پرویز اسماعیلی
همان گونه که پیشبینی میشد، اجلاس نوامبر شورای حکام بدون صدور قطعنامه جدیدی علیه ایران به پایان رسید و اکنون، تحلیل واقعبینانه، غیرشتابزده و بدون احساسات از فرایند آغاز تا فرجام نشست اخیر و همچنین مسیر فرارو ضروری است. از آن جمله:
1- یک نیمه از «بازی هستهای» غرب با ایران به پایان رسیده و دلایل متعددی نشان میدهد که معدل امتیازات طرفین، ایران را برنده این نیمه کرده است. رهاورد ایران، اثبات صلحآمیز و همچنین بومی بودن توانمندی اتمی، تثبیت و عملی کردن حق کشور تا مرحله تولید UF6 (تکمیل عملیات تولید فرآوردههای اورانیومی در اصفهان) و نیز شکست اجماع علیه کشورمان و حتی چرخش بسیاری از کشورها در جهت مخالف غرب بوده است.
آمریکا و غرب نیز بدون رهاورد نبودهاند؛ اما تمایز مساله اینجاست که آنها با تزریق انگیزههای سیاسی و فشارها و «رشوههای دیپلماتیک» و بعد از 8 نشست، در حالی قطعنامه 24 سپتامبر را با طرح موضوع عدم پایبندی ایران به ان.پی.تی، به میان آوردن نام شورای امنیت و درخواست اختیارات فراقانونی برای بازرسان آژانس (بخوانید خودشان) علیه ایران ارائه کردند که دنیا میداند؛ اولا فعالیتهای ایران به سمت مقاصد نظامی منحرف نشده و ثانیا برخورد غرب با ایران سیاسی است و نه حقوقی و فنی.
2- پیروز نهایی رقابت در پایان نیمه دوم معرفی میشود. نباید از فتنه غافل بود. باید همه تجربهها را با دیپلماسی ظریف همراه کرد و قوای تصمیمگیر نظام و رای اظهارات دیپلماتها به این اجماع برسند که وارد مرحلهای بس پیچیدهتر در پرونده هستهای شدهایم. نقطه عزیمت ما در نیمه دوم «بازی هستهای» فهم این نکته است که تنها واقعیت اعتدال ظاهری غرب در نوامبر، طراحی تاکتیک تازه و به میدان کشیدن بازیگران تازهای است تا آنها را پیروز «نیمه سرنوشت» کند. ما نیازمند شناخت ابعاد این تاکتیک تازه با بهرهگیری از حداکثر خردجمعی از یک سو و گرفتن فرصت از حریف برای یارگیری تازه و به عبارتی حفظ آرایش بازیگران از سوی دیگر هستیم.
3- با توجه به آنچه گفته شد، اجلاس نوامبر هم برای ایران و هم برای بلوک غرب به رهبری آمریکا، نقطه عطف و فرصتی است که بازشناسی و اتخاذ راهبرد مناسب آن پیروز نهایی را معرفی میکند، با این تفاوت که نقطه آغاز این دور تازه با برتری نسبی ایران همراه است و هوشمندی ماست که «برتری نسبی» به دست آمده را به «مزیت پایدار» برای منافع ملی تبدیل میکند. انشاءالله
4- ایران باید کانالهای مذاکراتی متعددی را در بحث هستهای سازماندهی و مدیریت کند و با 3 کشور اروپایی درون آن کشورها و یا وین، با روسیه در مسکو یا تهران و با هر طرف دیگری در جای خود مذاکره کند. بیتردید برگ مهمی از تاکتیک تازه حریف کور کردن نقاط قوت ما در نیمه اول، از جمله القای همگرایی مصنوعی روسیه و حتی چین با غرب و همینطور کاهش اعتبار و انزوای گروه غیرمتعهدها با 114 عضو در جامعه بینالملل است. مسکو و پکن انگیزههای بالایی برای مقاومت در برابر غرب دارند که به توازن «ژئواستراتژیک» آنها در برابر آمریکا باز میگردد. اما دیپلماسی هوشمندانه ایران «باید» مهارت خود را در بالا بردن کفه این 2 کشور حداقل در رقابتهای منطقهای نشان دهد.
5- همه 38 بیانیه صادر شده در اجلاس نوامبر قطعات پازلی هستند که راه را هموارتر میکند. دیپلماسی ایران باید با دقت در واژه واژه بیانیه کشورها پاسخ مناسب آن را تدارک ببیند و بازپس فرستد!
6- از جمله امتیازات ما در دور جدید مذاکرات این است که نه تعطیل و تعلیق، بلکه چگونگی تکمیل چرخه سوخت دستور مذاکره است. این امتیاز، حاصل برخورد هوشمندانه و همکاری آگاهانه با آژانس نیز بوده است. لذا ارتقای هماهنگ سطح هوشمندی و همکاری ما با آژانس مهم است. مختصر بگویم، اگر تجربه سانتریفیوژ P2 یا تجربه پلوتونیوم و اخیرا چند برگ عادی ارائه شده به آژانس را فراموش نکرده باشیم، هر سند و مدرک هر چقدر بیاهمیتی را من بعد در اختیار دیگران نخواهیم گذاشت!
7- مجموعه اطلاعات و کدهای خبری نشان میدهد که اطلاعات ماهوارهای غرب از تاسیسات ما بهنگام است، اما باید با جاسوسی زمینی بویژه در حوزههای استراتژیک و دفاعی تکمیل شود. وظیفه قطعنامه 24 سپتامبر گذشته همین بود که با درخواست اختیارات فراتر از حتی پروتکل الحاقی برای بازرسان، عملا این روزنه را باز کند. حال آن که قرار ما تاکنون اجرای داوطلبانه پروتکل بوده و حالا فراتر از آن برای ما تکلیف قلمداد میکنند!
قبلا هم یادآور شده بودیم که بجا بود مجلس محترم قبل از تصویب طرح یک فوریتی توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت(؟!) طرحی دو فوریتی را به تصویب میرساند که دولت را از هر گونه همکاری فراتر از پروتکل الحاقی با رعایت ملاحظات معطوف به امنیت ملی منع کند. هنوز هم دیر نشده است.
8- زمزمه تدوین مجدد پروتکل الحاقی دوم آغاز شده است. تجربه موفق ایران در حضور فعالانه در تدوین پروتکل اضافی مربوط به سلاحهای شیمیایی نشان میدهد که کشورمان باید بیش از پیش در تنظیم مقررات بینالمللی مشارکت داشته باشد.
9- برتری ایران در نیمه اول بازی، دستاورد تلاش همه کسانی است که از ابتدا تا همین اکنون عهدهدار مسؤلیت در این «پرونده ملی» بودهاند. حاصل حداکثر استفاده نظام از عقل و خرد جمعی برای حفظ یک دستاورد بزرگ از کانالهای مسالمتآمیز است. لذا تقسیمبندی «حیدری و نعمتی» در وظایف ملی نه شایسته است و نه منصفانه. زحمات همه را باید پاسداشت و پذیرفت که در ادامه راه نیز همدلی و همراهی فرمول کارآمدی است!
10- برخورد کلیشهای نداشتن، حفظ و ارتقای روحیه وحدت ملی و همگرایی تمام اقوام و احزاب در نگهداشت این دستاورد ملی و نیز تدوین کارشناسانه و غیرشعاری مزیتهای پایدار انرژی هستهای برای کشور از جمله وظایف رسانهها در مقطع کنونی است.
و سرانجام این که، حتی اگر پیروز صددرصد نیمه اول بازی هستهای باشیم، داوری تاریخ از دست برنده پایان نیمه دوم نام خواهد برد. بازی پیچیدهتر شد. هنرمندی دیپلماسی ما در این مرحله هم باید از ذکاوت و ابتکار افزونتری بهره بگیرد.