دولت اصولگرای احمدینژاد تکمیل شد و دغدغههای رییسجمهور برای داشتن دولتی کامل پایان یافت. اکنون دولت میتواند با ظرفیت کامل، قدمهای خود را برای خدمترسانی سرعت بخشد. بدون شک دولت نهم میتواند با این ظرفیت شروع جدیدی را آغاز کند تا مردم بتوانند اثرات تصمیمگیریهای دولت را در بهبود زندگی خود کاملا حس کنند و ارزشهای اسلامی را بیش از پیش در جامعه خود حاکم ببینند تا گامهای مهمی بسوی ایجاد جامعه اسلامی برداشته شود.
این کار با انتخاب مدیرانی ممکن خواهد بود که خدمت به مردم را به عنوان یک اصل قبول و به آن التزام داشته باشند. حلقه اول این مدیران که شامل وزیران جدید میباشد تکمیل شده و نیاز است که این حلقه به سوی مدیران سطوح دیگر گسترش یابد. مدیرانی که باید با کمک یکدیگر بار خدمتگزاری به مردم را به عنوان یک وظیفه الهی و انسانی به منزل مقصود برسانند.
در دوران هشت سال حاکمیت حزب مشارکت بر دولت، مدیران لایق زیادی از دولت کنار گذاشته شدند. مدیرانی که علیرغم برخورداری از توان و تعهد و تخصص کافی، فقط به جرم قبول نداشتن تفکر حزب مشارکت از مسئولیتهای خود برکنار شدند. ظلمی که به این مدیران شد، باعث گردید که جامعه از خدمات آنها محروم شود و در حقیقت این ظلمی بود که حزب مشارکت در حق جامعه مردم روا داشت.
اینک دولت احمدینژاد میتواند آب رفته را بجوی بازگرداند و با بازگرداندن مدیران لایقی که در دوران هشت ساله اخیر از ظرفیت آنها استفاده نمیشد، باعث تسهیل امر خدمتگزاری گردد. بدون شک این مرحله دشواری از وظایف دولت احمدینژاد میباشد که با مقاومتها و مخالفتها و جوسازی این افراد همراه خواهد بود. یکی از دشواریهای این راه، رنگ عوض کردن افراد و فریبکاری و گرفتن ماسک اصولگرایی بر چهره است که برخی از افراد قدرتطلب برای ادامه حضور در مدیریت از آن استفاده میکنند. شناسایی افراد با اخلاص برای همراهی با این دولت گرچه دشوار است، ولی با استعانت از خداوند متعال و بازبینی سابقه افراد و مشورت با اهل آن میسر خواهد بود.
امیدواریم خداوند دولت احمدینژاد را در این مرحله دشوار نیز یاری فرماید.