ارزیابی عملیات رمضان
آنچه در عملیات رمضان مهم بود و خطوطی برجسته را در تاریخ جنگ و انقلاب اسلامی ترسیم کرد، گذشته از انهدام وسیع دشمن، اتخاذ استراتژی جدید «تنبیه متجاوز» و تصمیمگیری برای پیشروی به داخل خاک عراق بود. این امر در واقع، به معنی مقابله با تمامی فشارهای سیاسی - تبلیغاتی دنیای استکبار بود و این معنا را به غرب تفهیم کرد که جمهوری اسلامی پس از پشتسر گذاشتن مرحله بیرون راندن متجاوز از سرزمینهای اشغالی، مصمم به ادامه نبرد تا تحقق خواستههای به حق خود میباشد.
گذشته از این، عملیات رمضان در بعد نظامی فراتر از توانمندیهای جمهوری اسلامی بود و عمدتاً میبایست به عنوان یک تجربه، نصبالعین تبیین مرحله جدید جنگ میشد. به عبارت دیگر، عملیات رمضان خاطرنشان میساخت که با تغییر زمین نبرد و نیز اتخاذ استراتژی دفاع مطلق از سوی دشمن، استمرار جنگ نیازمند شرایطی جدید است که بدون در نظر گرفتن آنها نتایج مطلوب حاصل نخواهد شد. این شرایط عبارت بودند از:
1- فراهم آوردن تمامی شرایط و لوازم پیشروی.
2- افزایش توانایی مهندسی.
3- گسترش سازمان رزم به طور کلی، به صورتی که با طولانی شدن جنگ و درگیری، امکان و توانایی ادامه نبرد با دشمن را از دست ندهیم.
4- گسترش سازمان یگانهای زرهی، به منظور امکان ادامه جنگ در روشنایی روز و رویارویی با نیروهای زرهی دشمن.
بازتاب عملیات رمضان
آغاز عملیات رمضان به عنوان مرحله جدید و سرآغاز تحول جدیدی در جنگ ایران و عراق، بازتاب گستردهای در مجامع سیاسی بین المللی داشت. ریگان، رئیسجمهور آمریکا، پس از اطلاع از خبر حمله ایران، در دیدار با رهبران کنگره آمریکا گفت: «تهاجم نیروهای ایران به عراق میتواند تمام منطقه را به خطر بیندازد.»
در پی این دیدار، کاخ سفید با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از حمله ایران به عراق، به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پیشنهاد کرد که برای حفظ امنیت در منطقه، با آمریکا به مشورت بپردازند. کاخ سفید در این بیانیه اعلام کرد: «حمایت آمریکا از کشورهای منطقه که احساس میشود با این جنگ مورد تهدید قرار گرفتهاند، به خوبی مشهود است و آمریکا برای مذاکره با این کشورها جهت حمایت از امنیت آنها آماده است.»
منشی مطبوعاتی کاخ سفید در این باره گفت که مذاکرات با کشورهای منطقه جهت ارزیابی اثرهای کوتاهمدت یا درازمدت حمله ایران، ادامه دارد.
روزنامه واشنگتنپست نیز به نقل از مقامات آمریکایی نوشت: «خبر این عملیات (رمضان) زنگ خطر را برای واشنگتن به صدا درآورده است و پیروزی ایران در این عملیات، اوضاع را به طور پیچیده خواهد کرد.»
این روزنامه احتمال قرار گرفتن آمریکا در کنار عراق را جدیتر از گذشته مطرح کرد. روزنامه واشنگتنپست در شماره دیگر به نقل از مقامهای برجسته آمریکایی نوشت: «دولت ریگان نسبت به مشکلاتی که پیروزی نیروهای ایرانی میتواند به بار آورد به شدت احساس نگرانی میکند. به گفته آنان چنین رویدادی ممکن است بنیادگرایی اسلامی منطقه را تقویت کند و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهد و موجبات سقوط صدام حسین را نیز فراهم آورد.»
تلاشهای آمریکا، غرب و کشورهای منطقه برای نجات رژیم عراق
واکنشهای متعددی که با اجرای عملیات رمضان برانگیخته شد، نشاندهنده اهمیت آثار آن بر توازن سیاسی و نظامی منطقه بود. «باری گلدواتر» سناتور جهموریخواه آمریکا گفت: «در جنگ ایران و عراق خطر بزرگی را به ما گوش زد میکند، چنانچه ایران در این نبرد پیروز شود، تمام خاورمیانه درگیر یک جنگ تمامعیار خواهد شد که ممکن است به یک جنگ جهانی نیز تیدیل شود... آمریکا باید از هر جهت – به استثنای اعزام پرسنل - به کشورهای عربدوست کمک نماید زیرا پیروزی ایران بر عراق حکومت این کشور را در منطقه به عنوان یک کشور قدرتمند باقی خواهد گذاشت... خطری که اینک متوجه عراق است، در آینده دیگر کشورهای عربی منطقه را در بر خواهد گرفت. آمریکا متعهد است در مقابل هرگونه تهدید ایران، از دوستان خود در منطقه و به ویژه اسراییل حمایت کند.»
روزنامه نیویورک تایمز ضمن بررسی وضعیت جنگ ایران و عراق، اعلام کرد که مقامهای آمریکایی از پیروزی احتمالی ایران در جنگ نگران هستند و به کشورهای عرب خلیج فارس پیشنهاد کردهاند که یک مانور نظامی مشترک با آمریکا در خلیج فارس برگزار کنند. این روزنامه به نقل از مقامهای برجسته دولت ریگان نوشت: «آمریکاییان به شدت نگران خطراتی هستند که منافع آمریکا در منطقه را تهدید میکند. دولت آمریکا به همین علت عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس که ممکن است جنگ را عامل تهدیدکنندهای برای خود بدانند پیشنهاد کرده است که با دولت آمریکا به مانورهای مشترک نظامی دست بزنند.»
نیویورک تایمز سپس به نقل از همین مقامهای دولتی آمریکا افزود: «هیچ یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس از آمریکا نخواستهاند که نیروهای خود را در منطقه مستقر کند. به گفته مقامات وزارت امور خارجه آمریکا آنچه بر نگرانی آمریکاییان افزوده این است که پیروزی نظامی ایران ممکن است دولت صدام را سرنگون سازد و راه را برای گسترش بنیادگرایی اسلامی در عراق و سرانجام در دیگر کشورهای خلیج فارس هموار کند.»
تلاشها و مواضع سازمان ملل
مهمترین وظیفه سازمان ملل متحد، حفظ صلح و امنیت بینالمللی است و برای تحقق این هدف، میبایست مطابق منشور ملل متحد، علیه متجاوز اقدام کند. اما زمانی که عراق به خاک ایران تجاوز کرد و بخش بزرگی از مناطق جنوب و غرب کشور را به اشغال خود درآورد، این سازمان، نه تنها علیه متجاوز اقدام نکرد، بلکه مواضع و تصمیمات آن در جهت تثبیت و حمایت از متجاوز بود.
شورای امنیت سازمان ملل مدت 22 ماه در برابر تجاوز عراق سکوت کرد. در این مدت نیروهای عراقی به پیشروی خود در خاک ایران ادامه دادند و به تحکیم مواضع پرداختند. در حالی که جمهوری اسلامی نیز درگیر شدیدترین بحران سیاسی - نظامی داخلی بود. ظاهراً اعضای شورای امنیت به پیروزی گروههای مخالف نظام ایران امیدوار بودند تا در موقعیت جدید به اتخاذ موضع بپردازند. سرانجام با اجرای عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر، شورای امنیت سازمان ملل سکوت طولانی خود را شکست و به درخواست اردن و با حمایت آمریکا، تشکیل جلسه داد و قطعنامه 514 را در 12 ژوییه (21 تیر 1361) به تصویب رساند. در مقدمه این قطعنامه از «طولانی شدن برخورد دو کشور که به خسارت سنگین انسانی و زیان مادی بسیار منجر شده و صلح و امنیت بینالمللی را به خطر انداخته است.» اظهار نگرانی عمیق شده است. در بندهای اجرایی این قطعنامه چنین آمده است:« 1- شورا خواستار آتشبس و خاتمه فوری همه عملیات نظامی میشود. 2- خواستار عقبنشینی به مرزهای شناختهشده بینالمللی میشود. 3- تصمیم میگیرد گروهی از ناظران ملل متحد را به منظور بررسی، تایید و نظارت بر آتشبس و عقب کشیدن نیروها اعزام کند و از دبیر کل درخواست میکند گزارشی در مورد ترتیبات لازم برای این منظور را به شورای امنیت تسلیم کند. 4- مصرانه میخواهد که کوششهای میانجیگرانه به نحوی هماهنگ، از طریق دبیر کل جهت دستیابی به راهحلی جامع، عادلانه و شرافتمندانه که قابل قبول هر دو طرف باشد، در مورد همه مسایل مهم، براساس اصول منشور ملل متحد از جمله احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی دولتها ادامه یابد. 5- از همه دولتهای دیگر درخواست میکند، از تمامی اقداماتی که میتواند به ادامه اختلاف کمک کند، خودداری ورزند و اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند. 6- از دبیر کل درخواست میکند که ظرف سه ماه در مورد اجرای قطعنامه حاضر به شورا گزارش دهد.»
اگرچه شورای امنیت در قطعنامه 514 برای نخستین بار از برقراری آتشبس، عقبنشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطعنامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهههای جنگ از بین رفته و نیروهای ایران بسیاری از مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را بازپس گرفته و در بسیاری نقاط، به مرزهای بینالمللی رسیده بودند. ایران این قطعنامه را نیز به دلیل «نادیده گرفتن واقعیتهای جنگ» نپذیرفت و به منظور «احقاق حقوق» خود، در 23 تیر 1361 (دو روز پس از تصویب قطعنامه 514) با اجرای عملیات رمضان، وارد خاک عراق شد. با ورود نیروهای جمهوری اسلامی به داخل عراق، شورای امنیت بلافاصله تشکیل جلسه داد و بیانیه 15 ژوئیه 1982 (23 تیر 1361) را در مورد اجرای قطعنامه 514 تصویب و از «تشدید درگیریها» ابراز نگرانی کرد، کاری که میبایست دو سال پیش از آن انجام میگرفت.
مواضع مقامات رسمی جمهوری اسلامی
در پی اجرای عملیات رمضان، جمهوری اسلامی ایران بر حقانیت عملکرد دفاعی خود تاکید کرد. در این باره آقای هاشمی رفسنجانی در سخنانی مواضع جمهوری اسلامی در خصوص جنگ، دلایل ورود به خاک عراق، اهداف عملیات ایران، موضع جانبدارانه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از عراق و تفسیرهای اشتباه غربیها از صدور انقلاب اسلامی را تشریح کرد و به مقایسه عملکرد ایران و عراق در رعایت قوانین انسانی در جنگ پرداخت. وی درباره عملیات رمضان گفت: «شروع این عملیات نقطهای حساس در تاریخ حرکت انقلاب اسلامی ایران است.»
وی با اشاره به اخبار رسانههای غرب درباره تحولات اخیر جنگ گفت: «این خط خبری دو مسیر را تعقیب میکند، اول این که جمهوری اسلامی را به عنوان یک قدرت نظامی و پدیده جدید در منطقه معرفی میکند که یک قسمت از این مساله واقعیت است و آن اعتراف به قدرت نظامی ایران توسط آنان است که تاکنون از اظهار آن خودداری میکردند و قسمت دوم شیطنتی است که از این طریق سعی دارند اعمال کنند و ایران را کشوری خطرناک جلوه دهند.»
رییس مجلس شورای اسلامی در خصوص اهداف عملیات ذمضان با اشاره به اظهارات امام خمینی گفت: «اولاً هدف اصلی این عملیات ادامه حرکت دفاعی گذشته ایران است و برای دفاع از شهرهای مهم و اقتصادی و بندری آبادان و خرمشهر انجام عملیات برای خارج کردن این شهرها از زیر آتش دشمن کاملاً ضرورت داشت و ما ضرورت این کار را رسماً از زبان مسئولان اعلام کردیم و به دولت عراق دو ماه مهلت دادیم تا حقوق حقه ایران را بپردازند که مهلت کافی نیز بود ولی با امتناع دولت عراق و مظلومنمایی آنان، انجام عملیات اجتنابناپذیر بود. ثانیاً ما حقوق خود را میخواهیم و چون از دادن آن امتناع ورزیدند ما نیز اعلام کردیم که پشت مرزها نمینشینیم و دست روی دست نخواهیم گذاشت بلکه اقدامات جدی انجام خواهیم داد که عملیات رمضان از جمله این اقدامات است.»
نماینده امام در شورای عالی دفاع، «تنبیه متجاوز» را هدف سوم عملیات رمضان و حق ملت مسلمان ایران که مورد تهاجم قرار گرفته، اعلام کرد. وی یکپارچه کردن جبهه شرقی جنگ با اسراییل برای آزادی قدس را هدف چهارم عملیات رمضان برشمرد. هاشمی رفسنجانی سپس با اشاره به پیام امام امت به مردم عراق مبنی بر قیام علیه حکومت این کشور، زمان کنونی را بهترین فرصت برای چنین اقدامی دانست.
رییسجمهوری اسلامی ایران، آیتالله خامنهای نیز در خطبههای نماز عید فطر به توضیح مواضع ایران پرداخت. گزیدهای از این مطالب به قرار زیر است: «آن روزی که هزاران کیلومتر از خاک ما در زیر پای متجاوزان بعثی قرار داشت، کسی باور نمیکرد که ما بتوانیم متجاوز را سر جایش بنشانیم، ولی امروز دنیا این را باور کرده است که ما پس از 23 ماه در زیر فشار دشمن قرار داشتن نمیتوانیم شاهد شهادت کودکان و زنان خرمشهری و آبادانی و ویران شدن منازل مسکونی بر اثر گلوله باران توپخانه دوربرد عراق باشیم و این در حالی است که ما حاضر نیستیم مقابله به مثل کنیم و بصره و دیگر شهرهای عراق را بمباران کنیم، پس تنها راه چاره این است که برویم و آتش توپخانه دوربرد دشمن را یا خاموش کنیم یا آنقدر آن را عقب بزنیم که قادر به گلولهباران شهرها و روستاهای ما نباشد...»
رییس شورای عالی دفاع درباره کمکهای برخی دولتهای جهان به عراق جهت تقویت این کشور در جنگ با ایران، اظهار کرد: «همه ابرقدرتهای جهان از جمله آمریکا و شوروی و اقمار این دو ابرقدرت به طرق مختلف سلاح و تجهیزات جنگی و کمک مالی در اختیار رژیم عراق برای جنگ با ایران قرار میدهند که هدف از این کمکها، مقابله با شیوع تفکر انقلاب اسلامی در منطقه است و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز با این انگیزه آغاز شده است که جلو گسترش انقلاب اسلامی و گرایش روزافزون ملل منطقه به آن را سد کنند.»
رییسجمهور در پاسخ به ادعای عراق مبنی بر توسعهطلبی ایران گفت: «ما قصد کشورگشایی توسعه ارضی نداریم؛ کشور عراق متعلق به ملت عراق است و خود آنان باید کشورشان را اداره کنند و ما نیز قصد تصرف عراق و کشورگشایی را نداریم.»
از طرف دیگر در پی تصویب قطعنامه 514 شورای امنیت سازمان ملل، میرحسین موسوی، نخستوزیر ایران به تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره این قطعنامه پرداخت و گفت: «اگر شورای امنیت 10 قطعنامه دیگر هم صادر کند، ما نمیتوانیم از حقوق خود دست برداریم. رای شورای امنیت به قطعنامه 514 در حقیقت رای اعتماد آمریکا و شوروی به صدام است.»
وی درباره تاکید قطعنامه بر آتشبس گفت: «شورای امنیت رای داده تا آتشبس شود و ناظران بینالمللی یعنی نیروهای آمریکا، شوروی و کشورهای اروپایی بیایند بر این آتشبس نظارت کنند، شبیه نظارتی که تاکنون در جنوب لبنان انجام میدادند و جمهوری اسلامی هم با رژیم بغداد سر یک میز بنشینند. البته از شورای امنیتی که پنج قلدر بزرگ جهانی در آن حق وتو دارند، جز این هم انتظاری نمیرفت.»
نخستوزیر در ادامه سخنان خود با اشاره به سکوت دوساله شورای امنیت در برابر تجاوزات عراق به جمهوری اسلامی ایران گفت: «ما نمیدانیم چرا شورای امنیت در دو سال گذشته خواب بود و یکباره با آزاد شدن خرمشهر از خواب پرید؟! به هر حال ما احتیاجی به نیروهای بیگانه در مرزها نداریم و بهتر است این نیروهای ناظر در مناطق دیگر از منافع ابرقدرتهای استکباری حفاظت کنند.»
وی درباره پایان جنگ تاکید کرد: «رژیم عراق باید بدون قید و شرط از سرزمینهای ما کاملاً عقبنشینی کند، خسارات وارده به ایران را بپردازد و محکوم شود، در این حالت جنگ خود به خود تمام میشود.»
مواضع امام خمینی
امام خمینی در بیانانی هدف ایران از ورود به خاک عراق را یک هدف دفاعی و به منظور قطع آتش دشمن از مناطق مسکونی شهرها و روستاهای کشورمان اعلام کرد. بخشهایی از سخنان امام بدین شرح است: «دفاع یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً، ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم. بیست و چند ماه این ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرد که تاریخ اینها را باید ثبت کند و از این کشورهایی که میگویند: «ما طرفدار اسلام هستیم» و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا، صحبتی نشد، گاهی اگر شد، ایران را محکوم میکردند! و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای این که نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و اینجاها مورد حمله آنها واقع بشوند و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند - این یک دفاعی است که ما میکنیم - باز تمام مطبوعات و تمام رادیوها یا محکوم میکنند ما را و یا فریاد میزنند که برای منطقه خطر است! تحریک میکنند کشورهای منطقه را و من و تمام اشخاصی که مسئول هستند ـ البته من طلبهای هستم و مسئول نیستم لکن من موعظه میکنم - تاکنون کراراً به این دولتهای منطقه تذکر دادهایم که ما با شما نمیخواهیم بجنگیم... ما در عین حالی که قدرتمندترین دولتهای منطقه هستیم و به برکت اسلام یک قدرتی این کشور ما و این ملت ما دارد که قدرتهای بزرگ هم نمیتوانند تعرض به او بکنند. در عین حال ما میخواهیم که با همه این کشورهای اسلامی و خصوصاً اینهایی که رد منطقه هستند، در خلیج فارس هستند و در اطراف خلیج فارس هستند، میخواهیم برادر باشیم، میخواهیم همه آنها با هم دست به هم بدهیم و خدای تبارک و تعالی آنقدر مقدورات به این کشورهای اسلامی داده است چه از جهات معنوی و چه از جهات مادی که اگر بفهمند این حکومتها و توجه به مسایل پیدا بکنند، قدرتی هستند که در مقابل آنها قدرت دیگری اندک است... ما چقدر به این کشورهای منطقه باید بگوییم که «بابا به شما کار نداریم» شما بیایید و با ما برادری کنید تا همه با قدرتهای بزرگ مقابله کنیم و کشورهای خودمان را نجات بدهیم... شما بیایید امروز که ملت ایران قیام کرده است و میبینید که تا چه اندازه پیشرفت کرده است و همه قدرتها را اجازه نداده است که دخالت بکنند در کشور خودش، با اینها همقدم بشوید تا همه با هم - هر کس در کشور خودش مستقل، لکن همه با هم - در مقابل قدرتهایی که میخواهند ما را از بین ببرند و ما را مستعمره خودشان - ولو مستعمره نو باشد - قرار بدهند، از چنگال آنها نجات پیدا کنیم، شماها تا کی میخواهید اسیر آمریکا باشید و اسیر مستشاران آمریکا؟!
وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نیست. ما وطنمان اسلام است، ما تابع احکام اسلام هستیم، اسلام به ما اجازه نمیدهد که یک کشور مسلمی را ما تحت سلطه قرار بدهیم و ما نخواهیم خواست هیچوقت؛ توجه به این پیدا نخواهیم کرد. شماها چه داعی دارید که دایماً دم از این میزنید که ایران خطر است برای ما، ایران خطر است برای آمریکا، ایران خطر است برای شوروی، نه، ایران احمت است برای شما... من امیدوارم همه کشورهای منطقه و دولتهای منطقه به خود بیایند و مطمئن باشند که یک ایران قدرتمند اسلامی برای آنها بهتر است از آمریکا و شوروی، آنها فقط مصالح خودشان را در نظر دارند و اسلام مصالح کشورهای اسلامی و مسلمانان همه را، بلکه مصالح بشر را، ما به هیچ کشوری طمع نداریم و به هیچ کشوری حقی نداریم و خدای تبارک و تعالی به ما اجازه نداده است که در هیچ کشوری دخالت بکنیم، مگر آن که مثل دفاع باشد که امروز ما با این دولت فاسد عراق در حال دفاع هستیم... تمام کشورهای اسلامی بدانند که ایران ابداً نظری به کشورهای آنها ندارد. ایران برای جمعیت خودش همه چیز دارد و اینطور نیست که یک کشور سرکش که بخواهد همه چیز را تحت سلطه خویش دربیاورد. ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه میدهد و جز دفاع، جنگ ابتدایی با هیچکس نخواهد کرد.
من باید تذکر بدهم، هشدار بدهیم به بعضی از این کشورها که باز کمک کاری میکنند به دشمن اسلام، من هشدار بدهم که توجه داشته باشید برای آتیه خودتان زحمت تولید نکنید، شما هر کدام که امروز به صدام کمک کنید، خیانت به اسلام کردهاید و محرم هستید پیش اسلام، اگر تا امروز عذری میتراشیدید که ما از عراق میترسیم، امروز دیگر آن عذر، نیست. عراق - یعنی حکومت عراق - خودش را هم نمیتواند حفظ کند تا چه رسد به این که بخواهد به شما تعدی کند، این عذر منقطع است. امروز ما اگر ببینیم بعضی دولتها باز کمک میکنند، کمک نظامی میکنند، کمک مالی میکنند به دولت عراق، آنها را مجرم میشناسیم و انشاءالله با آنها، اگر برنگردند، معامله مجرم میکنیم و احکام اسلام را درباره آنها جاری میکنیم و من نصیحت میکنم باز به آنها که دیر نیست و امروز هم برگردید و لااقل کمک نکنید به این مجرم اصلی و به آن مجرم اصلیتر که آمریکا باشد.»