ناصر فکوهی
نگاه به رویدادهای یک سال، میتواند از زوایای بیشماری انجام بگیرد. مشاهده هرگز نمیتواند خنثی و از جایگاهی کاملاً بیطرفانه باشد و بیشک هر نگاهی رویکردها، اندیشهها و در یک معنی شخصیت تماشاگر را در خود حمل میکند. هرکس میتواند روایتی خاص خود از ماجراها و تجربههای همگانی و محلی داشته باشد. از این رو، میتوان جریان یافتن اندیشه را در روایتی از رخدادها مشاهده کرد و با این روایت تفسیر خاص خود را از جهانی که این رخدادها درونش پیدا شدهاند، عرضه کرد. گزارش جهانی، چنین روایتی است که هرچند در آن تلاش شده است تا مهمترین وقایع و رویدادها مطرح شود، اما به هر رو در انتخابها و ارایة این رویدادها دیدگاه ویژه نویسنده را در خود داشته است.
ژانویه (دی – بهمن 83)
در نخستین روزهای سال 2005 میلادی درحالی که تنها دو هفته از آغاز محاکمۀ سربازان آمریکایی متهم به شکنجه زندانیان عراقی میگذشت (7 ژانویه)، جرج دبلیو بوش دورة دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد (20 ژانویه). پیروزی بوش که دو ماه پیش از آن (2 نوامبر 2004) در پی یک کارزار انتخاباتی گسترده با محوریت آنچه خود او «توسعة آزادی در سراسر جهان به مثابۀ شرط بقای آزادی در کشور ما» مینامید، نشان میداد که آمریکا هنوز در اصل و اساس خود همان کشوری است که پوریتنهای مسیحی تاسیس کردند و هنوز بنیادگرایی دینی در این کشور حرف نخست را در میان عموم مردم میزند، درحالی که تکثرگرایی فرهنگی و چند قومیتی را باید در مراحل آغازین و نطفهای خود دانست. بنابراین باور به پتانسیل خروج کوتاه یا حتی میانمدت این کشور و مدل توسعهای آن از منطق امپراتوریگرا و نظامیگرایانهاش، حتی در شرایطی که این منطق بنیادهای دموکراسی در آن را به خطر انداختهاند، توهمی بیش نیست.
جرجبوش به این ترتیب برای بار دوم در راس بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهانی قرار میگرفت که آثار نابسامانی و نابرابری در آن هر روز نمایانتر میشوند. چندین کنفرانس بینالمللی در همین ماه گویای تلاشهای جهانی برای جبران این وضعیت بودند: سومین اجلاس توسعه انسانی در پاریس (17-19 ژانویه) موضوع اصلی کار خود را «تنوع فرهنگی و دموکراسی» و «عدالت و توسعه انسانی» تعریف کرد یعنی موقعیتهایی که بیشترین تهدید علیه آنها به چشم میخورند و این در حالی بود که دو کنفرانس بینالمللی دیگر یکی در کوبۀ ژاپن دربارۀ جلوگیری از مصیبتهای طبیعی (18-22 ژانویه) و دیگری باز هم در پاریس دربارۀ تنوع زیستی (24-28 ژانویه) گویای دغدغههای زیست محیطی بخش بزرگی از بشریت بودند.
اما این دغدغهها کماکان با نوعی بیتفاوتی و دغدغههایی از نوع دیگر از جانب سردمداران قدرتهای بزرگ جهانی پاسخ گرفتند به گونهای که در اجلاس جهانی داوس (26-30 ژانویه) مهمترین مباحث، مسایلی چون قدرت گرفتن چین، خطرات ناشی از رشد اقتصادی آمریکا، مساله صلح در خاورمیانه و پروندۀ هستهای ایران بود. از اینرو این اجلاس در برابر خود، اجلاس اجتماعی پورتوالگره را به مثابة اعتراضی گسترده برانگیخت که به صورت همزمان با آن 150 هزار نفر را به فراخوان هزار سازمان غیردولتی علیه روند کنونی جهانی شدن در برزیل به گردهم آورد.
