تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۸۴۷۱۱

ورود سه اروپایى به منطقه ممنوعه


محمد نورى
گروه بین الملل ـ وقتى ده ها دیپلمات و سیاستمدار عرب و غیرعرب خاورمیانه با حضور در کاخ شیراک، زاپاته رو و پرودى به آنها مى گویند این منطقه ملتهب محتاج حضور اروپا است و دیگراز ایالات متحده به تنهایى در عراق و فلسطین کارى ساخته نیست آیا باز هم سیاستمداران قاره سبز دست روى دست مى گذارند ودر لاک انزواى سنتى گذشته مى خزند.
حجم درخواست ها و شمار پالس هاى دعوت از اروپا براى حضور در بحران خاورمیانه در حد بى سابقه اى افزایش یافته است. شاید جلال طالبانى و امیر عبدالله، آخرین گروه از رهبران منطقه بودند که در تماس با ژاک شیراک این پیام آشنا را در ذهن مردان آن سوى آتلانتیک نشاندند.
پیش ازاین عمروموسى، محمود عباس، بشار اسد، میشل عون و چندین رجال سرشناس از منطقه بحرانى لبنان، فلسطین و عراق براى شکستن سکوت و انفعال طولانى اروپا در صحنه خاورمیانه دست به کار شده بودند.
اکنون طرح صلح ۳ رهبر اروپایى ـ شیراک، زاپاته رو و پرودى ـ پاسخى به این تقاضاها است. مهم نیست که طرح ۳ جانبه رهبران اروپایى چه محتوا و فرمولى براى گشودن گره بحران فلسطین دارد یا در مرحله عمل چه سرنوشتى پیدا خواهد کرد بلکه مهم این است که یک اتفاق نمادین و سمبلیک در نگاه اروپا به خاورمیانه نقش بسته است.
شاید رقیبان دور و نزدیک اروپا انواعى از تفسیرها و تلقى ها را از حرکت شیراک، زاپاته رو و پرودى عرضه کنند اما واضح ترین پیام حرکت آنها این است که اروپادر عالم دیپلماسى جسارت ورود به یک منطقه ممنوعه را پیدا کرده است، اروپایى ها به حیطه صلح خاورمیانه وارد شده اند حیطه اى که سالها است آمریکا در آن یکه تازى مى کند جایى که در آن، افکار عمومى از زمان زوال امپراتورى کرملین تاکنون، جز کاخ سفید، بازیگر رؤیت نکرده است. ورود اروپا به میدان دیپلماسى خاورمیانه یعنى حضور در قلب سیاست بین الملل. سهیم شدن در معادلات سیاسى خاورمیانه یعنى این که اروپا مى تواند مجوز و مجال ایفاى نقش در تمام عرصه ها و حیطه هاى روابط بین الملل را پیدا کند و این نکته، ترجمه سخن موشکافانه کسانى است که از طرح سه رهبر اروپایى به عنوان یک خیز سمبلیک در جهان دیپلماسى یاد مى کنند.
بى سبب نبود که این طرح با موجى از استقبال و بازتاب روبرو شد از تهران تا قاهره و غزه، سیاستمداران خاورمیانه تصمیم تازه رجال اروپایى را ستودند.
پس، طرح صلح اروپا سزاوار تأمل و تحقیق است و باید سلسله اسباب و علل پیدا و پنهانى که به اتخاذ چنین طرحى منجر شده را کاوید همین طور اراده و انگیزه طراحانش را به ارزیابى نشست و در نهایت آینده و چشم انداز سیاسى خاورمیانه را از رهگذر تأثیرات این حرکت بر موقعیت آمریکا گمانه زنى کرد.
اقتضاى بروز بن‌بست در جهان دیپلماسى
طرح ۳ رهبر اروپایى به ظاهر پاسخى به دعوتنامه هاى دوستان خاورمیانه اى آنها است اما ریشه هاى این جست و خیز دیپلماسى را باید در نبض تحولات و بحران هاى این منطقه دنبال کرد.
وقتى اندیشه و استراتژى هاى قدرتى که اختیار مدیریت هر سه بحران بزرگ خاورمیانه (عراق، فلسطین و افغانستان) را در اختیار داشت، به بن بست برسد، دیگر گزینه اى جز حضور قدرت هاى بدیل و حریف ایالات متحده پیش رو نیست.
حضور یک نیروى سوم و قدرت ثالث در یک بحران بزرگ، حکم تقدیر است وقتى که قدرتى چون آمریکا از گشودن گره هاى کور آن بحران باز مى ماند.
اینجاست که براى دیپلمات هاى خاورمیانه که مظاهر و قراین درماندگى کاخ سفید را در شعله هاى سرکش بحران عراق یا فروریختن رشته هاى حیات و ثبات در افغانستان و عراق به چشم مى بینند، حضور قدرت هاى آن سوى آتلانتیک به صورت یک فریضه تاریخى درمى آید.
همه آنهایى که چرخش اروپا به سمت خاورمیانه را جدى گرفتند چشمى به موقعیت آشفته نظامى ـ سیاسى آمریکا در عراق و افغانستان و گوش به زمزمه هاى تاریخ داشتند که در عالم دیپلماسى زوال نقش هر قدرت بین المللى نغمه نقش آفرینى قدرتى دیگر را سروده است.
از همین روست که ناظران جهان سیاست براین گمانند که محاسباتى از جنس وقت شناسى و استشمام فرصت هاى تاریخى در تصمیم سه رهبر اروپایى دخیل بوده است، آنها برهه اى را براى بازگشت اروپا به معادلات خاورمیانه علامت گذارى کرده اند که از نگاه ناظران یک نقطه عطف است و برش در چرخش خاورمیانه از عصرى که یکه تازى آمریکا مشخصه بارز آن بود به دورانى که رهبران منطقه به سوى حلقه دیگرى از قدرت ها آغوش گشوده اند.
خبرها به اندازه کافى گویاى همه این واقعیات است. پرودى و دو یار اروپایى اش درست هنگامى طرح صلح خود را انتشار دادند که مردم آمریکا همصدا با افکار عمومى به استراتژى جناح حاکم بر کاخ سفید در عراق و افغانستان «نه گفتند» و در همان حال موضوع بن بست سیاست هاى آمریکا به بحث روز رهبران عراق، فلسطین و افغانستان درآمد. به این ترتیب اروپایى که سال ها براى ورود به خاورمیانه خود را با سدى بزرگ به نام ایالات متحده روبرو مى دیدند اکنون راهى هموار پیش رو یافته اند.
فقط رهبران مناطق دیگر بحران نیستند که حضور اروپا و مشارکت طرف هاى بین المللى را در این میدان تسهیل کرده اند بلکه این اقدام با وضوح بیشتر از سوى خود محافل غربى و آمریکایى ها آغاز شده است. فرداى انتخابات هفتم نوامبر کنگره نخستین توصیه نامه هایى که روى میز رئیس کاخ سفید قرار گرفت یکى هم این بود که نومحافظه کاران گزینه اى جز دعوت از اروپا براى مشارکت در بحران هاى بین المللى پیش رو ندارند این ماجرا در قلم سردبیران مطبوعات پرآوازه آمریکا با صراحت بیشترى اعلام شد که نوشتند: مشاوران دور و نزدیک کاخ سفید براى خروج از بن بست عراق و افغانستان، بوش پسر را به پیروى از سیاست بوش پدر فراخوانده اند سیاستى که شالوده آن سهیم شدن اروپا در مدیریت بحران هاى پیچیده خاورمیانه بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات