تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۸۳۶۰۷
معاون امور معادن وزارت صنایع در گفت‌وگو با شرق:

استراتژی باید قابلیت تغییر داشته باشد

سیدحمزه حسینی اشاره: نام وزارت صنایع و معادن متشکل از دو بخش صنعت و معدن است و محمدحسین بصیری مسئول بخش معدن این وزارتخانه است. مصاحبه با او گرچه با هدف بررسی فعالیت های معدنی در ایران آغاز شد اما به سمت بررسی استراتژی توسعه معدن رفت. با این حال سئوالی که مطرح می شود این است که آیا استراتژی معدن هم به سرنوشت استراتژی توسعه صنعتی دچار شده و به فراموشی سپرده می شود یا اینکه می تواند در توسعه بخش معدن نقش موثری را ایفا کند.

* بخش معدن در اقتصاد ایران، نسبت به دیگر بخش ها چه موقعیتی دارد؟
** انتهای سال ۸۳ بود که ما بحران قیمت فلزات را داشتیم و این بحث مطرح شده بود که در همه دنیا معادن را تعطیل می کنند و در ایران بحث های اینچنینی مطرح شده بود و می گفتند معدن جایگاهی ندارد و باید به صنایع و موارد دیگر پرداخته شود. یادم هست که من مقاله ای در این مورد نوشتم و جلوی وزیر وقت هم این صحبت را کردم که با توجه به اینکه کشورهای اروپایی و کشورهایی که صاحب معدن هستند و بسیاری شروع به تعطیل کردن معادن خود کردند من مثالی که زدم معدن سلوی انگلستان بود که معدن جوانی بود و تعطیل شد و تمام تجهیزات آن را از بین بردند و زمین آن برای کار دیگری مورد استفاده قرار گرفت. آن موقع پیش بینی من این بود که به زودی اقبال جهانی برای مواد معدنی زیاد می شود و این برای ما یک فرصت خواهد بود.
* دلیل اینکه اینچنین نگاهی حاکم شده بود چه بود؟
** نگاه این بود که کلاً بخش معدن چون در حد دهم درصد در تولید ناخالص داخلی نقش دارد ما باید به همان مقدار بها بدهیم. یعنی اگر ۷/۰درصد یا به روایتی ۵/۱ درصد در تولید ناخالص داخلی نقش دارد ما باید بودجه و نگاه و وقت و هزینه مان را براساس همین مقدار، تاثیر دهیم و این نگاه اشتباهی است. ما باید ببینیم فرصت های آینده چیست و بر این اساس توجهات خود را تنظیم کنیم و یک ویژگی دیگر هم که معدن دارد این است که این فعالیتی است که می تواند ارزش افزوده زیادی داشته باشد و از نگاه صنعتی اصیل است و مصرفی نیست.
* مشکلات پیش روی معدن ایران از نظر شما به عنوان متولی امور چیست؟ یعنی شما با چه مشکلاتی روبه رو هستید؟
** بزرگترین مشکل همان تفکری است که به آن اشاره کردم. این تفکر باید عوض شود و دیدگاه باید، دیدگاه مهندسی شود. اگر تفکر مهندسی مبنای همه تصمیم گیری ها در کشور شود ما وضع مان خیلی بهتر می شود. مورد دیگر این است که بخش معدن بخش مهجوری است و این برمی گردد به مشکلات سالیان سال و کسی را نمی توانیم در این مورد محکوم کنیم و مورد دیگر بحث عدم توجه به زنجیره ارزش افزوده است. ما مواد معدنی را به صورت خام و تنی صادر می کنیم و به صورت گرمی و فرآوری شده آن را وارد می کنیم. در هر جای زندگی روزمره که توجه کنید، می توانید مواد مختلف معدنی را ببینید و بسیاری از اینها وارداتی است.
* خب حالا راه حل این مشکلات و خلایی که در این مورد وجود دارد چیست؟
** بسیاری از اینها را می توان با تنظیم یک استراتژی علمی و کارآمد حل کرد. این استراتژی باید وضع موجود را تحلیل کرده باشد و به صورت مسئله شناسانه از وضع موجود شناخت کاملی داشته باشد و وضع مطلوب و دست یافتنی را ترسیم کند و سپس نقشه راه را نیز جهت رسیدن از وضع موجود به مطلوب ارائه کند.
