تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۸۴۰۹۹
نگاهی به اجلاس سران خزر در کاخ سعد‌آباد

کامیابی تهران

دکترکاوه افراسیابی ترجمه: نیلوفر قدیری زیرذره‌بین: اجلاس سران خزر یک موفقیت بزرگ برای سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود چرا که تهران توانست علاوه‌بر تقویت همکاری‌ها در حوزه دریای خزر، روابط خود را با روسیه به حد استراتژیک ارتقا دهد و حتی سنگ‌بنایی را نیز برای عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای گذاشت. اجلاس خزر یک پیامد مهم دیگر نیز داشت و آن تأکید بر ضرورت دموکراتیزه کردن نظم جهانی از طریق جلوگیری از زیاده‌روی‌های غولی به نام آمریکا بود. در نهایت این اجلاس از قدرت معجزه‌آسای یک پدیده خبر داد و آن دیپلماسی قدرت نرم بود که ایران به خوبی از مزایای آن بهره برد و وزن منطقه‌ای خود را ارتقا داد.

کمتر اجلاس منطقه‌ای مانند اجلاس اخیر سران کشورهای حوزه دریای خزر در تهران، این چنین توجه رسانه‌ها و دولت‌های جهان را به خود جلب کرده است. این اجلاس دو روزه که با بحران و تنش میان ایران و آمریکا بر سر عراق و برنامه هسته‌ای ایران همزمان شد، نقطه عطفی در همکاری‌های منطقه‌ای بود و درباره موضوعاتی فراتر از دریای خزر هم پیامدهای جدی داشت. مهدی صفری - معاون وزیر خارجه ایران و مسئول امور خزر در این کشور - این اجلاس را گام بزرگی به جلو توصیف کرد؛ به درستی هم این اجلاس موفقیت بزرگی بود برای ایران و روسیه و دیگر کشورهای شرکت‌کننده یعنی آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، تهران از این اجلاس به عنوان سنگ‌بنا و نقطه آغازی برای عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای استفاده کرد که وزنه‌ای تعادلی در برابر ناتو و سلطه آمریکا در منطقه به شمار می‌آید.
نکته مهم در این اجلاس، مطرح‌شدن منافع و نگرانی‌های مشترک مانند سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکاست که ایران و روسیه را به هم نزدیک‌تر کرده و به مرز رابطه جدید استراتژیک رسانده‌است. به هر حال، اکنون ایران و روسیه هر دو هدف سیاست‌های آمریکا قرار گرفته‌اند و منافع و اهداف امنیت ملی آنها بعد از نظامی‌گری آمریکا در دوران بعد از 11 سپتامبر و مداخله در نظم بین‌المللی، تحت تأثیر قرار گرفته است. محور اجلاس خزر در حقیقت پیام مهمی بود درباره نیاز و ضرورت دموکراتیزه‌کردن نظم جهانی را طریق جلوگیری از زیاده‌روی‌های غولی به نام آمریکا. از جمله اقداماتی که برای رسیدن به این هدف انجام شد، تدوین بعضی توافق‌نامه‌های خاص بود که به امضای اعضای شرکت‌کننده رسید و موضوع آن مخالفت با استفاده از خاک کشورها برای حمله به کشور دیگر «تحت هر شرایطی» بود همچنین کشورهای شرکت‌کننده با امضای توافق‌نامه‌ای اعلام کردند که به کشتی‌هایی که پرچم یکی از کشورهای همسایه را نداشته باشند، اجازه عبور و حضور در آب‌های خزر را نمی‌دهند.
این اجلاس چگونه این چنین برگزار شد؟ اولین و مهم‌ترین دلیلی که به برگزاری این اجلاس منجر شد، تلاش دیپلماتیک شدید ایران و در کنار آن، تحول استراتژیک سیاست خارجی روسیه بود که اکنون دیگر با ترجیح منافع تاکتیکی و کوتاه‌مدت به منافع استراتژیک، دست خود را در سیاست خارجی نمی‌بندد مسکو با رسیدن به این مرحله، اکنون در آستانه روابط استراتژیک جدیدی با ایران است که البته در چهارچوب چنین رابطه‌ای، منافع مشترک امنیتی و ژئواستراتژیک دو طرف تأمین خواهدشد. پرزیدنت پوتین بعد از اولین دیدار خود با محمود احمدی‌نژاد- رئیس‌جمهور ایران - که در جهان سوم اعتبار و احترام زیادی به دست آورده،‌گفت: ایران قدرت منطقه‌ای و جهانی مهمی است. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماسی ایران و به ویژه تیم سیاست خارجی احمدی‌نژاد از این اجلاس تنها به دریای خزر، قفقاز و آسیای میانه محدود نمی‌شود؛ سیاست ایران در خلیج‌فارس هم در اثر بهبود تصویر این کشور در خاورمیانه به پیشرفت می‌رسد و جایگاه تهران را به عنوان کریدوری به سوی آسیای میانه تقویت می‌کند دنیای عرب به طور کلی و شورای همکاری خلیج‌فارس به طور خاص، می‌توانند از چنین کریدوری برای تجارب خارجی و مبادلات انرژی خود بهره بگیرند.
دیپلماسی ایران در اجلاس خزر
مهم‌ترین ویژگی دیپلماسی ایران در اجلاس خزر، پیچیدگی چندوجهی آن برای ارتقای سطح همکاری منطقه‌ای در میان 5 کشور همسایه خزر مثلاً از طریق مطرح‌کردن ابتکار سازمان منطقه‌ای خزر برای ارتقای تجارت میان‌منطقه‌ای بود ایران همزمان به دنبال پیشبرد همکاری‌های دوجانبه در کنار همکاری چندجانبه است. دامنه توافق‌نامه‌های دوجانبه و چندجانبه امضا شده در این اجلاس، چنان گسترده است که بررسی آن مقاله مفصلی را می‌طلبد؛ تنها ذکر همین نکته کافی است که از نقطه‌نظر منافع ایران، این اجلاس نقطه عطف کاملی بود و با نشست گذشته سران کشورهای دریای خزر در عشق‌آباد در سال 2002 که یک شکست کامل بود. تفاوت بسیار داشت. در آن اجلاس، پوتین محور مذاکرات را تنها تقسیم دریای خزر قرارداد اما در اجلاس تهران، موضوع حساس و جنجال‌برانگیز تقسیم و مالکیت خزر و تعیین رژیم حقوقی آن در حاشیه قرارگرفت و رهبران شرکت‌کننده بر حوزه‌های منافع مشترک، مسائل فرامرزی و تجارت تأکید کردند به این امید که در نشست‌های بعدی، حسن نیتی که در این اجلاس به وجود آمد، به حل مسائل اختلاف‌برانگیز دیگر کمک کند. تاکنون نشست‌های مختلف کارشناسی کشورهای حوزه خزر در حل موضوع مالکیت این دریا ناکام بوده‌است. ایران با درس گرفتن از اجلاس عشق‌آباد، تصمیم گرفت که رویکرد درازمدت‌تری را اتخاذ کند. این رویکرد تازه ایران، جواب داد و به تغییر ناگهانی فضای ژئواستراتژیک به نفع ایران منجر شد بعد از مخالفت شدید پوتین با استفاده از زور در منطقه، کشورهای دیگر هم توافق‌نامه عدم استفاده از خاک و آبشان در حمله به کشور همسایه را امضا کردند. سخنان دیگر پوتین مثلاً درباره تعهد روسیه به کامل‌کردن نیروگاه بوشهر، تحول مثبت دیگری برای ایران است. پوتین با گفتن اینکه هیچ نشانه‌ای در تأیید ادعای برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران ندارد، خشم واشنگتن را برانگیخت به طوری که این خشم در سخنان کاندولیزا رایس بلافاصله بعد از انتشار اظهارنظر پوتین آشکار شد که گفت: ایران درباره برنامه هسته‌ای خود دروغ می‌گوید.
از آن مهم‌تر اینکه پوتین پایان اجماع دیپلماتیکی را نوید داد که رایس همواره از تحقق آن علیه ایران خبر داده است. همان‌طور که انتظار می‌رفت، دولت آمریکا و رسانه‌های این کشور که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند با سیاست جدید روسیه و چین در مقابل ایران کنار بیایند، تلاش‌های ضد ایران خود را تشدید کردند. روزنامه‌های واشنگتن‌تایمز و وال‌استریت هر دو در روزهای بعد از اجلاس خزر مقالات و ستون‌های دیدگاه خود را تماماً به مطالب ضدایرانی اختصاص دادند. مطمئناً اجلاس تهران و نتایج آن، یک عقب‌نشینی جدی برای دیپلماسی واشنگتن در قبال تهران بود اما دیپلماسی آمریکا کوتاهی‌هایی را هم در قبال روسیه آشکار کرد و این حقیقت را نشان داد که مشکو و واشنگتن به نقطه پایان رسیده‌اند. البته پوتین تاکنون در برابر نزدیکان ضدآمریکایی خود مقاومت کرده و با برقراری روابط نزدیک با رهبران اروپایی چون آنجلا مرکل - صدراعظم آلمان - و نیکلا سارکوزی - رئیس‌جمهور آمریکایی جدید فرانسه - نشان داده است که تحت تأثیر کامل ضدآمریکایی‌های روسیه نیست. درباره ارتباط و همکاری هسته‌ای روسیه با ایران هم این خطر وجود دارد که پوتین ناگهان تغییر موضع دهد؛ به همین دلیل، ایران باید با در نظر گرفتن این موضوع روابط خود را با سازمان بین‌المللی انرژی هسته‌ای حفظ کرده و به درخواست‌های این سازمان عمل کند.
ایران با ادامه مذاکرات خود با اروپا و آژانس می‌تواند بعضی نگرانی‌های مسکو را هم در این ارتباط برطرف کند اما این بازی برای آمریکا تمام نشده و می‌تواند با اتخاذ موضعی خردمندانه از سیاست‌های حسن‌همجواری ایران در منطقه به سود صلح جهانی استفاده کند؛ اگرچه به نظر می‌رسد چنین تعقلی در میان سیاستمداران آمریکا وجود ندارد؛ ابرقدرت تنهایی که ساموئل هانتینگتون زمانی درباره آن نوشته بود، اکنون به طور خطرناکی در حال از دست‌دادن نفوذ و اجماع خود در برابر ایران است. در این میان، آمریکا با 2 گزینه روبه‌روست که یا همچنان سرسختانه از انجام تغییرات لازم در سیاست‌هایش در قبال ایران سر باز بزند- که در این صورت با شکست فاحشی در عرصه دیپلماسی جهانی روبه‌رو خواهد شد - یا اینکه دیپلماسی غیرنظامی بدون تهدیدی را در مقابل ایران اتخاذ کند. دیپلماسی قدرت نرم ایران در این اجلاس نمره خوبی گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات