یوسف محسنزاده
مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهای را علیه ایران تصویب کرد که کانادا آتشبیار معرکه آن بود. کانادا به عنوان کشوری مرتبط با واشنگتن و مجری سیاستهای کاخ سفید، از چندی پیش روند گزندهای را در تعامل سیاسی خود با کشورمان در پیش گرفته است. ظاهر موضوع به ماجرای زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ایرانی مربوط میشود که کاناداییها به دلیل اعطای تابعیت به نامبرده متعهد گشتند که از حقوق وی دفاع کنند. در حالی که آنان هیچ انگیزهای برای کشف ابهامات مربوط به کشته شدن یک جوان ایرانی در تورنتو از خود نشان ندادند.
طبعاً، موضوع میتوان گفت مسایل سیاسی و ناکامیهای واشنگتن در عراق و مهمتر از آن، پایبندی کشورمان به مقوله انرژی هستهای و برخورداری از دانش آن، مقامات کانادایی را مشوش و نگران کرده است. بطور کلی، کانادا بعنوان یکی از متحدان نزدیک آمریکا، باید در خدمت استراتژی کاخ سفید برای ضربه زدن به کشورمان قرار گیرد که این امر عمدتاً در مقوله حقوق بشر نمایان شده است. همین کاناداییها، هیچ گونه واکنشی علیه اقدامات ددمنشانه و ضد انسانی سربازان آمریکایی در شکنجه کردن مردم بیدفاع در رسوایی زندان ابوغریب و تجاوز به نوامیس مردم و کشتن افراد بیدفاع به اتهام وابستگی به مقاومت عراقی، از خود نشان ندادند.
علاوه بر این، امروز که صحبت مربوط به تأسیس بازداشتگاهها و زندانهای سری آمریکا در اروپای شرقی و شماری از کشورهای تحت سیطره آمریکا برای شکنجه کردن افراد متهم و ربوده شده در رسانهها مطرح است، مقامات کانادایی که خود را ـ به ظاهر ـ پایبند دفاع از حقوق بشر میدانند، هیچگونه موضعگیری از خود نشان ندادند. البته این امر، چندان جای تعجب و شگفتی ندارد. کاناداییها، نگاه دوگانهای به مساله حقوق بشر داشته و در جایی که پای آمریکاییها بعنوان ناقضان صریح حقوق بشر مطرح است، نه تنها به هیچگونه انتقادی علیه آنان مبادرت نمیورزند، سهل است که به توجیه این جنایات میپردازند.
کانادا همچنین به محل امنی برای فعالیت رسانهای پارهای از منتقدان و مخالفان نظام سیاسی کشورمان درآمده است. کسانی که در ایران، برای مخالفتهای غیر قانونی، هرج و مرجآمیز و دشمن شادکن خود محکوم گشتند و با بهرهگیری از خلاءهای قانونی توانستند به خارج از کشور بروند و بالاخره با حمایت کاناداییها بساط رسانهای خود را جهت خدشهدار ساختن سیاستهای ملی نظام و حمله علیه منتخبان مردم، به راه انداختند و به موج تبلیغات خصمانه آمریکا و اسراییل علیه ایران، کمکهای شایانی مینمایند.
بیشک، این قطعنامهها، به دلیل پایه و منشاء سیاسی آن، هیچگاه مورد توجه قرار نخواهد گرفت و البته، پایهگذاران چنین قطعنامههایی بر این باورند صدور آنها در شرایطی که ایران از هر طرف با هجوم ناجوانمردانه غربیها برای محدود کردن دانش هستهای آن مواجه است، میتواند یک ضربه اساسی دیگری را وارد سازد.
البته این تحلیل ناقص و فاقد گزارههای متقن است. ایران در گذشته در بدترین وضعیت خود، نیز در مجمع عمومی سازمان ملل از سوی گروه غربیها متحمل صدمات و لطمات زیادی شده است. این بار نیز، وضع چندان با گذشته فرق نکرده است. در این میان، دشمنی دولت سرنگون شده کانادا علیه ایران، آشکارتر و عریانتر از گذشته شده است.