* آقای سلیمینمین اصولگراها چه نسبتی با ناسیونالیسم دارند؟
** تعارضی را در زمینه نگاه به ملیت و اسلامیت نمیبینم. در طول تاریخ معاصر هر جا تلاش شده بین این دو، یک نوع تعارض ایجاد شود کاملاً مصالح ملی ملت، تضعیف شده و به توان و اقتدار ملی لطمه وارد آمده است؛ بنابراین همانگونه که در تاریخ به ثبت رسیده است، ملت ایران به عنوان یک جمعیت یا قومی که دارای قدرت فرهنگی بالا و دیرینه تاریخی بوده نسبت به اسلام برخوردی آگاهانه و اجتماعی و هوشمندانه داشته است و در واقع ملت ایران فرهنگ و توانمندی خود را در خدمت اسلام قرار داده و اسلام هم با مبانی غنی خود توانسته ملت را ارتقا بخشد؛ علیالقاعده اقوام ایرانی مقیم فلات ایران قبل از ورود اسلام به لحاظ نظام حکومتی دارای نظامی ظالمانه، تبعیضگونه و در اوج بیعدالتی بودند که بررسی دلایل آن یک بحث مستقل را میطلبد؛ اما به طور قطع، فرهنگ ایرانی از نظامی برخوردار بوده که اگر موجب تضعیف و ناتوانی عمومی شده ناشی از آن بوده که بیعدالتی بیشترین ضربه را به توان ملی زده است.
از این رو ملت ایران از یک تفکر و اندیشهای که در جامعه ایجاد بالندگی میکند استقبال کرده و اسلام با اعتقاد به مساوات، برابری و عدالت نویدبخش یک تحول در جامعه ایرانی است و ملت ایران استقبال چشمگیری از ورود اسلام کرد، هر چند بحث حکام اسلامی که دچار هوای نفس شده، وجود دارد که در آن مورد بحثی ندارم.
* در این مسیر هیچ تعارضی بین اسلامیت و ملیت ایجاد نشده است؟
** واقعیت این است که بعدها دستهایی تلاش کردند این واقعیت ـ یعنی استقبال ملت ایران از تفکر و اندیشه اسلامی ـ را به گونهای وانمود کنند که ورود اسلام به ایران با قتل و غارت و زور همراه بود و ملت ایران تحت زور اسلام را پذیرفتند و داستانسراییهای زیادی در ورود قابلیتها و توانمندیهای اسلام شده که این تبلیغات از دوران روی کار آمدن رضاخان توسط انگلیسیها آغاز میشود و تلاش میشود بین ملیت و اسلامیت در جامعه ایجاد تعارض کند که خوشبختانه این تلاش غیر از تاثیراتی که در میان روشنفکران گذاشت ـ که پایههای قومی نداشتند و به ضدیت با اسلام روی آوردند و در این راه خود را در خدمت قدرتهای ضد اسلام قرار دارند ـ هرگز نتوانست در تودههای جامعه تاثیر منفی داشته باشد.
تودههای مردم بر اسلامیت و ملیت خود تاکید کردند چون مفاهیم بلندی در آن یافتند که به بهترین شکل ممکن از ملیت دفاع کنند و دفاع از ملیت و اسلام را از فرایض جدی میداند. اما دشمنان آگاه ایران در مقاطع حساس سعی کردند از این تعارض استفاده کنند که در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت دامن زدن به تعارضات موجب کامیابیهایی برای انگلیسیها شد و یک قطببندی کاذب را در جامعه رقم زد.
* که موفق هم شدند.
** کاملاً؛ در حالی که وحدت میان نیروهای دلسوز جامعه موجب شده بود قدرت ملی شکل بگیرد و در برابر قدرت انگلیس صفآرایی کند بعد از اختلاف و دامن زدن به ملیت و اسلامیت، دشمن از این اختلاف و چند دستگی استفاده کرد و کودتا را بر ملت تحمیل کرد تا طی سالهای طولانی دیگری بر ملت ایران سلطه داشته باشد.
* آقای سلیمینمین به شرایط امروز برمیگردیم. با این توضیحات منظور شما این است که اصولگراها یک تعادل میان اسلامیت و ملیت قائلاند؟
** اعتقاد به اسلام در درون خود بهترین توجه را به ملیت و مرزبوم و میدهد. در گذشته همان کسانی که دم از ملیتگرایی میزدند (پهلویها) بدون هیچ درگیری یا هجمه خارجی بخشهایی از خاک ایران را دو دستی تقدیم بیگانگان کردند. هیچ نشانی از ملیگرایی و توجه به ملیت در این اقدامها نیست. اما وقتی اسلام به جایگاه نظام حکومتی ما تعمیم داده میشود از یک وجب خاک نمیگذرد، قویترین دفاع در تاریخ از کشور و سرزمین صورت میگیرد.
بارزترین دفاع از ملیت و قلمرو سرزمینی در این شرایط است لذا این مطلب برای ایران روشن است که اسلام چه توجهی به وطن و سرزمین دارد.
* خیلی نمیخواهیم مرور تاریخ کنیم، وضعیت امروز را بررسی کنیم.
امروز برخی به نظر خودشان میرسد که میتوانند مجدداً به این تعارضات دامن بزنند اما این حذف ظاهر و در قالب جذب است؛ دامنزدن به تعارضات اینچنینی در تاریخ هر زمان توانسته راه به جایی ببرد، لطمات جبران ناپذیری به توان ملی زده و یک حرکت ضد ملی است؛ کاملاً ضد مصالح ملی است و هرگز نباید در این مسیر حرکت کرد اما برخی تصورشان این است که این بحثها در اقشاری جاذبه دارد و از طریق دامنزدن به آن میخواهند با انگیزه حزبی و تشکیلاتی یا رویکرد به انتخابات این اقدامات را انجام دهند که قطعاً به نتیجهای نخواهند رسید.
* منظور از برخیها چه کسانی هستند؟
** در رفتار و سکنات برخی دولتمردان گذشته هم بود؛ الان هم مشخصاً در سکنات آقای مشایی میبینم. دیگران هم در گذشته برای رای آوردن به علقههای ناسیونالیستی، پانترکیسم ـ بانعربیسم دامن میزدند. در اقتدار حاکمیت جریان دوم خرداد شاهد بودیم به برخی گرایشهای ناسیونالیستی دامن زده میشد که حرکتی ضد ملی بود؛ ایجاد انشقاق و چند دستگی تحت لوای زبان، قومیتگرایی خطرناک است. این قضه اخیر هم بسیار ناشایست و خطرناک است.
* نیاز نبود اسمی ذکر شود.
** شما اصرار کردید، من هم نام بردم.
* منظور من مشخص شدن گرایشات حزبی رویکردهای اخیر بود. با این وجود آقای سلیمینمین، آیا در جریان اصولگرایی خلئی پیدا شده که طرح این موارد را شاهد هستیم و این رویه دنبال میشود؟
** خیر، برخی تصور میکنند هر قشر جامعه را با یک شعار میتوانند جذب کنند و تصورشان این است که با برخی شعارها میتوانند قشری را که گرایش پررنگتری به آن مسائل دارد جذب کنند. ملت ایران الان مجربتر شده، تجربیات عمیقتری در این زمینه دارد و طرح این موارد فقط میتواند در کوتاه مدت در برخی افراد تاثیر داشته باشد.
* اما این اتفاق اخیر نوعی چرخش یه سمت ناسیونالیسم از سوی اصولگراها تعبیر میشود.
** خیر؛ مگر در دورههای قبل نبود. برای انتخابات به این مسائل دامن زده میشد.
* شما میفرمایید انتخابات ریاست جمهوری. زمان زیادی تا انتخابات آتی ریاست جمهوری داریم، تقریباً دو سال. جریان اصلاحات اگر مسیر تبلیغی داشت در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود.
** متاسفانه زودهنگام است و من این موضوع را قبلاً هم گفتم. برای انتخابات به این مسائل دامن زده میشود و فکر میکنند با این گرایشات خرد میتوانند موفق شودند، این کجفهمی سیاسی است و از این طرفی نخواهند بست، دیگر جریانات سیاسی هم طرفی نبستند و در این قضیه بهرهای نگرفته و یک بیاعتمادی به آنها شکل گرفت. قضیه اخیر هم تجربه مکرر اشتباهاتی است که برخی دنبال میکنند.
* برخی که شما میفرمایید در قدرت هستند؟
** از این مسیر راه به جایی نمیبرند.
* در هر حال این شیوههای ناسیونالیستی مورد حمایت افراد بالاتر هم قرار گرفته است.
** مورد حمایت قرار بگیرد. این آزادی در کشور وجود دارد که حتی برخی مسائل تجربه شده دوباره تجربه شود.
* خطری برای اصل اصولگرایی شما ندارد؟ اصول و مبانی آن را تحتالشعاع قرار نمیدهد؟
** ربطی به اصولگرایی ندارد.
* از دل اصولگرایی بیرون آمده، چطور ربطی به آن ندارد؟
** در دل اصولگرایی میتوان خطا مرتکب شد اما ربطی به آنها ندارد چون مبانی اصولگرایی ندارد و نگاه به قدرت دارد.
* اما این طور که شاهدیم برخی در جریان اصولگرایی به دنبال پیاده کردن اندیشه اصلاحی بر مبنای یک تفکر ناسیونالیستی هستند.
** این اصلاح نیست، بازگشت به عقب است، آن هم تولیدات فراماسونری در دولت استبداد رضاخان تعبیر اصلاح یعنی رو به جلو آوردن و مشکلات را برطرف کردن. این بازگشت به قبل است که تجربه کردیم.
* پس نیاز به پیشگریر نمیبینید؟
** آگاهی در حدی است که نیاز به پیشگیری نسیت، نیز نیست که احساس کنیم خطر خیلی فوقالعادهای در جامعه ایجاد میشود. اگر میخواست تاثیر بگذارد، در دوران رضاخان تاثیر میگذاشت.
* اما شما از خطر نام بردید، چرا اصولگراها از آن پیشگیری نمیکنند؟
** فکر میکنم جامعه ما آگاهی و ذهنیت تاریخی روشنی در این زمینه دار. تجربیاتی پیش روی ملت ایران است، فقط کافی است یادآور شویم که مقولات جدیدی نیست، یعنی این نیست که یک کشف جدیدی صورت گرفته باشد.
* برای اصولگراها که مدعی تاکید بر اسلام و انقلاب و امام و رهبری هستند، در اولویت قرار دادن تفکرات ناسیونالیستی موضوع جدیدی نیست؟
** نه؛ مگر در اصلاحات نبود. مگر آنها مدعی اسلام و انقلاب و... نبودند.
* مدل حکومتی اصولگراها مبنای مذهبی اسلامی دارد؛ طبق گفتمان جریان شما. اصولگراها بیشتر مدعی هستند در گفتمان شما به کرات بر این جنبهها تاکید میشود، حتی در ادبیات و اشعار و... هم چنین شکلی حاکم است، اینکه یکباره طرح ناسیونالیست شود، موضوع جدیدی است.
** اصلاحات هم گاهی فکر میکردند شیوههای غلط را برای کسب آرا در پیش بگیرند و میدیدیم در آستانه انتخابات بحثهای ناسیونالیستی دامن زده میشد، طرفی هم نبستند.
دیگران هم به نتیجه نمیرسند، چون نسبت به این پدیده آگاهی در جامعه وجود دارد. ممکن است خیلیها که تاریخ ندانند تحت تاثیر قرار بگیرند، اما عناصر فهیم چون حساس هستند این حرکتها خیلی نمیتواند آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
امروز قدرتگیری ملتها در دفاع از مرز و بوم خودشان به خاطرتقویت اعتقاد دینی به شدت متحول شده است و تکیه بر ناسیونالیسم امروز برد و کشش ندارد چون روز به روز اسلام به عنوان مدافع ملیت مطرح میشود.