ظاهری بیقید و بند، لباسی غیرایرانی، مدلی ناهمگون. نه! اشتباه نکنید، این تیپ توریست خارجی نیست، اتفاقاً یک جوان ایرانی است.
جوانی ساده و بیغلوغش که غرق در رویای خود، از اندام خویش تابلوی تبلیغات فرهنگی غیرایرانی ساخته و بیآنکه خود بخواهد، مروج اندیشههای بیگانه شده است.
از سر و وضع ظاهریش پیداست که به دنبال یک گمشده میگردد، گمشدهای که همین نزدیکی است. اما افسوس و دریغ که تاکنون کسی او را راهنمایی نکرده تا به گمشدهاش برسد.
گمشدهای که در وجودش ریشه دوانده، اما فرسنگها از آن فاصله دارد. راستی شما آدرس این گمشده را میدانید؟
دور بودن از اصالت و فرهنگ ایرانی خصوصاً در میان بخشی از نسل جوان به نوعی حکایت از بحران هویت دارد.
هویتی که بر اثر سیل تهاجمات گسترده فرهنگ بیگانه، در پس پردههای فراموشی پنهان شده و زمینه رنگهای بیهویتی را مهیا کرده است. وضعیت کنونی تدبیر مدبرانه مسئولین را میطلبد که با اجرای قوانین محکم و استوار، پاسداشت هویت ایرانی – اسلامی را سرلوحه کار خویش قرار دهند.
تبلور بحران هویت در نوع لباس
موضوع بحران هویت در نوع لباس و مدلهای موجود را با یکی از نمایندگان مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که عضو کمیسیون فرهنگی هم هست در میان میگذارم.
خانم دکتر لاله افتخاری در پاسخ چنین میگوید: «لباسهای ایرانی سلیقهای زیبا و دلپسند و رنگهای موزون و منظم و هماهنگ دارد و در عین حال حجاب هم کاملاً در آن رعایت شده و زیباییها و طرحهای هنری و انواع هنرهای ایرانی را در آن میبینیم، اما متاسفانه در لباسهای امروز برخی از جوانان چنین چیزی وجود ندارد. و در واقع پوشیدن این چنین لباسهایی به وسیله جوانان حکایت از بحران هویت و سرگردانی و گمشدن هویت در میان آنها دارد. یعنی نشان میدهد آن شخص کسی است که از گذشته خودش بیاطلاع است و از لایههای ظریف و عمیق اصالت ایرانی و تمدن مشرق زمینی بیخبر است. از همین رو در لباسی که میپوشد، نه سلیقه و فرهنگ ایرانی در آن دیده میشود و نه اندیشه دینی و اسلامی. بنابراین با پوشیدن لباسهای غیرایرانی خود به خود مروج مدهایی میشود که از بیگانگان به او تحمیل و القاء شده و دانسته یا نادانسته به آن سمتوسو رفته و تمام اینها برمیگردد به قصور مسئولین مربوطه. یعنی ما نیامدهایم این فرهنگسازی را انجام دهیم که جوانان با گذشته و اصالتهای تاریخی خودشان ارتباط برقرار کنند ما به جوان نشان ندادهایم که هنر ایرانی در گذشته الگوی سایر کشورهای جهان بوده است. مردم کشور ما حتی قبل از اسلام هم به گواهی تاریخ لباسهای بسیار برازنده، مرتب، سنگین و باوقار داشتهاند و هنگامی که این موضوع با فرهنگ و تمدن اسلامی منطبق شده،متانت لباس ایرانی تقویت شده و با ارزشهای فرهنگ اسلامی هماهنگ گردیده است.
حال با این سابقه درخشان فرهنگ و تمدن متاسفانه باید اذعان داشت که فرهنگسازی درست و کارشناسی در این زمینه صورت نگرفته و به حمایت و ترویج و شناسایی افتخارات فرهنگی توجهی نشده است و همین مسائل دست به دست هم داده تا لباسهای مطابق با معیارهای ایرانی و اسلامی در فروشگاهها و محلهای عرضه لباس و در میان جوانان جایگاه خود را پیدا نکند و همین کوتاهی ما میدان را به مدها و لباسهای مختص بیگانگان و داده آنها هم آزادانه هرگونه لباسی را به جوانان و جامعه دیکته میکنند و از بازار خوبی هم برخوردارند.
لباس هویت شخصیتی
لباس سوال مسائل زینتی یا محافظت از بدن در برابر سرما یا گرما و... بازگوکننده شخصیت افراد هم هست، یعنی از لباسی که بر تن افراد وجود دارد، میتوانیم پی به شخصیت و طرز تفکر آنها ببریم، بدون آن که حتی سخن بگویند. کارشناسان معتقدند تنوع در لباس تا آنجا که از نظر معیارهای شرعی و اخلاقی حریمهای موجود را در هم نشکند و از بین نبرد و به ناهنجاری اجتماعی مبدل نگردد، میتواند مثبت و جالب هم باشد.
«رؤیا مظفری» کارشناس طراحی لباس و عضو هیئت علمی دانشگاه، درباره مدها و لباسهای کنونی در جامعه امروز میگوید: «به نظر من مدها و لباسهایی که برخی از خانمها در انظار عمومی میپوشند، حتی یک آدم منطقی اگر گرایش دینی هم نداشته باشد، هیچگاه آن سر و وضع را تأیید نمیکند. چون در قوانین عرفی و شرعی کشورمان حد و حدود حجاب مشخص است. بنابراین در اینچنین جامعهای هماهنگ، وجود یک گروه نامتعادل و ناهمگون حتی چشم را هم آزار میدهد و بیشتر از جوامع بیبند و بار جلب توجه میکند البته این موضوع فقط به خود فرد برنمیگردد، بلکه خانواده و جامعهاش را هم درگیر این مسئله میکند و به نوعی همگی باید پاسخگوی این موضوع باشند. هم خانوادهای که او را پرورش داده و هم جامعهای که هویت اسلامی و ملی را به او نشان نداده است. زیرا لباس، هویت فرهنگی یک جامعه و هویت شخصیتی افراد را متبلور میکند.
به بیان دیگر، در درجه اول باید خانواده آن شخص را مورد بررسی قرار داد و دید که او در چه محیط خانوادگی پرورش یافته که به هنجارهای رسمی پایبند نیست و دوم اینکه جامعه چرا و به چه دلیل بستر شناخت هویت و اصالتهای ملی و اسلامی را در اختیارش قرار نداده است. این موارد باید به صورت کارشناسی بررسی شود. امروز جامعهشناسان هنگامی که میخواهند فرهنگ یک جامعه را مورد بررسی و توجه قرار دهند، اول به نوع لباس و پوشش آن توجه میکنند. زیرا لباس به نوعی زبان هویتی یک جامعه است. کشور ما یک کشور اسلامی، با سابقهای کهن و متمدن است و وجود حجاب معیارها را کاملاً مشخص کرده که این موضوع در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نمود داشته است.»
در میان جامعه ما هستند افرادی که دیدگاهها و سلائق خاصی دارند و از نگاه آنها پوشیدن لباسهای نامناسب، یک امر ضدفرهنگی تلقی نمیشود درحالیکه اکثریت جامعه چنین شیوههایی را نمیپسندند.
«ناهید هداوند» کارشناس طراحی لباس دانشگاه الزهرا دیدگاههای جالبی را در این رابطه ارائه میدهد.
وی میگوید: «لباسهای بدننما و جلف که نماد فرهنگ غرب است، هیچگاه مورد پسند جامعه ارزشی ما نبوده و نیست و باتوجه به اینکه نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، در حال بررسی و تصویب قانون مد و لباس هستند، در اینباره باید بگویم که میتوانیم فرهنگ طراحی لباس مناسب و استاندارد را هم در تولیدیها و فروشگاههای عرضه لباس جا بیندازیم و هم با فرهنگسازی و اطلاعرسانی درست، مردم را ترغیب و تشویق به پوشیدن آن لباسها کنیم، فقط به شرط اینکه ساز و کارهای قانونی آن مشخص باشد. این طرح باید به تمام نکات موجود توجه داشته باشد، و از همه مهمتر این موضوع را آنقدر محدود نکنند که جنبه تحمیلی پیدا کند. بلکه با کمک و همفکری طراحان لباس و صاحبنظران، طرحهایی را ارائه دهند که همه معیارهای شرعی و اخلاقی در آن رعایت شود و هم آنقدر متنوع، جذاب و زیبا باشد که مردم به خوبی آنرا بپسندند.»
«رؤیا مظفری» هم در اینباره میگوید: «انسان همیشه با مسائل تحمیلی مبارزه میکند و هیچ موضوع تحمیلی نمیتواند در بطن جامعه راه باز کند. موضوع طرح قانونی مد و لباس مجلس هم اگر حالتی غیرقابل انعطاف داشته باشد، شکست میخورد، اما اگر بر مبنای تنوع سلائق استوار باشد و از طرف دیگر با تبلیغاتی گسترده شرایط آشنایی عموم را با این قانون فراهم کنیم و ویژگیهای خاصی هم برای آن تعریف کنیم که مثلاً خانمهای زیباطلب را جذب کند، قطعاً این موضوع آرامآرام در بطن جامعه وارد میشود. در مجموع باید فرهنگسازی و اطلاعرسانی قوی و خوبی در این رابطه وجود داشته باشد و قانون جدید از زیربنای درستی برخوردار باشد. از طرف دیگر این موضوع اگر بتواند با سرعتی که مد و لباسها هر روز و هرساعت تغییر میکند و مدل جدیدتری عرضه میشود، با این سرعت همگام باشد و تنوعطلبی افراد را ارضاء کند، میتوان به موفقیت این طرح امیدوار بود.
اول خانواده بعد جامعه
این مدرس دانشگاه در رشته طراحی لباس، با اشاره به اینکه فرهنگسازی را باید اول از درون خانوادهها آغاز کنیم، معتقد است که خانواده جامعه را میسازد و جامعه هم متقابلاً بر خانواده تأثیر میگذارد. او در ادامه میگوید: «چون در این رابطه قالب فرهنگی مشخصی به جوانها معرفی نشده، آنها هم از این فرهنگ به دور هستند و درواقع ما فرهنگسازی میان جوانان را کنار زدهایم بعد دم از جوانان میزنیم. به عنوان مثال یک روز هنگام تدریس در دانشگاه روی موضوع فرهنگ لباس ایرانی بحث میکردیم، که یکی از دانشجویان گفت: ایران اصلاً فرهنگی ندارد! با شنیدن این جمله من شوکزده شدم از اینکه مگر میشود یک جوان ایرانی با فرهنگ اصیل و چندهزار ساله خودش تا این حد بیگانه باشد.
با این حال نقش رسانهها خصوصاً صدا و سیما بسیار مهم و موثر است، چند وقت پیش که سریال «مسافری از هند» پخش میشد، بازیگر جوان این سریال یک شال هندی به سر داشت بنام «شال سیتایی» پس از مدتی کوتاه در فروشگاهها دیدیم که شالهایی به نام سیتایی و به تقلید از همان برنامه تلویزیونی میفروشند و مردم هم استقبال میکنند. این موضوع نقش فراگیر و تاثیرگذار صداوسیما را میرساند. در این رابطه اگر صداوسیما مثلاً 10 مدل لباس از لباسهای اعلام شده این طرح را بر تن 10 بازیگر شاخص کند، قطعاً میتوان سریعاً تاثیر آنرا در جامعه دید. به نظر من یکی از راههای موفقیت کامل طرح مجلس این است که تلویزیون را ملزم به حمایت از این موضوع کنند. به هر حال در این زمینه که مجلس شورای اسلامی پیشقدم شده، امیدواریم که فقط شروعکننده خوبی باشد، نه دخالتکننده و دولت هم با حمایتهای خود سازمانهای پژوهش موردنیاز را دایر کند که کارها دقیق و حسابشده پیش برود.»
توجه به خواست ملت و نیاز جامعه
درباره موضوع این گزارش دیدگاههای خانم «پروانه غلامی» یکی دیگر از صاحبنظران لباس را جویا میشوم. او در این زمینه میگوید: «امروز اوضاع آشفتهای بر نوع پوشش و حجاب خانمها حاکم شده و اگر مجلس و دولت موفق به مهار این بیبندوباریها شوند، باید گفت که کاری خارقالعاده کردهاند. حال که مجلس شورای اسلامی این موضوع را در دستور کار خودش قرار داده باید گفت که نمایندگان مجلس با اختیارات قانونی که دارند، باید در بخش نظارتی و دولت هم در بخش حمایتی، بخش خصوصی را کاملاً تشویق به تولید و عرضه لباسهایی کنند که هم حفظ ارزشها در آن نمود داشته باشد و هم جاذبههای اصیل هنری و تنوع و توجه به سلیقه ایرانی و در عین حال این لباسها باید با قیمتی مناسب در اختیار مردم قرار بگیرد و در واقع نقش اجرایی را کاملاً به بخش خصوصی واگذار کنند.
در این میان نقش رسانهها اعم از صداوسیما و مطبوعات را هم نباید نادیده گرفت که با تبلیغات گسترده، زمینه گسترش این طرحها را با فرهنگسازی مناسب در درون جامعه مهیا کنند».