تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۸۳۶۹۴

«پایان فرانسه» در الجزایر


«محمد بجاوى» وزیر امور خارجه الجزایر اواخر هفته گذشته هنگام دیدار از آمریکا سخنانى را در خصوص رابطه الجزیره با پاریس از یک سو و واشنگتن از سوى دیگر بیان داشت که ناظران سیاسى آن را به عنوان یک موضع رسمى مبنى بر اعلان «پایان فرانسه» در الجزایر تفسیر کردند. وى گفت: فرانسه براى الجزایر دیگر هم وزن آمریکا نیست و واشنگتن جاىپاریسراگرفته است. این درحالى بود که چند ساعتى از پهلو گرفتن ناو جنگى «کالینیگراد» روسیه در بندر الجزیره براى یک حضور پنج روزه و آماده سازى مقدمات برپایى نخستین رزمایش دریایى مشترک میان دو کشور پس از فروپاشى شوروى مى گذشت. بجاوى در سخنانى که صریح وشگفت انگیز، رسما با اعلام اینکه «آمریکا جاى فرانسه را در الجزایر گرفته است» به میزان تبادل تجارى و سایر همکارى ها میان واشنگتن و الجزیره اشاره و از آمریکا به عنوان نخستین شریک تجارى کشورش نام برد.
هر چند آمریکایى ها به مدد سرمایه گذارى کلان در بخش نفت و گاز الجزایر موفق شدند از سال ۲۰۰۴نخستین شریک تجارى الجزایر شوند و فرانسویان را پس از ۲۰سال صدرنشینى عقب برانند،اما به زبان آوردن این مساله از سوى وزیر خارجه کارکشته الجزایر آنهم در واشنگتن معناى ویژه خود را داشت. فرانسویان که از سال ۱۸۳۰میلادى تا ۱۹۶۲یعنى ۱۳۲سال کشور الجزایر را تحت اشغال و استعمار خود داشتند، پس از استقلال این کشور و بویژه پس از فروپاشى شوروى، به دلیل شرایط خاص الجزایر و بحران هاى مختلف اقتصادى و سیاسى در این کشور جایگاه گذشته خود را حفظ و به عنوان نخستین شریک تجارى همواره مطالبات و خواسته هاى خود را از موضع قوت جست و جو مى کردند. به گزارش ایرنا همچنان که سفارت فرانسه در شهر الجزیره از نظر وسعت بزرگترین از نوع خود و اکنون در بهترین نقطه شهر واقع شده است، قدرت و نفوذ این کشور نیز بیش از هر کشور دیگرى بوده است. نفوذ فرهنگى قوى به مدد تحمیل زبان فرانسه، وجود لابى قدرتمند فرانکوفن در میان سیاستمداران، دولتمردان، نخبگان و جامعه الجزایر و تبادلات انسانى و فرهنگى، اقامت بیش ازسه میلیون الجزایرى در فرانسه و فقر اقتصادى و بدهى الجزایر به باشگاه پاریس همه و همه عواملى بود که قدرت مانور را در مقابل فرانسویان از الجزایرى ها سلب مى کرد. بااین حال با آغاز قرن ۲۱میلادى، اوضاع تغییر کرد، آمریکا و انگلیس در چارچوبطرح هایى مانند مبارزه با تروریسم و یا سیاست راهبردى تامین انرژى توجهى ویژه به شمال آفریقا بویژه الجزایر نشان دادند. باوجود اینکه فرانسویان بنا به دلایل گفته شده زمینه بسیار مساعدترى براى حضور قوى تر در الجزایر داشتند، اما آمریکا به سرعت گوى سبقت را از فرانسویان ربود.
ناظران مسایل سیاسى الجزایر، اکراه مردم الجزایر از فرانسویان به دلیل جنایات دوران استعمار و نیز تداوم سیاست و اخلاق استعمارى دولتمردان فرانسوى را عامل ناکامى فرانسه مى دانند.مسایل جنبى پیمان دوستى میان الجزایر و فرانسه که«ژاک شیراک» رییس جمهورى فرانسه در سفر سال ۲۰۰۳خود به الجزیره آن را پیشنهاد داد، به خوبى شکاف موجود میان دو جامعه و دولت هاى آن را نشان داد. در حالى که همه چیز براى امضاى این پیمان آماده بود و گفته مى شد که اوایل سال ۲۰۰۵میان دو رییس جمهورى امضا مى شود، اما قانون ۲۳فوریه ۲۰۰۵ مجلس ملى فرانسه که بند چهار آن «خدمات» استعمار در شمال آفریقا و بویژه الجزایر را مورد تمجید قرار داده بود همه چیز را تغییر داد و زخم هاى کهنه را باز کرد. این قانون بویژه ماده چهار آن بى درنگ با واکنش رسمى و نیز گروههاى مردمى الجزایر و حتى مخالفت هاى جدى در خود فرانسه مواجه شد. الجزایرى ها این قانون را «ننگین» خواندند و «عبدالعزیز بوتفلیقه» رییس جمهورى الجزایر، در حالى که همه چیز از امضاى قریب الوقوع پیمان دوستى میان دو کشور خبر مى داد، خواب کاخ نشینان الیزه را آشفته کرد و گفت که امضاى این پیمان منوط به عذرخواهى رسمى فرانسه نسبت به همه جنایاتى است که طى دوران استعمار در حق ملت الجزایر انجام داده است.
ظهور الجزایر جدید
هر چند ماده چهارم قانون معروف ۲۳فوریه سرانجام پس از اعتراضات مکرر جوامع مدنى در الجزایر و فرانسه به دستور ژاک شیراک رییس جمهورى این کشور از قانون مذکور برداشته شد،اما اظهارات «بجاوى» نشان مى دهد که بر خلاف مقامات فرانسوى، الجزایرى ها این اقدام را براى رفع ناخشنودى خود کافى نمى دانند.
سخنان اخیر بجاوى در واشنگتن در حالى که تنها چند روز از سفر ناکام «فیلیپ دوست بلازى» وزیر امور خارجه فرانسه به الجزایر مى گذشت، معناى ویژه خود را داشت. درحالى که مهمترین هدف سفر این مقام فرانسوى احیاى پیمان دوستى میان دو کشور بود، بطور رسمى با پاسخ منفى و البته
شدید اللحن الجزایرى ها روبرو شد. بجاوى در جریان یک مصاحبه مطبوعاتى مشترک پس از تاکید همتایش بر ضرورت امضاى این پیمان، به طور ملایم اما کاملا آشکار دولت، نهادها و بخشى از افکار عمومى فرانسه را متهم کرد که به الجزایر همچنان به عنوان مستعمره قدیم خود نگاه مى کنند، امرى که براى الجزایر امروز دیگر قابل پذیرش نیست. وى در این سخنان که براى خبرنگاران و ناظران سیاسى غیر منتظره بود در عین حال گفت که الجزایر خود را نسبت به این معاهده که در مارس ۲۰۰۳با پیشنهاد «ژاک شیراک» رییس جمهورى فرانسه مطرح شد، متعهد مى داند،اما از نظر الجزایر چنین پیمانى باید بین دو ملت و دو دولت و نه فقط دو رییس جمهورى بسته شود. وزیرامور خارجه الجزایر گفت: پیمان دوستى میان دو کشور باید به عنوان پیمانى بین دو کشور داراى حاکمیت، مستقل و قوى در نظر گرفته شود. بجاوى افزود: الجزایر طى دو سال تلاش هاى مقدماتى براى این پیمان به این نتیجه رسید که «افکار عمومى فرانسه براى انعقاد چنین پیمانى کاملا آماده نیست». وزیر خارجه الجزایر همتاى خود را به تلاش براى حل مشکلات موجود میان دو کشور با هدف رسیدن به مرحله امضاى پیمان دوستى فراخواند و گفت: دراین زمینه باید به صراحت از مشکلات گفته شود. بجاوى افزود: پیمانى که قرار است پایانى بر گذشته و آغاز صفحه جدیدى در روابط دوکشور باشد، تنها باامضا محقق نخواهد شد، بلکه زمان زیادى را باید صرف آمادگى افکار عمومى در فرانسه و نیز الجزایر براى این امر کرد.
از نگاه ناظران روابط دو کشور، این سخنان به این معناست که الجزایر بویژه در شرایط کنونى که همکارى هاى راهبردى و پرحجم اقتصادى با بسیارى از قطب هاى اقتصادى جهان در اروپا، آمریکا و آسیا دارد، هرگز حاضر نیست، چنین پیمانى را بپذیرد. پیمانى که به اعتقاد طرف الجزایرى تنها تامین کننده نظر فرانسه آنهم براى استفاده در معادلات و رقابت هاى داخلى فرانسه از یک سو و حفظ بازار تجارى در حال از دست رفتن خود از سوى دیگر باشد و براى الجزایرى ها نه تنها نفعى در بر نداشته باشد، بلکه در سایه قانون ۲۳فوریه مبتنى بر نوعى نگاه استعمارى نیز هست.
ناظران مسایل الجزایر، سخنان بجاوى در جریان سفر فیلیپ دوست بلازى به الجزایر و نیز اظهارات اخیر وى در واشنگتن را آغاز مرحله جدیدى نه تنها در روابط میان الجزیره و پاریس بلکه در سیاست خارجى الجزایر مى دانند. به اعتقاد آنان، اینکه طرف الجزایرى در موضعى کاملا مقتدرانه ظاهر شده و بر اساس منافع راهبردى خود در برابر خواسته هاى فرانسویان پیش شرط تعیین کند، امرى بى سابقه در تاریخ روابط دو کشوراست.
اگر تعبیر«پایان فرانسه» در الجزایر را بپذیریم این اتفاق از سال ۲۰۰۴ جدى شد، سالى که سرمایه گذارى کلان آمریکایى ها در بخش نفت و گاز الجزایر سبب شد پاریس بعد از گذشت بیش از ۲۰سال صدرنشینى، مقام نخست در فهرست شرکاى تجارى الجزایر را به واشنگتن واگذار کند.
توجه آمریکا طى سالهاى اخیر به بازار الجزایر از سرمایه گذارى هاى کلان در بخش نفت و گاز آغاز شد،اما سفیر آمریکا در الجزایر اخیرا اعلام کرد که کشورش قرار است دو میلیارد دلار نیز دربخش هاى غیرنفتى الجزایر سرمایه گذارى کند که نشانگر توجه ویژه آمریکا به الجزایر است.
آغاز استقلال سیاسى نوین
سفر مقامات آمریکایى به الجزایر طى ماههاى اخیر بطور پیوسته ادامه داشته است که مهمترین آن سفر رسمى «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع این کشور بود که از الجزایر به عنوان یک شریک مهم منطقه اى یاد کرد. از آن زمان و حتى از چندى قبل از آن، سفر هیات هاى آمریکایى به الجزایر تقریبا قطع نشده است و قرار است که بزودى «دیک چنى» معاون رییس جمهورى و «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا از الجزایر دیدن کنند. ولى الجزایرى همزمان روابط خود با روسیه را نیز که به دلیل گرفتار بودن دو کشور طى سالهاى اخیر در مشکلات داخلى، بسیار افت کرده بود، احیا کردند. «ولادیمیر پوتین» رییس جمهورى روسیه در روز ۱۹اسفند ۸۴سفرىچند ساعته اما کاملا پربار به الجزایر انجام داد. در این سفر بدهى کهنه و پرحجم الجزایر به مبلغ۴/۷میلیارد دلار از سوى روسیه بخشیده شد به شرط اینکه الجزیره به همین میزان کالا که بعدا اعلام شد بخش عمده آن تسلیحات خواهد بود، از مسکو خریدارى کند. در چنین شرایطى فرانسه که طى ۲۰سال گذشته نخستین و مهمترین شریک تجارى الجزایر بود و درسال ۲۰۰۴با چهار میلیارد و ۱۲۶میلیون دلار صادرات به الجزایر همچنان در صدر رقبا و به عنوان بزرگترین صادرکننده به الجزایر قرار داشت، اکنون در حال تماشا و واگذارى جایگاه سنتى خود به سایر رقبا و فعالان بازار رقابت سیاسى و اقتصادى است. با این حال هنوز ۲۴ساعت از انتشار سخنان بجاوى درباره «پایان فرانسه» نگذشته بود که «احمد اویحیى» نخست وزیر الجزایر در مصاحبه اى تاکید کرد که هنوز زمینه هاى بسیار فراوانى براى همکارى با فرانسه وجود دارد و این همکارى ها لزوما وابسته به امضاى پیمان دوستى نخواهد بود. وى با اشاره به اصرار فرانسوى ها براى امضاى پیمان دوستى با الجزایر گفت: فرانسویان چنین پیمانى را تنها با یک کشور و آن هم آلمان به امضا رسانده اند،اما با بسیارى از کشورها از جمله مغرب بدون اینکه چنین پیمانى را امضا کرده باشند، روابط بسیار خوبى دارند.با این حال ناظران سیاسى، سخنان اویحیى را بیش از هر چیز در چارچوب سیاست «موازنه مثبت» دولت بوتفلیقه تعبیر مى کنند و به اعتقاد آنان تاکیدات اویحیى چیزى از شدت و اهمیت باخت تاریخى فرانسویان نمى کاهد. به اعتقاد آنان، قدرت چانه زنى الجزایر نیز بویژه با توجه به مشکلات اقتصادى و اجتماعى داخلى فرانسه طى چند سال اخیر از یکسو و کاهش بدهى ها، افزایش ذخایر ارزى و درآمد نفت الجزایر از سوى دیگر و بویژه موفقیت این کشور در جذب سرمایه گذارى هاى کلان اروپایى، آمریکایى و آسیایى بشدت افزایش یافته است و توازن میان دو کشور به نفع الجزایر تغییر کرده است.
براین اساس، مواضع بجاوى وزیر خارجه و اویحیى نخست وزیر الجزایر را باید در یک راستا یعنى پیشبرد سیاست توازن مثبت در سیاست خارجى تفسیر کرد که عبدالعزیز بوتفلیقه رییس جمهورى و دولتمردانش طى هفت سال گذشته نشان دادند، بخوبى به قواعد آن آشنا هستند، سیاستى که به اعتقاد تصمیم سازان کاخ المرادیه بهترین راه تامین و تقویت استقلال این کشور خواهد بود.
سیاستى که در سایه همکارى فعال اقتصادى و سیاسى با همه قدرت هاى سیاسى و اقتصادى جهان، تحکیم کننده حاکمیت ملى و تقویت استقلال این کشور است اما در مورد فرانسه پیش شرطى وجود دارد و آن کنار گذاشتن نگاه استعمارى از سوى دولت و جامعه فرانسوى است.
با همه این اوصاف «الجزایر بزرگتر از آن است که چیزى از خارج به آن دیکته شود».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات