قدرتالله رحمانی
احمدینژاد در ایام تبلیغات انتخاباتی به مردم وعده داد که سنت مذموم تبارگرایی و قوم و خویش بازی را در سپردن سمتها و مسئولیتها براندازد و پس از پیروزی در انتخابات نیز از همکارانش برای تحقق این وعده پیمان گرفت. او، اما هفته پیش، طی حکمی ریاست دفتر بازرسی ویژه رئیسجمهور را به برادرش – داود احمدینژاد – سپرد. آیا احمدینژاد پیمان بستهشده با مردم و میثاق خود نوشته با همکارانش را زیر پا گذاشت؟
از دیرباز طعمهانگاری پستها و غنیمتشماری منصبها، درد درمانناپذیر دیوانسالاری جامعه ما بوده است چندان که تا پیش از انقلاب اسلامی درمانی برای آن تصور نمیشد، ولی با پیروزی انقلاب این امید در جان مصلحان جامعه جان گرفت که با رسوخ فرهنگ علوی در تار و پود ساختار اداری و اصلاح راه و رسم کشورداری، رفتهرفته «امانت شمرد مسئولیتها» جای طعمهانگاری و غنیمتشماری پیشگفته را بگیرد و چنان شود که حاکمان و کارگزاران، طلایهداران عرصههای خدمتگزاری باشند و عزلتنشینان هنگامههای برخورداری.
به عللی چند – که مجال ذکر آن نیست – این حادثه مبارک رخ نداد و فامیلبازی نه تنها از صحنه مناسبات اداری و سیاسی جامعه ما رخت بر نبست بلکه هرچه گذشت جلوه و جولان افزونتری گرفت تا جایی که برکندن ریشه فاسد خویشسالاری به آرمان و آرزوی مردم و در ردیف مطالبات غیرقابل گذشت آنان مبدل شد. هم از این رو بود که رویکرد شایستهگزینی و نفی ساز و کارهای تبارگرایانه در شعارهای احمدینژاد با اقبال کمنظیر مردم مواجه شد و دولت یافتن منادیان عدالتگستری را در ایران اسلامی رقم زد.
قرار است دولت اسلامی، دوران دولتمندی پسرخالهها را نقطه پایان گذارد و شایستهسالاری حقیقی را نهادمند کند تا نهضت عدالتگستری و خدمتگزاری و مهرورزی قوام بگیرد و دوام یابد. از این رو رئیس دولت اسلامی ناگزیر است علیالدوام شایستگی و کارآمدی زیرمجموعهاش را رصد کند تا گرد کژی و کاستی و سستی دامنگیر این نهضت امیدآفرین نشود.
دفتر بازرسی رئیسجمهور همان رصدخانهای است که بناست بسان دیدهبان امین رئیسجمهور عمل کند. این جایگاه صرفا یک منصب و موقعیت عالی که – در نگرش منحط طعمهانگارانه – مشمول قاعده تقسیم غنایم باشد نیست. جزء مهمی از پیکره ریاست جمهوری است. چشم رئیسجمهور است. حد اعتماد مورد نیاز برای تصدی این جایگاه بسیار فراتر و فزونتر از اندازه اعتمادی است که برای وزیران و معاونان لازم است. اینجا خویشگزینی عین شایستهگرایی است:
«دستگاه بازرسی را از نزدیکترینها انتخاب کنید. من، هم زمانی ریاست جمهوری آقای هاشمی این نکته را به ایشان گفتم، هم به آقای خاتمی عرض کردم؛ به ایشان گفتم آقای علی خاتمی – برادرتان – را برای بازرسی بگذارید که ایشان هم گذاشتند و چقدر هم خوب بود. باید نزدیکترین آدمها – خاطرجمع و صمیمی – را برای کار بازرسی گذاشت تا انسان ببیند چه میگذرد. یعنی غیر از گزارشی که از طریق معمول میآید اطلاع دیگری هم وجود داشته باشد». (رهبر معظم انقلاب – دیدار با هیئت دولت – 6/6/80).
هاشمی و خاتمی هردو به این توصیه حکیمانه عمل کردند و جواب مثبت گرفتند. لذا پیروی احمدینژاد از این سنت صحیح سیاسی قابل پیشبینی بود. اقدام احمدینژاد در انتصاب برادرش به ریاست دفتر بازرسی ویژه نه تنها منافاتی با شایستهگزینی ندارد و مصداق پیمانشکنی به حساب نمیآید بلکه برعکس از لوازم منطقی و ضروری تحکیم شایستهسالاری در بدنه دولت است و حتی شایسته تأسی از سوی دیگر دولتمردان، از آن جهت که اعتماد کامل به سلسله مراتب اداری خلاف خردمندی در امور مدیریتی است:
«از مجموعه مدیران ارشدتان گزارش بخواهید و به گزارشها هم صد درصد اعتماد نکنید. لازم نیست ابراز بیاعتمادی کنید اما در دلتان جایی برای بیاعتمادی بگذارید. چون تجربه به ما میگوید که بسیاری از گزارشها با واقعیت تطبیق نمیکند؛ یک نفر آمده کاری کرده و کاغذی را روی میز لغزانده. او هم برداشته تحویل شما داده و شده گزارش مستند. در حالی که دستگاه بازرسی شما باید همیشه مراقب باشد». (رهبر معظم انقلاب – همان).
امیر عدالتپیشهگان تاریخ آنجا که مالک اشترش را به گماردن – باصطلاح - «بهپا» برای کارگزارانش امر میکند، دو صفت راستگویی و وفاداری را برای این مراقبان و – به تعبیر خود حضرت - «عیون» لازم میشمارد: تفقد اعمالهم وابعث العیون من اهل الصدق والامانة و الرفق بالرعیه. «باید در کارهای آنان [کارگزارانت] مراقبت کنی و مراقبان (عیون) راستگو و باوفا بر آنان بگماری زیرا مراقبتهای پنهانی، آنان را به رعایت امانت وامیدارد و موجب مدارا کردن با زیردستان میشود». (عهدنامه مالک اشتر).
و این دو صفت در خویشان و نزدیکان دولتمرد راسختر است. برادر و فرزند دولتمرد، داعیه و دأب تقرب ندارد چه اینکه به خودی خود مقرب است. شائبه و شبهه تملق و تزویر و تظاهر در او کمتر است از آن روی که به سبب عمری زندگی خویشاوندانه با دولتمرد، از جزییترین احوال و خصوصیات یکدیگر آگاهند. و چون گمان رندی و دغلبازی و دروغگویی و لافزنی دربارهاش نمیرود، بالطبع برای رکگویی و صراحت و صدق مستعدتر است. نیز وفاداریاش استوارتر است چون به خیرخواهی خویش خود میاندیشد و شکست و آسیب او را تحمل نمیکند.
برای تصدی جایگاه خطیر بازرسی ویژه هیچکس شایستهتر از خویشان درجه اول – نظیر برادر یا فرزند امین و معتمد – نیست. اقدام مدبرانه احمدینژاد نه تنها مستحق ملامت و خردهگیری و عیبجویی نیست بلکه از حیث عملیاتیکردن یکی از آموزههای اصیل اسلامی در حوزه سیاست و حکومت، سزاوار تقدیر است.