«طنطاوی» شیخالازهر عادیسازی روابط با رژیم متجاوز صهیونیستی را امری «جایز» دانسته است!
وی که این اظهارات را طی مراسمی در استان «الشرقیه» مصر به زبان آورد، ادعا کرد: «در دین اسلام، چیزی که بخواهد عادیسازی روابط با کشورهای دیگر را حرام کند، وجود ندارد و این شامل اسرائیل نیز میشود.
تا زمانیکه عادیسازی روابط در اموری غیر از این است، این موضوع مشکلی بشمار نمیآید و میبایست تنها در امور زندگی و احتیاجات روزمره انجام شود.»
این برای نخستینبار نیست که شیخالازهر یا اظهارات خارج از ضابطه خود باعث سوءاستفاده دشمنان اسلام و ناباوری مسلمانان میشود. پیش از این نیز شیخ«الازهر» صلح با رژیم اشغالگر صهیونیستی را توجیه کرده بود و همچنین در دیدار با «سارکوزی» وزیر کشور وقت فرانسه، عدم رعایت حجاب توسط مسلمانان را بعنوان یک فتوای باصطلاح شرعی، مجاز اعلام داشته بود که در تمامی موارد، در معرض مخالفت و اعتراض شدید افکار عمومی دنیای اسلام بویژه علمای «جامعالازهر» قرار گرفته و دنیای اسلام، یکصدا علیه وی، موضع گرفته است.
طبعاً سئوال جدی در این زمینه اینست که چرا شیخ«الازهر» اینگونه به صهیونیستهای اشغالگر امتیاز میدهد؟ و آیا نمیداند که با این اظهارات وجهه خود را در صحنه بینالمللی دنیای اسلام از دست خواهد داد؟
برای درک علل و عوامل موثر در این اظهارات نادرست، لازم است به ارزیابی موقعیت لرزان و شکننده رژیم کمپ دیویدی قاهره بپردازیم تا محرز شود که این اظهارات غیر مسئولانه، دقیقا از کاخها به شیخالازهر «دیکته» شده و او برای کمک به رژیم کمپ دیویدی مبارک در جهت تثبیت موقعیت ناپایدار و لرزان کنونی، حتی از فتواهای شرعی نیز «استفاده ابزاری» کرده است.
حسنی مبارک در نمایش رسوای انتخاباتی اخیر، حتی نتوانست ابزارهای مورد انتظار خود را به درستی مورد سوءاستفاده قرار دهد و نهایتاً در کشوری که بیش از 30 میلیون نفر حق رای داشتند، علیرغم توسل به شگردهای متنوع تبلیغاتی و با تکیه بر شیوههای گوناگون عوامفریبی فقط توانست حضور 6 میلیون نفر را در پای صندوقهای رای اعلام کند. این در حالیست که رقبای مبارک و ناظران بیطرف، حتی در صحت این تعداد آرأ نیز تردیدهای جدی را مطرح ساخته و تصریح میکنند که آنچه در نمایش انتخاباتی اخیر مصر واقع شد، فقط شکست و ناکامی مطلق رژیم کمپ دیویدی مبارک در راه نشان دادن حمایت مردمی از این رژیم مفلوک و ضدمردمی بوده است. رقبای مبارک در اظهارات صریح خود یادآور شدهاند که مبارک حتی در عددسازیها و نمایش ظاهری قضایا هم شکست خورده و در برابر ناظرانی که شاهد عدم استقبال عمومی از این نمایش انتخاباتی بودهاند، دستش کاملا «رو» شده است.
رژیم قاهره، قاعدتا در موقعیت لرزان و شکنندهای قرار دارد و هیچ یک از راهکارهای مورد نظر برای ایجاد استحکام در مواضع ضدمردمی «حسنی مبارک» با موفقیت همراه نبوده است. با اینهمه، شاهد سکوت نسبی رسانههای استکباری و صهیونیستی در قبال آنهمه رسوائی و شکست آشکار مبارک در این نمایش انتخاباتی بودهایم. طبعا با آشنائی نسبت به ماهیت رژیم کمپ دیویدی مبارک و اینکه وی برای بیش از دو دهه، «دلال صهیونیستها» بوده و سایر کشورهای عرب را در برابر اسرائیل به زانو در آورده است، هر انتظاری جز همراهی نسبی رسانههای استکباری و صهیونیستی با نتایج انتخابات فرسایشی در مصر، غیرواقعی تلقی میشود و اگر این رسانهها و دولتهای غربی رفتار دیگری میداشتند، غیره منتظره ارزیابی میشد.
حالا حسنی مبارک در قبال این سکوت تاییدآمیز غرب و رسانههای استکباری و صهیونیستی بایستی کاری صورت دهد که نشانگر خوشخدمتی وی به صهیونیستها باشد و اربابان وی را خشنود سازد. مسئله اینست که شخص مبارک و رژیمش دیگر چیزی برای از دست دادن در برابر اسرائیل ندارند و باقیمانده اعتبار خود را، بسیار پیش از این، حراج کردهاند.
در چنین شرایطی باقیمانده حیثیت جهانی شیخالازهر، تنها چیزی است که هنوز مبارک میتواند از آن استفاده ابزاری کند و صهیونیستها را یاری دهد.
البته ممکن است این اقدام غیرشرعی و غیرمسئولانه، میزان دریافتی شیخطنطاوی را در پایان ماه جاری تغییر دهد ولی آنچه مسلم است، اظهارات تاملبرانگیز وی تحت هیچ شرایطی نمیتواند مبانی شرعی برای عادیسازی روابط با دشمن اشغالگر صهیونیستی را فراهم سازد. بویژه آنکه طنطاوی، پیش از این با موضعگیریهای غیراصولی خود، کارائی فتاوی مطابق با منافع نامشروع رژیم مفلوک مبارک را به حداقل ممکن تقلیل داده و ثابت کرده بود که از آندسته آخوندهای درباری است که نان را به نرخ روز میخورند و حیثیت و آبروئی برای خودش، حتی در میان علمای «الازهر» نیز باقی نگذاشته است.
نکته مهمتر در این میان اینست که وقتی طنطاوی برای خوشایند دشمنان اسلام، احکام اسلامی و مسلمات قرآنی و از جمله «حجاب» را نفی میکند و بر ارتباط و همکاری با صهیونیستهای اشغالگر فتوا میدهد و بر آنهمه جنایت و شرارت دشمن صهیونیستی سرپوش میگذارد، چه تضمینی وجود دارد که فردا دستورالعملهای شرمآورتری را که دشمنان اسلام از طریق رژیم مفلوک مبارک به وی دیکته خواهند کرد، به اجرا نگذارد؟
اینجا دیگر فقط بحث مبارک و سوءاستفادههای آن رژیم مفلوک از «الازهر» مطرح نیست، بلکه بحث بر سر ضرورت حفظ کیان اسلام است که الازهر میتواند و بایستی بتواند که در انجام این مهم، نقشی در خور اعتنا از خود نشان دهد.
خوشبختانه در جمع علمای الازهر چهرههای موجهی هم وجود دارند که علیه طنطاوی و این رفتار غیرمسئولانهاش موضع گرفتهاند، ولی بنظر میرسد که این مواضع شجاعانه بایستی استمرار یابد و با ابعاد گستردهتری، انعکاس پیدا کند. دکتر «محمد عبدالمنعمالبری» رئیس سابق جبهه علمای الازهر و استاد علوم تفسیر و حدیث در جامعه الازهر در همین زمینه شجاعانه اعلام کرده است: «شرعا عادیسازی روابط با دشمن متجاوزی که زمینی را غصب کرده و افراد بیسلاح را تهدید میکند، جایز نیست و اقداماتی که اسرائیل بر ضد ملت فلسطین در سرزمینهای اشغالی آنها انجام میدهد، شامل همین موضوع است.»
از این موضع متین، منطقی و مستدل بایستی استقبال کرد و در عین حال از سایر علمای الازهر این انتظار میرود که آنها نیز مواضع صریح و مسئولانهای را در قبال این اقدامات مشکوک پادوهای صهیونیسم اعلام کنند و مطمئن باشند که امروز مقابله با دشمنان قسم خورده صهیونیستی، یک تکلیف بزرگ و تعطیلناپذیر شرعی است و سکوت در برابر آن، بمنزله فراهم کردن زمینههای تقویت اقدامات دشمن صهیونیستی است و هیچ عذر و بهانهای در توجیه سکوت در برابر اشغالگران، مسموع نیست.