بنا به اظهارات رسمی، حدود 60 هزار رایانه در ایران تحت تأثیر قرار گرفتهاند. هدف کرم مذکور شبکة صنعتی است و به نوعی کنترل کننده ویروس است. اگر سیستم صنعتی، مثلاً یک مرکز اتمی باشد، کرم مذکور میتواند سیستم کنترل را مختل سازد و یا آن را تحت اختیار قرار دهد. متخصصین ذیربط اظهار میکنند که چنین کرمی فقط از سوی یک کشور میتواند ایجاد و توسعه یابد که مستلزم فعالیت یک گروه حداقل ده نفره و به مدت شش ماه است.
در ایامی که ما در ارتباط با احتمال حمله همه جانبه به ایران بحث میکردیم، گویا جنگ سایبری علیه تاسیسات هستهای ایران در جریان بوده است.
به گزارش خبرنگار بولتن، در گرماگرم بحثهایی نظیر آیا در حمله به ایران از فضای هوایی ترکیه و عربستان سعودی استفاده خواهد شد و یا در این حمله ها چه طرحهایی اعمال خواهد گردید و آیا ایران میتواند تدابیری در مقابله حملات احتمالی اتخاذ کند،ناگهان با آغاز حمله علیه نقطه ضعف ایران، مواجه شدیم.
جنگ سایبری و حملات سایبری، از جمله عرصههایی است که به ویژه پس از جنگ سرد، از سوی سرویسهای اطلاعاتی و واحدهای امنیتی به شدت پیگیری و بهرهبرداری می شود. به طور مثال فعالیتهایی که قبلاً از سوی تخریبکنندگان چینی و روسی علیه رایانههای پنتاگون صورت گرفت، اینک در قرون بیست و یکم، شکلگیری تهدیدات امنیتی کشورها به عنوان معیاری مهم تلقی و ارزیابی میگردد.
البته این حملات فقط به سطح تهدید امنیتی محدود نمیگردند و در مبارزه کلی قدرت، این اعمال و روشها به شکلی سریع تغییر مییابند. با توسعة دنیای دیجیتال، عرصههای ضعف هم عمیق میگردد و اهداف (دشمن) خیلی راحتتر و به شکلی مؤثرتر مورد تهدید قرار میگیرند.
توسط کرم رایانهای موسوم به «استوکس نت» که مشخصاً از سوی یک دولت ساخته و توسعه یافته است، به تأسیسات هستهای ایران در بوشهر و نظنز از اوایل سال جاری تا کنون حملاتی انجام گرفته است. مسئولین ایرانی اظهار می کنند که ویروس مذکور فقط رایانههای شخصی را آلوده ساخته است و به مراکز هستهای آسیب نرسانده است. نشانههایی وجود دارد که طی ماه ژوئن حملاتی به مرکز تأسیسات اتمی نطنز انجام شده است.
کرم «استوکس نت» از طریق سیستم مایکروسافت مبادرت به حمله میکند و سیستم کنترل «زیمنس» را که در ایران شایع و فعال است را مورد هدف قرار داده است. این سیستمهای کنترل از سوی مایکروسافت و ویندوز توسعه مییابند.
بنا به اظهارات رسمی، حدود 60 هزار رایانه در ایران تحت تأثیر قرار گرفتهاند. هدف کرم مذکور شبکة صنعتی است و به نوعی کنترل کننده ویروس است. اگر سیستم صنعتی، مثلاً یک مرکز اتمی باشد، کرم مذکور میتواند سیستم کنترل را مختل سازد و یا آن را تحت اختیار قرار دهد.
متخصصین ذیربط اظهار میکنند که چنین کرمی فقط از سوی یک کشور میتواند ایجاد و توسعه یابد که مستلزم فعالیت یک گروه حداقل ده نفره و به مدت شش ماه است.
بسیاری از محافلی که که آثار حملة مذکور را بررسی میکنند، بانی آن را اسرائیل میدانند. بحثهای مذکور یادآور حملات هوایی اسرائیل در سال 2007 میلادی به سوریه است.
هواپیماهای جنگی اسرائیل سوریه را بمباران کردند (در این حمله تانکرهای سوختشان را به خاک ترکیه انداختند و وارد فضای هوایی ترکیه گردیدند).
در آن ایام نیز شیوهای مشابه صورت گرفت، نخست با حملة ویروسی رادارها و سیستم دفاع هوایی سوریه را مختل کردند و سپس حمله انجام گرفت. مباحث مربوط به ، اینکه در کدام کشور و در کدام محیط، حملة سایبری علیه ایران انجام میگیرد، فقط یک کشور را مطرح میسازد و آن، اسرائیل است. در این رابطه نقطة توجه بر روی یک واحد ویژه در اسرائیل به نام Unit 88200 است.
«لوموند دیپلماتیک» در این رابطه خبری منتشر کرده مبنی بر این که این تیم ویژة اطلاعاتی در بسیاری از کشورهای پنج قارة جهان قادر است مذاکرات شرکتها، گروههای سیاسی و اشخاص مهم را شنود نماید و اطلاعات دریافتی را آنالیز (بررسی و تحلیل) کند و به محرمانهترین اطلاعات و اسرار کشورها دست یابد. واحد مذکور در این عرصه نسبت به واحدهای همکار در آمریکا و انگلستان نیز برتری دارد.
اعضای این واحد متشکل از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، متخصصین نیروهای هوایی و دریایی و واحدهای خاص فنی و افراد غیرنظامی هستند که پس از کسب اطلاعات و ارزیابی به عملیات مخفی میپردازند. اظهارات «ایهود باراک» وزیر دفاع اسرائیل را به یاد آوریم که گفت: «اسرار مهمی نزد ترکیه داریم و از اینکه این اطلاعات به دست ایران بیافتد، نگرانیم».
به نظر شما اطلاعات چه کسانی میتواند نزد چه کسانی باشد؟
برخی ادعاها وجود دارد که واحد Unit 88200 عملیاتی را در قارة آفریقا انجام میدهد، اما هنوز فاش نگردیده است که در ترکیه و سایر نقاط جهان چه اقداماتی انجام میدهد.
گفته میشود حملات سایبری علیه سوریه را نیز این واحد انجام داده است که متعاقباً حملة هوایی علیه آن کشور صورت گرفت.
هدف حملات سایبری علیه تأسیسات هستهای ایران چه میتواند باشد؟ آیا به تأخیر انداختن برنامههای هستهای ایران مد نظر است؟چنین باوری ندارم.
بروز سانحهای فجیع که نتایج اسفباری به بار میآورد، میتواند هدف مد نظر باشد. چنین سانحهای معلول خطای ایران تلقی خواهد گردید و نظام تهران مقصر معرفی خواهد شد.
آیا حملة مذکور فقط به تأسیسات اتمی ایران محدود خواهد بود؟ باز هم فکر میکنم، خیر.
تولید کرمی مشابه نیز جهت حملة سایبری به سیستم دفاع هوایی ایران مطرح است که بتواند سیستم دفاعی ایران را قفل کند و طریق نفوذ و حملة هوایی اسرائیل را مهیا سازد، همانند حملهای که به سوریه انجام گرفت.
آیا کرم استوکس نت میتواند یک تله باشد؟
البته بحثهایی وجود دارد که شاید ایران جهت مبارزه با این ویروس بتواند از نوشتافزارهای متفاوتی که بتوانند وظایف مذکور را به جا آورند، استفاده نمایید.
در این خصوص به ذکر نمونهای میپردازم، مربوط به سال 1984 میلادی، یعنی 26 سال قبل، «ویکتور استرووسکی» کارشناس سرویس مخفی اسرائیل در سالهای 1986- 1982 میلادی در کتابی تحت عنوان «در راستای فریبکاری» مطالب و اطلاعات شگفتانگیزی در ارتباط با حیلههای اسرائیل که منجر به حملة آمریکا و انگلستان به لیبی شد را ارائه میدهد.
وی در فوریة 1984 میلادی به همراه واحدی 14 نفره در مأموریتی به نام «عملیات تروآ» شرکت داشت. «آهارون شرف»، رئیس انستیتوی عملیات ویژه اطلاعات در ارتباط با دستگاه ارتباطی جدیدی تحت عنوان «تروآ» گروه منتخب موساد را رهنمود و در خصوص عملیات علیه لیبی، اطلاعاتی را ارائه نمود.
استرووسکی نیز جزء نیروهای عملیات مذکور بود. دستگاه اطلاعاتی- ارتباطی تروآ که نوعی دستگاه استراق سمع بود، توسط اسرائیل ساخته و پرداخته شده بود که در نقش پخشکننده اخبار و اطلاعات کشور دشمن فعالیت میکرد و به گونهای تنظیم یافته بود که از سوی کشورهای آمریکا و انگلستان نیز قادر به کشف بود.
شب مورخ 18-17 فوریه 1984 میلادی، اوسترووسکی به همراه دیگر اعضای گروه عملیاتیشان توسط یک قایق موتوری نظامی اسرائیلی به سواحل طرابلس حرکت میکنند و در دو میلی سواحل لیبی به ساحل میروند و استوانة تروآ که رنگ سبز تندی دارد، توسط دو نفر از آنان حمل میشود.
وقتی در مسیر طرابلس غرب- بنغازی توسط خودرو تعمیر کنندهای که منتظر آنان است و توسط رانندهاش برای موساد کار میکند، حرکت میکنند هواپیماهای اسرائیلی برای حمله آماده میشوند.
خودرو مذکور وارد شهر میشود، در محلة «الجمهوریت»، محل اقامت و خانهای که «قذافی در چادر باب العزیزیه به سر میبرد، خودرو در مقابل یک آپارتمان پنج طبقه که چند بلوک با محل اقامت قذافی فاصله دارد، میایستد. دستگاه تروآ به گونهای که به شمال بنگرد، جاسازی میشود و آنتاش را باز کرده و عملیات شروع میشود.
در ماه مارس، آمریکا امواج و رموز منتظره تروآ را دریافت و استخراج میکند. در یکی از پیامها، دفتر مردمی لیبی به همة سفارتخانههایش دستور حمله را صادر میکند.
آری، موساد به هدفش دست یافت. پایگاههای شنود در آمریکا و انگلستان که این اطلاعات را دریافت و استخراج نمودند، بر این باور شدند که در ارتباط با فعالیتهای تروریستی توسط لیبی دلایل و مدارک بسیار جدی به دست آوردهاند.
در پنجم آوریل، حمله به دیسکوتک «بلا» در برلین غربی تحقق مییابد و یک آمریکایی در آنجا کشته میشود.
لیبی به هیچ وجه نمیتواند وضعیتی را که دچارش گردیده، توضیح دهد و نمیتواند ثابت کند که چنین دستوری را صادر نکرده است.
در 14 آوریل 1984 میلادی، 160 هواپیمای جنگی آمریکا و انگلستان لیبی را بمباران میکنند و 60 تُن بمب بر این کشور میریزند.
چنین واقعهای در سال 1984 میلادی اتفاق افتاد. آیا امروز، یک بار دیگر باید به حملات و عملیات تروریستی بیاندیشیم؟