با وجود مخالفتها و موانعی که اسراییل برای فعالیت گروهها و جمعیتهای اسلامی در سرزمین اشغالی ایجاد میکند، گروههای اسلامی فلسطین همچنان برای حفظ فرهنگ و جایگاه مسلمانان و مکانهای مقدس آنان به ویژه مسجدالاقصی در سرزمین غصب شده خود، تلاش میکنند.
یکی از این گروهها، «جنبش اسلامی فلسطین در سرزمین اشغالی 1948» است که مقر اصلی آن در منطقه الجلیل در شمال فلسطین اشغالی قرار دارد و یکی از رسالتهای آن حفظ بافت تاریخی و مذهبی بیتالمقدس و مسجدالاقصی است.
شیخ «رائد صلاح» رئیس این جنبش به تازگی نسبت به حمله احتمالی صهیونیستها به مسجدالاقصی هشدار داده و خواستار حمایت همه مسلمانان جهان برای حفظ از این مسجد در مقابل تهدید صهیونیستهای تندرو شده است. پس از تأسیس نامشروع رژیم صهیونیستی و کوچ اجباری تعداد زیادی از فلسطینیهای ساکن سرزمین اشغالی 1948، فلسطینیان باقیمانده در این منطقه از نظر اقتصادی، سیاسی و امنیتی در شرایط جدیدی قرار گرفتند.
مقامهای رژیم صهیونیستی از همان ابتدا تلاش داشتند تا با حذف تدریجی اعراب و فرهنگ فلسطینی، هویت یهودی به سرزمین اشغالی فلسطین بدهند و عربهای فلسطینی را به عنوان شهروند درجه دو به حساب آورند.
در همین راستا «دیوید بنگوریون» نخستین نخستوزیر اسبق رژیم صهیونیستی دستور داد تا تدریس تعلیمات دینی را از مدارسی که فلسطینیان در آن درس میخواندند حذف کنند.
از زمان اشغال فلسطین تا دهه 1970 فرهنگ دینی بین جامعه فلسطینیان سرزمین اشغالی 1948 کمرنگ شد اما بعد از این دهه ارزشهای دینی و مبارزه سیاسی به زندگی و فعالیتهای روزمره آنان بازگشت.
برای نمونه در سال 1979 گروهی از جوانان عرب ساکن سرزمین اشغالی 1948 تشکل اسلامی به نام «اسره الجهاد» را تأسیس کردند که رهبری سیاسی آن را فردی به نام «فرید ابومخ» و رهبری معنوی را «عبدالله نمرالدرویش» بر عهده داشتند.
این تشکل اساس فعالیت خود را استمرار جنبش جهادی میدانست که در 1935 شیخ «عزالدین قسام» آن را تأسیس کرد و معتقد بود فلسطین باید هویت اسلامی عربی خود را مانند پیش حفظ کند و یهودیان نیز به عنوان یک اقلیت میتوانند به حیات خود در فلسطین ادامه دهند.
«اسرهالجهاد» افزون بر فعالیتهای تبلیغی و برپایی انجمنهای دینی و مذهبی با تهیه سلاح و به غنیمت گرفتن مقداری مهمات از ارتش اسرائیل نزدیک به 40 عملیات ضداسرائیلی انجام داد.
این گروه به فعالیتهای خود ادامه داد تا آن که به دلیل بروز اختلاف داخلی، ارتش رژیم صهیونیستی موفق شد 100 تن از اعضا و هوداران آن را در سال 1980 بازداشت کند که «ابومخ» یکی از آنان بود و به 15 سال زندان محکوم شد.
وی تا سال 1985 در زندان به سر برد و در جریان تبادل اسیران میان جبهه خلق برای آزادی فلسطین (فرماندهی کل) با رژیم صهیونیستی در همین سال آزاد شد.
پس از سرکوب اسرهالجهاد، بقیه اعضا و هوداران این تشکل با تغییر نام و ماهیت، خود را «الشباب المسلم» نامیدند که از اندیشه حرکت مسلحانه به عنوان وسیلهای برای حل مشکل اعراب در فلسطین اشغالی چشمپوشی و در برخی مناطق جمعیتهای خیریه و مراکز فرهنگی تأسیس کرد و پس از مدت اندکی نام خود را به «جنبش اسلامی فلسطین» تغییر داد.
از مهمترین فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این جریان، جمعآوری زکات، تعمیر و ساخت مساجد، تأسیس کودکستان، انتشار نشریههای «البیان» و «الصراط» بود و بعدها رهبران آن نام این جریان را به «جنبش اسلامی» تغییر دادند.
از سال 1985 گرایش اسلامی در میان اعراب ساکن سرزمین اشغالی 1948 تقویت و بیداری اسلامی موجب افزایش حضور جوانان و بانوان در مسجدها شد.
پس از این دوره بود که تعداد مساجد این مناطق از 80 مسجد در 1988 به 300 مسجد در 1998 رسید.
جنبش اسلامی با شرکت در انتخابات شهرداریها در سالهای 1989 و 1993 توانست تعدادی از اعضای خود را به شوراهای شهر و روستا بفرستد.
بعد از سال 1995 جنبش اسلامی با افزایش قدرت و نفوذ خود میان فلسطینیهای ساکن مناطق اشغالی سال 1948 توانست خود را برای شرکت در انتخابات پارلمان اسرائیل موسوم به «کنیست» آماده کند که این امر میان رهبران آن اختلافنظر ایجاد کرد. به دلیل همین اختلاف نظر، جنبش اسلامی به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد که بخش شمالی آن مشارکت در انتخابات پارلمان اسرائیل را رد میکرد و بخش جنوبی آن اسرار بر شرکت در این انتخابات داشت.
پس از این انشعاب رژیم صهیونیستی پس از هر عملیات ضداسرائیلی در کرانهباختری و باریکه غزه تلاش میکرد تا جنبش اسلامی را حامی آن معرفی کند.
پس از انفجارهای حیفا و طبریه در سال 1999 در سرزمین اشغالی 1948، مقامهای اسرائیل انگشت اتهام را به سوی جنبش اسلامی نشانه گرفتند و عملیات ضداسرائیلی «نهاریا» در سال 2001 نیز از مهمترین حوادثی بود که موجب تغییر جدی در رفتار اسرائیل با اعضای جنبش اسلامی شد.
در سال 2003 نیز رژیم صهیونیستی اقدام به بازداشت رهبران جریان شمالی جنبش اسلامی از جمله شیخ رائد صلاح کرد و او پس از تحمل سالها زندان ماه گذشته از بازداشتگاه این رژیم آزاد شد و فعالیت دینی و سیاسی خویش را از سر گرفت.