تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۸۵۴۱۸

ایران و مصر در راه تقریب

سیدهادی خسروشاهی عضو هیأت علمی کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی اشاره: ایران و مصر به عنوان دو کانون اصلی تمدن شرق، از گذشته با یکدیگر مراوده داشته و در پیشبرد تاریخ و تمدن بشری نقشی حیاتی ایفا کرده‌اند. در طول تاریخ، مردم ایران و مصر همواره به همکاری روزافزون تمایل نشان می‌دادند. با توجه به هفته وحدت و در آستانه هجدهمین کنفرانس بین‌المللی که از سوی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از فردا تا روز سه‌شنبه (6-4 اردیبهشت) با موضوع «استراتژی تقریب» در محل سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار می‌‌‌گردد در این شماره گزیده‌ای از مقاله استاد سیدهادی خسروشاهی در این خصوص ارائه می‌گردد؛

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مناسبات سیاسی ایران و مصر به دلیل امضای قرارداد کمپ دیوید به دستور امام خمینی(ره)، در سال 1979 قطع گردید و با پذیرش شاه مخلوع از سوی مصر روابط فیمابین متشنج شد. پس از آغاز جنگ ایران و عراق، نخست مصر هر دو طرف را محکوم کرد. و مخالفت خود را با «این جنگ بیهوده میان دو کشور مسلمان و همسایه» ابراز نمود، اما مصر از این که عراق می‌توانست سدی در مقابل گسترش انقلاب اسلامی باشد، بسیار خشنود بود. با توجه به این امر بود که مصر پس از شدت یافتن جنگ به عراق کمک‌های نظامی بسیاری کرد.
رشد جنبش اسلام‌خواهی در منطقه به طور اعم و در مصر به طور اخص - که مشخصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران روند قابل توجهی داشت موجب گردید تا مقامات مصری، جمهوری اسلامی ایران را به دخالت در امور داخلی کشور خود متهم کند! ولی هیچگاه نتوانستند مدرک یا سندی در این خصوص ارائه نمایند. با این حال دولت مصر با عنوان کردن همین اتهام، در تاریخ سیزدهم اسفندماه 1366 اقدام به بستن «دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران» در قاهره نمود.
با پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران در یک حرکت بشردوستانه و به طور یک‌جانبه اسرای مصری را که در طول جنگ در کنار نیروهای عراقی به اسارت درآمده بودند، از طریق وساطت شیخ محمد غزالی، روحانی برجسته مصری آزاد کرد. پس از پایان جنگ دوم خلیج فارس و آزادسازی کویت توسط نیروهای متفقین به رهبری آمریکا، بار دیگر نقشه سیاسی خاورمیانه دگرگون شد. این دگرگونی‌ها و تحولات، زمینه مناسبی برای نزدیکی تهران و قاهره فراهم آورد و در تاریخ هشتم اردیبهشت‌ماه 1370 دفاتر حفاظت منافع دو کشور در تهران و قاهره گشایش یافت. از آن زمان تاکنون مقامات دو کشور عمدتاً وزرای خارجه - طی تماسها و گفت‌وگوهای دوجانبه درصدد بهبود مناسبات برآمده، می‌کوشند تا سطح آن را ارتقا دهند.
طی یک دهه گذشته دو کشور در مسایل بین‌المللی زیر همکاری خوبی با یکدیگر داشته‌اند:
1- هماهنگی مواضع دو کشور در مسأله بوسنی و کمک به مسلمانان آن سامان.
2- موضع‌گری نزدیک دو کشور دربارۀ NPT (پیمان منع گسترش سلاح‌های کشتار جمعی).
3- رایزنی‌های دو کشور در مسألۀ حقوق بشر که به تغییر رأی مصر نسبت به قطعنامه حقوق بشر علیه ایران از مثبت و ممتنع انجامید.
4- همکاری دو کشور در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی و شرکت «عمرو موسی» وزیر خارجه مصر در اجلاس تهران و اتخاذ مواضع مشترک در بسیاری از مسایل مطرح شده در کمیته‌های کنفرانس.
در سطح همکاری‌های منطقه‌ای نیز دو کشور در موارد بسیاری مواضع مشترک دارند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ضرورت جلوگیری از گسترش سلاح‌های کشتارجمعی رژیم صهیونیستی.
