مطلق نبودن نگاه امام به علم
در بررسی بیانات و مکتوبات حضرت امام(ره) این مسئله به روشنی مشهود است که نظر ایشان نسبت به علم، مطلق نیست؛ بدینمعنا که ایشان همه علوم را به طور مطلق مطلوب نمیدانند.
من نمیگویم که علم را از خارج یاد نگیریم... لکن من میگویم که از آنها خوبهایش را یاد بگیرید، بدهایش را الغاء کنید. اینها بدها را به ما تعلیم میدهند، خوبها را نمیدهند.
آقا مصیبت ما داریم جوانهای ما که در آنجا میروند، جوانها را درس، درس استعماری میدهند، طبشان هم استعماری است.
ایشان در تقسیمبندی اولیه، علوم غرب را دو قسم «خوب و بد» تقسیم میکنند و برخی علوم را استعماری میدانند. اصولاً نگاه اجتماعی امام راحل(ره) به «علم» نگاه رایج که جهت خاصی را بر علم حاکم ندانسته و علم را امری خنثی تلقی میکند، نیست.
اگر ویژگیهای علم مطلوب را از دیدگاه امام راحل(ره) مورد بررسی قرار دهیم تعارض شبکه علوم سکولار موجود با دین را آشکارا میتوان متوجه شد ویژگیهایی همچون لزوم عدم وابستگی و هماهنگی با دین، تخریبگر نبودن صنعت، لزوم خدمت به اسلام و جامعه، لزوم همراهی با اخلاق، تربیت و معنویت.
بسیاری با نگاه ناقص فلسفی و انتزاعی به علوم رایج ماهیت آنها را مخالف دین نمیدانند و کارایی را دلیل صحت تلقی میکنند در حالی که احکام و معادلات خودساخته مادی در صحنه اقتصاد، سیاست، فرهنگ، احکام جزئی، حقوقی در روابط داخلی و بینالمللی بر مبنای مادی است و این شبکه با شعار مدیریت علمی، توسعه اجتماعی را در دست داشته و عملاً جایگزین احکام و دستورات دینی گردیده است و سختافزارها و نرمافزارها نیز تابع الگوهای مدیریتی آنهاست. جهانبینی حاکم بر علوم، جهانبینی مادی است که معیار شناخت فهم را «حس» میداند و معیار صحت را تجربه و آزمایشپذیری موضوع معین میداند. امام راحل(ره) این مسئله را به زیبایی در پیام به گورباچف آوردهاند.
مادیون معیار شناخت در جهانبینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که محسوس نباشد از قلمرو علم بیرون میدانند.
در حالی که در بینش امام راحل(ره) عالم در طبیعت خلاصه نمیشود (و معیار صحت صرفاً وقوع و کارائی نبوده) و خود علم هدف غایی تلقی نمیشود و مهار آن برای رسیدن به معنویت مدنظر است.
اسلام به علوم طبیعی نظر استقلال ندارد. تمام علوم طبیعی – به هر مرتبهای که برسند – باز آن چیزی که اسلام میخواهد نیست. اسلام طبیعت را مهار میکند برای واقعیت؛ و همه را رو به وحدت و توحید میبرد...
از این رو امام همانگونه که گذشت خواستار تلفیق دو فرهنگ نظری و فلسفی حوزه و حسی و تجربی دانشگاه بودند که طبیعتاً این مبنای جدیدی را در معرفتشناسی طلب میکند. هدف برگرداندن تمام علوم به توحید است. و این بدون دستیابی به شبکه علوم جدید محقق نخواهد شد، البته این دیدگاه ناظر به مطلوبیتها و اهدافی است که پیشروی نهضت تولید علم (یعنی دوره قرار) است ولی در دوران گذار ما با تصرف نسبی در آنها ناچار به استفاده از آنها میباشیم.
5- گستره نهضت تولید علم
1/5 – فقه و روش اجتهاد (علوم تجربی)
معارف شیمی پویا و در چارچوب تعبد به وحی همراه با قانونمندی خاص همواره در حال تکامل بوده به خصوص فقه اهلبیت(ع) و نظام نیازمندیهای زمان را پاسخ گفته است در این زمان نیز که سطح انتظار و اضطرار بشریت در مقیاس جهانی به دین در حال توسعه بوده مسلم ما نیاز به افقهای جدیدتری از معارف دینی از دین هستیم. افقهای که در سابق اصلاً موضوع فکر علماء نبوده افقهایی همچون رابطه دولت و ملت، چگونگی توسعه مشارکت اجتماعی، سازماندهی نیروی انسانی مشارکت جهانی در حفظ امنیت، صلح، محیط زیست، عدالت جهانی و مقابله با مظالم جهانی و... موضوعات پیشروی ما نظامی از موضوعات مرتبط به هم بوده که تغییر حکم هر موضوع بر سایر موضوعات اثر میگذارد و حکم آنها را نیز دگرگون میکند و لذا نمیتوان برای موضوعات آنها احکام جدا، جدا صادر کرد بلکه باید نسبت تأثیرها را ملاحظه نمود و دریافت چگونه نظام اجتماعی از این موضوعات تشکیلیافته و توسعه مییابد یعنی نظام احکام حکومتی تکاملی را به دست آورد و لذا امام راحل(ره) معتقد بودند که باید باب اجتهاد باز باشد ولی مهم شناخت حکومت است (البته مبانی، غایت و اهداف حکومت در نظر امام راحل(ره) متفاوت بوده) ایشان هشدار داده بودند که چهبسا ممکن است شیوههای حکومت تغییر پیدا کند و باید از قبل برای این شیوه حکومتداری مهیا بود لذا خواستار بسط فقه بودند.
کوشش کنید آقایان در تهذیب نفس،در تحکیم مبادی اسلام، در تحکیم فقه اسلام،در بسط فقه اسلام، این فقه غنی، در عالم مثل فقه شما چیزی نیست، این فقه غنی را بسطش دهید.
اسلام را، همه شئون اسلام را، همه فنون اسلام را، همه احکام اسلام را بنویسند، بیان کنند، عرضه بدارند به دنیا.
غیر از اینکه تحولات مدام اجتماعی شرایط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نظام موضوعات را عوض میکند و تغییر نظام موضوعات نیازمند نظام احکام جدید است.
2/5 – روش موضوعشناسی و مجموعه علوم کاربردی
هدف ما کارآمدتر کردن دین در جامعه و تحقق شعار جهانشمولی اسلام در کل جهان است این مهم بدون شناخت وضعیت موجود مطلوب و انتقال ممکن نیست (آنچه در اصطلاح حوزههای علمیه به آن موضوعشناسی میگویند) روشن است این مهم را در حال حاضر کارشناسی عهدهدار است اما همانگونه که قبلاً ذکر رفت شبکه علوم کارشناسی مرتزق از غرب بوده، و علیرغم تدین شخصی بسیاری از کارشناسان محترم تصمیمات اجتماعی براساس آن دادهها صورت میگیرند که بر پیشفرضها و غایات مادی استوار است و از عالم توصیف مادی ارائه میدهد. و لذا نحوه مدیریت، مدلسازی، تشویقها و تنبیهات، شناسایی نیازها – برنامهریزی، هدایت، کنترل، سازماندهی، بودجهنویسی و... همه بالنسبه براساس آن بوده و مالاً سعی دارند جامعه را از زاویه مادی کنترل کنند. متأسفانه غفلتی که در اینجا صورت گرفته این است که اصلاً در تنظیمات و برنامهریزی کلان مرزی مابین حکم و موضوع نیست کارشناسی که وضعیتشناسی میکند خود نیز حکمش را صادر میکند. به عنوان مثال وقتی میگویند جامعه دچار تورم است و ریشه تورم در نقدینگی است. راه کنترل نقدینگی را نیز افزایش نرخ ربا میداند. لذا مرزی بین حکمشناسی و موضوعشناسی وجود ندارد همین امر بود که امام راحل(ره) را بر آن داشت که نگرش نویی را ارائه دهد و آن اینکه مجتهد باید در مسائل کلان و توسعه اجتماعی موضوعشناس باشد.
مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهارنظر نمیکنم. آشنایی به روش برخورد با حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکتهشده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایهداری و کمونیزم که درحقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم میکنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است. یک مجتهد با زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوی و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد.
و معتقد بودند باب اجتهاد برای صدور احکام جدید حکومتی باید باز باشد اما به شرط شناخت صحیح از حکمت آن هم حکومتی که براساس مبانی دینی و غایات الهی و پایبندی به تعبد و فقه سنتی باشد.
در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا میکند که نظرات اجتهادی – فقهی در زمینههای مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد ولی مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامهریزی کند که وحدت رویه و عمل ضروری است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزهها کافی نمیباشد.
البته این سخن بدان معنا نیست که همه علوم را بایست از منابع دینی گرفت بلکه بخشهای زیربنای علوم بایست از وحی استنباط شده و در تبدیل آنها به کاربرد اجتماعی مسلم ما نیازمند تجربه، آزمون و خطا بوده تا آنها را تبدیل به معدلات عینی نماییم. مسلم طی این راه نیازمند متدولوژی دیگری در تولید علوم میباشد. ادامه دارد...