فصل اول: دنیاشناسی در نهجالبلاغه
1- معنا و مفهوم دنیا
کاربرد کلمه دنیا، در مواضع مختلف معنا و مفهوم خاص خود را دارد. اصطلاح دنیا غالباً در معنای اصلی خود، یعنی عالم طبیعت و جهان هستی به کار میرود، همانگونه که در روایات ما از آن با عبارات «مزرعه آخرت»، «محل تجارت اولیای الهی» و یا «سجدهگاه دوستان خدا» یاد شده است.
گاهی دنیا به معنای تعلق و دلبستگی به مظاهر دلفریب دنیا، به ویژه لذتهای حرام آن به کار میرود که روایات ما به شدت آن را مذمت کرده و بیارزشتر و پستتر از «عطسه بز» یا «کفش کهنه» و... دانستهاند.
آنچه در این نوشته مورد بررسی قرار گرفته دنیای مذموم است که عامل انحراف و موجب تباهی و فساد ایمان و آخرت انسانهاست.
2- دنیای مذموم و دنیای ممدوح
حضرت امام(قدس سره) در کتاب شریف اربعین حدیث از قول محقق و محدث بینظیر، علامه مجلسی، نقل کرده است که فرمود: بدان آنچه از مجموع آیات و اخبار ظاهر میشود به حسب فهم ما، این است که دنیای مذموم مرکب است از یک اموری که انسان را باز دارد از اطاعت خداوند و دوستی او و تحصیل آخرت؛ پس دنیا و آخرت با هم متقابلاند، هرچه باعث رضای خدای سبحان و قرب او شود آخرت است، اگرچه به حسب ظاهر از دنیا باشد؛ مثلاً تجارات و زراعات و صناعاتی که مقصود از آنها معیشت عیال است، برای اطاعت امر خدا و صرف کردن آنها در مصارف خیریه و اعانت کردن به محتاجان و... و این همه از آخرت است، گرچه مردم آن را از دنیا بدانند».(1)
و از یکی از محققان چنین نقل میفرماید:
آنچه نزدیک است و قبل از مردن، نامش دنیاست و آنچه بعد از این آید و پس از مردن، نامش آخرت است.
بنابراین، مطابق بیان علامه مجلسی(ره) معلوم میشود که برای انسان دو دنیا وجود دارد: دنیای ممدوح و دنیای مذموم.
دنیای ممدوح، دنیایی است که انسان از آن برای انسانیت، کمال و تقرب به درگاه الهی استفاده نماید.
چنان که حضرت امیرمؤمنان علی(ع) درباره دنیای ممدوح میفرماید: «همانا دنیا سرای راستی برای راستگویان و خانه تندرستی برای دنیاشناسان و خانه بینیازی برای توشهگیران و سرای پند برای پندآموزان است. دنیا سجدهگاه دوستان خدا، محل نماز فرشتگان الهی، فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت را سود بردند.»(2)
و دنیای مذموم، دنیایی است که تعلق به آن، انسان را از یاد خدا غافل مینماید؛ چنانکه حضرت صادق(ع) میفرماید:
رأس کل خطیئة حب الدنیا(3)؛ اساس هر خطا و گناهی دوستی دنیاست.
در واقع اگر انس و علاقه انسان به دنیا زیاد شود و به آن تعلق و وابستگی شدید پیدا کند، در وقت مردن که حضرت حق جل و اعلا چنین انسانی را از محبوبش جدا میکند ـ العیاذبالله ـ با خشم و بغض نسبت به خدای سبحان از دنیا میرود و خدا نکند که انسان به منعم و فاعل هستیبخش و مالک حقیقی خود بغض و کینه بورزد. اگر بخواهیم حب دنیا را از دل بیرون کنیم و از خطرها و دامهای آن رهایی یابیم، باید حقیقت و ماهیت دنیا را به خوبی بشناسیم؛ آنچنان که امام صادق(ع) میفرماید:
مثل دنیا مثل آب دریاست؛ هرچه تشنه از آن بیاشامد، تشنگی را زیاد کند تا او را بکشد.(4)
1- دنیا با مشقت و سختی آغاز میشود و با نابودی پایان مییابد.
حضرت علی(ع) درباره حقیقت دنیا میفرماید: چگونه دنیا را توصیف کنم ابتدای آن سختی و مشقت و سرانجام و پایانش نابودی است. در حلال دنیا حساب و در حرام آن عقوبت و عذاب است؛ کسی که در دنیا احساس بینیازی کند فریب میخورد و کسی که احساس فقر نماید محزون میگردد؛ تلاشکننده دنیا هرگز به آن نمیرسد و دنیا به رهاکننده آن روی میآورد؛ کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهی بخشد و آن کس که چشم به دنیا بدوزد دلش را نابینا و کور میکند.»(5)
و واضح است که کوردلی به مراتب سختتر از کوری دیده و چشم است؛ زیرا کور ظاهری از مشاهده دنیای ظاهری محروم است، ولی کوردل از رؤیت جلال و جمال خدای سبحان بینصیب است. براساس این کلام حضرت علی(ع)، دنیا هم میتواند مایه بینایی انسان گردد، زیرا از اثر، پی به مؤثر میبرد و مؤثر را میبیند؛ و هم میتواند انسان را به خود مشغول کند و مانع عبور دید انسان از ظاهر به باطن گردد.
اگر بخواهیم به خودنمودهای زیبا، عشق بورزیم، از شناخت زیبایی حقیقی محروم خواهیم گشت. انسان، تنها با عبور اندیشه از آن نمود به کمال واقعی و باطنی میتواند به حقیقت آن پی ببرد؛ به قول شاعر:
چو گلستان جنانم طبرستان جهانم
به روان همه مردان که روان است روانم
2- دنیا تشنگان خود را سیراب نخواهد کرد.
امام علی(ع) در خطبه 52 درباره حقیقت دنیا میفرماید:
آگاه باشید که به راستی دنیا رو به فنا و نیستی نهاده و انقراض لحظات خود را اعلام داشته است؛ نیکیهایش که در پشت پرده است ناشناخته مانده و با سرعت پشت کرده، میگذرد؛ ساکنان خود را به نیستی و نابودی میکشاند و همسایگانش را به سوی مرگ میراند؛ دنیا شیرینی خود را تلخ و صافی خود را تیره ساخته است؛ پس، از این دنیا باقی نمانده است مگر تهماندهای، مانند تهمانده ظرف آب ریخته شده، یا جرعهای آب که با آن عطش تشنگان دنیا فرو نخواهد نشست.»(6)
آری، تغییرات دنیا آنی و فوری و بهرهمندی از آن موقتی است؛ پس چیزی که چنین است، دل بستن به آن سودی ندارد و نباید به آن دل بست و تکیه نمود که تکیه به دنیا ناشی از پندار ثابت و دوام آن است و معلوم است که مراد از دنیا، خود جهان طبیعت با آن همه قوانین و شگفتیها و عظمتهایش نیست که نمایشگر قدرت و حکمت بالغه پروردگار جهان است؛
بلکه مراد از دنیا همانگونه که حضرت امیر فرمودند، اعتباریات دنیاست که عمده مظاهر آن، مقام و مال است؛ لذا انسان نباید به مقام و مال دلبسته شود؛ چه این که مال و مقام دنیا فناپذیر است و بنا به قول خدای سبحان (ما عندکم ینفد و ما عندالله باق) (نحل 96) آنچه نزد ماست نابودشدنی و آنچه نزد خدای سبحان است، باقی و ماندنی است.
3- حکومت دنیا ناپایدار و متاع آن نکبتآلود است.
حضرت علی(ع) در خطبه 110 در رابطه با خوشیهای ظاهری دنیا میفرماید:
«حکومت دنیا ناپایدار، عیش و زندگانی آن تیره و تار، گوارای آن شور، شیرینیاش تلخ، غذای آن زهر و اسباب و وسایل آن پوسیده است؛ زندهاش در معرض مردن و انسان سالمش در معرض بیمار شدن است؛ حکومت آن بر باد رفته و عزیزان آن شکستخورده، متاع آن نکبتآلود و پناهآورده آن غارتزده است.»
4- نابودی، رنج، دگرگونی و عبرتآموزی چهار مشخصه اصلی دنیاست.
امام علی(ع) در خطبه بلیغ و پرمحتوا، 113 دنیا را اینگونه معرفی میکند:
«دنیا، سرای نابود شدن و رنج و تغییر و عبرتهاست. از جمله اسباب فنا و نیستی دنیا این است که روزگار، تیرش را به چله کمان نهاده است و تیرهایش به خطا نمیرود و زخمهای آن بهبودی ندارد. زنده را با تیر مرگ، هدف قرار میدهد و تندرست و انسان سالم را با بیماری از پا در میآورد و نجاتیافته را به هلاکت میکشاند، دنیا، خورندهای است که سیر نمیشود و نوشندهای است که سیراب نمیشود و عطشش تمام نمیگردد.»
از جمله اسباب رنج و سختی این است که آدمی جمع میکند چیزی را که نمیخورد و میسازد بنایی را که خود در آن مسکن نمیکند؛ پس به سوی پروردگارش میرود و از دنیا رخت برمیبندد، در حالی که نه مالی برداشته و نه خانهای به همراه برده است.
نشانه دگرگونی دنیا آن است که میبینی شخصی را که به او ترحم میکردند، امروز غبطه او را میخورند و آن کس را که حسرت او را میخوردند، امروز به او ترحم میکنند؛ و این نیست مگر برای نعمتهایی که از چنگ او رفته و بلاهایی که ناگهان رسیده است.
نشانه عبرتانگیز بودن دنیا آن است که آدمی پس از تلاش و انتظار، تا به آرزوهایش نزدیک میشود، ناگهان مرگش فرا میرسد و امیدش را قطع میکند؛ نه به آرزو رسیده و نه آنچه آرزو داشته باقی میماند.
5- نه دنیا برای انسان میماند و نه انسان در آن جاودانه است.
امام علی(ع) در خطبه 172 در وصف دنیا میفرماید:
«آگاه باشید که این دنیا که شما آرزویش کرده و بدان علاقه دارید شما را گاهی به خشم میآورد و زمانی خشنود میسازد و منزلی نیست که برای آن آفریده و به آن دعوت شدهاید؛ آگاه باشید نه دنیا برای شما جاودانه میماند و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند.»
حضرت امام(ع) در کتاب شریف اربعین حدیث در شرح حدیث ششم چنین میفرماید:
«و اگر قلوب مطلع شوند که این عالم دنیا، پستترین عوالم است و دار فنا و زوال و تصرم و تغیر است و عالم هلاک و نقص است و عوالم دیگر که بعد از موت است، هر یک باقی و ابدی و دار کمال و ثبات و حیات و بهجت و سرور است؛ فطرتاً، حب آن عالم را پیدا کنند و از این عالم گریزان گردند؛ چه این که انسان فطرتاً حب بقا دارد و از زوال و فنا، متنفر و گریزان است.»
6- لذتهای ظاهری دنیا، حقیقت دردآور و کشنده را در درون خود دارند.
امیرمؤمنان(ع) در خطبه 145 شناخت حقیقت دنیا میفرماید:
ای مردم، همانا شما در این دنیا هدف تیرهای مرگ هستید که در هر جرعهای، اندوهی گلوگیر و در هر لقمهای، استخوان شکستهای قرار دارد. در دنیا به نعمتی جز با از دست دادن نعمت دیگر نمیرسید و از عمر سالخوردهای نمیگذرد مگر به ویرانی یک روز از مهلتی که دارد و برخوردنی او چیزی افزوده نمیشود مگر به نابودی اثر دیگر... ریشههایی رفتند که ما شاخههای آن هتیم، پس چگونه شاخهها بدون ریشهها برقرار میمانند.»
مبنای دنیا چنین است که با قانون همگانی و عمومی مرگ همه انسانها در کام او فرو میروند. قرآن در آیات متعدد به این حقیقت اشاره میکند و میفرماید:
«تمام کسانی که روی زمین هستند فانی میشوند و تنها پروردگار عالم که صاحب جلال و عظمت است باقی میماند»(رحمن- 26)
البته روشن است که مسئله فنا، نه منحصر به انس و جن و نه حتی منحصر به موجودات زمینی است؛ بلکه طبق تصریح قرآن کریم(کل شی هالک الا وجهه)(قصص-88)، تمام اهل آسمانها و همه موجودات فانی میشوند، ولی از آنجا که دفن ساکنان زمین در میان بوده، در آیه 26 سوره الرحمن آنها را مطرح کرده است و به فنای سایر موجودات در آیه 88 سوره قصص اشاره فرموده است. امام علی(ع) نیز در این خطبه دنیا را به حدی بیارزش میداند که حتی درباره خوردنیها و نوشیدنیهای دنیا که مورد علاقه انسان است میفرماید: «در هر جرعهای، اندوهی گلوگیر و در هر لقمهای، استخوان شکستهای قرار دارد».
وقتی نعمتهای دنیا چنیناند، پس شایسته نیست که انسان به آن دل ببندد و خود را بدان مشغول سازد و از جهان آخرت که جاویدان است باز بماند.