* خب حالا در ایران استراتژی معدن مراحل تدوین را می گذراند. چه شد که قرار به تدوین این استراتژی گرفته شد و مسیری که قرار است طی شود، چگونه است؟
** وقتی که بحث استراتژی صنعت مراحل پایانی آن طی می شد آنهایی که دست اندرکار تدوین استراتژی بخش صنعت بودند را اشاره چندانی به معدن نکرده بودند. آن موقع من مجری طرح جامع معادن بودم و به فکر افتادم تا استراتژی بخش معدن و صنایع معدنی را تدوین کنم.
هر فرد باید در زندگی فردی خود هم استراتژی خاصی داشته باشد و اینکه بعضی ها می گویند استراتژی صنعت کافی است و دیگر نیازی به استراتژی خاصی برای معدن نیست، بحثی غیرعلمی و غیرکارشناسی است. و به عده ای که می گویند، استراتژی صنعت کافی است باید بگویم که خود نویسندگان آن گفته اند که استراتژی معدن از آنها خواسته نشده است و ممکن است بحث های کلان مشترک باشد. اما مشخصاً نسخه ای برای معدن پیچیده نشده است.
* فکر نمی کنید استراتژی معدن ممکن است تناقض هایی را با استراتژی صنعت داشته باشد یعنی در جاهایی با هم همپوشانی پیدا کنند که عملاً نتیجه تناقض این دو استراتژی باشد و اصلاً همکاری ای میان تهیه کنندگان دو استراتژی وجود دارد؟
** در بحث های علمی تناقض باعث تکامل می شود. بی انصافی است که ما زحمات علمی گذشته و حال را در نظر نگیریم و این است که ما به تمام استراتژی ها با دقت توجه خواهیم کرد و باید از تجربیات استفاده کنیم و کارهایی را که اشکال دارد و یا با سیاست های جدید مطابقت نمی کند، اصلاح کنیم و کاملاً هم با استراتژی هایی که در دولت و بیرون نوشته می شود هماهنگ هستیم. در ضمن باید به نکته دیگری هم اشاره کنم؛ کلیه استراتژی هایی که تاکنون تدوین شده است، بحث های کلان را مطرح کرده اند، اما به اینکه صنعت چگونه برود و کجا برود و به عبارتی به چگونگی ها چه برای معدن و چه برای صنعت توجهی نشده است. به کسی راه نشان داده نشده و این مهم است و به نظر من استراتژی صنعتی راه رسیدن به مطلوب را نشان نداده است.
* تیمی را که می خواهید برای تدوین استراتژی معدن انتخاب کنید چه ویژگی ای خواهد داشت و کسی انتخاب شده است؟
** ببینید تیمی که فعلاً انتخاب شده اند موظف به تدوین استراتژی نیستند. آنها وظیفه دارند نخبگان کشور در امر معدن را شناسایی کنند. یک تیم استراتژیست باید اقتصاددانان و نخبه های معدنی را در بر بگیرد ما هنوز این تیم را تشکیل نداده ایم. ولی اقدامات خوبی شروع شده است. لیکن باید صاحبنظران معدن در صفحه اصلی باشند.
* خب حالا وضعیت این استراتژی که قرار است تدوین شود چگونه است و کار به کجا رسیده است؟
** در مورد اینکه چه می خواهیم کار را انجام داده ایم و چیزها و نیازهایی که داریم دیدگاه هایمان را نسبت به استراتژی معدنی کشور و مسائلی که باید بررسی و حل بشود را مشخص کرده ایم. مشکلی که در کشور ما وجود دارد این است که ما در بسیاری از مواقع نمی دانیم چه می خواهیم. اما ما آنچه می خواهیم را تحلیل و تعیین کرده ایم. (فرآیند مسئله شناسی و سئوالات اساسی مشخص شده)
* خب حالا چه می خواهید؟
** ما حدود ۱۰۰ عنوان را مشخص کرده ایم که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
ما یک چشم انداز عملی، ایده آل و دست یافتنی می خواهیم.