2- حمایت از تمامیت ارضی عراق و جلوگیری از تجزیه آن.
3- طرح خلع سلاح هسته‌ای و کشتارجمعی در خاورمیانه.
در بعد روابط دوجانبه می‌توان به همکاری‌های زیر اشاره کرد:
الف- همکاری‌های اقتصادی روند بهبود مناسبات اقتصادی پس از گشایش مجدد دفاتر حفاظت منافع دو کشور با جدیت دنبال شده است.
در این زمینه ساخت پنج کارخانه نیشکر در استان خراسان از سوی مصر و امضای یادداشت تفاهم برای فروش یک هزار دستگاه تراکتور به بخش خصوصی مصر و مبادلات تجاری دیگر، از جمله فعالیت‌های اقتصادی قابل ذکر است.
ب- همکاری‌های فرهنگی: امضای توافقنامه همکاری‌های علمی میان دانشگاه عین شمس مصر و دانشگاه علامه طباطبایی، سفر برخی علمای برجسته و شخصیت‌های روحانی علمی، ادبی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به مصر و ملاقات آنها با شیخ الازهر و دیدارشخصیت‌های علمی و مطبوعاتی مصر با مسئوولان ایران، همچنین نمایش فیلم‌های ایرانی در مصر و دیدارهای دوستانه ورزشی جزو فعالیت‌های فرهنگی سال‌های اخیر به شمار می‌آید. البته همۀ مواضع و موارد فوق را می‌توان در واقع (دور شدن تدریجی مصر از کمپ دیوید) تلقی کرد.
نقش علما و روحانیان در روابط ایران و مصر
بی‌تردید مردم ایران و مصر از نظر دینداری و توجه به امور مذهبی با یکدیگر همانندی‌های فراوانی دارند. هر دو ملت در مبارزات ضداستعماری خود از عامل دین به عنوان انگیزه‌ای برای «جهاد» علیه استعمارگران بهره بردند. به یاد می‌آوریم که ارتشیان مصر در «جنگ رمضان» با ندای الله‌اکبر از کانال سوئز عبور کردند و استحکامات خط بارلو را درهم شکستند.
همچنین عشق و علاقه به اهل‌بیت(ع) یکی از شاخصه‌های مذهبی مشترک است که به وضوح نزد ایرانیان و مصریان دیده می‌شود. دیداری از مسجد امام حسین(ع) و بارگاه سیده زینب(ع) در قاهره روشنگر این حقیقت است. در این میان نقش علما و روحانیون آگاه در نزدیک‌سازی دو ملت ایران و مصر بسیار بااهمیت است. ما رد این جا به ذکر دو نمونه، تأثیر حرکت اصلاحی سیدجمال‌الدین حسینی و حرکت تقریب بین مذاهب شیخ محمدتقی قمی در تحولات ایران و مصر و کل منطقه اکتفا می‌کنیم.
حرکت اصلاحی سیدجمال‌الدین
سیدجمال در اواخر سال 1285 هجری قمری برای اولین بار از هند وارد مصر شد. مدت اقامت وی در این سفر فقط چهل روز بود، اما سید در این مدت کوتاه با الازهر آشنا شد و از آنجا عازم حج گردید. این مراجعت زودهنگام سید موجب تأثر طلاب الازهر شد.
در سفر دوم که با آغاز محرم 1287 ه ق آغاز شد، سیدظاهر اف به قصد اقامت درازمدت به قاهره رفت. این بار او در «سرای ابراهیم بیک مویلگی» در نزدیکی «مسجد سیدنا الحسین» سکنی گزید، ولی بعد به خان الخلیلی رفت و به درخواست طلاب الازهر به تدریس کلام، فلسفه، فقه و نجوم پرداخت.
طبق نوشته مورخان و یادداشت‌های سید در پشت جلد کتاب‌ها، سید کتاب «زوراء» تألیف شیخ جلال‌الدین دوانی در تصوف، «شرح قطب بر شمسیه» در منطق، هدایه و «اشارات و حکمت الاشراق» در فلسفه و «شرح العقائدالعضدیه» جلال‌الدین دوانی در کلام و «تذکره» شیخ طوسی در علم هیأت قدیم را تدریس می‌کرد. (مجموعه تقریرات درس وی در شرح عقاید، بعدها به نام شیخ عبده در مصر چاپ شده است).
از شاگردان مشهور سید می‌توان از شیخ محمد عبده، شیخ عبدالکریم سلمان، شیخ ابراهیم لقانی و شیخ ابراهیم حلباوی نام برد.
سید برای این گروه، علوم رسمی حوزوی و الازهر تدریس می‌کرد، اما گروه دیگری هم بودند که در فرصت‌های مناسب از درس سید در علوم اجتماعی و سیاسی استفاده می‌کردند و این دروس دوره‌ای، گاهی در منازل افراد عرضه می‌شد و شاگردان معروف این دوره‌ها: محمود سامی البارودی، عبدالسلام مویلحی و برادرش ابراهیم مویلحی، سعد زغلول، علی مظهر، سلیم نقاش، ادیب اسحاق و دیگران بودند.
«احمد امین» در کتاب خود ضمن شرح حال سید می‌نویسد: سید از تدریس در مصر چه می‌خواست؟ و سپس پاسخ می‌دهد که: سید از تدریس علوم الازهری و غیر حوزوی، دو هدف داشت: هدف اول بیداری طلاب و روشن شدن اذهان الازهریان بود تا آنان را با دنیای جدید آشنا کند، به ویژه با فلسفه که پس از دوران فاطمیان در مصر، تعطیل و تحریم شده بود. تا آنجا که شیخ محمد عبده در مقدمه رساله «الواردات فی سرالتجلیات» می‌نویسد: من وقتی سراغ فلسفه را گرفتم، در الازهر به من گفتند که فلسفه حرام است «:کلما سألت اجابونی بان الاشتغال بها حرام»... (تا این که خورشید حقایق ظهور کرد و به وجود حضرت الحکیم الکامل و الحق القائم استادنا السید جمال‌الدین الافغانی لطایفی از آن بر ما آشکار شد و از او در این باب خواستار شدیم و شکر خدا را که اجابت کرد...)
براساس همین تأثیر روحی و معنوی است که به نقل از «زعما الاصلاح فی العصر الحدیث» شیخ درباره سید می‌گوید: «ان أبی وهبنی حیاۀ یشارکنی فیها علی و محروس السیّد جمال‌الدین وهبنی حیاۀ أشارک فیها محمداً و ابراهیم و موسی و عیسی و الاولیاء و القدیسین»...
در همین دوران بود که عبده رساله «نیجریه» را با همکاری ابوتراب - شاگرد ایرانی سید به عربی ترجمه و با مقدمه مشروحی در قاهره چاپ می‌کند.
هدف دوم سید از ارائه درس‌های عمومی، بیداری مردم مصر و نقد حکومت استبدادی و افشای مظالم استعمار بود. سید به صراحت از اشغال کشورهای اسلامی مغرب، تونس و الجزایر به دت فرانسه و اشغال مصر و سودان و دیگر بلاد اسلامی به دست انگلستان به شدت انتقاد می‌کرد و در همین راستا سرانجام «حزبی الوطنی» را در مصر تأسیس کرد که مرحوم «سیدمحمدرشید رضا» در کتاب «تاریخ الاستاد الامام»، از آن به نام الحزب الوطنی الحریاد می‌کند.
سیدجمال از تدریس علوم الازهری و غیر حوزوی، دو هدف داشت: اول بیداری طلاب و روشن شدن اذهان الازهریان بود، دوم بیداری مردم مصر و نقد حکومت استبدادی و افشای مظالم استعمار
به هر حال نقش سید در تحول الازهر، بیداری مردم مصر و آگاهی سیاستمداران، روشن است، اما این حرکت بدون همکاری و همدلی طرف مصری شیخ عبده و دیگران هرگز امکان‌پذیر نبود و به همین دلیل سرانجام رجال حکومت مصر به درخواست انگلیس سید را از مصر اخراج کردند، ولی او به پاریس رفت و «العروۀ الوثقی» را با همکاری شیخ محمد عبده منتشر ساخت که خود داستان جداگانه‌ای دارد.
تقریب بین مذاهب
مورد دیگری که اهمیت خاصی در جهان داشته و دارد، مسأله پیدایش «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر است. مرحوم شیخ محمود شلتوت در قصه التقریب به تفصیل در این باره بحث کرده است و این رساله شیخ در فصلنامه «رسالۀ الاسلام» آمده و بعد به طور مستقل چاپ شده است استاد محمدتقی قمی یک شیخ ایرانی بود که ظاهراً برای انجام امور فرهنگی از سوی دولت ایران به مصر اعزام شده بود، اما او با الازهر تماس می‌گیرد. نتیجه این تلاش آشنایی با شیوخ بزرگواری چون شیخ عبدالمجید سلیم، شیخ محمود شلتوت، شیخ محمد فحام، شیخ محمد ابوزهره، شیخ محمد غزالی و شیخ حسن البناء و دیگران است.
و این‌گونه، دارالتقریب پیدایش یافت. دوره کامل 15 ساله «رساله الاسلام قاهره-» که از سوی مجمع التقریب تهران، به طور کامل تجدید چاپ شده است، تاریخ این حرکت اصلاحی ایرانی - مصری را نشان می‌دهد.
بی‌تردید اگر همکاری علمای بزرگ مصر و ایران (مانند مرحوم آیت‌الله بروجردی) نبود، شیخ قمی به تنهایی قادر به کاری نبود. در نتیجه همین کوشش‌ها و تعاون بود که سرانجام فتوای معروف شیخ محمود شلتوت «:یجوز التعبد به مذهبی الشیعه کسائر المذاهب» صادر شد و بعد فقه شیعه در الازهر تدریس شد و تفسیر «مجمع البیان» در قاهره به چاپ رسید و...
بی‌تردید این حرکت ایرانی - مصری، در واقع بسیاری از مشکلات و اختلافات شیعه و سنی در جهان اسلام را برطرف ساخت و ما اگر امروز شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان همه مذاهب اسلامی در بلاد اسلامی هستیم، نتیجه همکاری علمای مصری - ایرانی است و باید این راه با همکاری ایران و مصر استمرار یابد.
ایران و مصر و چالش جهانی شدن
امروز ما با همکاری مصر و دیگر کشورهای اسلامی می‌توانیم قدرتمندانه در مسأله جهانی شدن موضع بگیریم. پدیدۀ جهانی شدن برخلاف ظاهر زیبا و فریبنده، ابعاد منفی فراوانی دارد. جهانی شدن. در واقع آغاز دوران پس از استعمار است مانند پسامدرنیسم که به دنبال مدرنیسم مطرح شده است!! اصولاً واژه جهانی شدن (ationzGlobali) برای نخستین بار در آمریکا رواج یافت و هدف ظاهری آن تعمیم هر چیزی برای همه است! پیش از آن که به تأثیر جهانی شدن در عرصه‌های: فرهنگ، اخلاق، قومیت‌ها و ملیت‌ها بپردازیم،: به پاره‌ای از تأثیرات جهانی شدن در عرصه اقتصاد اشاره می‌کنیم.
اقتصاددانان بین‌المللی می‌گویند که پنج کشور: آمریکا، ژاپن، فرانسه، آلمان و انگلستان 172 شرکت از 200 شرکت چندملیتی بزرگ دنیا را در اختیار دارند. این دویست شرکت یا تراست جهانی که عملاً اقتصاد همه دنیا را می‌چرخاند، همچنان در پی آنند که سیطره جهانی خود را استحکام بخشند. طبق گزارش سازمان ملل حجم منابع مالی و نقدی 358 نفر از ثروتمندان جهان با حجم منابع مالی دو میلیارد و نیم انسان برابر است! به عبارت دیگر 20 درصد ثروتمندان جهان 80 درصد تولید خام داخلی در سطح دنیا را به خود اختصاص داده‌اند و از این رهگذر بر نفوذ و سیطره خود بر فقرای سرزمین خود و کشورهای فقیر و جهان سوم می‌افزاید.
به هر حال پدیده جهانی شدن به دنبال تحقق یک جهانی انسانی‌تر، عادلانه‌تر و سالم‌تر نیست، بلکه این یک ایدئولوژی پرزرق و برقی است که تحقق خواسته‌ها و اهداف توسعه‌طلبانه خود را دنبال می‌نماید.
البته از این مهم‌تر بعد فرهنگی و اخلاقی پدیده جهانی شدن است: گسترش ارتباطات، ماهواره و اینترنت اگرچه جنبه‌های سودمندی دارد، ولی در امور اخلاقی، جهان را به سوی بحران و انحطاط وحشتناکی پیش می‌برد!! این امر چاره‌اندیشی سریع و فوری می‌طلبد که در این میان الازهر مصر با تاریخ هزار ساله و حوزه علمیه قم با سابقه پربار و درخشان خود، وظیفه دارند برای مقابله با آن، راه‌حل مناسبی ارایه کنند.
ایران و مصر و طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها
سال گذشته کنفرانسی دربارۀ نقش تمدن‌های مصر، ایران، ایتالیا، و یونان در تهران برگزار شد. بی‌تردید این قبیل نشست‌ها در شناخت گذشته و تاریخ تمدن‌ها سودمند است، ولی باید توجه کنیم که گذشته ما و تمدن اسلامی ایران و مصر سدی است مستحکم که می‌توانیم به آن تکیه کنیم. اما حرکت ما باید رو به جلو باشد. لازم است در شرایط کنونی برای دنیای امروز بشری، طرحی نو دراندازیم. تمدن اسلامی تکامل‌بخش تمدن‌های پیشین است و برای مشکلات حاضر در سطح جهان نیز می‌تواند راه‌حل ارایه نماید.
طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها که توسط آقای خاتمی مطرح شده است، در یک بخش می‌خواهد با یورش فرهنگ آمریکایی و تسلط آن بر جهان، مقابله کند. پوشیده نیست که تمدن‌ها و فرهنگ‌های متعددی در جهان وجود دارند که هر کدام در شکل‌گیری شخصیت مستقل هر یک از ملت‌های جهان نقش دارند، ولی امروز ما شاهد آن هستیم که ملل جهان از روند تزریق یک نوع فرهنگ خاص که به شیوه‌های گوناگون تبلیغاتی و با استفاده از فناوری جدید ارتباطات انجام می‌گیرد، احساس نگرانی می‌کنند.
البته منظور روند، آمریکایی کردن فرهنگ و آداب و رسوم ملت‌هاست که جهان را درنوردیده است. اندیشه گفت‌وگوی تمدن‌ها به دنبال اثبات این مطلب است که در دنیای امروز فرهنگ‌ها و تمدن‌های متعدد حق دارند با حفظ استقلال و موجودیت خود از طریق تعامل فرهنگی و تمدنی در راستای ساختن دنیای جدید سرشار از صلح و تفاهم، تلاش کنند. ایران و مصر با فرهنگ غنی و پرمایه خود می‌توانند با ورود به این عرصه و با همفکری و همدلی این راه را هموار سازند. بدیهی است ایران و مصر باید ابتدا با یکدیگر به گفت‌وگو بپردازند تا در مرحله بعدی یتوانند ابتکاراتی مشترک در زمینه گفت‌وگویی تمدن‌ها عرصه دارند.
جمع‌بندی
با بررسی اجمالی سوابق تاریخی و فرهنگی ایران و مصر، به‌ویژه پس از اسلام، می‌توان پیوندهای عمیقی برای استحکام روابط در ابعاد گوناگون، پیدا کرد، البته در چند سال اخیر دو کشور مواضع مشترکی در قبال بسیاری از مسائل منطقه‌ای و جهانی از خود به نمایش گذاشته‌اند. افزون بر آنچه قبلاً بیان کردیم، مصر و ایران در بحران دو سال قبل ترکیه و سوریه نقش سازنده‌ای ایفا کردند. البته نه این که هر دو کشور با هماهنگی کامل به این بحران‌زدایی دست زدند، ولی معلوم می‌شود که با همکاری‌های نزدیک‌تر می‌توان از بحران‌های سخت جلوگیری کرد.
همچنین در دو سه سال اخیر شاهد بوده‌ایم که مواضع ایران و مصر در قبال اهداف توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی بسیار به هم نزدیک شده است. مردم مصر همانند مردم ایران و ملت لبنان و سایر ملل عرب و مسلمان شادمانی خود را از پیروزی مقاومت اسلامی لبنان ابراز نمودند و پیش از آن هم دولت مصر، رسماً از مبارزه حزب‌الله علیه اشغالگران پشتیبانی کرد.
مصر در مورد محاکمه جاسوسان اسراییلی در ایران، به طور رسمی اعلام کرد که ایران حق دارد به عنوان یک کشور مستقل طبق موازین و قوانین خود اقدام کند. مواضع مصر در قبال برنامه هسته‌ای رژیم صهیونیستی، پشتیبانی این کشور از عضویت ایران در گروه 15 و پس از آن تماس تلفنی رؤسای جمهوری دو کشور، یخ‌های روابط پیشین را ذوب کرده است.
چشم‌انداز همکاری‌های دو کشور در عرصه‌های گوناگون بسیار روشن است. این همکاری‌ها برای جهان اسلام نتایج حیاتی در بر دارد، به ویژه مسأله فلسطین و قدس شریف با همکاری مصر و ایران و دیگر کشورهای اسلامی قابل حل خواهد بود. بی‌تردید رژیم صهیونیستی برای مخالفت با بهبود روابط ایران و مصر، موانعی بر سر راه دو کشور قرار داده و می‌دهد، چرا که تنها برنده اختلاف میان دو کشور، رژیم صهیونیستی است. ولی خردمندی و تدبیر رهبران دو کشور می‌تواند این توطئه‌ها را خنثی سازد. به هر حال مصر جایگاه ویژه‌ای نزد مسلمانان دارد. خداوند در قرآن مجید در پنج مورد نام «مصر» را آورده است و این افتخار نصیب دیگر کشورها نیست. برای مثال در سوره یونس می‌خوانیم، «و اوحینا الی موسی و اخیه ان تبوء القوم کما بمصر بیوتا و اجعلوا بیوتکم قبله و اقیمو الصلاۀ و بشر المؤمنین» آیۀ «87» و در سوره یوسف می‌فرماید: «فلما دخلوا علی یوسف اوی الیه و قال ادخلوا مصر انشاءالله آمنین» (آیه 99). در هر دو مورد می‌بینیم سخن از پناه دادن و قبله قرار دادن خانه‌ها و اقامه نماز در آنها و سپس بشارت بر مؤمنان و در امان بودن، به میان آورده است.
بی‌هیچ تردید برای امت مسلمان و برای جهان اسلام خسارت بزرگی است که «مصر» را از دست بدهد. بی‌شک ما با مصر در مسأله کمپ دیوید اختلاف اصولی و ریشه‌ای داریم و موضع جمهوری اسلامی ایران در مسأله فلسطین شفاف‌ترین مواضع است و چگونگی آن هم بر همه روشن است، ولی به باور ما، مسائل سیاسی قابل تغییر و تحول، نباید مانع از تلاقی و ارتباط دو کشور در مسائل دو جانبه و مسائل مبتلا به جهان اسلام شود.
اصولاً مسأله مورد اختلاف را باید به تدریج حل کرد و لزومی ندارد که ما فقط در موارد اختلافی صحبت کنیم. چرا مورد وفاق را نمی‌بینیم و چرا در افزایش آن موارد نمی‌کوشیم؟ آیا فقط از راه«حمله» و «قطع رابطه» می‌توان مسایل مورد اختلاف را برطرف ساخت یا راه‌های دیگری هم برای این امور وجود دارد. در جایی که ما با «اهل کتاب» با استناد صحیح به آیه‌ای از قرآن مجید، آماده «گفت‌وگو» و «تبادل نظر» هستیم، چرا با «اهل ایمان» و برادری دینی خود در وارد اختلاف، به گفت‌وگو ننشینیم؟
اصولاً در هیچ جای دنیا، رهبران احزاب و سیاستمداران حاکم، حتی ایران، در همه امور همفکر و هم‌رأی نیستند، اما آنها همواره می‌کوشند که موارد اختلاف را به «حداقل» خود برسانند و در تکامل و پیشرفت جامعه و امور کشور خود پیش بروند، و چرا ما چنین نباشیم؟
یکی از ائمه اهل سنت جمله پرباری دارد. وی می‌گوید: «در امور مورد توافق با هم متحد شویم و در موارد اختلاف یکدیگر را معذور بداریم» و این بهترین راه است.
فهرست منابع و پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات