دکتر محمدحسن قدیری ابیانه
دکتر معین نامزد حزب مشارکت برای ریاست جمهوری اخیرا طی مصاحبهها و سخنرانیهای خود مطالبی را بیان کرده است که لازم است مورد ارزیابی و نقد قرار گیرد.
1) او در پاسخ به این سؤال که علت انتخاب دبیر حزب مشارکت به عنوان معاون اول دولت آینده خود چیست؟ گفت: «کسانی که به خاتمی و امثال او آلرژی دارند به من مراجعه کنند تا بدون ویزیت آنها را درمان کنم.»
چنین ادبیاتی از سوی دکتر معین در مورد منتقدین نسبت به انتخابش بدور از اخلاق مورد انتظار است. اگر او از موضع نامزد ریاست جمهوری اینگونه به منتقدین خود اهانت میکند، در صورت رئیسجمهور شدن با منتقدین چگونه برخورد خواهد کرد؟!
اگر مواضع دکتر معین مورد ارزیابی قرار گیرد باید گفت که او به شدت از ناحیه قضاوتهایی که در موردش حتی از سوی همگروهیهای خود میشود رنج میبرد. بسیاری از افراد او را به ضعف و ناتوانی متهم میسازند و میگویند که مدیریت او در دوره طولانی وزارتش به وضوح ضعیف بوده است. با آن مدیریت ضعیف حالا میخواهد امور اجرایی کشور را نیز برعهده بگیرد.
حال او برای اینکه خود را خیلی قوی و قاطع نشان دهد مواضعی اتخاذ میکند که از تعادل لازم برخوردار نیست.
مثلا در جایی گفته است که «من به هیچکس اجازه نمیدهم که مرا رد صلاحیت کند!» در جای دیگری میگوید: «اگر به جای خاتمی در اجلاس هزاره سوم سران شرکت میکردم با توجه به پشتیبانی چندمیلیونی مردم علاوه بر دست دادن با رئیسجمهور وقت آمریکا با او عکس یادگاری نیز میگرفتم.»
این ماجرا به آن قصه میماند که به یکی گفتند در فلان مجلس حرفهای گنده بزن و او در آن مجلس مرتبا از فیل و شتر و زرافه سخن میگفت.
مهندس بازرگان هم مثل آقای معین فکر کرد و با برژینسکی مشاور امنیت ملی رئیسجمهور وقت آمریکا ملاقات کرد و در نتیجه آن، عملا ناچار به استعفا شد. بنیصدر هم با لباس زنانه فرار کرد. اگر به فرض محال آقای معین رئیسجمهور شود و مثلا برود و با آقای بوش دست بدهد و عکس یادگاری بگیرد هنوز به ایران برنگشته مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی او رای خواهد داد و در هوا عزل خواهد شد.
در حالی که او به دلایل ذکر شده با لحن گردن کلفتانه با خودیها صحبت میکند سر تا پای مواضعش در بعد خارجی بوی ضعف میدهد.
2) معین در خصوص ادامه فعالیتهای هستهای ایران میگوید: «ادامه غنیسازی اورانیوم اگر امنیت ملی ما را در کوتاهمدت مورد تهدید قرار دهد ما آن را متوقف میکنیم.»!!
پیامی که غربیها از سخنان آقای معین دریافت میدارند این است که به جای امتیاز دادن به ایران میتوانند در تهدید امنیت ملی ایران به آمریکا بپیوندند تا به اهداف خود برسند. چرا که اگر نشان دهند و یا وانمود کنند که حاضر به امتیاز دادن نیستند و امنیت ملی ایران را در لفاضی تهدید کنند، ایران با چنین رئیسجمهور ضعیفی فورا تسلیم میشود. بیان این موضوع از زبان دکتر معین نشان میدهد که او با اصول اولیه دیپلماسی و روابط بینالملل آشنا نیست. بیجهت نیست که اروپائیان ادامه مذاکرات اساسی را با ایران به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول کردهاند.
بیجهت نیست که اروپا در دادن امتیاز به ایران تعلل میکند. منتظر است تا اگر آقای دکتر معین و یا امثال ایشان بر مسند ریاست جمهوری نشستند، اروپا بدون دادن امتیاز و فقط با تشر و توسل به تهدید کوتاهمدت دستهای رئیسجمهور را به علامت تسلیم بالا ببرد.
دکتر معین در جای دیگری به حق گفته است که «باید پذیرفت که هرکس رییسجمهور شود، مجری همین قانون اساسی خواهد بود.»
او که این را میداند چرا میگوید به کسی اجازه نمیدهم مرا رد صلاحیت کند!! مگر طبق همین قانون اساسی رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان به موافقت فرد رد صلاحیت شده موکول شده است؟! مگر نمیداند که موضوع غنیسازی اورانیوم به یک موضوع مهم تبدیل شده است و تصمیم در مورد آن یک سیاست کلی است و تصمیم در مورد سیاستهای کلی نظام طبق قانون اساسی با مقام معظم رهبری است؟
مگر نمیداند که مبحث امنیت ملی به شورای عالی امنیت ملی به عنوان بازوی مشورتی رهبری بستگی دارد. حتی رئیسجمهور که در راس شورای عالی امنیت ملی است نمیتواند چنین سیاستی را اتخاذ کند و تصمیمات آن برای اجرایی شدن باید به تصویب مقام معظم رهبری برسد؟!! پس دکتر معین چگونه میگوید که غنیسازی را متوقف خواهد کرد؟!!، بنیصدر هم نتوانست مثلا در مورد گروگانهای جاسوس آمریکایی برخلاف نظر حضرت امام(ره) عمل نماید؟
ضمنا رابطه با آمریکا هم جزو سیاستهای کلان است و تصمیم در مورد آن از اختیارات ولیفقیه است. معین چگونه میخواهد برخلاف آن عمل کند؟! ادامه دارد...