همچنین ما یک قانون مطلوب می خواهیم که بی نقص باشد. و یک تقسیم کار خوب و تعامل لازم داریم.
شما در هر کاری که می خواهید انجام دهید نیاز به یک تقسیم کار خوب دارید و باید آن را هم در اختیار متخصصین خودش بگذار ید. وجوه مشترکی هم میان صنایع و معادن وجود دارد به خصوص درباره صنایع معدنی و بعضاً غیرمعدنی و فرض کنید مباحث نظری جدیدی که مطرح است مانند عدالت محوری و... اینها را نمی شود به صورت جداگانه و خلأ بررسی کرد. باید تعامل داشته باشیم. علت اینکه از بسم الله کارمان را با دانشگاهیان و تشکل های مختلف شروع کردیم همین است. بعضی از تشکل ها را دعوت کرده ایم که از آنها اسم نمی بریم. آنها می گویند چند ده سال است که هیچ کس سراغ ما نیامده بود که از ما نظر بخواهد ولی می خواهیم کلاً با همه تعامل داشته باشیم. و می خواهیم از کار موازی هم جلوگیری کنیم. ما آمدیم این کار را کردیم حتی در مورد پتروشیمی و شرکت نفت هم رفتیم به دنبال استراتژی هایی که آنها نوشته اند. آنها هم قطعاً فصول مشترکی با ما دارند و ما به دنبال این هستیم که تعامل آنها را هم بگیریم که بتوانیم از تجربیات گذشتگان استفاده کنیم و در نهایت بتوانیم یک نسخه متناسب با کشور خودمان بپیچیم. احراز داریم از منطق مدل های آماده شده ولی تجربیات آنها را به کار می گیریم ما اولین چیزی که به دنبالش هستیم ایجاد یک باور میان مسئولان و نخبگان است و آن اینکه معدن هم یک پتانسیل بالقوه ای است که می تواند در کشور برای ما یک مزیت بالایی داشته باشد . حالا من رئوس کارهایی که دنبالش هستیم را می گویم. پیدا کردن جایگاه معدن در اقتصاد کلان است و جایگاه مهم واقعی بخش معدن و صنایع معدنی در GDP است. ممکن است سهم کمی داشته باشد اما مثل خونی است که در یک پیکر است و بسیاری از صنایع دیگر متکی بر آن باشد. بحث دیگر بحث سرمایه گذاری است که حالا باید یک سیاست همگن و سازگاری که همه یک چیز را بگویند را مشخص کنیم. از بهترین مسائل بخش معدن مسئله بهره وری و قیمت تمام شده و کیفیت محصولات است و بحث دیگر بحث نظام مالی بخش معدن است و نیز نحوه تامین منابع مالی معدن. مسئله دیگر توسعه پایدار است و مسائلی مانند تکنولوژی معدن است که باید بگویم تکنولوژی معدن در ایران مطلوب نیست. بحث دیگر وضعیت اشتغال و بهره وری نیروی انسانی است. معادن ما حرکت علمی ندارد و نظارتی هم بر آن وجود ندارد و معدن کاری در ایران مخصوصاً در بخش خصوصی استاد کاری است و مهندسی نیست.
*  به نظر شما مهمترین مشکلات و مسائل معدن در ایران که باید به آن توجه شود با توجه به کارهایی که ذکر کردید چیست؟
** مهمترین مشکل تولید در بخش معدن، رقابت پذیری پایین محصولات معدنی کشور است که به عوامل مختلفی از قبیل تکنولوژی قدیمی و... برمی گردد. از دیگر مسائل تحقیق کمرنگ بودن تشکل ها و انجمن ها در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی بخش معدن است.
از موارد دیگر می توان به نبودن تفکر مهندسی در تصمیم گیری ها اشاره کرد که از دغدغه های خودمان است.
* بحثی که پیش می آید این است: حالا که مشخص کرده اید چه می خواهید، فکر می کنید ابزاری وجود دارد که به آنچه می خواهید برسید؟
** سدی وجود ندارد و اگر ابزار قانونی هم بخواهیم می توانیم کار کنیم و پیشنهاداتی را هم برای تعیین این ابزارها می دهیم.
* چطور می خواهید سهم بخش معدن را در GDP افزایش دهید؟
** در مورد این سهمی که گفته می شود، در محاسباتش بحث داریم چرا که تولیدات مواد خام معدنی به عنوان بخش معدن را در GDP تاثیر داده اند. و ارزش افزوده تولیدات صنایع معدنی را اعمال نکرده اند.
* مورد دیگر خصوصی سازی در بخش معدن است. حالا جدای از مباحث موجود درباره اصل ۴۹ و تفاسیری که از آن شده به نظر شما خصوصی سازی واقعی در بخش معدن چگونه باید صورت گیرد.
** خصوصی سازی واقعی آن است که بخش خصوصی واقعی که پتانسیل دارند در یک فضای متعادل و عدالت گونه در بخش معدن مشارکت کنند. باید بگویم بخش خصوصی پتانسیل عظیمی دارد که باید به کار گرفته شود. دولت نیز به عنوان سیاستگزار ناظر و هدایت کننده فعالیت ها، عمل می کند.
*  بسیاری از اشخاصی که در بخش معدن فعال هستند در مورد ریسک آن و مشکلاتی که به واسطه ریسک در بخش معدن ایجاد می شود، مباحث زیادی را طرح می کنند. دولت چه کاری را برای کاهش ریسک انجام می دهد و اصلاً در برنامه های شما برای این معضل فکری شده است؟
** ببینید چند جور می شود این ریسک را کاهش داد. اول اینکه اطلاعات اکتشافی و معدنی را تدقیق و شفاف سازی کرد. اگر ما اطلاعاتمان را از مرحله پی جویی زیاد کنیم وقتی در مورد وجود یا عدم وجود مواد معدنی در یک معدن ابهام وجود دارد ریسک بالا می رود ولی اگر اطلاعات تفضیلی شود، ریسک کمتر می شود و بماند که معدن خود کاری است توام با ریسک اما ما می توانیم اطلاعات را تفضیلی کنیم و به بخش خصوصی بدهیم و بعد هم بحث های بیمه و معدنی و مواردی از این قبیل را مطرح کنیم. ضمناً باید شفاف سازی و اطلاع رسانی مناسب در مباحث کمبود کار و معدن و صنایع معدنی صورت گیرد. البته بحث دیگر هم این است که کلاً طبیعت بخش خصوصی و دولتی متفاوت است و نوع سرمایه گذاری آنها هم متفاوت است.
* فکر می کنید با وضعیت فعلی مواد معدنی در ایران و ذخایر موجود برای بخش خصوصی به صرفه است که وارد فعالیت شود؟
** بله، درخصوص بحث معادن بزرگ بحث دیگری است که من نمی توانم در حال حاضر نسخه ای برای آن تجویز کنم. ولی قطعاً مسئولان عالی نظام برای آن راه حلی جامع ارائه خواهند کرد.
و دیگر اینکه غیر از معادن بزرگ بیشتر معادن موجود در کشور دست بخش خصوصی است.
* شما نگران نیستید که تغییری در سیاست های دولت حال با تغییر خود دولت یا دلایل دیگر ایجاد شود و اتفاقی که برای استراتژی بخش صنعت رخ داد، برای استراتژی معدن هم اتفاق بیفتد؟
** استراتژی قبلی بخش صنعت با مشخصات استراتژی مطلوب نوشته شده است و صرفاً مطالعات کلانی درخصوص محیط های کسب و کار صنعتی بوده است که شاید برای استراتژی ها و راهبردهای بخشی مورد استفاده قرار گیرد. انشاءالله در فرصت مناسبی راجع به استراتژی بخش معدن و صنایع معدنی کشور به تفصیل بحث خواهم کرد. به نظر من استراتژی در هر لحظه باید پویا باشد. شما نمی توانید یک استراتژی بنویسید که ایستا باشد و نگران تغییر آن باشید. ما در دهکده جهانی زندگی می کنیم و همه چیز در حال تغییر است و باید استراتژی، قابل تغییر باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات