* با توجه به وضعیت پرونده هستهای ایران مذاکرات مستقیم بر سر مسائل هستهای با ایالات متحده را چگونه میبینید؟
** مذاکره یکی از ابزارهای مهم سیاستورزی است. در تاریخ جنگها از آنجا آغاز شد که مذاکرات به بنبست رسیده است و با توجه به اینکه وظیفه سیاستمداران جلوگیری از بروز هرگونه جنگ و خشونت است، باید دامنه مذاکرات را گسترش دهند، بنابراین اصل مذاکره به هیچ عنوان مورد اشکال نیست.
مسئولان پیشین در مورد مسائل هستهای بسیار هوشمندانه عمل کردند. بحث مذاکره با آمریکا به شرایط زمانی و فضای حاکم بستگی دارد. باید به این مسئله توجه کنیم که در چه فضایی وارد مذاکره میشویم.
الان به دلایل مختلف، شرایط گفتوگو و مذاکره مهیاست. حتی اگر ما در مذاکرات موفق نشویم میتوانیم به دنیا اعلام کنیم که اهل جنگ نبودیم و خواهان صلح و گفتوگو هستیم.
در مورد مسائل هستهای، اروپاییها طرف اصلی ما نیستند طرف اصلی ما آمریکا است و فشار اصلی نیز از سوی ایالات متحده به ایران وارد میشود و ما باید به صورت روشن تکلیفمان را با آمریکا مشخص کنیم.
* به عقیده برخی کارشناسان، در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی فرصتهای مناسبی برای مذاکره با آمریکا وجود داشت، اکنون که اجماع جهانی علیه ایران شکل واقعیتری به خود گرفته است، چطور میتوانیم زمان را مناسب مذاکره با ایالات متحده بدانیم؟
** هر زمان استراتژی مخصوص به خود را دارد. خاتمی در دوران ریاست جمهوریاش به دنبال استفاده از شکاف میان اروپا و آمریکا بود و در آن عرصه با موفقیت عمل کرد اما اکنون شرایط فرق کرده است. امروز ایران اعلام کرده که توانایی غنیسازی اورانیوم را دارد و بنابراین اروپا و آمریکا با هم متحد شدند.
در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی آنچه که تحت عنوان چند پارچگی در حکومت از آن یاد میشد، یک امر ذهنی نبود بلکه وجود خارجی داشت و آمریکا میتوانست به راحتی از اختلافات درونی ما استفاده کند. در دولت گذشته، تصور ایجاد شده این بود که چندگانگی در حکومت وجود دارد این در حالی است که در مذاکرات با یک رقیب قدرتمند این مسئله یک ضعف جدی تلقی میشود. اما اکنون در حاکمیت نوعی یکپارچگی وجود دارد و مجلس با دولت و ارکان دیگر به هم نزدیک هستند، بنابراین در فرآیند تصمیمگیری دچار چالش نخواهیم شد و منافع ملی تأمین میشود.
* شما در یادداشتهایتان همواره بر این نکته تاکید کردهاید که به حرکتهای پوپولیستی اعتقاد ندارید اکنون پس از یک سال، عملکرد احمدینژاد را چگونه ارزیابی میکنید؟
** ما از موضع شیفتگی حامی دولت احمدینژاد نیستیم، بلکه ما حامی منتقد دولت ایشان هستیم. حمایت ما به این معنا نیست که مباحث کارشناسی خودمان را سرکوب کنیم، در عین حال بر این عقیدهایم که به عنوان حزب نواندیشان ایران اسلامی نمیخواهیم به صورت اپوزیسیون دولت عمل کنیم. ما احمدینژاد را جزو جریان اصولگرا میدانیم معتقدیم که باید نظرات و انتقاداتمان را صراحتا بیان کنیم.
البته به نظر میرسد هنوز برای صدور کارنامه احمدینژاد فرصت باقی است. طی چندماه آینده میتوان در مورد نحوه عملکرد احمدینژاد اظهار نظر کارشناسی کرد. اما به طور کلی باید بگویم احمدینژاد به بخشی از شعارهای خود باید پایبند بوده است.
در مورد سیاست خارجی دولت جدید باید به این نکته تاکید کنم آنچه از جانب رئیس دولت گفته میشود، میتواند قالب ادبی بهتری داشته باشد و اما در مورد مسئله پوپولیزم؛ به نظر میرسد، احمدینژاد مابین تحزب و تودهگرایی معلق است. او خود عضو دو حزب ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین است، بنابراین فردی که خود عضو شورای مرکزی دو حزب است، نمیتواند علیه احزاب شعار بدهد و عمل کند اما گاهی برخی رفتارها و سخنان وی نشاندهنده این است که ایشان اساسا منکر حزب و تحزب میشود. به نظر میرسد احمدینژاد در یک پروسه اصلاح گفتاری قرار دارد.
اگر من بخواهم به احمدینژاد مشورت بدهم به ایشان خواهم گفت، همانطور که میان جهانگیری و جهانداری تفاوت وجود دارد، دولتگیری و دولتداری هم از یکدیگر متفاوتند.
* همواره بحث همراهی و تعامل مجلس هفتم و دولت نهم، در محافل اصولگرا مطرح بود، اما آنچه در جریان رأی اعتماد به کابینه احمدینژاد در مجلس هفتم روی داد، نشان از همگرایی و همسویی نداشت. این روزها با توجه به ناامنی در مرزهای کشور و حوادث اخیر استانهای مرزی از مجلس آوای ترمیم کابینه در خصوص بحث مسائل امنیتی و اقتصادی به گوش میرسد. این در حالی است که سخنگوی دولت اعلام میکند که کابینه مصدوم و مجروح نیست که نیاز به ترمیم داشته باشد. نظر شما در خصوص ترمیم کابینه نهم توسط مجلس هفتم چیست؟
** نمایندگان مجلس به لحاظ قانونی میتوانند از طریق استیضاح عمل کنند، اما پس از بررسی عملکرد وزرا میتوان به چگونگی و عمق ترمیم کابینه پرداخت. در بحث مسائل امنیتی نباید تنها نقاط بحرانخیز را ببینیم، بلکه باید به نقاط دیگری که بحران در آن کنترل شده است نیز توجه کرد. به اعتقاد من در جریان انتصاب استانداران باید دقت لازم صورت میگرفت. مسئله مهم انتخاب مدیران برای شرایط بحرانی است. چنانچه میدانیم، هماکنون در وزارت کشور وزیر و قائم مقام وزیر از سنگینترین نیروهای ما در زمینه امنیت هستند اما باز در کشور ناامنیهایی دیده میشود و این مسئله نشان میدهد که نقطه قدرت ما را هدف گرفتهاند.