سیدیوسف سنایی/سیده فاطمه سنایی
پیشینه بحث نفت در قاره آفریقا به دهه 1960 باز می گردد، به زمانی که مجموعه ای از فعالیت های اکتشافی توسط شرکت های نفتی آمریکایی و اروپایی در آن قاره شروع شد. از آن جایی که در آن زمان نفت مناطقی مانند خاورمیانه و خلیج فارس به وفور و با شرایط سهل در اختیار آنها قرار داشت و پدیده نوظهور نفت درقاره آفریقا مستلزم سرمایه گذاری بسیار زیادی به نظر می رسید، این فعالیت ها کند و دربعضی مناطق متوقف شد.
سلسله تحولات سیاسی سه دهه گذشته، امروزه شرایطی را فراهم کرده که موضوع انرژی و در صدر آن نفت به امنیت ملی قدرت های بزرگ بویژه ایالات متحده گره خورده است. بی ثباتی در واقع بزرگترین درسی است که ایالات متحده از این تحولات آموخته است. در گزارش سیاست ملی انرژی ایالات متحده که در 16 ماه می 2001 منتشر شده می خوانیم: «امنیت انرژی اساسی ترین مولفه امنیت ملی و پیش شرطی برای ادامه رشد اقتصادی ایالات متحده است».
نیاز آمریکا به نفت به طور قابل توجهی از20میلیون بشکه نفت در روز در سال 2002 به 26 میلیون بشکه نفت در روز تا سال 2020 افزایش خواهد یافت. آمریکایی ها می دانند که منابع نفتی داخلی شان طی این سال ها رشد چندانی نخواهند داشت و منابع انرژی غیر نفتی نیز چندان مورد توجه آنها قرار نداشته، پس نفت وارداتی از خارج کلید امنیت ملی آمریکاست. در همان گزارش آمده ،«دیری نخواهد پایید که از هر سه بشکه نفت مصرفی آمریکا دو بشکه آن نفت وارداتی خواهد بود».
بدین ترتیب ایالات متحده برای جبران کمبود انرژی خود از طریق واردات نفتی و حفظ امنیت ملی خود ناچار بوده است تا:
1- مناطق جغرافیایی گوناگونی را برای خرید نفت در نظر بگیرد و میزان وابستگی خود به نفت خلیج فارس را کاهش دهد.
2- آمریکا تا آنجا که ممکن است باید مالکیت املاکی را که برای اکتشاف نفت در آنها سرمایه گذاری می کند به دست آورد تا حاشیه امنی برای اطمینان از جریان صدور نفت به ایالات متحده به وجود آورد.
3- باید یک چارچوب امنیتی خاص طراحی کند که امور سرمایه گذاری یعنی میزان تولیدات نفت در مناطق شناسایی شده را تسریع کند.
4- تنوع بیشتری در تولیدات نفت ایجاد کند.
5- با توجه به تغییرات در الگوی انرژی جهان که در نتیجه تولید نفت در روسیه، دریای خزر، آمریکای جنوبی و غرب آفریقا است ایالات متحده باید در گزینش کشورهای متحد خود بازنگری کند.
6- باید فناوری های پیشرفته در اکتشاف و استخراج نفت را مورد بهره برداری قرار دهد.
بنابراین ایالات متحده باید برای این سوالات راهبردی پاسخ مناسبی بیابد:
1- ایالات متحده برای تامین نیازهای نفتی خود به کدام کشورها نیاز دارد؟
2- مطمئن ترین منبع تامین کننده نفت آمریکا کجاست؟
3- چگونه و با چه ترفندهای خاصی می تواند به این کشورها و مناطق نزدیک شود؟
4- اگر این مناطق ساختار اقتصادی و سیاسی ضعیف و ناکارآمدی داشته باشند چگونه می توان مانع بروز بحران های ناشی از افزایش درآمد در این مناطق و کشورها شد؟
طبق بررسی های به عمل آمده آفریقا مناسب ترین گزینه تشخیص داده شد زیرا:
1- بسیاری از مناطق این قاره هنوز مورد اکتشاف قرار نگرفته اند در حالی که بررسی ها حاکی از وجود منابع بزرگ نفتی در این مناطق می باشند. به عنوان مثال کشور لیبی که در حال حاضر با 40 میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده رتبه اول قاره را به خود اختصاص داده، فقط 25 درصد خاکش مورد اکتشاف و بهره برداری قرار گرفته است، یا در فهرست کشورهای دارای نفت اسمی از مغرب برده نمی شود در حالی که شرکت های نفتی بویژه آمریکایی چند سالی است که با سرمایه گذاری زیاد مشغول به اکتشاف در آن کشورهستند.
شرکت نفتی آمریکایی ونکوانرژی ادعا می کند که فقط 2/3 میلیارد بشکه نفت ذخیره مغرب در اختیار آنهاست !
2- نتیجه عمده عملیات اکتشافی که درآفریقا صورت می گیرد مثبت بوده و با فاصله زمانی مناسبی چاه های نفت کشف شده به بهره برداری می رسند. طبق آمار و ارقام، ذخایر نفت اثبات شده قاره آفریقا از 75 میلیارد بشکه نفت در سال 2000 به 112 میلیارد بشکه نفت در سال 2004 رسیده است. یعنی ظرف 4 سال ذخایر نفت اثبات شده قاره 5/1 برابر شده است. این روند صعودی ادامه دارد. البته در موارد معدودی هم که نتیجه اکتشافات غیر اقتصادی بنظر می رسیده با توجه به افزایش قیمت نفت در حال حاضر بهره برداری از آن چاه ها نیز اقتصادی شده است.
3- نفت آفریقا بسیار مرغوب یعنی با سولفور بسیار کم است. میزان سولفور آن در بسیاری مناطق در حدود 1/0 درصد است. پس تصفیه آن و تبدیلش به سایر مشتقات نفتی آسانتر و کم هزینه تر خواهد بود.
4- نظر به اینکه در بسیاری از کشورهای آفریقایی هنوز بحث ملی شدن نفت مطرح نشده است چپاول این منابع و به دست آوردن مالکیت اراضی و منابع نفتی امکانپذیراست.
5- بیشتر منابع کشف شده و بویژه در سال های اخیر در آب های عمیق قرار دارند. پس برقراری امنیت چاه ها و حفاظت از کشتی های نفتکش امکانپذیرتر بوده هزینه ها را به شدت کاهش می دهد.
6- آفریقا یک صادر کننده محض انرژی است بعضی قسمت عمده تولیدات نفت خود را صادر می کند. آفریقایی ها هنوزهم از الگوهای مصرف سوخت سنتی برای مصارف داخلی خود استفاده می کنند. به عنوان مثال کشور چاد که تازگی ها به جرگه صادرکنندگان نفت آفریقا پیوسته در حال حاضر روزانه در حدود 200 هزار بشکه نفت تولید می کند و فقط 2000 بشکه آن را در داخل مصرف می کند، یعنی 99 درصد آن را صادر میکند!
آفریقا در حال حاضر 4/9 درصد یعنی 112 میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده جهان را در اختیار دارد و 4/11 درصد یعنی 3/9 میلیون بشکه نفت جهان در روز تولید می کند. این آمار حاکی از اهمیت و جایگاه نفت آفریقا دربازار جهانی است، ولی منفعت ناشی از این منابع بیشتر نصیب شرکت های نفتی خارجی بویژه آمریکایی می شود. این شرکت ها هم سرمایه و هم فناوری را در اختیار دارند و در بسیاری از مناطق فعالیت، چاه های نفت در مالکیت آنهاست. بیش از 50 درصد مردم کشورهای صاحب نفت آفریقای پایین صحرا مانند گینه استوایی، نیجریه، گابن، جمهوری کنگو، جمهوری آنگولا، کامرون و چاد با درآمد روزانه نزدیک به یک دلار زندگی میکنند.
ازسوی دیگر کشورهای تولید کننده نفت دچارفساد دراین بخش از اقتصاد خود هستند که عملا ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره اقتصاد آنها و قاره وارد می کند. به عنوان مثال بر طبق گزارشات در حدود 45 درصد از نفت نیجریه توسط گروه های تبهکاری هدر رفته یا به سرقت می رود. این کشور هر روز شاهد خرابکاری در لوله های حامل نفت یا اخیرا گروگانگیری نیروهای عادی و فنی شرکت های نفتی خارجی است. این اتفاقات عملا 25 درصد تولید نفت نیجریه را کاهش داده، باعث بالا رفتن قیمت نفت شده است.
در حال حاضر از 53 کشور آفریقایی حدود 13 کشور در ردیف کشورهای صاحب نفت قرار دارند. ازمیان آنها هفت کشورنیجریه، جمهوری آنگولا، مصر، گینه استوایی، لیبی، نیجریه و جمهوری کنگو از تولید کننده های اصلی نفت قاره می باشند. پس اگربا افزایش قیمت نفت تعدادی از کشورهای آفریقایی با افزایش درآمد مواجه می شوند که البته مردم نفع چندانی از آن نخواهند برد، در حدود 40 کشور آفریقایی با چالش های ناشی از افزایش قیمت نفت روبرو هستند.
البته اتکای کشورهای آفریقایی به روش های سنتی استفاده از انرژی تا حدودی فشار ناشی از این افزایش قمیت نفت را در حال حاضرکاهش داده اما به هر حال افزایش قیمت نفت با افزایش هزینه تولید محصولات کشاورزی و تخریب بیش از پیش جنگل ها لطمات جدی به اقتصاد این قاره خواهد زد.
نفت برای قاره آفریقا نیز از جهات مختلف دارای اهمیت ویژه ای است. این منابع طبیعی و برای آنها هم فرصت و هم تهدید محسوب می شوند. در حال حاضر 15 درصد نفت مورد نیاز ایالات متحده یعنی روزانه یش از سه میلیون بشکه نفت از آفریقا تامین می شود. با توجه به نیاز روزافزون ایالات متحده به نفت آفریقا تا سال 2020 آفریقا باید 25 درصد نفت مورد نیاز آنها یعنی بالغ بر 5/6 میلیون بشکه نفت در روز را تامین کند. این امر فقط با سرمایه گذاری ویژه امکانپذیر است.
آمریکاییها مدعی اند که تا سال 2002 در حدود 10 میلیارد دلار در صنعت نفت قاره سرمایه گذاری کرده اند که تا سال 2015 آنرا باید به 50 میلیارد دلار برسانند. آیا آفریقا از فرصتی که پیش روی این کشور قرار گرفته استفاده خواهد کرد یا مانند سال های گذشته این منابع نیزمانند منابع طبیعی و معدنی آنها به یغما خواهد رفت؟
با هدایت اتحادیه آفریقایی چندی پیش کمیته نفت کشورهای صادر کننده نفت آفریقا شکل گرفته و تاسیس شده است. تشکیل این کمیته می تواند نشانگر آن باشد که آفریقا درک صحیحی از شرایط کنونی خود در این رابطه دارد. اما راه بسیار دشواری پیش روی این کمیته قرار دارد که باید با وحدت و تدبیر موانع را از سر راه بردارد.