محمدمهدی شیرمحمدی
یکم) توقع حداقلی
درباره ضرورت تاسیس حکومت و زمامداری در جامعه، حکمای برزگ سخن بسیار گفتهاند؛ از «جاماسب» تا «بزرگمهر حکیم» در ایران کهن و از «افلاطون» تا پیروان مکتب «قرارداد اجتماعی» در مغرب زمین وجود دولت و حکومت را حداقل برای تامین امنیت جامعه ضروری دانستهاند. تامین امنیت چنان جایگاه رفیعی در نظر اندیشمندان سیاسی دارد که حتی در میان حکمای اهل تسنن پذیرش حاکم جور برای جلوگیری از «شق عصای مسلمین» و ایجاد اختلاف در جامعه نیز، بهتر از نبود حاکم است. ما از سلسله سخنان این حکما تنها به یک مورد اشاره میکنیم. امیر مومنان و عادلان علی(ع) میفرماید: «لابد لناس من امیر بَرٍ او فاجر» بنابراین حداقل توقعی که از دولتها مطرح میشود این است که در حد توان برای تامین امنیت ملت خود بکوشند، به واقع اگر دولتی نتواند یا نخواهد این توقع حداقلی را نیز برآورد آیا تیشه به ریشه وجودی خویش نمیزند؟
دوم) فرصت کافی
سالهایی که پشتسر گذاشتهایم سالهایی مملو از فرصتهای طلایی از کف رفته است. شاید دولتمردانی که با رویکرد پرسشگرانه جامعه و اصحاب رسانهها در این خصوص مواجه میشوند حق داشته باشند همچنان جامعه را به سیاهنمایی متهم کنند و از آن مهمتر اصحاب رسانهها به جرم آنکه بیش از انتقاد، تقدیر و سپاس نمیکنند، تخطئه شوند. اما واقعیت آن است که دولتمردان به اندازه کافی فرصت داشته و دارند که موفقیتها و دستاوردهای خود را به رخ ملت بکشند اما آیا ملت حق ندارد برای کارهای نشده نیز معترض باشد؟
سوم) ماجراجویی و غوغاسالاری
هشت سال است این ملت هر 9 روز با یک بحران ساختگی مواجه است بحرانهایی که یا اساسا وجود خارجی ندارد یا حاکی از ناتوانی دولت در کنترل آن است یا سر سلسله آن را میتوان در دست عدهای ماجراجو و غوغاسالار وابسته به جناح دولت دید. در هیچ یک از حوادث اصفهان، قتلهای زنجیرهای، حوادث کوی، کنفراس برلین، ترور حجاریان و... ردپای افراد افراطی دوم خرداد از چشمها پنهان نماند. تئوریسینها و سکانداران جریان افراطی دولت همواره در خدمت خود! بودند تا با این بحرانسازیها سنگرهای سیاسی را یک به یک فتح کنند.
چهارم) بیگانگان در امتداد فتنهانگیزی
به واقع کارهای زمینماندهای که ملت منتظر پیگیری آن است بسیار بیشتر از کارهای انجام شده دولت است با این وجود گاه عوامل دولت نه تنها در تامین امنیت جامعه تساهل و تسامح به خرج میدهند بلکه در مواردی خود به ناامنی دامن میزنند. از سوم اسفند 1377 تا همین امروز مردم غرب کشور شاهد خلق فتنههایی هستند که به نوعی به سخنگوی دولت مرتبط میشود و امروز امتداد این فتنهها را در خوزستان نیز شاهد هستیم. سال پیش در چنین ایامی سیاست روز با انتشار خبری درباره راهبرد پدر معنوی حزب مشارکت به این حزب هشدار داد. او از شاگردانش خواسته بود بر روی خط تحریکات قومی و صنفی سرمایهگذاری کنند. اکنون با حمایت صریح آمریکا از فتنهانگیزیهای قومی امتداد این راهبردها را میتوان تا به میان کشیدن پای بیگانگان مشاهده کرد. به بیان دیگر در حالی که توقعات عمومی و به حق مردم رها شده است نخستین وظیفه دولت یعنی تامین امنیت و همبستگی ملی نیز خدشهدار گردیده است.
آیا در این روزهای پایانی عمر دولت آرزوی ملت برای برخورد قاطع آقای خاتمی با دوستان بحران سازش محقق خواهد شد؟!