علی تتماج
شورای امنیت سازمان ملل متحد بار دیگر در برابر جنایات رژیم صهیونیستی راه سکوت را در پیش گرفت در حالی که خواستار محاکمه کره شمالی به دلیل آزمایش موشکی گردید تا شکستی دیگر را برای تحقق صلح جهانی تجربه نماید.
سازمان ملل متحد که با نام برقراری صلح و عدالت تاسیس گردید، در طول حیات خود واقعیات دیگری را به نمایش گذاشته است. آنچه در روند سیاستگذاریها و کارکردهای این سازمان مشهود است وابستگی کامل آن به قدرتهای بزرگ میباشد.
اولا شورای امنیت سازمان ملل متحد، با رای به عدم محکومیت رژیم صهیونیستی از جنایات این رژیم در غزه چشمپوشی نمود. این اقدام در حالی صورت گرفت که از یکسو تنها مخالف محکومیت رژیم صهیونیستی آمریکا بود از سوی دیگر در حوادث خونین غزه، دهها تن از زنان و کودکان به شهادت رسیدند.
ثانیا در برابر کشتارها و جنایات اعمال شده در عراق نیز بدون واکنشی چشمپوشی مینماید در حالی که این اقدام را با میل قدرتهای اشغالگر انجام میدهد. در حالی که سازمان ملل خود مجوز تمدید حضور اشغالگران برای تامین امنیت را تصویب کرد و اقدامی جامع برای وادار ساختن آنها برای انجام این مهم انجام نداده است.
ثالثا سازمان ملل تحت فشارهای آمریکا و غرب در اقدامی مداخلهجویانه آزمایش موشکی کره شمالی را که برای بازدارندگی زیادهخواهیهای غرب صورت گرفته محکوم و خواستار برخورد قاطع با آن شده است. (هرچند که مخالفت چین و روسیه با اعمال اقدام قهرآمیز مانع از تحقق اهداف غرب در این مقوله گردید، اما بار دیگر سازمان ملل نشان داد که تحت خواست قدرتهای بزرگ فعالیت میکند و توجهی به اصول انسانی و حقوق انسانها ندارد).
هرچند پس از این اقدامات که تکراری بر رایهای گذشته این شورا میباشد، رژیم صهیونیستی و غرب آنها را پیروزی بزرگ برای خود عنوان داشتند اما این اقدام را میتوان شکست سنگین شورای امنیت در عرصه جهانی ارزیابی کرد که میتواند پایان راهی برای این سازمان باشد چرا که:
1- ملت فلسطین با برپایی تظاهراتها و استمرار عملیاتهای شهادتطلبانه نشان داده است که در برابر جنایات رژیم صهیونیستی و سکوت مجامع جهانی حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نمیباشد و انتفاضه ادامه دارد. لذا رای شورای امنیت تاثیری در عملکرد حقطلبانه آنها ندارد و شورا صرفا خود را متزلزل کرده است. (اعلام حمایت افکار عمومی جهان حتی در جوامع غربی نشان داد که جهانیان بیتوجه به مواضع سازمان ملل فعالیت میکنند و ارزشی برای تصمیمات آن قائل نیستند)
2- این موضعگیریها نشان داد که این سازمان برای تحقق صلح اقدامی انجام نمیدهد تا به طور کامل وجهه سازمان ملل در اذهان عمومی خرد گردد و دیگر افکار عمومی اطمینان به آن نخواهند داشت.
3- اقدام سازمان ملل این حقیقت را آشکار میسازد که چرا کشورهای آفریقایی و آزادیخواه دیگر حاضر به همکاری با سازمان ملل نبوده و از آن فاصله میگیرند. وقتی سازمان ملل در برابر جنایات علیه بشریت سکوت میکند دیگر دلیلی برای همکاری کشورها با آن برای تحقق صلح نمیباشد. در این چارچوب مشاهده میگردد که کشورهای آفریقایی به رغم تمام مشکلات خود حاضر به پذیرش نیروهای سازمان ملل نبوده و آنها را جنایتکار و حامی استعمار خطاب میکنند.
براساس آنچه ذکر شد باید گفت که مواضع و اقدامات شورای امنیت نه شکست ملت فلسطین، کره شمالی و ملت عراق، بلکه پایان راهی برای عدالتخواهی سازمان ملل و شکستی سنگین برای آرمانها و شعارهای آن میباشد، در حالی که به صراحت میتوان این امر را پیروزی بزرگ ملت فلسطین برای بیان مظلومیت خود ارزیابی کرد. چرا جهانیان اکنون دریافتهاند که نهاد سازمان ملل دیگر جایگاهی برای عدالتخواهی و احقاق حقوق ملتهای مظلوم نمیباشد لذا آنها چارهای جز استمرار مقاومت تا تحقق اهدافشان ندارند. چنانکه کره شمالی نیز پس از سالها تحریم با اتکا به نیروهای داخلی توانست به آزمایش موشکی بپردازد که غرب را شگفتزده ساخت و آنها را به واکنش واداشت.
بر این اساس ملت فلسطین و عراق نیز برای مقابله با جنایات رژیم صهیونیستی و متحدان آن نیازمند استمرار مقاومت برای احقاق حقوقشان میباشند، چنانکه جهانیان به رغم مواضع سازمان ملل با برپایی تظاهراتهای گسترده بر این حق ملت فلسطین تاکید نمودند و خواستار تشدید انتفاضه تا تشکیل کشور مستقل فلسطینی گردیدند.
در حالی که مواضع سازمان ملل را باید گامی دیگر از سوی این سازمان برای حرکت در مسیر جامعه ملل و کمیته حقوق بشر سازمان ملل دانست که به دلیل ناتوانی در تحقق اهداف بشر دوستانه منحل و جای خود را با شورای حقوق بشر داد تا جهان بار دیگر شاهد ناکارایی و انزوای سازمانهای بینالمللی در تحقق صلح و عدالت در سراسر جهان باشد. دالتی که امروز بر اساس منافع و سیاستهای غرب و قدرتهای بزرگ تدوین و اجرا میگردد.