعهای از ابتکارات جدی برای ظرفیتسازی در این بخش را در سراسر کشورهای درحال توسعه پیشنهاد میکند.
پیشگیری از جنگ درون کشورها و میان آنها هم به نفع همه است. برای اینکه درآینده شرایط بهتری داشته باشیم، سازمان ملل به ظرفیت حقیقی برای دیپلماسی پیشگیرانه و البته میانجیگری احتیاج دارد. باید برای موفقیت سازمانهای منطقهای، هنجارهای نیرومندی تعبیه کرد که از سقوط دولتها جلوگیری کند و از حقوق اقلیت حفاظت نماید. باید منابع طبیعی قانونمند شود تا رقابت بر سر آن درگیری داخلی ایجاد نکند. برای جلوگیری از گسترش سالحهای هستهای و شیمیایی باید شرایط نیاز به آن را کاهش دهیم و دامنه عرضه آن را هم کنترل کنیم. این به معنای پایبندی به توافقات و قراردادهای فعلی و اعمال قراردادها و توافقنامههای بینالمللی جدید است. این گزارش پیشنهاد میکند که انگیزهها و مشوقهایی برای بازداشتن کشورها از غنیسازی داخلی اورانیوم ایجاد شود. همچنین گفتگوهایی برای ایجاد ساز و کار جدید در این باره باید انجام شود.
تروریسم خطری است برای همه کشورها و سازمان ملل به طور کلی ابعاد جدید این تهدید از جمله ظهور شبکه تروریست جهانی و قابلیت استفاده تروریستی از سلاحهای هستهای، شیمیایی و میکروبی، پاسخ جدید به این تهدید را ضروری کرده است.
سازمان ملل دراین باره همه توان خود را به کار نبسته است. این گزارش از سازمان ملل خواسته است استراتژی ضد تروریسم جدیدی تدوین کند که در آن هم حقوقبشر و هم حکومت قانون محترم شمرده شود. این استراتژی باید در برگیرنده تدابیر لازم در صورت لزوم باشد و همچنین ابزارهای جدیدی برای کمک به کشورها در مبارزه داخلی با این تهدید فراهم کند.
در این گزارش با ارائه تعریف روشن از تروریسم آمده است، تروریسم هیچگاه توجهپذیر نیست و مجمع عمومی سازمان ملل باید بر اختلافات خود غلبه کرده و کنوانسیون جامعی درباره تروریسم تصویب کند.
گسترش جرائم سازمانیافته فراملی خطر دیگر تهدیدات را افزایش میدهد.
تروریستها از گروههای سازمانیافته برای انتقال پول، انسان و مواد در سراسر دنیا استفاده میکنند. دولتها و شورشیها از طریق این گروهها منابع طبیعی را به فروش میرسانند تا خرج جنگها را تأمین کنند. توان کشورها برای استقرار حکومت قانون در اثر فساد تضعیف میشود. مبارزه با جرائم سازمانیافته برای کمک به کشورها و تقویت توان و ظرفیت آنها ضروری است.
پاسخ به تهدیدات
گاهی پیشگیری با موفقیت همراه نمیشود. در این شرایط تهدیدات را باید با ابزار نظامی پاسخ گفت. منشور سازمان ملل چارچوب روشنی برای استفاده از زور قرار داده است. کشورها حق دفاع از خود را دارند و این حق در اصل 51 این منشور آمده است. قوانین بینالمللی تصریح کرده است تا وقتی تهدید حمله قریبالوقوع باشد و هیچ ابزار دیگری برای دفع این تهدید وجود نداشته باشد، کشورها میتوانند دست به اقدام نظامی بزنند. شورای امنیت قدرت و اختیار انجام اقدام پیشگیرانه را دارد اما به ندرت از این قدرت استفاده کرده است.
این شورا باید آمادگی داشته باشد که در آینده، فعالتر در این زمینه رفتار کند و اقدام قطعی را زودتر انجام دهد. کشورهایی که از ظهور تهدیدات قریبالوقوع بیم دارند، باید این نگرانیها را به صحن شورای امنیت بیاورند و به بحث بگذارند.
این گزارش، هنجار در حال ظهور «وظیفه حفاظت» از غیرنظامیان در مقابل خشونت گسترده را تأیید میکند و این را وظیفه مقامات ملی و کشوری میداند. وقتی حکومتی نتوانست از شهروندانش حفاظت کند، جامعه جهانی مسئولیت این کار را دارد و از طریق فعالیتهای بشردوستانه، ماموریتهای نظارتی و فشار دیپلماتیک و در صورت نیاز از طریق استفاده از زور اما به عنوان آخرین راهحل، باید این کار را انجام دهد. در مواقع بروز درگیری با استفاده از زور، جامعه جهانی باید متعهد به بازسازی جامه درهمشکسته باشد.
استقرار نیروهای نظامی برای صلحبانی و برقراری صلح، اگر چه ابزار ارزشمندی در پایان دادن به جنگها و کمک به امنیت کشورهاست اما پیامدها و عواقب خودش را دارد. با این حال تأمین نیروهای صلحبان در دسترس در سراسر جهان به طور خطرناکی با کاهش روبروست. برقراری صلح در درگیریهای کنونی جان دستکم به دو برابر تعداد صلحبانان کنونی احتیاج دارد. کشورهای توسعهیافته مسئولیت ویژهای دارند تا برای تغییر ارتشهایشان و تبدیل آن به واحدهای مناسب برای استفاده در فعالیتهای صلحبانی تلاش کنند. برای رویارویی با چالشهای پیشرو، کشورهای بیشتری باید آماده کمک به اهداف سازمان ملل باشند و ظرفیتهای هوایی و استراتژیک خود را برای کمک به فعالیتهای صلحبانی در اختیار بگذارند.
وقتی جنگ پایان یابد، صلحبانی بعد از جنگ، حیاتی است. سازمان ملل اغلب توجه اندکی به این موضوع حیاتی میکند و منابع اندکی به آن اختصاص میدهد. پیشنهادات این گزارش برای بهبود وضعیت، اختصاص ظرفیت کافی و بودجه مناسب، ایجاد صندوق مخصوص برای این منظور، توجه و تمرکز ویژه بر ایجاد نهادهای دولتی برای حمایت از این هدف، است. یکی از اصلیترین کارکردهای سازمان ملل انجام موفقیتآمیز این وظیفه است.
سازمان مللی برای قرن 21
برای رویارویی با این چالشها، سازمان ملل باید کارآیی نهادهای کنونیاش را بهبود بخشد. این به معنای احیای دوباره «مجمع عمومی» و «شورای اقتصادی و اجتماعی» است تا این دو نهاد نقشی را که برایشان در نظر گرفته شده به خوبی انجام دهند و از سوی دیگر اعتبار کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل احیا شود.
از سوی دیگر باید اعتبار و کارآمدی شورای امنیت از طریق بهبود ترکیب اعضای آن و مطابقت آن با واقعیات امروز جهان، افزایش یابد. این گزارش اصول اصلاحات درون شورای امنیت و همچنین دو مدل برای تحقق این اصلاحات را مطرح میکند. یکی از این دو مدل اضافه شدن کشورهای جدید بدون حق وتو به اعضای دائم شورای امنیت است و دیگری چهار ساله شدن دوره حضور اعضای موقت. اما هر اصلاحاتی که صورت گیرد باید در سال 2020 مورد بازبینی واقع شود. سازمان ملل همچنین به نهادهای جدید برای مقابله با چالشهای پیشرو نیاز دارد.
یکی از این نهادها «کمیته صلحسازی» است که به عنوان یک ساز و کار جدید درون سازمان ملل و از شورای امنیت و شورای اقتصادی و اجتماعی، وامدهندگان و مقامات کشورها تشکیل میشود. این کمیته با همکاری نزدیک به سازمانهای منطقهای و مؤسسات مالی بینالمللی میتواند شکاف بزرگ ایجاد شده در جهان را از طریق توجه لازم به کشورهای در حال ظهور، پر کند.
همکاری بهتر با سازمان منطقهای هم اهمیت زیادی دارد و این گزارش اصول مهمی را برای این همکاری ساختاری ارائه میکند.
نقش دبیرکل در صلح و امنیت باید تقویت شود و البته برای اجرای نقش میانجیگرانه خود به حمایت بیشتری نیاز دارد.
راهی به جلو
این گزارش آغاز کار است نه پایان آن. سال 2005 برای کشورهای عضو در بحث و بررسی این اصلاحات، سال حیاتی است. ایجاد دنیایی امنتر به چیزی بیش از یک گزارش نیاز دارد.