فوریه (بهمن - اسفند 83)
در این ماه کاندولیزا رایس سفرهای اروپایی و خاورمیانه خود را آغاز کرد (3-10 فوریه) تا زمینه را برای سفر جرج بوش به اروپا آماده کند. در پایان این سفر بود که کره شمالی با اعلام برخورداری از بمب هستهای (10 فوریه) آمریکا را با چالشی اساسی روبهرو کرد. در همین ماه (7 فوریه) آمریکا بودجه خود را با کسری 390 میلیارددلار برای سال 2006 (به نسبت کسری 427 میلیاردی سال 2005) اعلام کرد و در اواخر ماه (17 فوریه) جان نگروپونته، نخستین سفیر آمریکا پس از اشغال عراق در این کشور به مقام مدیریت عالی سرویسهای اطلاعاتی این کشور منصوب شد تا 15 سازمان مختلف (از جمله سیا) را با بودجهای معادل 40 میلیارددلار مدیریت کند. ایالات متحده همچنان بر سیاست نظامیگرای خود پای میفشارد و همچنان بر آن است که مدل و سبک زندگی بسیار مصرفگرایانه خود را حفظ کند، از این رو نباید شگفتزده شد که این کشور و استرالیا که به تنهایی مسئول یکسوم کل گازهای با اثر گلخانهای در جهان هستند، جزو معدود کشورهایی بودند که پروتکل کیوتو سازمان ملل دربارۀ تغییرات اقلیمی را در 11 دسامبر 1997 را امضا نکردند، درحالی که از روز شانزدهم همین ماه مفاد به تصویب رسیده این پروتکل وارد مرحلة اجرایی شدند و 141 کشور (و از جمله 35 کشور صنعتی) امضاکنندگان آن متعهد شدند که گازهای با اثر گلخانهای خود را در فاصلة 2008 تا 2012 به حد پیش از سال 1990 برسانند. واقعة مهم دیگری که در این ماه اتفاق افتاد و پیآمدهای آن تا امروز ادامه داشته و در حال دگرگون کردن موازنه قدرت شکننده در منطقة خاورمیانه است، ترور رفیق حریری نخستوزیر لبنان و بحران سیاسی در این کشور بود (14 فوریه) که به فاصلة دوماه (در 26 آوریل) به خروج نیروهای سوری از این کشور و افزایش فشار آمریکا برای تغییر حکومت این کشور شد و سرانجام آخرین حادثة پراهمیت فوریه 2005، در 24 این ماه، محکومیت روسیه به دلیل اعمال خلاف حقوقبشر آن در دادگاه اروپایی حقوقبشر بود.
مارس ( اسفند - فرودین 84)
روزهای نخست ماه مارس، با بحران و گسترش خشونت در منطقه قفقاز و جنوب روسیه همراه بود. در هشت مارس، اصلان مقصودوف رهبر استقلالطلبان چچن به قتل رسید. بدون آنکه این منطقه روی آرامش به خود ببیند. در پایان این ماه نیز (24 مارس) بحران و شورش گستردهای قرقیزستان را فرا گرفت و اپوزیسیون توانست با یک شورش آرام قدرت را تسخیر کند. دو واقعة مهم دیگر در حوزۀ تروریسم در این ماه نخست تشکیل کنفرانس بینالمللی دربارۀ تروریسم در مادرید بود (8 -10 مارس) که در سالگرد بمبگذاری در قطارهای این کشور (191 کشته و بیش از 1900 زخمی) با شرکت 52 کشور برگزار شد و در آن کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل استراتژی رسمی این سازمان را تقویت دموکراسی برای مبارزه با تروریسم اعلام کرد، هرچند که همه میدانستند که ابزارهای این سیاست استراتژیک بیشک در دست سازمان ملل نبوده و نیست. یک بمبگذاری تروریستی در قطر در 19 مارس اتفاق افتاد و درحالی که بحران جهانی افزایش قیمت نفت باگذار قیمت هر بشکه نفت از مرز 57 دلار (16 مارس) با وجود تصمیم اوپک در کنفرانس اصفهان به افزایش تولید روزانه به میزان 5/0 میلیون بشکه شدت میگرفت، یک شخصیت بسیار مورد اعتراض یعنی پل ولفوویتس که پیش از آن فرد شمارۀ دو پنتاگون و یک محافظهکار نولیبرال و نظامیگر بود، به مقام ریاست بانک جهانی منصوب شد (31 مارس). واقعهای که امید به اصلاحات رادیکالی که سالهاست در رابطه با این بانک از سوی کارشناسان توسعه در جهان سوم خواسته میشود، را تضعیف کرد. ماه مارس همچنین با رویدادی در زمینة تعارض فناوریهای مدرن با پایههای اخلاقی انسانی همراه بود. در هشت مارس، سازمان ملل در اعلامیهای رسمی هرگونه شبیهسازی انسانی را ممنوع اعلام کرد، هرچند فرمول به کار گرفته شده برای این ممنوعیت دارای ابهام بوده و بر آن بود که راهی بینابینی میان ممنوعیت مطلق مورد نظر آمریکا و آزادی مشروط شبیهسازی برای مصارف درمانی که مورد نظر اروپا بود بیابد.
آوریل (فروودین - اردیبهشت 84)
ماه آوریل که با عملیات تروریستی متعددی در کشورهای عربی و شمال آفریقا، از جمله بمبگذاری در قاهره (7 آوریل) و کشتار غیرنظامیان در الجزایر (همان روز) همراه بود، ماهی بود که گزارشی رسمی به وسیله برنامة توسعه سازمان ملل (UNDP) نیز دربارة موقعیت توسعه کشورهای عربی به انتشار رسید، گزارشی که در آن اکیداً توصیه شده بود برای توسعه انسانی در کشورهای عربی باید اصلاحات دموکراتیک گستردهای در آنها انجام گرفته و از جمله استقلال قوههای قضاییه تضمین شده، زندانیان سیاسی مورد پشتیبانی قرار گرفته و به تبعیض علیه اقلیتها خاتمه داده شود و در عین حال آزادی بیان و تشکیل انجمن در آنها تقویت شود. با این وصف همانگونه که حوادث بعدی به جز چند استثنا (نظیر برگزاری نخستین انتخابات شهرداریها در عربستان در فوریه و آوریل، اهدای حق رای به شهروندان کویتی در 16مه) نشان دادند، اغلب این توصیهها از همان آغاز محکوم به شکست بودند. دو حادثة مهم دیگر نیز در این ماه به وقوع پیوست، نخست تصویب قانون اساسی اروپا در کشورهای یونان (19 آوریل) و ایتالیا (6 آوریل) که در ماههای بعدی کشورهای اسپانیا، بلژیک، اسلواکی، اسلونی، آلمان، لتونی، اتریش، مالت و قبرس نیز به آنها پیوستند اما با سر باز زدن مردم هلند و فرانسه از قبول این قانون اساسی، بریتانیا نیز فرآیند انتخاباتی مربوط به این قانون را معلق کرد و عملاً برای مدتی نامعلوم آن را به بایگانی سپرد. واقعة دوم نیز مرگ پاپ ژان پل دوم (2 آوریل) و انتخاب پاپ بنوای شانزدهم (19آوریل) به جای او بود، که کلیسای کاتولیک را در همان خط محافظهکارانه اما در عین حال محتاط پیشین حفظ کرد.
مه (اردیبهشت- خرداد 84)
ماه مه، ماه شورشها و ناآرامیهای مطالباتی در آمریکای لاتین بود. در بولیوی یک بحران سیاسی ظاهر شد و سندیکای بزرگ کارگران این کشور خواستار ملی شدن نفت شد و با گسترش تظاهرات مخالفتآمیز رییسجمهور این کشور کارلوس مزا استعفا داد تا جای خود را به یک حکومت ائتلاف ملی بدهد. در همین ماه (20-21 مه) مخالفان رژیم کاسترو نیز کنگرهای در هاوانا تشکیل دادند و خواستار برقراری آزادی و رها شدن بیش از 300 زندانی سیاسی در این کشور شدند. در روزهای دو تا 16 همین ماه نیز در برزیل بیش از 12هزار دهقان فقیر و «بدون زمین» راهپیماییهای طولانی (200 کیلومتر) را در اعتراض به کند بودن روند اصلاحات در این کشور آغاز کردند. کشوری که در آن 5/3 درصد از مالکان 56 درصد زمینهای قابل کشت را در تصاحب خود دارند درحالی که 40 درصد کشاورزان فقیر تنها از یک درصد این زمینها برخوردارند. دو واقعة مهم دیگر در این ماه شورش و سرکوب آن در ازبکستان (13-19 ماه مه) و سفر محمود عباس رییس حکومت خودگردان فلسطین به آمریکا برای دریافت کمکهای اقتصادی این کشور بود.
ژوئن (خرداد- تیر 84)
مهمترین واقعه ماه ژوئن را شاید بتوان انتخاب مسعود بارزانی به ریاست کردستان عراق (12ژوئن) دانست. کردستان عراق که بیش از 10 سال است عملاً نوعی خودمختاری را تجربه میکند، شاید آخرین امید کردها برای برخورداری از نوعی حکومت ملی البته در چارچوپ یک سیستم فدرال باشد. برکنار ماندن این منطقه از خشونتهای عراق گویای حدی از پختگی سیاسی است که شاید بتوان پتانسیل و چشمانداز نسبتاً قابل اعتمادی را برای کردها نوید دهد. در همین ماه گشایش پرونده تحقیق و تفحص علیه جنایات جنگی منطقة دارفور سودان مرحلة تازهای را پس از انتشار گزارش کمیسیون بینالمللی تحقیق دربارة این جنایات آغاز میکرد. جنایاتی که در طول دو سال به 70 هزار کشته و 6/1 میلیون نفر بیخانمان و آواره جنگی انجامیده بود. سرانجام باید در همین ماه به برگزاری دومین اجلاس جنوب (گروه هفتادوهفت) در دوحه اشاره کرد که دستاورد قابل اعتنای آن تشکیل یک صندوق حمایت از توسعة جنوب و عملیات انسان دوستانه بود که چین و هند هر یک مبلغ دو میلیارد دلار به آن کمک کردند. هرچند این صندوق بدون شک نمیتواند جایگزین تعهد کشورهای توسعهیافته صنعتی به کمک 7/0 درصد از تولید ناخالص داخلیشان به توسعه شود که هنوز هم عملی نشده است.
ژوئیه (تیر – مرداد 84)
ماه ژوئیة 2005 با چندین حادثه بار دیگر موضوع تروریسم را در راس حوادث جهان قرار داد. در نخستین روزهای ماه (1 تا 5 ژوئیه) داغستان شاهد بمبگذاریهای متعدد بود. روزهای 7 و 21 ژوئیه بمبگذاریهای متعددی سیستمهای حملونقل عمومی شهر لندن (مترو و اتوبوس) را مورد تعرض قرار دادند و 56 کشته و بیش از 700 زخمی بر جای گذاشتند درحالی که دو روز پس از آخرین بمبگذاریهای لندن، یعنی در 23 ژوئیه، یک عملیات تروریستی دیگر در شرمالشیخ مصر 88 کشته و 200 زخمی بر جای گذاشت. در همینحال در 12 ژوئیه یک بمبگذاری انتحاری نیز در اسرائیل به وقوع پیوست و در سراسر ماه ژوئیه و اوت روند بمبگذاریها و کشتار غیرنظامیان در عراق (همچون ماههای بعدی) ادامه یافت. تمرکز رسانهای و موج روانی که با این حوادث همراه بود، سبب شد که پلیس لندن در 22 ژوئیه یک شهروند برزیلی با نام ژان شارل منزس را ظاهراً به اشتباه، و به جای یک تروریست عرب، به قتل برساند و یک افتضاح و رسوایی برپا کند. علاوهبر این حوادث، در حالی که بارانهای سیلآمیزی در اواخر ماه (25-30 ژوئیه) در ایالت مهاراشتا هند بیش از 900 کشته برجای گذاشت و در همینحال اپیدمی و آنفولانزای مرغی با شروع از مناطق سیبری غربی، قزاقستان و آسیای جنوبشرقی نگرانیهای تازهای را در جهان به وجود آورد. بیستوپنجمین کنفرانس بینالمللی جمعیت در شهر تور فرانسه (18-23 ژوئیه) بیلانی از موقعیت جمعیت شناختی جهان عرضه کرد: بنابر دادههای ارایه شده در این کنفرانس جمعیت جهان که روندی از پیر شدن عمومی را تجربه میکند، تا سال 2050 رشد داشته و به مرز 9 میلیارد نفر میرسد سپس شروع به کاهش خواهد کرد، دلیل اصلی کاهش، پایین رفتن نرخ باروری است. به صورتی که امروز بیش از نیمی از جمعیت جهان در کشورهایی قرار دارد که نرخ باروری در آنها کمتر از نرخ لازم برای بازتولید جمعیت (1/2 کودک برای هر زن) است. افزون بر این،کنفرانس تاکید کرد که نابرابری موجود در نظام جهانی به صورت روشنی در نابرابری امید زندگی در کشورهای مختلف جهان دیده میشود (82 سال در ژاپن در برابر 37 سال در زامبیا).
اوت (مرداد – شهریور 84)
ماه اوت در اولین روز خود شاهد مرگ ملک فهد پادشاه عربستان بود که از مدتها در حالت احتضار بود و بلافاصله برادر ناتنی او ملک عبداله جایگزین او شد و عربستان به مثابة یکی از مناطقی در خاورمیانه که کمترین امید به دموکراتیزه شدن در آن وجود دارد، حیات سیاسی خود را تضمین کرد. چند حمله تروریستی در این ماه از جمله در 8 اوت، حمله تروریستی مائوئیستهای نپالی، به ویژه بمبگذاریهای متعدد در بنگلادش که در 17 اوت 350 مورد از آنها در 60 شهر این کشور مشاهده شدند و به وسیله گروههای بنیادگرای مسلمان اتفاق میافتادند، موجی از خشونت را در این کشور ایجاد کردند و تضادی را که میان اسلامگرایان و تجددطلبان در آن وجود دارد، دامن زدند. اما ماه اوت در حالی که آخرین روز آن (31 اوت) شاهد بیستوپنجمین سالگرد تاسیس سندیکای کارگری همبستگی در لهستان و پیروزی این سندیکا بر رژیم توتالیتاریستی پیشین این کشور بود، یک سالگرد بسیار اندوهبار را نیز در خود داشت: روزهای 6 تا 9 ماه، مراسم متعددی در یادبود شصتمین سالگرد بمباران اتمی شهرهای هیروشیما (140هزار کشته) و ناکازاکی (70 هزار کشته) همراه بودند. بمبارانهایی که علاوه بر کشتگان بسیار، بیش از نیم میلیون نفر از مردم این کشور را نیز به دلیل تشعشعات هستهای در نسل خود آنها و نسلهای بعدی با امراض سخت و کشنده مواجه کرد. استفاده از این بمبها که با منطقی جنگطلبانه اما به بهانه تمایل به پایان دادن به جنگ انجام گرفت، بیش از هر چیز گویای اراده آمریکا در به کارگیری از سلاحهای اتمی در عمل و ایجاد یک مثال و مصداق واقعی برای نشان دادن ابرقدرت بودن خود در جهان پس از جنگ جهانی دوم بود. سرانجام در همین ماه جهانیان شاهد یک مصیبت طبیعی دیگر که همچون بسیاری دیگر از این مصیبتها ناشی از روند مهارگسیختة صنعتی در جهان است بودند: گردباد کاترینا شهر نیواورلئان آمریکا را در 29 اوت تقریباً به طور کامل به زیر آب فرو برد و هزاران نفر را بیخانمان کرد. صحنههای این توفان و مصیبت در پیشرفتهترین کشور جهان چنان نابسامانی و هرج و مرجی را نشان میداد که صحنههای مشابه در کشور بنگلادش را به یاد میآورد و این امر گویای آن بود که از این پس هیچ سیستم و جامعهای نمیتواند خود را از اینگونه مصیبتها مصون بداند.
سپتامبر (شهریور- مهر84)
ماه سپتامبر یکی از پرتنشترین و خونینترین ماههای سال در عراق بود که در طول آن بمبگذاریهای متعددی علیه شیعیان اتفاق افتاد. در اواخر این ماه (23-29) نوار غزه نیز شاهد خشونتهای زیادی بود. در این حال مردم آمریکا در 24 سپتامبر با به راهانداختن یک تظاهرات صدهزار نفره بزرگترین موج اعتراضی خود را علیه جنگ عراق ایجاد کردند. جنگی که تا این زمان 1911 سرباز آمریکایی و بیش از صدهزار غیرنظامی عراقی را به کشتن داده است.
ماه سپتامبر با دو انتخابات در کشورهای اسلامی گویای موقعیت نابسامان دموکراتیک این مناطق بود. نخست انتخاب حسنی مبارک (7 سپتامبر) برای پنجمین دورة پیدرپی (24سال قدرت) با 6/88 درصد آرا و تنها با 23 درصد مشارکت که هرچند برای نخستین بار با شرکت چند نامزد دیگر برگزار شد اما تنها مضحکهای از یک دموکراسی بود و سپس، انتخابات مجلس افغانستان (18 سپتامبر) که با مشارکت 50 درصد دارندگان حق رای همراه بود و به نتیجه قابل پیشبینی پیروزی طرفداران حامد کرزای در همه سطوح انجامید و باز هم امید به تحقق دموکراسی را در این کشور واپسمانده دورتر کرد.
یک مراسم مهم در این ماه، شصتمین اجلاس صندوقبینالمللی پول و بانک جهانی بود که هرچند با تایید حذف قروض 40 میلیارد دلاری 18 کشور بسیار فقیر قدم مثبتی برداشت، اما نتوانست فرایند اصلاح صندوق را که به بحث گذاشته بود به نتیجه قابل اعتنایی برساند. این وضعیت به ویژه از آن رو نگرانکننده است که انتشار دو گزارش در همین ماه موقعیت بحرانی اقتصادی جهان را به نمایش میگذاشتند. در 2 سپتامبر، کنفرانس سازمان ملل دربارة تجارت و توسعه (UNCTAD) گزارش خود را منتشر کرد که در آن پیشبینی شده است رشد جهانی در سال 2005، سه درصد کاهش یافته باشد و این به دنبال یک کاهش به میزان 8/3 درصدی در سال 2004 بوده است. این امر با توجه به افزایش قیمت نفت، بار سنگینی را بردوش کشورهای در حال توسعه قرار داده و موقعیت جهان را بحرانیتر از پیش میکند. در 7 سپتامبر نیز برنامه توسعة سازمان ملل با انتشار گزارش سالانة خود اعلام کرد که نابرابری تجاری میان کشورها، که عامل اصلی آن کشورهای غنی و ابزار اصلی آن یارانههای پرداختی در بخش کشاورزی هستند، یکی از مهمترین دلایل تداوم یافتن توسعهنایافتگی در جهان به شمار میآید. بنابراین گزارش بحرانیترین موقعیت از لحاظ توسعة انسانی در حال حاضر در منطقة آسیای مرکزی و آفریقای جنوب صحرا و بهترین موقعیت در اسکاندویناوی و به خصوص در نروژ مشاهده میشود.
اکتبر (مهر- آبان84)
ماه اکتبر در نخستین روز خود شاهد بمبگذاری تروریستی در بالی اندونزی بود که 26 کشته و 150 زخمی برجای گذاشت و القاعده مسؤولیت آن برعهده گرفت. دو بمبگذاری دیگر در این ماه در اسراییل (26 اکتبر) و در دهلینو (با 62 کشته و 210 زخمی) به وسیلة بنیادگران مسلمان کشمیر اتفاق افتاد. در همین ماه در حالی که در روز 16 اکتبر رفراندوم قانون اساسی عراق با مشارکت 63 درصدی دارندگان حق رای و به وسیلة 78 درصد رای دهندگان به تایید رسید و در مجموع خبر مثبت و امید کوچکی در دوزخ عراق اشغال شده به شمار میآید. محاکمه صدام حسین نیز برای نخستین اتهاماتش آغاز شد. (19 اکتبر)، اما کمتر امید به آن میرود که این محاکمه و محاکمات بعدی بتوانند پرونده عظیم یک رژیم سیاه و دیکتاتوری را که تقریباً در تمام مدت فعالیت خود از حمایت کامل غرب برخوردار بود را آشکار کنند. در 31 اکتبر نیز با صدور قطعنامه 1636 شورای امنیت، سوریه موظف به همکاری در پروندة تحقیق و تفحص درباره ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان شد و نخستین گام برای تشدید بیثباتی رژیم سوری و دگرگونی سیاسی در آن به حساب میآید، رژیمی که بر مدل بعثی (مشابهی با عراق صدام) هدایت میشود و قرارگرفتن یک تکنوکرات تحصیلکرده در غرب (بشار اسد) نیز هرگز نتوانست چندان تغییری در آن به وجود بیاورد. در هفتم ماه اکتبر محمد البرادعی و آژانس انرژی اتمی به دریافت جایزه صلح نوبل نائل شدند و این ظاهراً پاداشی بود که به رویکرد آژانس در دو پرونده حساس ایران و کره شمالی داده میشد. در همین حال سازمان ملل در 24 اکتبر شصتمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت.
در 22 اکتبر نیز شاهد شورشی قومی و برخورد میان دو جماعت پاکستانیها و سیاهپوستان ،در شهر بیرمنگام بریتانیا بودیم که بار دیگر موقعیت بسیار حساس کشورهای اروپایی را در رابطه با وضعیت شکننده مهاجران غیراروپایی در آنها و پرونده بسیار سخت تکثر فرهنگی در این کشورها را نشان میداد. ماه اکتبر همچنین شاهد یکی از غمانگیزترین مصیبتهای طبیعی در سالهای اخیر یعنی زلزله 8/7 ریشتری کشمیر در هند و پاکستان بود که بیش از 70 هزار کشته و 3/2 میلیون بیخانمان برجای گذاشت. نابسامانی کمکرسانیها و توسعهنایافتگی عمومی در یک پهنة جغرافیایی بسیار سخت و کوهستانی سبب شد که تاکنون یعنی در ماههای سرد زمستان، اکثریت این آوارگان نتوانسته باشند به حداقل ایمنی و مصونیت در برابر سرما و بیماریهای کشندة دیگر دست بیابند.
سرانجام باید به نتایج ارایة شده در دو گزارش پراهمیت در همین ماه اکتبر نیز اشاره کرد. نخست گزارش شاخص فساد (CPI) که براساس مطالعه بر 159 کشور در جهان تدوین شده است و در 18 اکتبر منتشر شد. این گزارش نشان میدهد، در بیش از 70 کشور فساد در همة سطوح وجود دارد و عامل اصلی آن نیز فقر و نابسامانیهای ساختاری است. فقیرترین کشورها بالاترین میزان فساد را نیز دارند (چاد، بنگلادش، هائیتی، بیرمانی، ترکنمستان، ساحل عاج). در حالی که کشورهای توسعهیافته اروپای شمالی (ایسلند و اسکاندیناوی) بهترین موقعیت را در این زمینه نشان میدهند. گزارش دوم، گزارش نهایی کمیسیون تحقیق و تفحص مستقل بر برنامة سازمان ملل موسوم به «نفت در برابر غذا» در دوران تحریم دولت عراق است که با ریاست پلولکر در 27 اکتبر به انتشار رسید. این گزارش نشان میدهد که در برنامه مزبور که شامل 64 میلیارد دلار میشد، در طول سالهای 1996 تا 2003، بیش از دو هزار بنگاه از 66 کشور با پرداخت رشوه و زدوبندهای تجاری، عامل اختلاس بیش از 8/1 میلیارد دلار بودهاند که مسؤولیت نخست این امر بر عهده سازمان ملل میباشد. این امر بار دیگر پروندة حساس سوءاستفاده از کمکهای انسانی را مطرح کرد که ظاهراً پایانی برای آن نمیتوان متصور شد.
نوامبر (آبان- آذر84)
در نخستین روزهای این ماه (8 نوامبر) شورای امنیت سازمان ملل با صدور قعطنامة شمارة 1637 خود، ماموریت نیروهای چندملیتی حافظ صلح را در عراق به مدت یک سال تمدید کرد و به این ترتیب تلویحاً پذیرفت که خروج از بنبست هرج و مرج و آشفتگی و نابسامانی در این کشور در چشماندازی کوتاه یا میانمدت قابل تصور نیست. واقعه نسبتاً مهم دیگر در این ماه انتخاب آنگلا مرکل به عنوان نخستین زن و نخستین شخصیت آلمان شرقی به مقام هشتمین صدراعظم این کشور در دوران پس از جنگ بود که نشان میداد تحول عمیقی که در کشورهای اروپایی از دهها سال پیش آغاز شده است در حال درهم شکستن آخرین پایگاههای پدرسالارانه است و از این گذشته میتوان امیدوار بود که پیوند میان دو آلمان بتواند در آیندهای نه چندان دور در عمل اتفاق افتاده و موقعیت گسستی که در حال حاضر و بهرغم میلیاردها یورو سرمایهگذاری در شرق هنوز پابرجاست از میان برداشته شود.
ماه نوامبر همچنین ماه شورشهای گسترده مناطق حومه شهرهای فرانسوی بود که خسارتی بیش از 200 میلیون یورو بر جای گذاشت. در این مدت نوجوانان این حومهها که اغلب دارای تبار عرب و سیاه هستند، از سرنومیدی و یأس دست به شورشهایی بینظم و بسیار خشونتآمیز زدند. هزاران خودرو، مدراس و ساختمانهای بیشماری به آتش کشیده شدند و پاسخ دولت فرانسه در قالب یک گفتمان عمدتاً راست افراطی از زبان نیکلاسارکوزی وزیر کشور آن، سرکوب این شورش و به تعویق انداختن شورش تا یک انفجار بعدی بود. جامعه فرانسه در این شورشها بار دیگر متوجه خطری شد که عدم برخورداری از یک سیاست واقعی تکثرگرایی فرهنگی و فراهم آوردن شرایط جذب مناسب جمعیت بزرگ مسلمانان این کشور (10درصد جمعیت) در میانمدت و درازمدت در برخواهد داشت.
سرانجام در همین ماه باید به اجلاس جهانی جامعة اطلاعاتی در تونس اشاره کرد ( 16-18 نوامبر) که 175 کشور در آن شرکت داشتند و عمدهترین موضوع آن چگونگی یافتن راههایی برای تسهیل انتقال فناوری به کشورهای جنوبی بود و در آن تأسیس یک صندوق همبستگی دیجیتالی به تصویب رسید. با این وصف در زمانی که اجلاس در جریان بود، گروهی از فعالان سیاسی تونسی دست به اعتصاب غذا زده بودند تا نشان دهند، همواره در پشت صحنة نمایشهای زیبای بینالمللی حقیقت تلخ توسعهنایافتگی و استبداد در جریان است.
دسامبر (آذر- دی84)
سه واقعة مهم، آخرین ماه سال 2005 میلادی را برجسته کردند که نخست برگزاری اجلاس سازمان تجارت جهانی در هنگکنگ و تظاهرات گستردة مخالفان این اجلاس که همزمان با آن در جریان بود و نشان داد که جهانی شدن، در روند کنونی خود و در محوریتی که به اقتصاد نولیبرالی داده است همچنان مخالفان بیشماری دارد و هر روز ظاهراً بر تعداد این مخالفان افزوده میشوند. واقعة دوم برگزاری اجلاس سران کشورهای آفریقایی و فرانسه بود که با حضور 53 کشور برپا شد. این اجلاس یادآور موقعیت بحرانی و مصیبتبار قارهای بود که دوسوم جمعیت آن را جوانان زیر 30 سال تشکیل میدهند و بیش از 25 درصد این جوانان نیز به ویروس ایدز آلودهاند. تشکیل یک صندوق سرمایهگذاری اروپایی-آفریقایی برای کمک به جوانان، مبارزه با پدیدة فرار مغزها، ایدز و نابسامانیهای ساختاری از تصمیمات این اجلاس بود که در مجموع امید چندانی را برای قاره سیاه به همراه نیاورد. سرانجام آخرین واقعهای که تا امروز در ماه دسامبر به وقوع پیوسته است انتخاب نخستین رییسجمهور سرخپوست قاره آمریکا، آمو و مورالس (18دسامبر) بود. مورالس که از رهبران زحمتکشان فقیر این کشور است، امید را در دل میلیونها سرخپوست، بومیان و ساکنان اصیل این قاره زنده کرده است. این بیشک نخستین بار است که پس از 5 قرن سرکوب و حقارت، سرخپوستان آمریکایی بتوانند با اندکی غرور و با دلی تا حدی شاد به آینده خود (که بازهم در ابهام است) بیندیشند.
در مجموع سال 2005 میلادی را نیز باید سالی آکنده از تروریسم، نظامیگرایی و شورشهای از سرنومیدی و یاس به حساب آورد، که با این همه اینجا و آنجا با روشناییهایی کوچک اما امیدوار کننده برای خروج از این وضعیت در آیندهای که چندان نمیتوان به وقوعاش اطمینان داشت، همراه بود.