تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۸۳۵۰۲

آمریکا در انتظار رهبر و پیشوا


پروفسور حمید مولانا
طوفان شدید و کشنده «کاترینا» در سواحل جنوبی آمریکا که شهر نیواورلئان را زیر آب برد و صدها نفر را کشت خسارات سنگینی به مردم آن منطقه وارد آورد بار دیگر نشان داد که ایالات متحده با آن همه قدرت صنعتی و نظامی توانائی مقاومت و اداره ضربه‌های ناگهانی بر نظام خود را ندارد و علی‌رغم آمادگی‌های ظاهری، این ابرقدرت، بعلت ضعف زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی نوانسته است مصونیت‌های اولیه را به خوبی کسب کند. این طوفان مهیب نه تنها کاربردهای فناوری – اجتماعی آمریکا را زیر سؤال برده بلکه افکار عمومی، نخبگان و دولتمردان این کشور را نگران کرده است که تکرار چنین حوادث و مشابه آن در آینده صدمات جبران‌ناپذیری می‌تواند به آمریکا وارد آورد.
این فاجعه که در جنوب آمریکا رخ داده بحران رهبری آمریکا را نشان می‌دهد. پنجشنبه گذشته روزنامه نیویورک‌تایمز در مقاله‌ای تحت عنوان «منتظر یک رهبر هستیم» سیاست‌های دولت بوش را به شدت مورد انتقاد قرار داد. جریان طوفان «کاترینا» و بی‌نظمی حاصله در شهر نیواورلئان و ایالات نزدیک آن، مرا یاد واقعه انفجارهای 11 سپتامبر واشنگتن و نیویورک می‌اندازد. در هر دو فاجعه وقتی که در ساعات اول مردم به تلویزیون نگاه می‌کردند اصلاً از رهبران این کشور خبری نبود، یک فرد سیاسی محبوب که به ملت دلداری بدهد وجود نداشت و رئیس‌جمهور آمریکا مشغول برنامه‌های روز خود بود. همانند حادثه 11 سپتامبر، در حادثه طوفان جنوب آمریکا نیز از یک رهبر دینی ملی شناخته‌شده در این جمعیت قریب به 300 میلیونی خبری نبود که در این ساعات بحرانی از جمله معنوی و خدائی به کمک مردم بشتابد. برنامه‌های تلویزیون و رسانه‌ها را گزارش‌دهندگان مطبوعات و روزنامه‌نگاران و فیلمبرداران تشکیل می‌دادند و مردمی که مورد صدمه و آسیب این طوفان قرار گرفته‌اند. این یکی از زوایای ضعف یک نظام مدرن و سکولار (غیردینی) است، نظامی که عواطف انسانی اغلب در زیرساختهای بوروکراتیک و اداری دولتی و فناوری نابود می‌شود. جوامع مادی‌گرا در اینگونه حوادث، چه طبیعی و چه غیرطبیعی امروزی بسیار آسیب‌پذیرند و این یک علامت خطر برای آمریکاست.
فروپاشی نظام امداد در آمریکا نشانه ضعف داخلی آن کشور است. آنچه ما در جنوب آمریکا مشاهده می‌کنیم می‌تواند در سطح ملی در ایالات متحده اتفاق بیفتد و این آسیب‌پذیری جوامع و نظام‌های باصطلاح مدرن و فرامدرن امروز را نشان می‌دهد.
عدم آمادگی دولت در مقابله با این حوادث باعث شرمندگی همه مردم آمریکا شده است. رسانه‌ها و به ویژه تلویزیون‌های آمریکا سعی می‌کنند یک تصویر بهتری از این وضع اسف‌انگیز ترسیم کنند ولی حقایق را نمی‌توان حتی با دوربین‌های امروزی پنهان نگاه داشت. تبلیغات آمریکا سال ها اینگونه فجایع و بی‌نظمی را از خصوصیات «دنیای سوم» می‌شمرد ولی اکنون در خود آمریکا و در قلب یکی از تاریخی‌ترین شهرهای آمریکا صورت می‌گیرد. «یورگن تریتین» وزیر حفاظت محیط زیست آلمان علت شدت این طوفان را گرم شدن لایه‌های ویژه فضای کره زمین می‌داند که آمریکا با صرف انرژی فوق‌العاده مسبب اصلی آن و یکی از عوامل آسیب وارده به کره زمین است. «بابی جیندال» یکی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا که خانه خود را در این فاجعه از دست داده است سیاستگذاری دولت بوش را مقصر اصلی اینگونه فروپاشی فیزیکی می‌داند. ولی علل این بی‌نظمی و فاجعه‌های انسانی فراسوی تحولات محیط زیست و سیاست‌های شخص بوش رئیس‌جمهوری آمریکاست بلکه با نقش دولت آمریکا در برنامه‌های رفاه عمومی، با کسر بودجه و هزینه‌های سنگین این کشور در جنگ و امور نظامی، و با افزایش فقر و شکاف طبقاتی مربوط است.
از زمان رئیس جمهوری رونالد ریگان، یعنی سه دهه قبل نقش دولت در ایجاد رفاه عمومی در آمریکا تقلیل یافته است و مالیات دولت بر ثروتمندان این کشور بیش از هر موقع دیگر پایین آمده است. به طور خلاصه، پروژه‌هائی که باید از این حوادث طبیعی جلوگیری می‌کرد مثل سدها و موانع ضد سیل از بودجه کشوری حذف شده و برنامه‌های عمرانی ایالات و شهرها که اغلب با همکاری دولت و بودجه فدرال (دولت مرکزی) انجام می‌شود کاهش قابل توجهی یافته است. سیاست اقتصادی و مالیاتی دولت شکاف طبقاتی را زیاد کرده است. از طرف دیگر، بودجه‌ای که باید صرف رفاه عامه مردم آمریکا می‌شد اکنون در بودجه نظامی و جنگی این کشور ادغام گردیده است. بودجه نظامی آمریکا امروز از زمان جنگ سرد با شوروی سابق زیادتر است و هزینه‌های جنگ و نگاهداری نظامیان در بودجه کشوری را تشکیل می‌دهد. امروز آمریکا به جای اینکه روی نیروی انسانی سرمایه‌گذاری کند روی موشک‌ها و تسلیحات اتمی سرمایه‌گذاری می‌کند. در هفته‌ای که فاجعه طوفان جنوب آمریکا رخ داد، دولت فدرال آمریکا آماری منتشر کرد که نشان می‌داد یک میلیون و 100 هزار نفر آمریکایی اخیراً به گروه طبقه فقیر این کشور اضافه شده است. امروز 13 درصد مردم آمریکا از جنبه اقتصادی و احتیاجات اولیه زندگی زیر فقر زندگی می‌کنند. در نیواورلئان شهری که 80 درصد آن زیر آب است دو سوم جمعیت آن از سیاهپوستان و از طبقه پایین و فقیر است و این عده قربانیان اصلی این فاجعه بودند. دقیقاً در شرایط فوق است که علاوه بر صدمات و آسیب‌های طبیعی و ناشی از طوفان، اغتشاش در شهر نیواورلئان صورت می‌گیرد و فروشگاه‌ها و مراکز فروش اسلحه (که در آمریکا آزاد است) مورد حمله برخی از شهروندان محروم قرار می‌گیرد. شکاف طبقاتی و تبعیضات موجود نژادی و گسیختگی اجتماعی که زیر خاکستر تبلیغات مخفی مانده، در شرایط بحرانی خود را بروز می‌دهد. طوفان «کاترینا» اولین فاجعه بزرگ در آمریکا نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود. مشکلاتی که در سیل بزرگ رودخانه «می‌سی‌سی‌پی» در 1927 میلادی در جنوب آمریکا صورت گرفت امروز در ابعاد زیادتری تکرار می‌شود. آن سیل عظیم با تلفات بزرگی که قریب به 78 سال قبل وارد کرد با بحران بزرگ اقتصادی دهه 1930 دست به هم داده و نه تنها اقتصاد آمریکا را دگرگون کرد بلکه برای اولین‌بار در تاریخ آمریکا در زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت نظارت دولت را بر امور رفاه و آسایش مردم گسترش داد و به ساختمان پروژه‌های عظیم سدسازی و تولید نیروی برق آن روز آمریکا انجامید. پرسش اصلی امروز این است که این تحولات و تراژدی های داخلی امروزی چه تاثیری در سیاستگذاری دولت فدرال خواهد داشت و تا چه حد انتظارات مردم آمریکا را برای عمران داخلی و نه سلطه‌گرائی خارجی بالا خواهد برد.
این فاجعه‌ای که هم‌اکنون در جنوب آمریکا رخ داده، درس آموزنده‌ای است برای کشورهائی مثل ایران که تا می‌توانند قدر و قیمت ساختارهای سنتی و فرهنگ مذهبی و ملی خود را بدانند و به عواملی که به همبستگی ملی و جامعه کمک می‌کند بیش از پیش پی ببرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات