1- اجرای طرح تحول اقتصادی
تاکید رهبری بر ضرورت اجرای طرح تحول اقتصادی دولت که یکی از اجزاء آن هدفمند کردن یارانههاست مثل اصلاح نظام بانکی و نظام پولی و گمرک و بهرهوری و نظام مالیاتی کشور نشاندهنده اعتقاد ایشان به اهمیت و تاثیر این جراحی اقتصادی در آینده کشور است. معظمله سفارش کردند که دولت نباید از بین راه اجرای طرح تحول اقتصادی برگردد و یا پشیمان شود یا در اثر مشغلههای دیگر این مهم مورد غفلت مسئولان قرار گیرد.
بدون شک هرکدام از اجزاء تحول که آسیبهای باقیمانده از گذشته است در اقتصاد کشور جراحی و اصلاح شود قدم بزرگی در بهبود وضع اقتصادی کشور ایجاد خواهد شد.
2- توجه به شاخصهای کلان اقتصادی
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی با اشاره به نرخ رشد واقعی در کشور و فاصله آن با برنامه مصوب در چشمانداز تاکید نمودند که ما هم تاکید میکنیم روی مسالهی نرخ رشد واقعاً کار بشود، معظمله ضمن اشاره به عوامل رکود اقتصادی جهانی و مشکلات اقتصادی موجود در جهان متذکر شدند باید با برنامهریزی به شاخص برنامه نزدیک شویم و لوازم این رشد پیشبینی شده را فراهم سازیم. لازم به توضیح است که در حال حاضر رشد اقتصادی 5/2 درصد است و تا 8 درصد برنامه فاصله دارد.
3- رشد سرمایهگذاری
از دیگر توصیههای رهبر معظم انقلاب اسلامی به دولت فراهم کردن زمینه و بستر رشد سرمایهگذاری داخلی و خارجی است که هم در کاهش نرخ بیکاری موثر است و هم در افزایش نرخ رشد اقتصادی ایشان ضمن تقدیر از آمارهای خوب و امیدوارکنندهی دولت در این زمینه ضرورت ایجاد تسهیلات و هموار کردن راه برای جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی در تمام بخشهای اقتصاد را مورد تاکید قرار دادند، این توصیه ایجاب میکند که دولت زمینهی جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی تا حدود 1000 میلیارد دلار را باید فراهم سازد تا اهداف برنامه و چشمانداز محقق گردد و این میزان جذب به سیاستهای باثبات، تشویقی و اطمینانبخش محتاج است.
4- اهتمام به موضوع اشتغال
رهبر انقلاب اسلامی اشتغال را مسالهی مهمی دانسته و ضمن انتقاد از طرحهای اشتغالزای چند سال اخیر که در حد انتظار نبوده و نتوانسته کشور را در غنای لازم در این امر برساند تاکید نمودند که اهتمام ویژهای برای گسترش و افزایش فرصتهای شغلی و اجرای طرحهای اشتغالزا لازم است تا نرخ بیکاری به حد معقولی کاهش یابد.
5- ارتقاء بهرهوری
از دیگر توصیههای مقام معظم رهبری ارتقاء بهرهوری بود که دولت باید در این زمینه بسترسازی نموده و زمینه ارتقاء بهرهوری در نیروی انسانی، در تولید انرژی و صنعت و کشاورزی و غیره را به نحو مطلوبی فراهم آورد. افزایش بهرهوری نه تنها هزینهها را کاهش میدهد بلکه ارزش افزوده تولیدات را بالا میبرد. امروز نقش بهرهوری در اقتصاد کشورها بسیار ملموس و قابل ارزیابی و محاسبه شده است. چه بسا بهرهوری کم موجب ضرر در تولید خدمات باشد. لذا بهرهوری بالاست که به تولید و درآمد و تجارت رونق میبخشد.
6- اجرای سیاستهای اصل 44
دقت در ارزیابی روند اجرایی سیاستهای اصل 44 نشان میدهد که خصوصیسازی نسبت به سالهای قبل از دولت نهم و دهم افزایش یافته ولی در آن زمان چنین اصلی نبود که دولتها به واگذاری اقتصاد به مردم بپردازند. رهبر معظم انقلاب اهتمام به اجرای سیاستهای اصل 44 را توصیه نموده و در نحوه واگذاری چند نکته را مورد دقت ویژه قرار دادند.
الف) ارزیابی و مقایسه ورود دولت به فعالیتهای اصل 44 باید از زمان ابلاغ سیاستها صورت گیرد.
ب) روح اصل 44 وارد کردن سرمایهها و مدیریت مردم به عرصهی اقتصاد بوده است.
ج) تقویت بخش خصوصی برای تقبل ریسک در سرمایهگذاری توسط دولت
د) مراد از مردم یعنی سرمایهی مردم و مدیریت مردم اقتصاد را بر دوش بگیرد و کنترل و هدایت به عهدهی دولت باشد.
رهبری معظم در توضیح نسبت به توجیهاتی که در دولت دههی 60 از بخش خصوصی میشد، فرمودند: آنها میگفتند مراد از مردم بخش خصوصی نیست، مردم یعنی تودهی مردم! به تودهی مردم چه جوری میشود کمک کرد؟ دولت اقتصاد را در دست بگیرد به توده مردم کمک کند، فرمایش امام(ره) را اینجوری معنا میکردند! خوب این توجیه، غلط بود.
آنچه میتوان از این توضیحات معظمله استفاده کرد این است که توزیع سهام عدالت، بنگاههای اقتصادیای که مدیریت آن در دست دولت است، بین تودهی مردم، در راستای اجرای اصل 44 نیست. چون نه سرمایهی مردم وارد اقتصاد شده و نه مدیریت آنها. از طرفی دیگر سرمایه در دست تودهی مردم نیست. طبعاً در دست کسانی است که با کار و تولید توانستهاند به سرمایه دست پیدا کنند. بنابراین سخن آقای احمدینژاد در جلسه جشنواره ملی تعاونیهای کشور که میگوید روح سیاستهای اصل 44 مردمی کردن اقتصاد کشور یعنی ورود تودههای مردم به این بخش است. با سخنان و رهنمودهای مقام معظم رهبری مغایر است. زیرا ایشان بدنبال ورود تودههای مردم بدون سرمایه و مدیریت آنهاست ولی رهبری تاکید دارند مردم دارای سرمایه و توان مدیریت باید وارد اقتصاد شوند. حتی اگر مردم مدیریت دارند ولی سرمایه ندارند دولت از طریق تعاونیها باید تسهیلاتی به آنها بدهد که واجد سرمایه شوند. نکتهی ظریف دیگر این است که نباید نگاه به سرمایهی مردم نگاه منفی باشد و هر سرمایهدار و کارآفرینی را زالوصفت و عامل سرمایهداری تلقی کنیم. در واقع سهام عدالت وقتی به مردمی کردن اقتصاد کمک میکند که مردم در مدیریت و دادن سرمایه برای اقتصاد نقش داشته باشند نه اینکه فقط در مورد بنگاه اقتصادی با مدیریت دولت سهیم شوند.